ميراث رسول خدا، ارث در قرآن

يكى از موارد نزاع فاطمه عليهاالسلام با ابوبكر ميراث رسول خدا بود. در كتب تاريخ و حديث نوشته اند كه بعد از وفات پيغمبر (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) فاطمه نزد ابوبكر رفت و ميراث پدرش را مطالبه نمود. ابوبكر حاضر نشد چيزى به عنوان ارث به آن حضرت بدهد. عذر آورد كه پيمبران ارث نمى گذارند و اموالى كه از آنان باقى بماند صدقه عمومى است. و در اين باره به حديثى استشهاد كرد كه ناقلش خود بود. گفت: از پدرت شنيدم كه مى فرمود: ما پيمبران طلا و نقره و زمين و ملك و خانه به ارث نمى گذاريم بلكه ميراث ما ايمان و حكمت و دانش و شريعت مى باشد.

من در اين كار به دستور پيغمبر و به صلاح او كار مى كنم. [شرح ابن ابى الحديد ج 16 ص 214.] فاطمه ى زهرا عليهاالسلام سخن ابوبكر را قبول نكرد و در رد او به آياتى از قرآن مجيد تمسك فرمود كه بايد در اين قسمت، بحث بيشترى انجام دهيم تا حق روشن گردد.

 

ارث در قرآن

قانون كلى ارث در قرآن كريم آمده است. خدا در قرآن مى فرمايد: خدا شما را درباره ى فرزندانتان سفارش مى كند، پسر سهم دو دختر مى برد. [سوره ى نساء آيه 11.] آيه ى مذكور و ساير آياتى كه در اصل توارث و تعيين سهام وارثان نازل شده كليت دارند و شامل همه مردم مى باشند. پيمبران نيز مشمول همين آيات مى باشند. آنان نيز بر طبق اين نصوص كليه، هم بايد از ارث گذاران ارث ببرند و هم اموالشان به وارثانشان برسد. به مقتضاى همين نصوص، بايد كليه اموال وماترك رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله به ورثه اش منتقل شود. البته در كليت قانون توارث نبايد شك كرد ليكن بايد ديد آيا دليل قاطعى بر اين كه پيمبران از اين قانون كلى استثنا شده اند داريم يا نه؟.