اهل دنیا و اهل آخرت

اهل دنیا و اهل آخرت

بنابراین، کسی که در دنیا برای آخرت کار کند اهل آخرت است و کسی که برای دنیا کار کند اهل دنیا خواهد بود.

امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: «مردم در دنیا به دو عامل تقسیم می‌شوند:

یکی کسی که در دنیا برای دنیا کار می‌کند. دنیا او را مشغول ساخته و از آخرت باز داشته است، می‌ترسد فرزندانش بعد از او فقیر شوند اما از تهیدستی آینده (جهان آخرتش) در امان است و عمر خود را در راه تأمین منافع دیگران صرف می‌کند.

عامل دوم کسی که در دنیا برای بعد از دنیا کار می‌کند، پس روزی او نیز بدون زحمت می‌رسد. یعنی به نصیب دنیا و آخرت نائل می‌شود و مالک هردو سرا

خواهد بود. پس نزد خدا آبرومند و محترم خواهد بود و آنچه را از خدا بخواهد به اجابت خواهد رسید»[125].

امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: «دنيا محل عبور است نه خانه قرار و مردم در آن دو گونه‏اند: يكى مردى كه نفس خودش را با اشياء بى‏ارزش دنيا معامله مى‏كند و آن را در ذلت و هلاكت مى‏افكند، و ديگر كسى كه نفس انسانى خودش را مى‏خرد و آزاد مى‏سازد»[126].

تفاوت اهل دنیا با اهل آخرت در این نیست که ثروتمند باشد یا فقیر، به کارهای دنیا مشغول باشد یا بیکار، مسؤولیتهای اجتماعی را بپذیرد یا نپذیرد، در بین مردم زندگی کند یا گوشه‌گیر باشد، به کسب‌وکار مشغول باشد یا به تحصیل علم و تدریس و تألیف کتاب و وعظ و سخنرانی، از نعمتهای دنیا استفاده کند یا نه و در پست و مقام دنیوی باشد یا نباشد. بلکه تفاوت اساسی در این است که به امور دنیا گرایش داشته باشد یا به امور آخرت، به زندگی دنیا دل بسته باشد یا به زندگی آخرت، توجهش به دنیا باشد یا به خدا، تأمین خواسته‌ها و هوسهای حیوانی را هدف زندگی بداند یا پرورش فضائل و مکارم انسانی را. هرچیزی که انسان را به خود مشغول سازد و از یاد خدا و سعی در تأمین سعادت جهان آخرت بازبدارد، دنیا محسوب می‌شود، گرچه تحصیل علم و تدریس یا تألیف کتاب یا اشتغال به امامت و وعظ و سخنرانی باشد. حتی گوشه‌گیری و زهد در دنیا و اشتغال به عبادت نیز اگر برای غیر خدا باشد، از دنیا محسوب می‌شود.

پس روشن شد که همه اهل دنیا در یک مرتبه نیستند، چنانکه همه اهل آخرت نیز در یک مرتبه قرار ندارند. بلکه گروهی از اهل دنیا، صددرصد و بطور کامل به دنیا گرایش دارند و بطور کلی از خدا و جهان آخرت غافلند، چنین افرادی بنده دنیا و دنیاپرست نامیده می‌شوند. در برابر این گروه، بندگان خالص خدا هستند که تمام توجهشان به خدا و جهان آخرت است و جز جلب رضای کامل خدا هدفی ندارند. در بین این دو گروه متقابل، مراتب و درجات فراوانی وجود دارد. هرکس به هرمقدار که به دنیا گرایش داشته باشد، به همان مقدار اهل دنیا بوده و از قرب خدا دور خواهد بود. برعکس هرچه بیشتر به یاد خدا و جهان آخرت باشد به همان مقدار تارک دنیا محسوب خواهد شد. به عبارت دیگر اهل دنیا بودن و اهل آخرت بودن دو امر اضافی و نسبی می‌باشند.

 

[125]- قال على عليه السّلام: الناس فى الدنيا عاملان: عامل عمل فى الدنيا للدنيا، قد شغلته دنياه عن آخرته. يخشى على من يخلفه الفقر و يأمنه على نفسه فيفنى عمره فى منفعة غيره. و عامل عمل فى الدنيا لما بعدها فجائه الذى له من الدنيا بغير عمل. فاحرز الحظين معا و ملك الدارين جميعا.
فاصبح وجيها عند اللّه لا يسأل اللّه حاجة فيمنعه- نهج البلاغه/ كلمات قصار 269.
[126]- قال على عليه السّلام: الدنيا دار ممر لا دار مقرّ، و الناس فيها رجلان: رجل باع فيها نفسه فاوبقها و رجل ابتاع نفسه فاعتقها- نهج البلاغه/ كلمات قصار 133.
*امينى، ابراهيم، خودسازى (تزكيه و تهذيب نفس)، 1جلد، شفق - قم، چاپ: هشتم.