اخلاص در عمل

اخلاص در عمل

رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله در حدیثی می‌فرمایند:

مراتب مؤمنین در قیامت با اخلاص مشخص می‌شود.[29]

پس این‌گونه نیست که به واسطه کثرت عمل، مراتب معنوی فرد مشخص شود که مثلاً فلانی چند بار کربلا یا حج رفته، یا چند روز روزه گرفته، پس لابد جایگاه معنوی‌اش فلان است. این‌طور نیست؛ بلکه برتری واقعی به مرتبه اخلاص آدمی بستگی دارد. رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمودند:

دین خود را خالص گردان، همین عمل کم هم برای تو کافی است.[30]

آنچه من در وجود حضرت امام احساس می‌کردم این بود که امام خیلی اهل عبادت‌های مصطلح نبود؛ یعنی این‌طور نبود که همه مستحبات را به جا آورد؛ البته نماز شب می‌خواند، حرم مشّرف می‌شد، اما به طور عادی به انجام همه مستحبات مقید نبود، یا این‌که هر روز حرم، مشرف شود. علامه طباطبائی نیز همین‌طور بودند، در انجام عبادات و مستحبات خیلی غرق نمی‌شد، ولی اخلاص آن‌ها سبب می‌شد اعمالشان ارزش پیدا کند. امام صادق علیه‌السلامدرباره آیه: « الَّذِی خَلَقَ المَوْتَ وَالحَیاةَ لِـیبْلُوَکمْ أَیکمْ أَحْسَنُ عَمَلاً »[31] فرمودند: «لَیس یعنی اکثرکم عَمَلاً»؛ مراد این نیست که کدامتان بیشتر عمل دارید، ولی عملاً آن کسانی که خشیت خدا و نیت صادقانه داشته باشند، نزد خدا مقرب‌ترند؛ یعنی آدمی عملی را به جا بیاورد و اخلاصش هم حفظ شود. البته این امر در عینِ دشواری، غیر ممکن نیست. عمل آدمی باید به گونه‌ای باشد که برایش چندان مهم نباشد که دیگران بگویند خوب است یا بد و بپسندند یا نپسندند، بلکه مهم انجام عمل با نیت خالص است؛ هر چند واقعاً کار سختی است. اما آدمی چه کند که کار را برای خدا انجام دهد و سعی هم کند آن را نگه دارد؟ انسان وقتی کاری را به تصور خود مخلصانه انجام می‌دهد، اگر مایل باشد دیگران بفهمند و از او تعریف کنند، بداند که عملش خالصانه نبوده و فایده‌ای ندارد. سپس حضرت فرمودند: «النّیةُ اَفضَلُ مِنَ العَمَلِ».[32] برای این‌که عمل، ظاهر کار است، و نیت که یک امر درونی و از آن مهم‌تر است؛ مثلاً نماز که یک سری افعال و حرکات دارد که از بین می‌روند و آنچه از آن باقی می‌ماند، همان نیت نمازگزار است. پس اگر نیت خالصی در عمل باشد از خود عمل، افضل است. بلکه نیت همان عمل است؛[33] همان عمل قلبی است، لذا باقی می‌ماند و اسباب سعادت انسان را فراهم می‌آورد و بهشت را هم همین نیت خالص، درست می‌کند. البته مراتب اخلاص تفاوت دارد.[34] ممکن است فردی در حین انجام دادن عمل خود سعی کند ریا نکند و مردم نفهمند، و فردی دیگر اندکی بیشتر، و به همین ترتیب، سطح اخلاص افراد تفاوت می‌کند تا حدی که کسی عبادت می‌کند، اما فقط برای خدا؛ مثل امیرالمؤمنین علیه‌السلام که می‌فرماید:

من برای ثواب و ترس از دوزخ، عبادت نمی‌کنم.[35]

اگر انگشتر دادن حضرت علی علیه‌السلامبه فقیر این ارزش را دارد که برایش آیه نازل شود، به دلیل آن نیت و اخلاص در عمل آن حضرت بود. ممکن است بعضی افراد نیز همین کار یا مشابه آن را الآن هم بکنند، ولی طبق حدیث قدسی:

ضربتِ علی علیه‌السلام افضل از عبادت ثقلین است.[36]

نه برای عمل، بلکه به دلیل اخلاص در عمل، تا این حد اهمیت دارد.[37] بسیاری تصور می‌کنند که اخلاص فقط در عبادات، مطرح است، اما اخلاص، اعم از این است. ممکن است بعضی افراد، تمام کارهایشان همچون: خوابیدن، خوردن، سیاست‌ورزی و دیگر کارهای عادی را برای خدا انجام دهند. اگر همه کارها برای خدا باشد و مثلاً مسئولی که در اداره برای خدا و مخلصاً لِلّه کار می‌کند، مشکلات حل می‌شود. اگر مسئولین یا نمایندگان مجلس با اخلاص کار کنند، قطعاً مشکلات حل می‌شود.


[29]. «بِالاِْخلاصِ تَتَفاضَلُ مَراتِبُ الْمؤمنینَ» محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج 1، ص 754.

[30]. «أخلصْ دِینک یکفیک القلیلُ مِنَ الْعملِ» همان، ص 755.

[31]. «همان‌که مرگ و زندگی را پدید آورد، تا شما را بیازماید که کدامتان نیکوکارترید» ملک، آیه 2.

[32]. مجلسی، بحارالانوار، ج 67، ص 237.

[33]. «و إنّ النّیة هی العَمَل» محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج 4، ص 3410.

[34]. واژه اخلاص در قرآن به دو صورت «مخلص» اسم فاعل و «مُخلَص» (اسم مفعول) آمده، که حکایت از تفاوتِ درجات و مراتبِ اخلاص دارد. بر اساس آیات قرآن، شیطان نیز نمی‌تواند به آنان که به والاترین درجات اخلاص دست می‌یابند، مسلط گردد (ر.ک: حجر، آیه 39 ـ 40).

[35]. «ما عَبَدْتُک خَوْفاً مِن نارِک وَ لا طَمَعاً فی جَنّتِک، بَلْ وَجَدتُک اَهْلاً لِلْعِبادَةِ فَعَبَدْتَک» مجلسی، بحارالانوار، ج 6، ص 186.

[36]. «ضَربَةُ علی یوم الخَنْدَقِ اَفضَلُ مِن عِبادَةِ الثَّقَلَینِ» الرّحمانی الهمدانی، الامام علی بن ابی طالب علیه‌السلام، ص 606.

[37]. جنگ خندق احزاب.