5 . معضل گرانی و برخورد امام صادق علیه‌السلام با آن

5 . معضل گرانی و برخورد امام صادق علیه‌السلام با آن

گرانی و تورّم از دیگر معضلات اجتماعی است که در اکثر کشورها، و از جمله ایران رخ می‌دهد و تحمل آن برای اکثریت مردم به ویژه کارگران و قشر کم درآمد بسیار دشوار است. دولت‌ها موظفند برای پیش‌گیری یا مهار گرانی و مبارزه با عوامل توسعه و در نهایت حلّ نهایی آن جدا بکوشند. مهم‌ترین وظیفه دولت، تنظیم برنامه صحیح و کامل اقتصادی و اجرای دقیق آن است. در عین حال، چون اقتصاد هر کشوری به وضع اقتصادی سایر کشورها و امور سیاسی نیز بستگی دارد، گاهی تورّم و گرانیِ ناخواسته به کشوری تحمیل می‌شود. برای حلّ آن در چنین مواقع حسّاس همکاری دولت و سایر نهادها و مسئولان اقتصادی و خود مردم و مصرف‌کنندگان بسیار مهم است. مشکل این جاست که مصرف‌کنندگان در چنین مواقعی در خرید اجناس و ذخیره‌سازی آن‌ها برای آینده خود به بازار هجوم می‌آورند، در صورتی که اگر عادی و در حدّ نیاز مصرفی خود به بازار مراجعه کنند، معضل گرانی پدید نمی‌آید و به تدریج مهار می‌شود. در چنین مواقعی فروشندگان نیز موظفند از انبار کردن اجناس مورد رغبت مردم خودداری ورزند. اسلام نیز در این باره توصیه‌هایی دارد.

درست است که اسلام به کسب و کار و تحصیل روزی حلال و حتی ازدیاد اموال از راه‌های مشروع احترام گزارده و به صاحبان اموال در این جهت آزادی داده است، از گران‌فروشی و اجحاف به خریداران نیز نهی کرده و آن را نوعی بی‌انصافی و ظلم به خریداران می‌داند؛ به ویژه زمانی که مردم با مشکلات اقتصادی مواجه باشند. در برخی احادیث به این مهم اشاره شده و ائمه معصومین علیهم‌السلام خود نیز عملاً بدان پای‌بند بودند.

ابوجعفر غزاری می‌گوید: امام صادق علیه‌السلام شخصی به نام «مصادف» را فراخواند و ده هزار دینار در اختیارش قرار داد و فرمود: برای سفر به مصر آماده شو، چون عیالات من زیاد شده‌اند، و نیاز به کسب روزی بیشتر دارند. مصادف، پیرو دستور امام علیه‌السلام اجناسی را خرید و با سایر تاجران به سوی مصر حرکت کردند. نزدیک مصر با قافله‌ای مواجه شدند که از آن دیارخارج می‌شد. از اصحاب قافله درباره وضع ـ کالاهای تجارتی خود در مصر سؤال کردند، آن‌ها در جواب گفتند: اجناس شما اکنون در مصر نایاب است! افراد کاروان نیز با هم پیمان بستند که کالاهای خود را به کمتر از سود دو برابر نفروشند.

وارد مصر شدند و اجناس خود را طبق پیمانشان فروختند، و خرسندانه به مدینه بازگشتند.

مصادف، خدمت امام صادق علیه‌السلام مشرّف شد، در حالی که دو کیسه هزار دیناری همراه داشت. عرض کرد: فدایت شوم، این کیسه هزار دیناری سرمایه است، و این کیسه دیگر سود آن. حضرت صادق علیه‌السلام در جواب فرمود: این مبلغ سود زیادی است، چه کردید که چنین سود بردید؟ مصادف، جریان پیمان خودشان را با یکدیگر بیان کرد. حضرت فرمود: سبحان اللّه پیمان بستید بر گروهی از مسلمانان که از آن‌ها سود دو برابر بگیرید؟ سپس یکی از کیسه‌ها را از مصادف گرفت و فرمود: این همان سرمایه باشد و من به چنین سود گزافی احتیاج ندارم. آن گاه فرمود: ای مصادف! شمشیر زدن در میدان جنگ، آسان تر از کسب روزیِ حلال است.[72]

چنان‌که ملاحظه می‌فرمائید در این حدیث شریف، تبانی فروشندگان را در سوءاستفاده از فضای کمبود اجناس به عنوان یک بی‌انصافی در کار خلاف شناخته شده و امام صادق علیه‌السلام عملا با آن مخالفت کرده است.

امام صادق علیه‌السلام فرمود: گرانی به اخلاق جامعه لطمه می‌زند، امانت‌داری را از جامعه بر می‌چیند و مسلمان را به ارتکاب گناه وامی‌دار.[73]

آن حضرت در این حدیث شریف به برخی آثار سوء گرانی یعنی بداخلاقی مردم، ضعف امانت‌داری، و شیوع کارهای زشت، اشاره فرموده است. آثار سوء گرانی بر همگان روشن است مسئولان مربوط و مدیران جامعه در مرحله نخست موظفند با برنامه‌ریزی صحیح از وقوع آن جلوگیری کنند، و در صورت وقوع ناخواسته، با استفاده از نظر کارشناسان مربوط در حلّ آن بکوشند.

 

[72] . وسائل الشيعه، ج 17، ص 421، ح 22897: قال: دعا ابوعبداللّه عليه‏ السلام مولى يقال له: مصادف فأعطاه أَلْف دينار، و قال له: تجهّز حتّى تصير إلى مصر، فانّ عيالى قد كثروا، قال: قتجهّز بمتاع و خرج مع التجّار الى مصر، فلمّا دنوا من مصر استقبلتهم قافلة خارجة من مصر فسألوهم عن المتاع الذى معهم ما حلّه فى المدينة، و كان متاع العامة، فأخبرهم أنّه ليس بمصر منه شى‏ء فتحالفوا و تعاقدوا على أن لاينقصوا متاعهم من ربح الدينار دينارا، فلمّا قبضوا أموالهم انصرفوا إلى المدينة، فدخل مصادف على ابى‏عبداللّه عليه‏السلام و معه كيسان كلّ واحد ألف دينار،فقال: جعلت فداك هذا رأس المال، و هذا الآخر ربح، فقال: إنّ هذا الربح كثير، و لكن ما صنعتم فى المتاع؟ فحدّثه كيف صنعوا، و كيف تحالفوا، فقال: سبحان‏اللّه تحلفون على قَوم مُسلمين ان لا تبيعوهم إلاّ بربح الدّينار دينارا! ثمّ أخذ أَحَد الكيسين، و قال: هذا رأس مالى،و لا حاجه لنا فى هذا الرّبْح.
[73] . كافى، ج 5 ، ص 164، ح 6: غلاء السعر يسى‏ء الخلق و يذهب الامانة و يفجر المرء المسلم.