سخنی چند با برادران روحانی

سخنی چند با برادران روحانی

مقصود من از روحانی کسی است که در علوم دینی تحصیل کرده و به یکی از شغلهای روحانیین اشتغال دارد. یا طلبه است و درس می‌خواند، یا به تدریس ادبیات و صرف و نحو و منطق و معانی بیان مشغول است، یا به تدریس فقه و اصول و حاشیه زدن و رساله‌نویسی اشتغال دارد، یا مرجع تقلید شده و به اخذ وجوهات و تقسیم شهریه بین طلاب و پاسخ به مسائل دینی و اداره حوزه‌های علمیه مشغول می‌باشد، یا منطق و فلسفه و عرفان تدریس می‌کند، یا درس اخلاق می‌دهد، یا به وعظ و خطابه و سخنرانی و روضه‌خوانی می‌پردازد، یا امام جمعه و جماعت است و یا به کتاب‌نویسی و مقاله نویسی اشتغال دارد.

بعضی از طلاب هم تا آخر عمر همچنان طلبه باقی می‌مانند و بدون اینکه شغلی را بپذیرند تا پایان عمر در درسها حاضر می‌شوند و گوش می‌دهند و به این ترتیب به زندگی ادامه می‌دهند و از سهم امام و وجوهات برّیه ارتزاق می‌نمایند.

این افراد روحانی و اهل علم و خدمتگذار و مبلغ دین محسوب می‌شوند. غالبا از همین راهها و از وجوهات بریه و سهم مبارک امام علیه السّلام ارتزاق می‌کنند. چون به امور دینی اشتغال دارند از احترام و امتیاز مخصوصی برخوردارند و مردم به آنها اظهار ارادت می‌نمایند. برایشان نذرونیاز می‌کنند، التماس دعا می‌گویند، از آنها انتظار شفاعت دارند و به آنها تبرّک و توسل می‌جویند.

متأسفانه خوشبینی و اظهار ارادت مردم و همچنین احادیثی که در فضیلت علم و علماء وارد شده، موجب غفلت و غرور ما گشته است، خودمان را افرادی ممتاز می‌پنداریم و از تزکیه و تهذیب نفس و خودسازی و پرورش و تکمیل روح غافل گشته‌ایم.

گویا برات آزادی از دوزخ و کلید درهای بهشت در دست ما قرار گرفته و نیازی به عمل نداریم. چون سروکارمان با قرآن و احادیث و علوم دینی است همه را در خودمان تحقق یافته می‌پنداریم.

البته علم از دیدگاه اسلام ارزش دارد، احادیث فراوانی در فضیلت علم و علما وارد شده است و خود علم می‌تواند در مسیر تکامل نفس و تقرب الی اللّه قرار گیرد، لیکن مشروط به اینکه اولا به قصد قربت باشد و ثانیا با عمل همراه باشد. اگر در تعریف علم و علما احادیثی داریم در مذمت عالم فاسق و بدون عمل نیز احادیث فراوانی وارد شده است. از باب نمونه:

عن ابی عبد اللّه علیه السّلام قال: یا حفص یغفر للجاهل سبعون ذنبا قبل ان یغفر للعالم ذنب واحد[44].

قال ابو عبد اللّه علیه السّلام قال عیسی بن مریم علی نبینا و آله و علیه السّلام: ویل للعلماء السوء کیف تلظّی علیه النار[45].

قال ابو جعفر علیه السّلام فی قول اللّه عزّ و جلّ «فَكُبْكِبُوا فِيها هُمْ وَ الْغاوُونَ» قال هم قوم وصفوا عدلا بالسنتهم ثم خالفوه الی غیره[46].

امیر المؤمنین علیه السّلام یحدث عن النبی صلّی اللّه علیه و آله فی کلام له: العلماء رجلان رجل عالم آخذ بعلمه فهذا ناج و عالم تارک لعلمه فهذا هالک و ان اهل النار لیتأذّون من ریح العالم التارک لعمله و انّ اشدّ اهل النار ندامة و حسرة رجل دعا عبدا الی اللّه فاستجاب له و قبل منه فاطاع اللّه فادخله اللّه الجنة و ادخل الداعی النار بترکه علمه و اتباعه الهوی و طول الامل اما اتباع الهوی فیصدّ عن الحق و طول الامل ینسی الآخرة[47].

قال امیر المؤمنین علیه السّلام فی کلام له خطب به علی المنبر: ایّها الناس اذا علمتم فاعملوا بما علمتم لعّکم تهتدون، ان العالم العامل بغیره کالجاهل الحائر الذی لا یستفیق عن جهله بل قد رایت ان الحجة علیه اعظم و الحسرة ادوم علی هذا العالم المنسلخ من علمه منها علی هذا الجاهل المتحیر فی جهله و کلاهما حائر بائر، لا ترتابوا فتشکّوا و لا تشکّوا فتکفروا و لا ترخصوا لانفسکم فتدهنوا و لا تدهنوا فی الحق فتخسروا و ان من الحق ان تفقهوا و من الفقه ان لا تغترّوا و انّ انصحکم لنفسه اطوعکم لربّه و اغشّکم لنفسه اعصاکم لربّه و من یطع اللّه یأمن و یستبشر و من یعص اللّه یخب و یندم[48].

عن ابی عبد اللّه علیه السّلام فی قول اللّه «إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ» قال یعنی بالعلماء من صدّق فعله قوله و من لم یصدّق فعله قوله فلیس بعالم[49].

قال ابو عبد اللّه علیه السّلام: ابلغ موالینا عنا السّلام و اخبرهم انا لا نغنی عنهم من اللّه شیئا الّا بعمل و انهم لن ینالوا ولایتنا الّا بعمل او ورع و ان اشد الناس حسرة یوم القیامة من وصف عدلا ثم خالفه الی غیره[50].

قال ابو عبد اللّه علیه السّلام: اشد الناس عذابا عالم لا ینتفع من علمه بشی‌ء[51].

قال النبی صلّی اللّه علیه و آله: مثل الذی یعلم الخیر و لا یعمل به مثل السراج یضیی‌ء للناس و یحرق نفسه[52].

قال ابو عبد اللّه علیه السّلام: تعلّموا فلن ینفعکم اللّه بالعلم حتی تعملوا به لان العلماء همّتهم الرعایة و السفهاء همّتهم الروایة[53].

عن ابی عبد اللّه علیه السّلام قال: اذا رأیتم العالم محبّا لدنیاه فاتّهموه علی دینکم فانّ کل محبّ یحوط ما احبّ و قال صلّی اللّه علیه و آله: اوحی اللّه الی داود: لا تجعل بینی و بینک عالما مفتونا بالدنیا فیصدّک عن طریق محبّتی فانّ اولئک قطّاع طریق عبادی المریدین، انّ ادنی ما انا صانع بهم ان انزع حلاوة مناجاتی عن قلوبهم[54].

عن ابی جعفر علیه السّلام قال: من طلب العلم لیباهی به العلماء او یماری به السفهاء او یصرف وجوه الناس الیه فلیتبوء مقعده من النار ان الریاسة لا تصلح الّا لاهلها[55].

عن ابی عبد اللّه علیه السّلام قال: من اراد الحدیث لمنفعة الدنیا لم یکن له فی الاخرة نصیب و من اراد به خیر الآخرة اعطاه اللّه خیر الدنیا و الآخرة[56].

قال امیر المؤمنین علیه السّلام: طلبة هذا العلم ثلاثة اصناف، ألا فاعرفوهم بصفاتهم و اعیانهم:

صنف منهم یتعلّمون للمراء و الجهل، و صنف یتعلمون للاستطالة و الختل، و صنف منهم یتعلمون للفقه و العقل فاما صاحب المراء و الجهل تراه موذیا حماریا للرجال فی اندیة المقال، قد تسر بل بالتخشع و تخلی من الورع، فدقّ اللّه من هذا حیزومه و قطع منه خیشومه، و اما صاحب الاستطالة و الختل فانه یستطیل علی اشباهه من اشکاله و یتواضع للاغنیاء من دونهم فهو لحلوائهم هاضم و لدینه حاطم فاعمی اللّه من هذا بصره و قطع من آثار العلماء اثره و امّا صاحب الفقه و العقل تراه ذا کأبة و حزن، قد قام اللیل فی حندسه و انحنی فی برنسه، یعمل و یخشی خائفا وجلا من کل احد الّا من کلّ ثقة من اخوانه فشدّ اللّه من هذا ارکانه و اعطاه یوم القیامة امانه[57].

قال رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله: من طلب العلم للّه لم یصب منه بابا الّا ازداد فی نفسه ذلا و فی الناس تواضعا و للّه خوفا و فی الدین اجتهادا و ذالک الذی ینتفع بالعلم فلیتعلمه و من طلب العلم للدنیا و المنزلة عند الناس و الخطوة عند السلطان لم یصب منه بابا الّا ازداد فی نفسه عظمة و علی الناس استطالة و باللّه اغترارا و من الدین جفاء فذالک الذی لا ینتفع بالعلم فلیکف و لیمسک عن الحجة علی نفسه و الندامة و الخزی یوم القیامة[58].

قال علی علیه السّلام: من نصب نفسه للناس اماما فعلیه ان یبدء بتعلیم نفسه قبل تعلیم غیره و لیکن تأدیبه بسیرته قبل تأدیبه بلسانه و معلم نفسه و مؤدبها احق بالاجلال من معلم الناس و مؤدبهم[59].

قال اللّه تبارک و تعالی: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ.[60]

و قال ایضا: أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَکُمْ وَ أَنْتُمْ تَتْلُونَ الْکِتابَ أَ فَلا تَعْقِلُونَ.[61]

قال ابو عبد اللّه علیه السّلام: انّ من العلماء من یحبّ ان یخزن علمه و لا یؤخذ عنه فذالک فی الدرک الاول من النار و من العلماء من اذا وعظ انف و اذا وعظّ عنف فذالک فی الدرک الثانی من النار و من العلماء من یری ان یضع العلم عند ذوی الثروة و الشرف و لا یری له فی المساکین وضعا فذالک فی الدرک الثالث من النار و من العلماء من یذهب فی علمه مذهب الجبابرة و السلاطین فان ردّ علیه شی‌ء من قوله او قصّر فی شی‌ء من امره غضب فذالک فی الدرک الرابع من النار و من العلماء من یطلب احادیث الیهود و النصاری لیغزر به علمه و یکثر به حدیثه فذالک فی الدرک الخامس من النار و من العلماء من یضع نفسه للفتیا و یقول سلونی و لعله لا یصیب حرفا واحدا و اللّه لا یحبّ المتکلفین فذالک فی الدرک السّادس من النار و من العلماء من یتخذ علمه مروّة و عقلا فذالک فی الدرک السابع من النار[62].

قال امیر المؤمنین علیه السّلام: قطع ظهری رجلان من الدنیا: رجل علیم اللسان فاسق و رجل جاهل القلب ناسک هذا یصدّ بلسانه عن فسقه و هذا بنسکه عن جهله فاتقوا الفاسق من العلماء و الجاهل من المتعبدین اولئک فتنة کل مفتون فانّی سمعت رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله یقول: یا علی هلاک امتی علی یدی کل منافق علیم اللسان[63].

قال علی علیه السّلام: ان فی جهنم رحی تطحن افلا تسألونی ما طحنها؟ فقیل له و ما طحنها یا امیر المؤمنین؟ قال العلماء الفجرة و القراء الفسقة و الجبابرة الظلمة و الوزراء الخونة و العرفاء الکذبة و انّ فی النار لمدینة یقال لها الحصینة افلا تسألونی ما فیها؟ فقیل: و ما فیها یا امیر المؤمنین؟ فقال فیها ایدی الناکثین[64].

قال النبی صلّی اللّه علیه و آله: الا انّ شرّ الشرّ شرار العلماء و ان خیر الخیر خیار العلماء[65].

قال امیر المؤمنین علیه السّلام: لا یکون السفه و الغرّة فی قلب العالم[66].

چنانکه می‌بینید، در این احادیث به چند مطلب بسیار مهم اشاره شده است:

1- هرکس برطبق علم خویش عمل نکند، در اصطلاح ائمه علیهم السّلام، اصلا عالم محسوب نمی‌شود و از مصادیق علمائی که در قرآن و احادیث مورد تعریف و تمجید قرار گرفته‌اند نیست، گرچه در زیّ علماء زندگی کند و مردم او را عالم دینی بدانند.

2- هرعالمی که به علم خویش عمل نکند در دوزخ معذب خواهد شد.

3- هرعالمی که مطابق علمش عمل نکند مانند جاهل است، بلکه چون عالم بوده و به علمش عمل نکرده مسؤولیت بیشتری دارد و در قیامت شدیدتر مورد باز خواست قرار خواهد گرفت.

4- عذاب عالم فاسق و بدون عمل از سایر دوزخیان سخت‌تر خواهد بود، به حدی که از بوی تعفن او در عذاب و ناراحتی خواهند بود.

5- هرکس که بقصد منافع دنیوی علم دین را طلب کند، در قیامت از این علم سودی نخواهد برد.

6- هرکس که بدین منظور طلب علم کند که بر دیگر علما بوسیله علم و دانش فخر و مباهات نماید، یا با سفیهان جدال کند، یا بوسیله علم، مردم را به سوی خویش جلب نماید جایگاهش دوزخ خواهد بود.

7- هرکس که می‌خواهد عالم دین باشد و یکی از مناصب دین را بپذیرد و پیشوا و مقتدای مردم باشد باید ابتدا خودش را اصلاح و تهذیب کند و اخلاق و رفتار و گفتارش را اسلامی کند و بوسیله عمل، مردم را به سوی دین دعوت نماید.

8- عالمانی که مانند سایر اهل دنیا، شیفته و دلبسته به دنیا باشند، قطاع طریق حق هستند که بوسیله کردار و اخلاق و گفتار باطلشان مردم را از محبت خدا منصرف می‌سازند

و به زخارف دنیا دلبسته می‌گردانند.- مردم نباید فریب چنین عالم‌نمایانی را بخورند-.

9- علم بدون عمل نه تنها در قیامت برای انسان مفید نیست بلکه موجب حسرت و ندامت او خواهد شد.

10- گناه علماء دیرتر از گناه جاهلان مورد بخشش قرار می‌گیرد، بطوری‌که قبل از اینکه یک گناه از عالم مورد عفو قرار گیرد، هفتاد گناه از جاهل آمرزیده می‌شود.

11- عالمی که علمش را ذخیره کند و در اختیار دیگران قرار ندهد به عذاب دوزخ گرفتار خواهد شد.

12- عالمی که با عنف و سرسختی مردم را موعظه می‌کند ولی اگر دیگری او را موعظه کرد، ناراحت می‌شود و تندی می‌کند، به جهنم خواهد رفت.

13- عالمی که علمش را در اختیار اشراف و ثروتمندان قرار می‌دهد ولی نسبت به ارشاد و هدایت مساکین و مستمندان عنایت به خرج نمی‌دهد، در جهنم معذب خواهد شد.

14- عالمی که مانند جباران و سلاطین با مردم رفتار کند و اگر از اطاعت فرمانهایش تخلف و کوتاهی کردند با خشم و غضب با آنها برخورد کند، داخل دوزخ خواهد شد.

15- هرعالمی که بیش از توان علمیش، خود را در معرض فتوا قرار دهد و بیش از مقدار دانشش، مدعی علم باشد و با تکلف جواب مردم را بدهد، در دوزخ معذب خواهد شد.

16- ضرر و خطر علماء فاسق آن‌قدر زیاد است که امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: عالم فاسق کمر مرا می‌شکند، زیرا بوسیله زبان عالم‌نمای خود، فسق باطنی را مخفی می‌دارد و مردم را می‌فریبد و حق را ناحق و ناحق را حق جلوه می‌دهد.

17- پیامبر اکرم فرمود: امت من بوسیله علماء فاسق به هلاکت می‌رسند.

هدف از ذکر احادیث، توجه به این مطلب بود که اهل علم با سایر مردم تفاوت ندارند، بلکه مسؤولیت سنگین‌تری را بر عهده دارند. اگر از مردم تزکیه و تهذیب نفس و عمل صالح خواسته شده، از ما نیز همین امر را خواسته‌اند. اگر گنه‌کاری و اخلاق زشت اسباب هلاکت و شقاوت اخروی است علماء و غیر علماء در این جهت فرقی ندارند.

اگر گفته می‌شود که ایمان و عمل صالح، تنها وسیله سعادت و کمال و نیل به مقام قرب الهی است، در مورد علماء نیز همین امر ضرورت دارد. چنانکه بعض مردم به بهشت می‌روند و بعضی به جهنم، بعض علماء هم در دوزخ معذب خواهند شد.

بنابراین اگر ما انتظار داشته باشیم که بدون تزکیه و تهذیب نفس و بدون پرورش اخلاق نیک و بدون عمل صالح، به مقام قرب الهی و درجات عالیه بهشت نائل گردیم سخت اشتباه می‌کنیم و مغرور هستیم. علم تنها نمی‌تواند ما را از عذاب دوزخ نجات دهد و به مقام قرب خدا نائل گرداند، بلکه عمل لازم دارد.

 

 


[44]- كافى/ ج 1 ص 47.
[45]- كافى/ ج 1 ص 47.
[46]- كافى/ ج 1 ص 47.
[47]- كافى/ ج 1 ص 44.
[48]- كافى/ ج 1 ص 45.
[49]- كافى/ ج 1 ص 36.
[50]- بحار/ ج 2 ص 28.
[51]- بحار/ ج 2 ص 37.
[52]- بحار/ ج 2 ص 38.
[53]- بحار/ ج 2 ص 37.
[54]- كافى/ ج 1 ص 46.
[55]- كافى/ ج 1 ص 47.
[56]- كافى/ ج 1 ص 46.
[57]- بحار/ ج 2 ص 46.
[58]- بحار/ ج 2 ص 34.
[59]- بحار/ ج 2 ص 56.
[60]- صف/ 2.
[61]- بقره/ 44.
[62]- بحار/ ج 2 ص 108.
[63]- بحار/ ج 2 ص 107.
[64]- بحار/ ج 2 ص 107.
[65]- بحار/ ج 2 ص 110.
[66]- كافى/ ج 1 ص 36.