كوثر

اما خدا به پيغمبر بشارت داد كه خيرات و خوبيهاى زيادى به تو عطا خواهيم نمود. در پاسخ دشمنان سوره «كوثر» را فرستاد و فرمود:

«اى محمد! ما كوثر را به تو داديم. پس براى خدا نماز بگزار و قربانى كن. بدرستى كه دشمن تو ابتر و بى فرزند خواهد شد نه تو». [سوره ى كوثر.] پيغمبر (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) يقين داشت وعده هاى خدا تخلف بردار نيست و نسل پاك و با بركتى از او بوجود خواهد آمد كه سرچشمه و منشأ تمام خوبى هاى جهان خواهد شد. هنگامى وعده ى خدا جامه ى عمل پوشيد كه زهراى اطهر به دنيا آمد، و از فروغ نور ولايت افق گيتى روشن شد. وقتى به رسول خدا بشات رسيد كه خدا به خديجه نوزاد دخترى عطا كرد، دلش از بشارت غرق شادمانى و سرور شد و از دختردار شدن نه تنها غمگين نشد بلكه بدان وسيله دلش مطمئن و آرام گشت و آثار نويد پروردگار جان را مشاهده نمود.

پيغمبر اكرم از آن مردان كوتاه فكر و نادان عصر جاهليت نبود كه از وجود دختر اظهار شرمندگى كند و از شدت خشم، مادر بى گناه را به باد دشنام و ستيزه گيرد و از مردم دورى جويد. [سوره ى نحل آيه ى 58.] محمد (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) مبعوث شد تا با افكار پوچ و غلط مردم كه براى زنان ارزشى قائل نبودند و آنان را از اجتماع حساب نمى كردند و دوشيزگان بى گناه را زنده به گور مى كردند، مبارزه كند و بدانان بفهماند كه زن نيز يكى از اعضاء حساس و مهم اجتماع است و داراى مسؤوليت و وظيفه ى بسيار سنگين و بزرگى است. بايد براى عظمت و ترقى اجتماع كوشش كند و در مورد وظايفى كه آفرينش ويژه اش اقتضا دارد انجام وظيفه نمايد.

خدا خواست ارزش زن را عملا به جهانيان بفهماند. از همين رهگذر بود كه ذريه و نسل پاك پيغمبر برگزيده اش را در وجود دخترش قرار داد و چنين مقدر كرد كه امامان و پيشوايان و رهبران دينى اسلام از نسل زهراى اطهر بوجود آيند. و بدين وسيله مشت محكمى بر دهان نابخردانى زد كه دختر را از اولاد خويش محسوب نمى داشتند بلكه از وجودش عار و ننگ داشتند.