صحيح مسلم وبخارى واحاديث مهدى

رابعاًُ: اگر حديثى درصحيح مسلم وبخارى موجود نبود، دليل ضعف آن روايت نمى شود، زيرا مؤلفين كتب مزبور قصد استيفاى تمام احاديث را نداشته اند.

دارقطنى مى گويد: (احاديثى وجود دارد كه مسلم وبخارى آنها را درصحاح خودشان نقل نكرده اند درصورتيكه سند آنها مانند سند احاديثى است كه نوشته اند).

بيهقى نوشته است:مسلم وبخارى قصد استيفاى احاديث را نداشته اند. شاهد سخن اينكه، احاديثى در صحيح بخارى موجود است كه در صحيح مسلم نقل نشده وبالعكس احاديثى در صحيح مسلم وجود دارد كه بخارى از نقل آنها خوددارى كرده است.1

چنانكه مسلم ادعا نموده فقط احاديث صحيح را دركتاب خودش نوشته، ابوداود نيز همين ادعا را كرده است.

ابوبكربن داسه مى گويد: از ابى داود شنيدم كه گفت: من دركتابم چهارهزار وهشتصد حديث نوشته ام كه همهء آنها صحيح يا شبه صحيح مى باشد.

ابوالصالح مى گويد: ازابى داود نقل شده كه گفته است: من فقط احاديث صحيح وشبه صحيح را درسنن نقل كرده ام ونيز اگر روايتى ضعيف بود ضعف آن را تذكر داده ام. پس درمورد هرروايتى كه سكوت كرده ام بايد آن را معتبر دانست.

خطابى مى گويد: سنن ابى داود كتاب گرانبهايى است كه مانندش تصنيف نشده ومورد قبول تمام مسلمين مى باشد ودربين تمام فقهاء ودانشمندان عراق ومصر ومغرب ونقاط ديگر مقبوليت يافته است.2 خلاصه، احاديث صحيح مسلم وبخارى با احاديث بقيه كتب دراين جهت يكسانند كه بايد رجال آنها مورد بررسى وتحقيق واقع شوند تا صحت وضعف آنها واضح گردد.

خامساً: صحيح مسلم وبخارى كه به صحت آنها اعتراف داريد، نيز از احاديث مربوط به مهدى خالى نيست گرچه به لفظ مهدى تعبير نشده است از جمله اين حديث است:

پيغمبر (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود: چگونه خواهيد بود هنگاميكه عيسى بن مريم برشما نازل شود، درحاليكه امامتان ازخود شما باشد.3

قريبب به همين مضمون احاديث ديگرى درآن دوكتاب موجود است.

 

تذكر لازم

ناگفته نماند كه اين مطلب صحيح نيست كه دربارهء ابن خلدون گفته شود كه احاديث مربوط به مهدى را بطور كلى مردود دانسته واصلا آنها را قبول ندارد.

زيرا اولاً چنانكه ملاحظه فرموديد اين دانشمند درصدر بحث نوشته: دربين تمام مسلمانان مشهور بوده وهست كه مردى از اهل بيت پيغمبر در آخر الزمان نهضت مى كند وعدل وداد را برپا مى سازد. دراينجا بطور اجمال اين مطلب را پذيرفته كه عقيدهء به مهدى موعود در ميان مسلمانان شايع ومشهوراست. ثانياً بعدازرد وايرادها وجرح وتعديل راويان، درذيل بحث مى نويسد:

(اين وضع احاديثى است كه دربارهء مهدى موعود وارد شده ودركتابها ديده مى شود چنانكه ملاحظه فرموديد همه آنها مخدوش است جز مقدار بسيار كمى از آنها.4

دراينجا نيز احاديث را بطور كلى مردود ندانسته بلكه به صحت اندكى از آنها اعتراف نموده است.

ثالثاً احاديث مربوط به مهدى موعود منحصر نيست به همان احاديثى كه درمقدمهء ابن خلدون مورد جرح وتعديل قرارگرفته بلكه احاديث فراوان ديگرى نيز دركتاب هاى سنى وشيعه موجود است كه متواترو مفيد يقين هستند. بطورى كه مى توان حدس زد كه ابن خلدون هم اگر به آنها دسترسى داشت هرگز دراين مطلب ترديد نمى كرد كه عقيدهء بوجود مهدى موعود ريشهء عميق مذهبى دارد واز مصدر وحى سرچشمه گرفته است. بنابرآنچه گذشت، اين مطلب صحيح نيست كه بعضى از نويسندگان نوشته اند: ابن خلدون احاديث مربوط به مهدى را مردود دانسته پنبهء آنها را زده است. اينگونه افراد را بايد كاسهء داغ تراز آش ناميد.

1) صحيح مسلم ج 1 ص 24.
2) مقدمهء سنن ابى داود بقلم ساعاتى.
3) عن ابى هريرة قال قال رسول الله(صلى الله عليه وآله وسلم): كيف انتم اذا نزل ابن مريم فيكم وامامكم منكم؟ صحيح مسلم ج2 باب نزول عيسى وصحيح بخارى ج 4 كتاب بدءالخلق باب نزول عيسى.
4) مقدمهء ابن خلدون ص 322.