دنیا چیست؟

دنیا چیست؟

به‌هرحال، اسلام دنیا را مذموم می‌داند و زهد از آن را طلب می‌کند. اکنون باید روشن کنیم که دنیا چیست و چگونه باید از آن اجتناب کرد؟.

آیا دنیا عبارتست از موجودات این جهان مانند زمین و خورشید و کواکب و حیوانات و گیاهان و درختان و معادن و انسانها؟. در برابر، آخرت و عقبی یعنی سرای دیگر؟ بنابراین زندگی دنیایی عبارت می‌شود از کار کردن و خوردن و آشامیدن و استراحت کردن و ازدواج، و جز اینها که مربوط است به زندگی در این جهان. آیا اسلام از اینها مذمت کرده است؟ آیا زمین و آسمان و حیوانات و نباتات و گیاهان بد هستند و انسان باید از آنها اجتناب کند؟ آیا اسلام از کسب‌وکار و تحصیل روزی و تولید و تکثیر نسل، مذمت می‌کند؟ مسلما چنین نیست، همه اینها آفریدگان خدا هستند و اگر بد بودند آفریده نمی‌شدند. خدا همه اینها را از نعمتهای زیبای خودش می‌داند که مسخر انسان گشته‌اند تا از آنها استفاده کند. ثروت و مال نه تنها مذموم نیست بلکه در قرآن به عنوان خیر معرفی شده است.

در قرآن می‌فرماید: «إِنْ تَرَكَ خَيْراً الْوَصِيَّةُ لِلْوالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبِينَ»[99].

از کسب‌وکار و تحصیل روزی حلال نه تنها مذمت نشده بلکه در دهها روایت از بهترین عبادتها شمرده شده است. از باب نمونه:

پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله فرمود: «عبادت هفتاد جزء است، و افضل آنها طلب روزى حلال مى‏باشد»[100].

امام محمد باقر علیه السّلام فرمود: «هرکس که در دنیا طلب روزی کند تا از مردم بی‌نیاز باشد، و در روزی خانواده‌اش توسعه دهد، و به همسایگانش احسان کند، خدا را در قیامت ملاقات می‌کند در حالیکه صورتش همانند ماه شب چهارده درخشان است»[101].

حضرت صادق علیه السّلام فرمود: «كسى كه براى تحصيل روزى خانواده‏اش تلاش كند مانند كسى است كه در راه خدا جهاد كند»[102].

در روایات به کسب‌وکار و زراعت و کشاورزی و تجارت و حتی به نکاح سفارش شده است، سیره پیامبر و ائمه اطهار نیز چنین بوده که کار می‌کرده‌اند.

علی ابن ابی طالب سرور زاهدان نیز در کار جدیت و تلاش می‌کرده است. پس دنیای مذموم چیست؟

بعضی گفته‌اند: دنیا مذموم نیست بلکه علاقه به دنیا مذموم می‌باشد. در بعض آیات و روایات هم از علاقه به دنیا مذمت شده است. مثلا:

در قرآن می‌فرماید: علاقه به خواسته‌های نفسانی یعنی: زنان و فرزندان و همیانهای زروسیم، و اسبان داغ نهاده، و چهارپایان، و زراعت، برای مردم آرایش یافته است. این متاع حیات دنیاست، لیکن بازگشت نیک نزد خدا می‌باشد[103].

امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: «مبادا دنيا را دوست بدارى، زيرا حب دنيا ريشه هر گناه و سرچشمه هر بلايى است»[104].

حضرت صادق علیه السّلام فرمود: «علاقه به دنيا رأس هرخطا و گناهى است»[105].

از این قبیل آیات و احادیث استفاده می‌شود که علاقه و دلبستگی به امور دنیا مذموم است، نه خود آن امور.

در اینجا باز این سخن به میان می‌آید که آیا مطلق علاقه و محبت به امور دنیا مذموم است، و انسان نباید به زن و فرزند و خانه و اموال و خوراکیها علاقه داشته باشد؟ آیا می‌توان چنین مطلبی را گفت؟ با اینکه علاقه به این امور طبیعی و فطری انسانهاست و خدا انسان را این‌چنین آفریده است. مگر انسان می‌تواند همسر و فرزندانش را دوست نداشته باشد؟ مگر می‌تواند خوراکیها و پوشاکیها و زیباییهای این جهان را دوست نداشته باشد؟ اگر محبت این امور مذموم بود خدا انسان را این چنین نمی‌آفرید. انسان برای زنده ماندن، نیاز به این امور دارد و چنین آفریده شده که طبعا به آنها تمایل داشته باشد.

امیر المؤمنین علیه السّلام می‌فرماید: «مردم فرزندان دنيا هستند و كسى را بر دوستى مادرش ملامت نمى‏كنند»[106].

در روایات سفارش شده که به همسران و فرزندانتان محبت بورزید. پیامبر اکرم و ائمه اطهار علیهم السّلام نیز به زن و فرزندانشان اظهار علاقه می‌کردند. بعضی غذاها را دوست می‌داشتند و به آنها اظهار علاقه می‌نمودند. بنابراین، نه زمین و آسمان و گیاهان و درختان و معادن و حیوانات و سایر نعمتهای الهی مذموم و بد هستند، نه همسر و فرزند و مال‌ومنال، نه محبت و علاقه به آنها و نه زندگی در دنیا.

بلکه در بعض روایات از دنیا تعریف هم شده است. از باب نمونه:

امیر المؤمنین علیه السّلام در جواب شخصی که از دنیا مذمت می‌کرد فرمود:

«دنیا سرای صدق و راستی است برای کسی که او را تصدیق کند، و خانه امن و عافیت است برای کسی که حقیقت آن را دریافت، و سرای توانگر شدن است برای کسی که از آن توشه گرفت، و خانه پند است برای کسی که از آن پند گرفت. دنیا مسجد دوستان خدا و محل نماز فرشتگان الهی و جای فرود آمدن وحی و محل تجارت اولیاء خدا است. آنان در دنیا به فضل و رحمت خدا نائل گشتند و بهشت را سود بردند»[107].

حضرت باقر علیه السّلام فرمود: «دنيا بهترين كمك است براى آخرت»[108].

حضرت صادق علیه السّلام فرمود: «در كسى كه تحصيل مال حلال را دوست ندارد تا بدين وسيله آبرويش را حفظ كند و دينش را ادا نمايد و صله‏رحم بجاى آورد، خير و خوبى وجود ندارد»[109].

پس دنیای مذموم چیست و علاقه و محبت به دنیا که در رأس همه گناهان قرار گرفته کدام است؟.

من از مجموع آیات و احادیث چنین استفاده می‌کنم که دنیاگرایی و دنیاداری و دلباختگی به دنیا مذموم است، نه موجودات دنیا و زندگی دنیا و نه صرف علاقه به امور دنیوی. اسلام از مردم می‌خواهد که دنیا را چنانکه هست بشناسند و به همان مقدار برایش ارج نهند نه بیشتر. هدف آفرینش خود و جهان را بشناسند و درست در همان مسیر حرکت نمایند. اگر چنین باشند اهل آخرت، و اگر رفتار و کردارشان برخلاف این هدف باشد اهل دنیا هستند.

 

* امينى، ابراهيم، خودسازى (تزكيه و تهذيب نفس)، 1جلد، شفق - قم، چاپ: هشتم.

[99]- بقره/ 18.
[100]- قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله: العبادة سبعون جزا افضلها طلب الحلال- كافى/ ج 5 ص 78.
[101]- عن ابى جعفر( ع) قال: من طلب الرزق فى الدنيا استعفافا عن الناس و توسيعا على اهله و تعطفا على جاره لقى اللّه عز و جل يوم القيامة و وجهه مثل القمر ليلة البدر- كافى/ ج 5 ص 88.
[102]- عن ابى عبد اللّه عليه السّلام قال: الكادّ على عياله كالمجاهد فى سبيل اللّه- كافى/ ج 5 ص 88.
[103]- زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنِينَ وَ الْقَناطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ الْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَ الْأَنْعامِ وَ الْحَرْثِ ذلِكَ مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ اللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ- آل عمران/ 14.
[104]- قال على عليه السّلام: ايّاك و حبّ الدنيا فانها اصل كل خطيئة و معدن كل بليّه- غرر الحكم/ ص 150.
[105]- عن ابى عبد اللّه عليه السّلام قال: رأس كل خطيئة حبّ الدنيا- بحار الانوار/ ج 3 ص 7.
[106]- قال على عليه السّلام: الناس ابناء الدنيا و لا يلام الرجل على حبّ امه- نهج البلاغه/ قصار 33.
[107]- ان الدنيا دار صدق لمن صدقها و دار عافية لمن فهم عنها. و دار غنى لمن تزوّد منها و دار موعظة لمن اتّعظ بها. مسجد احبّاء اللّه و مصلّى ملائكة اللّه و محبط وحى اللّه و متجر اولياء اللّه، اكتسبوا فيها الرحمة و ربحوا فيها الجنة- نهج البلاغه/ كلمات قصار 130.
[108]- عن ابى جعفر عليه السّلام انه كان يقول: نعم العون الدنيا على الاخرة- بحار/ ج 73 ص 127.
[109]- قال ابو عبد اللّه عليه السّلام: لا خير فى من لا يحبّ جمع المال من حلال، يكفّ به وجهه و يقضى به دينه و يحصل به رحمه- كافى/ ج 5 ص 72.