4. فرق بین شریعت آسمانى و قوانین بشرى

بزرگ‌ترین تجربۀ بشر دربارۀ تحریم شراب

قانون تحریم شراب (Probibition Law) در اوایل ماه دسامبر سال 1933 در امریکا الغا شد و در این ‏باره اعلامیۀ رسمى صادر گشت. دنیاى جدید بعد از آن‏که مدت چهارده‏ سال از حرمت شراب رنج مى‏ بردند، باز به سوى مداومت در شراب‌خوارى و پیاله‌نوشى باز گشتند. «روز ولت» رئیس جمهور امریکا اولین کسى بود که از شراب‌خوارى پشتیبانى کرد. ابتدا در ماه آوریل سال 1933، نوشیدن شرابى را که 32% الکل داشته باشد به وسیلۀ قانون رسمى تجویز کردند. چندماهى بیشتر طول نکشید که «مادۀ هجدهم» اصلاح قانون اساسى را الغا کردند. ماده هجدهم، خرید و فروش و درست‏کردن و نگهدارى و صادرکردن و تقاضاى شراب را قدغن مى‏ کرد.
حادثۀ مذکور بزرگ‌ترین تجربه‌‏ای است که بشر انجام داده و خواسته است با وضع قانون و اعمال قدرت، اخلاق و رفتار اجتماع را اصلاح کند، این قضیه در تاریخ بى‌نظیر است.

 

مبارزه با شراب

شرح داستان از این قرار است که قبل از این‌که مادۀ هجدهم اصلاحى به قانون اساسى امریکا ملحق گردد، در کشور امریکا تبلیغات دامنه‌دارى بر ضد شراب شروع شد و عده‌‏اى از رهبانان و زهاد با کمال شدت، با علنی‏بودن می‌خانه ‏ها  مخالفت کردند و با کوشش و جدیت خویش، اهالى امریکا را از می‏خوارگى نهى می‏کردند و با ایراد سخنرانى و تألیف کتاب و برپاساختن نمایشنامه و نشان‌دادن فیلم‌هاى سینما مضرات و مفاسد شراب‏خوارى را به مردم گوشزد مى‏ کردند. مدت ده سال دراین‏باره تبلیغ نمودند و اموال زیادى را صرف کردند. بودجه این تبلیغات را از آغاز نهضت، تا سال 1925 به مبلغ 65 میلیون دلار تخمین زده‏اند. تعداد صفحاتی که در بیان مفاسد شراب و شراب‏خوارى سیاه شده به نه‌میلیون صفحه مى‏ رسد.

بودجه مذکور، قبل از وضع قانون به مصرف رسید، اما بودجه‏اى که ملت امریکا در ظرف چهارده‏ سال گذشته براى اجرا و تنفیذ قانون تحریم شراب خرج کرده است به چهار میلیون و نیم لیره مى ‏رسد. آماری که از طرف دیوان قضایى امریکا انتشار یافته نشان مى‏ دهد که از ماه ژانویه سال 1920 تا ماه اکتبر سال 1933، دویست نفر در راه تنفیذ قانون تحریم شراب کشته و پانصدهزار نفر زندانى شدند و متخلفان از قانون، بیش از یک‌میلیون‌ونیم لیره جریمه دادند و اموالی که در این راه مصادره شد در حدود چهارصدمیلیون لیره ارزش داشت.

 

شكست مبارزات

تمام آن خسارت‌های جانى و مالىِ کمرشکن را ملت امریکا متحمل شد تا مفاسد شراب را به ملت امریکاى متمدن، گوشزد کند و زیان‌های روحى، بهداشتی، سلامتی، اخلاقى و اقتصادى شراب‏خوارى را بدانان بفهماند، اما تمام کوشش‏هاى مداومى که قبل از وضع قانون تحریم و بعد از آن، با کمک نیروى امریکا به عمل آمد، درمقابل تصمیم ملت امریکا دربارۀ ادامۀ شراب‏خوارى به جایى نرسید و با شکست مواجه شد و طرف‏داران منع می‏خوارگى از میدان جهاد اصلاحى خویش عقب‌نشینى کردند.

گمان نکنید علت عقب‌نشینى دولت امریکا درمورد تحریم شراب و الغاى قانون منع شراب، این بود که مفاسدی که قبلاً براى شراب بیان می‏شد و قدرت قانون و تبلیغات براى ریشه‌کن کردن آن استخدام شده بود، با مرور ایام به منافع و برکات تبدیل شد یا این‌که اکتشافات جدید علمى، نظریه مردم را تأیید کرد. ابداً چنین نبود، بلکه شواهد علمى قوى‏تر و آزمایش‌های وسیع‏ترى که به عمل آمده بود، اثبات مى‏ کرد که شراب‏خوارى اصل و سرچشمۀ تمام مفاسد اخلاقی است و به‏سبب رابطۀ نزدیکى که بین شراب‌خوارى و مفاسد دیگر برقرار است، مفاسد اخلاقى دیگرى مانند زناکارى، ارتکاب جنایات، لواط، دزدى، قماربازى و قتل نفس، از شراب‌خواری نشئت می‌گیرد. شواهد علمى اثبات می‏کرد که می‌خوارگى، در فساد اخلاق غربی‌ها و تخریب صحت بدنشان و فساد زندگى و اجتماع آنان سهم بزرگى دارد.

 

علل شکست

اما باوجود این‏همه مفاسد، مهم‌ترین عاملی که دولت امریکا را وادار کرد قانون تحریم شراب را پس بگیرد و تجویز آن را اعلان کند، این بود که بیشتر ملّت امریکا تاب تحمل مفارقت از شراب را نداشتند. همان جمعیتى که قبل از ممنوعیت، با صداى بلند و تبلیغات زیاد، قدغن‏شدن شرب خمر را می‏خواستند، همان‌ها در مورد تجویز آن و آزادى نوشیدنش اصرار مى‏ ورزیدند.

ما می‏دانیم که هیچ‌کس حتى طرف‏داران آزادى شراب، مضار و مفاسد آن را انکار ندارند و هیچ‌یک از مخالفان تحریم شراب هم، منافع و محاسن قابل توجهى برایش ارائه نداده‏اند. هنگامی که به مجلس قانون‌گذارى امریکا پیشنهاد شد که مادۀ هجدهم را درمورد منع شراب تصویب کند و این موضوع خواستۀ اکثریت ملت امریکا بود، وکلاى مجلس، موضوع را خوب بررسى و بین دو طرز زندگى مقایسه کردند: یکى زندگى خوشی که به‏واسطۀ پیاله‌زدن فرح‌بخش و باصفا شود. دیگر زندگى خشک و بى‌صفایی که شراب‏خوارى در آن نباشد. ولى پس از بررسى و دقت زیاد، مراعات زیان‌ها و مفاسد شراب را مقدم داشتند و تصویب قانون منع شراب را ترجیح دادند. بعد از آن، 46 ایالت از ایالت‌های متحد امریکا قانون مذکور را تأیید کردند. قانون تحریم در مجلس شورا و مجلس سنا به تصویب رسید.

آرى، تمام حوادث طبق رضایت و خواسته ملت امریکا انجام مى‏گرفت و مادامی که قانون تحریم، مرکبى روى کاغذ بیش نبود و فقط صحبتش در میان بود، ملت امریکا خواستارش بود و از آن دفاع مى‏ کرد. اما تعجب این‌جاست که قانون مذکور هنوز به مرحله عمل و نفوذ کامل درنیامده بود که مردم عوض شدند. همان ملتى که از جهت تمدن مترقى‏ ترین ملل بودند و از حیث سیاست نیرومندترین ملت به‌شمار مى‏ رفتند، بر آن مرتبه علم و عقل و حقیقت‌جویى که داشتند، از عقیدۀ سابق خویش دست کشیدند و نتوانستند از نوشیدن شراب، یعنى ام‌الخبائث، خوددارى کنند. هنوز یک‏شب را بدون شراب نخوابیده بودند که جنونشان گل کرد و حواسشان پرت شد و دست به اقداماتى زدند که هر ناظرى گمان مى‏ کرد الآن مى ‏خواهند سرشان را با سنگ بشکنند، مانند عاشق دلباخته‌‏اى از عاشقان شرقى.

 

میخانه ‏هاى مخفى

هنوز میخانه‏ هاى علنى شهرها بسته نشده بود که هزاران میخانۀ سرّى (Speak - easies) و (Blind pihs) در مقابلش باز شد که صاحبان آن‌ها به‌سبب ترس از قانون با انواع حیله ‏ها به خریدوفروش و نوشیدن شراب اقدام مى‏کردند. طغیان شهوتِ شراب‏خوارى به‏طورى بر مردم غلبه کرد که هرگاه شخصى جاى میخانۀ مخفى یا اشاره و رمز آن را به یکى از خویشان و دوستانش مى‏ گفت، گویا بزرگ‌ترین احسان را درباره‏اش به عمل آورده بود. قبل از وضع قانون تحریم، دولت مى ‏توانست میخانه‏ ها را تحت نظر بگیرد و از انواع شراب‌ها و مشتریانش مراقب کند، ولى بعد از تصویب آن قانون، این قدرت هم از دولت گرفته شد، زیرا تعداد مراکز عصیان و شراب‏خوارى قاچاق، به قدرى زیاد شد که دولت نتوانست آن‌ها را کنترل کند. چون تعدادشان به چندین برابر میخانه ‏هاى علنى سابق رسید.

بدترین شراب‏هایی که از سم کشنده‏تر بود در آن میخانه ‏هاى سرّى به‌فروش مى‏رسید. کم‌کم پاى اطفال خردسال و دختران و پسران امریکا نیز به این قبیل میخانه‏ ها باز شد؛ به حدى که روشن‏فکران امریکا به وحشت افتادند و از عواقب سوء آن ترسیدند. قیمت شراب، ترقى فاحشى کرد و تخصص در شراب‌فروشى از بهترین مشاغل گشت. میلیون‏ها مردم به این شغل پردرآمد مشغول شدند. علاوه بر این‌ها، یک دسته شراب‌فروش دوره‏گرد (Boot – lehhers) به وجود آمد که به منزلۀ میخانه‏ هاى سیار بود. کارشان این بود که در مدارس و مکتب‌خانه‏ ها و مسافرخانه‏ ها و گردشگاه‌ها شراب می‌فروختند و براى یافتن مشترى به خانه‏ هاى مردم رفت‏ وآمد مى‏ کردند. مى‏ توان حدس زد که تعداد شراب‌فروشان قاچاق، حداقل به ده‏ برابر شراب‌فروشان علنى قبل رسید. کم‌کم این شغل از شهرهاى کشور به روستاها و مزارع نیز سرایت کرد و در تمام دهات شراب‌سازى سرّى دایر گشت. قبل از تصویب قانون تحریم، تعداد کارخانه‏ هاى شراب‌سازى داراى امتیاز، از چهارصد عدد تجاوز نمى‏ کرد، ولى در مدت هفت‏سال بعد از تحریم، در حدود هشتاد هزار بنگاه شراب‌سازى سرّى دایر گشت و بیش از نوزده هزار اجاق شراب‌پزى به وجود آمد. اما تمام این حوادث به موضوع تجارت شراب، لطمه ‏اى نزد.

رئیس سابق بخش تحریم حکومت امریکا صریحاً اعتراف کرد: با تمام کوششى که به عمل آوردیم، نتوانستیم بیش از یک‏دهم بنگاه‌هاى شراب‏سازى را کشف کنیم. هم‌چنین مقدار مصرف شراب فوق‏العاده زیاد شد، به‏ طوری‏که در امریکا در هر سال دویست میلیون گالون شراب به مصرف مى ‏رسید که این مقدار، بسیار زیادتر از مقدار مصرفى سال‌هاى قبل از تحریم بود.

علاوه‏ براین، شراب‌هایى که مصرف می‏شد بدترین و زیان‌بخش‏ترین انواع شراب بود؛ به‏ طوری‏که پزشکان علناً اظهار کردند: «این مشروبات را اگر سمّ بنامیم بهتر است تا شرابش بخوانیم، زیرا هنوز از گلوى شارب پایین نرفته، آثار سوئش روى معده و مغز آشکار مى‏ گردد و یک پیاله‌زدن، دو روز مستى و بى‌شعورى ایجاد مى‏ کند و مادامی که به حالت مستى باشد، براى هیچ کارى شایستگى ندارد و نمى‏ تواند به‏ طور طبیعى زندگى کند، علاقه دارد که داد و فریاد و بى‌نظمى راه بیندازد و به‌ ارتکاب معاصى و جرم‌ها اقدام کند.»

 

تولید مرض و کثرت جرایم

زیادشدن این نوع شراب‌ها، سلامت را از ملت امریکا گرفت و بیماری‌ها را در بینشان شایع کرد. براى روشن‏شدن مطلب، آماری که از شهر نیویورک تهیه‏ شده خواندنی است: «در سال 1918، قبل از تحریم، تعداد اشخاصی که به‏ سبب استعمال الکل مریض شدند، به 3741 نفر مى ‏رسید و تعداد مردگان به 252 نفر، ولى در سال 1927، بعد از تحریم، تعداد بیماران به یازده‏ هزار نفر و تعداد مرده‏ ها به7500 نفر بالغ شد. این‌ها اشخاصى بودند که قربانى رسمى شراب‏خوارى شدند، اما اشخاصى که بدون مباشرت شراب، ضررش را دیدند و به‌هلاکت رسیدند یا در حکم اموات قرار گرفتند، تعدادشان را جز خدا کسى نمى‏ داند.

هم‌چنین، بر اثر ازدیاد شراب‏خواران، جرایم ـ خصوصاً جرایم دختران و پسران ـ فوق‏العاده زیاد شد؛ به حدى که قضات امریکا رسماً اعلام کردند که «در تاریخ کشور ما سابقه ندارد این‌قدر اطفال در حال مستى دستگیر شوند». هنگامى که جرایم جوانان و اطفال از حد گذشت و اوضاع کاملاً مشکل شد، هیئتى از رجال مأمور شدند علل کثرت جرایم و وخامت اوضاع را رسیدگى کنند. بعداً گزارش دادند که از سال 1920، شراب‏خوارى و عربده‌جویى جوانان، سال‏به‌سال در ازدیاد بوده است؛ به‌طوری‌که در مدت هشت ‏سال، تعداد مبتلایان به‌این مشروب خانمانسوز به سه‏برابر سال‌هاى قبل از تحریم بالغ شده است. سرهنگ موس مدیر شوراى عالى بررسى جرایم رسماً اعلام کرد که از هر سه‏نفر امریکایى یک‌نفرشان مرتکب جرم مى‏ شوند و جرایم قتل به مقدار 30 درصد افزایش یافته است.

 

نتایج تحریم

نتایجى که در امریکا بعد از اجراى قانون تحریم شراب بروز کرد به شرح زیر است:

1. احترام قانون از بین رفت و در طبقات مختلف اجتماع، حالت تعدّى و سرپیچى از قانون به وجود آمد؛

2. هدفی که از وضع قانون تحریم شراب منظور بود محقّق نشد، بلکه بعد از اجراى آن قانون، استعمال شراب روبه فزونى گذاشت؛

3. دولت امریکا در راه اجراى قانون مذکور، خسارت‌های بی‌شمارى را متحمل گشت. ملت نیز به علت خریدِ قاچاقى شراب، بسیارى متضرر شدند و بدین واسطه لطمه بزرگى به اقتصاد کشور وارد شد؛

4. مرض‌ها زیاد و در تندرستى مردم اختلال پیدا شد. تعداد مرگ روبه فزونى گذاشت و اخلاق ملت فاسد گشت. اخلاق زشت شیوع یافت و ارتکاب جرایم در تمام طبقات به‌ویژه نسل جوان، بیشتر شد.

 

سرنوشت قانون تحریم

مفاسد مذکور از نتایج مدنى و اخلاقى قانون تحریم بود. آن نتایج در دولتى به وجود آمد که مترقى‏ترین دولت زمین شمرده مى‏شد. در زمانی که علم و دانش به ترقیاتى نایل گشته بود. در بین فرزندان کشورى که از حیث اخلاق و تمدن بر سایر کشورها تقدّم داشتند و نور علم و حکمت را در جهان پخش مى‏کردند و چنین ملتى باید مصالح و مفاسد خود را به‌خوبى تشخیص دهند.

این ثمرات وقتى ظاهر شد که ملت امریکا، به‏سبب تبلیغات دامنه‏داری که میلیون‌ها دلار در راه آن مصرف شده بود و بدین منظور صدها میلیون کتاب و مجله انتشار یافته بود، به‌خوبى از مفاسد و ضررهاى شراب آگاه شده بودند.

آرى، این حوادث بر خلاف نظریه اکثریت ملت امریکا به وقوع پیوست؛ ملتی  که به ضرورى‏بودن قانون تحریم اتفاق داشتند و با رضایت و پشتیبانى آنان، آن قانون به مجلسِ قانون‌گذارى امریکا عرضه شد. با وجود این‌که دولت نیرومندى مانند دولت امریکا با مجهزترین نظام، مدت چهارده ‏سال کوشید تا ساختن و نوشیدن شراب را ریشه‌کن سازد، آن حوادث رخ داد، اما قبل از ظهور آن نتایج، اکثریت دولت و ملت امریکا خواستار آن قانون بودند. ولى بعد از تصویب قانون مذکور چون معلوم شد که ملت امریکا حاضر نیست پیاله‌زدن را ترک کند، عواقب مجبورکردن آنان بر ترک شراب به مراتب بدتر از سابق خواهد شد، لذا اکثریت دولت و احزاب از عقیدۀ سابق خود برگشتند و بر تجویز شراب اتفاق کردند.

 

چگونگی اجرای قانون تحریم شراب در اسلام

اکنون زمینه مساعد گشته است که نظر خود را به سوى نقطه‏اى از زمین معطوف سازیم که مردمش از جاهل‏ترین مردم زمین به شمار مى‏ رفتند، آن هم در تاریک‏ترین عصر تاریخ، یعنى متجاوز از سیزده قرن قبل. اهالى آن سرزمین بی‌سواد و مشعل علم و حکمت در بینشان خاموش بود و از تمدن و فرهنگ خبرى نداشتند. تعداد محصلان آنان از بین هر ده هزار نفر، از یک نفر تجاوز نمى‏کرد. تازه، مرتبۀ تحصیلى آن یک نفر هم به‏اندازۀ یک نفر عامى ما بود. از وسایل ادارى و نظام‌های اجتماعى عصر حاضر محروم بودند. نظام حکومتشان در مراحل ابتدایى بود و تأسیس آن به ده سال نمى ‏رسید.

اهالى آن سرزمین، عاشقِ دلباختۀ شراب بودند و در زبان آن‌ها شراب در حدود 250 نام و علامت داشت، که در هیچ زبانی نظیر ندارد. اگر مى‏خواهى عشق بی‏ حدشان را دریابى به اشعارشان توجه کن، خواهى دید که شراب، تار و پود اشعارشان را تشکیل مى ‏دهد؛ به‏ طوری‌که خواننده خیال مى‏کند که ایشان شراب را با شیر مادر نوشیده‏اند و آن را همانند آب از لوازم حیات می‏شمارند.

 

مراحل اجرا

اکنون که با اوضاع عمومى جزیرةالعرب و اوصاف اهالى قبل از اسلام آن کشور آشنا شدی، ملاحظه کن که قانون تحریم خمر با چه نیروى خارق‌العاده‏ اى در بین مسلمانان اجرا شد. اولین مرتبه‏ای که موضوع شراب مورد توجه مردم واقع شد و مسئله ‏اش را از پیغمبر پرسیدند آن حضرت در جواب آنان این آیه را قرائت فرمود:

مردم دربارۀ شراب و قمار از تو سؤال مى‏ کنند، در جوابشان بگو: در شراب و قمار گناه بزرگى است. منافعى هم دارند، ولى گناهشان بر منافعشان فزونى دارد.[5]

مردم آیه را از پیغمبر شنیدند، در این آیه امر و نهیى وجود ندارد و اخبارى بیش نیست. خدا در آیۀ مذکور از حقیقت شراب خبر مى ‏دهد و مى ‏گوید: شراب، هم نفع دارد و هم ضرر، ولى ضررش زیادتر از نفعش است؛ نتیجۀ تعلیم الهى چنین شد که بسیارى از مسلمانان براى اجتناب از معصیت بزرگ، از شراب‏خوارى دست کشیده، گفتند: ضرورت ندارد چیزی را بنوشیم که در نوشیدنش گناه است. گروهى هم به بهانۀ این‌که خدا به منافع شراب تصدیق کرده، به شرب خمر ادامه می‌دادند.

باز هم براى دومین‏ بار، شراب مورد سؤال واقع شد، علت قضیه از این قرار بود که بعضى از مردم در حالت مستى به نماز حاضر می‏شدند و سخنان لغو و هذیان از آنان صادر مى‏شد و این موضوع خوش‏آیند نبود؛ لذا باز هم از شراب‏خوارى سؤال کردند. پیغمبر در جوابشان این آیه را خواند:

اى مؤمنین در حالت مستى به نماز نزدیک نشوید، تا این‌که بفهمید چه مى‏ گویید.[6]

در این‌جا باز هم گروهى از مسلمانان به‌طورکلى شراب‏خوارى را ترک کرده، گفتند: چیزی که ما را از نماز باز دارد، خوب نیست.

ولى گروهى دیگر گفتند: شراب مى‏ خوریم و از خانه بیرون نمى ‏رویم. اما در اوقات نماز شراب نمى‏ خوردند، مبادا در حالت مستى به نماز حاضر شوند یا به‏ سبب مستى ناچار شوند نماز را ترک کنند.

 

آخرین دستور

با تمام این احوال باز هم مفاسد شراب‏خوارى به‏ طورکلى زایل نگشت، زیرا بعضى از مردم شراب مى‏خوردند و در حالت مستى افساد مى‏ کردند و بسا اوقات که به قتل نفس نیز می‏انجامید؛ ازاین‏رو، مسلمانان میل داشتند دستورالعمل کاملى دربارۀ شراب دریافت دارند. پس خدا این آیه را نازل فرمود:

اى مؤمنین! شراب و قمار و بت‌ها و تیرهاى قرعه، پلید و از اعمال شیطانند. از آن‌ها اجتناب کنید تا رستگار شوید. شیطان مى‏ خواهد به‏واسطۀ شراب و قمار در بین شما دشمنى افکند و شما را از ذکر خدا و نماز باز دارد. آیا آن‌ها را ترک نمى‏ کنید؟ از خدا و رسول اطاعت کنید و از اعمال زشت حذر کنید و اگر از دستورهای ما اعراض کردید، باید بدانید که وظیفۀ پیغمبر ما جز ابلاغ احکام چیزى نیست.[7]

 

عکس ‏العمل مسلمانان

وقتى اصحاب، آیه را استماع کردند، عمربن‌خطاب گفت: خدایا! دیگر شراب نمى‏ خوریم. أَنس مى‏گوید: هنگامی شراب بر عرب حرام شد که لذتى بالاتر از آن نداشتند و ترک هیچ‏یک از محرمات دشوارتر از ترک شراب نبود. هم‏چنین مى‏ گوید: وقتى آیه نازل شد، خم‏هاى شراب را در کوچه ‏ها آوردیم و شراب‏هایش را بر زمین ریختیم. بعضى از ما ظرف‌هاى شراب را نیز شکستند. برخی دیگر، آن‌ها را با آب و خاک تطهیر کردند. به‌قدرى شراب در کوچه‏ هاى مدینه ریخته شد که تا مدتى هر وقت باران مى‏بارید، رنگ و بوى شراب در زمین ظاهر می‌گشت.

أنس‏ بن ‏مالک مى‏ گوید: روزى که آیه تحریم خمر نازل شد ما در منزل ابى‌طلحه مجلس شرابى داشتیم و من ساقى آن جلسه بودم. مشروبشان، شرابى بود که از خرماى نارس و خرماى رسیده تهیه شده بود. درهمان‏حال، منادى پیغمبر ندا کرد که: «اى مسلمانان! آگاه باشید که شراب حرام شد و باید در کوچه‏ ها ریخته شود. پس ابوطلحه به من گفت: تو هم شراب‌ها را بیرون بریز. من به دستورش عمل کردم و شراب‌ها را در کوچه ریختم».

باز هم حکایت شده است که مردى مشغول شراب‏خوارى بود و جام شراب را تا نزدیک لب‌هاى خویش برده بود که شخصى وارد شد و آیۀ تحریم شراب را تلاوت کرد. پس آن مرد جام شراب را از لب خویش برداشت و قطره‏اى از آن را نیاشامید.

بعد از آن، رسم مسلمانان چنین بود که شراب‏خوار را با کفش و چوب و عصا کتک مى‏زدند و سپس او را چهل تازیانه مى‏زدند. بعداً حد شرب خمر هشتاد تازیانه شد.

نتیجۀ نزول آن آیات چنین شد که عرب‌ها به‏طورکلى از شراب‏خوارى دست کشیدند. سپس اسلام در هر کشورى نفوذ مى‏کرد، ساکنانش را از شراب‏خوارى متنفر می‌ساخت. این قانون الهى به‏طورى در بین مردم نفوذ کرد که هم‏اکنون، با این‌که آثار تعالیم اسلامى ضعیف شده، باز هم میلیون‌ها بشر از خوردن شراب اجتناب مى‏کنند. درصورتی‏که قانون مذکور فعلاً در بین مسلمانان ضامن اجرایى ندارد و حدود الهى اجرا نمی‌شود.

اگر آمارى از شراب‏خواران جهان گرفته شود، معلوم می‌شود که مسلمانان باوجود عقب‌افتادگى‏‌ای که دارند، باز هم از تمام ملت‌ها کمتر شراب مى‏خورند. علاوه‏برآن، هریک از مسلمین هم که به شراب‏خوارى آلوده گردد، خودش را گناه‏کار مى‏داند و قلباً از کردۀ خویش پشیمان است و بسا اوقات، خودبه‌خود توبه مى‏کند و از شراب‏خوارى دست مى‏کشد.

 

مقایسه بین قانون الهى و قانون بشرى

حکم نهایى و قطعى عقل و منطق، بر تجربه و شواهد عملى مبتنى است و شواهد تجربى انکارپذیر نیستند. اکنون دو تجربۀ قابل توجه در اختیار شماست: یکى تجربه این‌که در همین ایام در کشور امریکا به عمل آمد؛ دوم، تجربۀ این‌که در صدر اسلام در بین عرب‏ها واقع شد. فرق این دو آزمایش بر کسى پوشیده نیست. شما مى‏توانید بین دو حادثۀ مذکور مقایسه کنید و از آن‌ها عبرت بگیرید.

باز هم توضیح مى‌‏دهم: خیراندیشان کشور امریکا با تبلیغات وسیع خود چندین سال برضد شراب قیام، و میلیون‌ها دلار در راه اعلان مفاسد آن، مصرف نمودند و به‏واسطۀ دستورها طبى و استدلال‌های منطقى، آثار جسمى و اخلاقى و اقتصادى آن را بیان کردند؛ به‏طوری‏که براى کسى شک و شبه ه‏اى باقى نماند. بلکه مفاسد شراب را بالعیان به مردم نشان دادند و کوشش کردند که ملت به مفاسد شراب عقیده‏‌مند گردد و خودبه‌خود آن را رها سازد. بعدها مجلس قانون‌گذارى امریکا با آن قدرت و نفوذى که داشت، با اکثریت آراء قانون تحریم شراب را تصویب کرد. بعد از آن، دولت مقتدرو نیرومند امریکا حداکثر کوشش خود را به عمل آورد که خریدوفروش و تهیه و صدور و در خواست شراب را ممنوع سازد. اما با تمام این‌ها، ملت امریکا که در رأس ملت‌های متمدن و روشن‏فکر جهان قرار دارد، راضى نشد شراب را ترک کند و قانون تحریم ناچار شد بعد از چهارده سال کوشش، عقب‌نشینى کند و قانون جواز را جانشین خویش سازد. این سرنوشت یک قانون بشرى بود.

ازسوى‌‏دیگر، در صدر اسلام هیچ‌کس بر ضد شراب تبلیغاتى نکرد و طلا و نقره‏اى مصرف نشد و هیچ تشکیلاتى بر ضدِ وجود میخانه تأسیس نشد. فقط پیغمبر اسلام به مردم اعلام کرد که خدا شراب را حرام فرموده است. هنوز صداى اعلان آن حضرت خاموش نشده بود که مسلمانان از خوردن شراب دست کشیدند؛ یعنى همان ملتى که از ملت امریکا به شراب عاشق‏تر بودند و تعقّلات و دانش امروزى هم در اختیارشان نبود، فوراً از شراب‏خوارى دست کشیدند و به‏طورى با آن عنصر پلید وداع کردند که اگر بخواهند در دایرۀ اسلام بمانند، هرگز برگشت ندارد. مسلمانان براى کنترل شراب احتیاجى به قوۀ حاکمه و پلیس و سازمان تنبیهات ندارند؛ بلکه خودبه‌خود از آن عنصر کثیف اجتناب مى‏کنند، بدون این‌که نیروى قاهرى بالاى سرشان باشد.

 

قوانین جاویدان

نکتۀ دیگر این‌که قانون تحریم شراب در اسلام به‏گونه‏ای است که قابل تخفیف و تغییر نیست و چنان استحکام دارد که اگر تمام مسلمانان جهان بر تجویز آن اتفاق نمایند و یک‌صدا جوازش را اعلان کنند، هرگز نمى‏توانند آن را مباح و حلال گردانند.

اگر شما علل و اسبابِ تفاوت مهمى را که بین این دو تجربه وجود دارد، بررسى کنید، امورى برایتان روشن می‌شود که به منزلۀ اصول و قوانین ثابتى قرار می‌گیرد، نه فقط در شراب، بلکه در تمام مسائل قانون و اخلاق: اول، این‌که فرق اساسى بزرگى بین قوانین اسلام و قوانین مجعول بشرى وجود دارد، زیرا قوانین بشرى بر آرا و خواسته ‏هاى مردم تکیه دارد و در تمام اصول و فروعشان محتاج به آرای خواص و عوام ملت می‏باشند. معلوم است که عقاید افراد انسان همواره تحت تأثیر عواطف و امیال و عوامل خارجى قرار می‌گیرد و تغییر می‏کند. احکامی هم که قابل تغییر باشند لازم نیست همیشه صحیح و مطابق واقع باشند. لازمۀ این تأثیر این است که افکار و آرای پیوسته در معرض تغییر باشند و به‏سبب همین تغییر، میزان خیر و شّر و صحیح و غلط و جایز و ممنوع و حرام و حلال، تبدیل می‌یابد و اضطراب و تزلزل این مقیاس‌ها، قانون را مجبور می‏کند که از آن‌ها متابعت کند؛ درنتیجه، میزان ثابت و استوارى که قابل تغییر نباشد، براى اخلاق و تمدن باقى نمی‌ماند؛ بلکه تلوّن طبیعت انسان در قانون تأثیر می‏کند و تلوّن قانون، حیات و زندگى انسان را دائماً در معرض تغییر قرار می‏دهد.

قوانین بشرى همچون رانندۀ تازه‏کاری است که پشت فرمان اتومبیلى نشسته باشد: دست‌هاى لرزان این رانندۀ ناشى، بدون جهت، فرمان اتومبیل را به چپ و راست حرکت می‏دهد، اضطراب فرمان، اتومبیل را مضطرب می‏کند و از راه راست منحرف می‌سازد. راننده و مسافران هم تابع اتومبیل می‏باشند، گاهى مستقیم و گاهى به چپ و راست می‏روند و در هرلحظه‌ای بیم آن می‏رود که اتومبیلشان در دره‏اى سقوط یا باکوهى تصادف کند یا با صدمات بزرگ‌ترى روبه‌رو شود.

 

برخی امتیازهای قوانین الهى

اما قوانین اسلام برخلاف قوانین بشری است، زیرا تمام قوانین اصولى اسلام و اکثر فروع جزئی احکام و دستورهای اخلاقى آن، از جانب خدا و رسول وضع شده است و عقاید و آرای بشرى حق ندارند در آن‌ها دخالت کنند. آرای بشرى فقط در یک‏جا حق دخالت دارند که مجتهدین، طبق نیازهاى متحوّل عصر، فروع تازه‏ای را از اصول کلی و شواهد جزئی که از پیغمبر رسیده استنباط کنند؛ البته این فروع شناور هم حتماً باید طبق اصول کلى اسلام باشد.

یکى از برکات این‏گونه تشریع الهی این است که مقیاس و دستورالعمل ثابت و غیرمتزلزلى را دربارۀ اخلاق و تمدن، به دست ما می‏دهد. در قوانین اخلاقى و اجتماعى، تلوّن و تغییرى وجود ندارد. ممکن نیست چیزی که دیروز حرام بوده، امروز حلال شود و فردا باز حرام گردد. محرمات اسلامى براى همیشه حرام خواهند بود و حلال‏ها تا قیامت حلال می‏باشند. آرى، ما مسلمانان زمامِ مرکب خویش را به شخص حاذق و متبحرى سپرده‌‏ایم و یقین داریم مرکب ما را به‏طور مستقیم به سوى مقصد هدایت می‏کند:

خدا مؤمنین را با کلام استوارى، در دنیا و آخرت ثابت می‌گرداند و ستمگران را در ضلالت نگه می‏دارد.[8]

 

امتیاز دیگر

امتیاز دوم این است که قدرت‌هاى دنیوى وقتى بخواهند قانونى وضع کنند و در نظام اجتماعى و اخلاقى و تمدن خویش اصلاحى به عمل آورند، ناچارند قبل از اقدام، در هر مسئله جزئى، رضایت عموم ملت را جلب کنند. ازاین‏رهگذر است که نفوذ و اجراى هر قانونى بستگى به رضایت مردم دارد و هر قانونی که برخلاف خواستۀ اکثریت تصویب گردد، عاقبت بعد از فساد و اضطراب احوال، نسخ و الغا خواهد شد. البته این موضوع، چیزى نیست که تنها امریکا آن را آزمایش کرده باشد، بلکه تجربۀ جهانیان آن را تأیید می‏کند و همین آزمایش‌ها، ثابت می‏‏کنند که قوانین بشرى بى‌نتیجه‏اند و براى اصلاح اخلاق و اجتماع سودى ندارند، زیرا همان افسادکنندگانی که قانون براى اصلاح آن‌ها تصویب می‌شود، همان اشخاصى هستند که نفوذ و الغاى قوانین نیز طبق خواستۀ آنان صورت می‌گیرد.

 

نقشۀ اسلام

اما اسلام این مشکل را به شکل دیگرى حل کرده است که با دقت در آن، تصدیق می‏کنید که راه‏حلى جز آن وجود ندارد. اسلام قبل از این‌که متعرّض مسائل تمدن و اجتماع و اخلاق بشود و قبل از این‌که آن‌ها را به اطاعت از قوانین شرع دعوت کند از مردم مى‏خواهد که به خدا و قرآن و رسول ایمان بیاورند. البته تصدیق به وجود خدا و قرآن و پیغمبر موضوعی است اختیارى و بستگى به تمایل اشخاص دارد، اگر صدق آن‌ها را درک کردند ایمان مى‏آورند، وگرنه در ایمان مجبور نیستند، اما بعد از این‌که به خدا و رسول ایمان آوردند و به صدق گفتارشان یقین پیدا کردند، دیگر رضایت و عدم رضایت آنان موردى ندارد و دستورهای پیغمبر و قرآن را باید واجب‌العمل بدانند؛ درصورتی‌که اصل ایمان به خدا اثبات شد، جمیع قوانین شرعی درباره‏اش جارى مى‏شود و رضایت و عدم رضایتش وجهى ندارد.

اگر دقت بفرمایید، همین نکتۀ اساسى بود که سبب شد همان قانونی که در امریکا جامعۀ عمل نپوشید؛ با این‌که برای اجراى آن میلیون‏ها دلار مصرف شد و با آن‏همه تبلیغاتى که در تاریخ ملت‌ها سابقه و نظیر ندارد، به عمل آمد و با آن کوشش‏هاى متوالى دولت امریکا، اما همان قانون به‏سبب دستورى که پیغمبر از جانب خدا آورد فوراً جامه عمل پوشید.

 

قوانین الهى یا آخرین راه علاج

امتیاز سوم: جهان انسانیت هرچه هم بیشتر در علوم و فنون ترقى کند و هرچه تعقّلاتش عالى‏تر گردد، باز هم نمى ‏تواند از چنگال هواوهوس نجات یابد؛ مگر این‌که قوانین الهى را گردن نهد و از نیروى ایمان برخوردار گردد. باید اصول نفسانى و اخلاقى چنان در او نفوذ کند که بتواند از تمایلات و خواسته‏ هاى شهوانى چشم بپوشد. آرى، بدون قانون الهى نمی‏توان از کارهاى زشت جلوگیرى کرد، گرچه مفاسد آن‌ها مانند آفتاب روشن گردد و علوم تجربى یعنى معبود دانشمندان غرب، فسادها و ضررهایش را گواهى دهند و به واسطۀ آمارها تأیید شده باشد و ضررها و آفاتش باتجربه و مشاهده به اثبات رسیده باشد.

از سخنان مذکور روشن شد که علم و حکمت و عقل و منطق، چنان نیرویى ندارند که انگیزۀ اخلاقى را در انسان تحریک کنند و ضمیر محاسبه‌گرش را نشو و نما دهند و به‏ قدرى او را تقویت کند که بر نفس اماره پیروز گردد. فقط ایمان به خداست که چنین نیرویى دارد.



[5]. بقره، آیۀ219.
[6]. نساء، آیۀ43.
[7]. مائده، آیات90ـ93.
[8]. ابراهیم، آیۀ27.