باقيمانده خمس خيبر

خيبر در سال هفتم هجرى به دست سپاه اسلام فتح شد، و براى فتح آن جنگ و جهاد واقع شد. و بدين وسيله اموال منقول اراضى يهود نصيب مسلمانان شد.

رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله بر طبق قوانين آسمانى اسلام و موازين تقسيم غنائم، اموال منقول را به پنج قسمت تقسيم نمود. چهار قسمت آن را در ميان سپاهيان تقسم كرد و يك خمس آن را براى مصارف معينى كه در قرآن مجيد تعيين شده باقى گذاشت. خدا در قرآن مى فرمايد: (وَاعْلَمُوا اِنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَي ءٍ فَاِنَّ لِلَّهِ خَمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَلِذِى الْقُرْبى وَالْيَتامى وَالْمَساكينِ وَابْنِ السَّبيلِ). [انفال آيه 41.] يعنى بدانيد كه هر چه غنيمت گيريد خمس آن از خدا و پيغمبر و خويشان او و يتيمان و تنگدستان و به راه ماندگان است.

بر طبق آيه ى مذكور و احاديث، خمس غنائم اختصاص دارد به شش مصرفى كه در آيه ذكر شده و بايد در همانها صرف شود.

رسول خدا خمس غنائم را كنار مى گذاشت و زندگى ذوى القربى و يتيمان و تنگدستان و به راه ماندگان بنى هاشم را از آن تأمين مى كرد و بقيه را براى مخارج شخصى خودش و كارهاى خدايى مى گذاشت. در مورد غنائم خيبر نيز خمس آنرا براى مصارف مذكور كنار گذاشته بود. مقدارى از آن را در بين همسرانش تقسيم نمود مثلا به عايشه دويست وسق خرما و گندم و جو داد. مقدارى از آنرا در بين خويشان و ذوى القربى تقسيم نمود مثلا دويست وسق به فاطمه و يكصد وسق به على بن ابى طالب عليه السلام عطا فرمود. [سيره ى ابن هشام ج 3 ص 365 و 371.] و زمين آن را به دو قسمت تقسيم نمود، نصفش را براى مخارجى كه براى حكومت اسلام پيش آمد مى كرد كنار گذاشت، و نصف ديگر را براى تأمين زندگى مسلمانان و سپاهيان اسلام اختصاص داد. مجموع زمين ها را به يهوديان داد كه زراعت كنند و هر سال مقدارى از درآمدش را به رسول خدا بدهند، درآمد آن را مى گرفت و در همان مصارفى كه خدا تعيين كرده بود صرف مى كرد. [فتوح البلدان ص 36 تا 42.] و قتى رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله وفات نمود، ابوبكر مجموع غنائم خيبر را كه باقى مانده بود تصرف كرد حتى خمسى را كه به خدا و رسول و ذوى القربى و يتيمان و تنگدستان و به راه ماندگان بنى هاشم اختصاص داشت تصرف نمود و بنى هاشم را از خمس محروم گردانيد.

حسن بن محمد بن على بن ابى طالب مى گويد: ابوبكر سهم ذوى القربى را به فاطمه و ساير بنى هاشم نداد و آن را در راههاى خير مانند خريد اسلحه و زره صرف كرد. [شرح ابن ابى الحديد ج 16 ص 231.] عروه مى گويد: فاطمه عليهماالسلام نزد ابوبكر رفت و فدك و سهم ذوى القربى را مطالبه نمود. ابوبكر چيزى به وى نداد و آن را جزء مال خدا قرار داد. [شرح ابن ابى الحديد ج 16 ص 231.] به هر حال، موضوع مذكور نيز يكى از موارد. نزاع فاطمه زهرا (عليهاالسلام) و ابوبكر بوده است كه گاهى به عنوان خمس خيبر و گاهى به عنوان سهم ذوى القربى اطلاق شده است.

در اين مورد نيز حق با حضرت فاطمه مى باشد. زيرا بر طبق نص قرآن شريف خمس غنائم اختصاص دارد به مصارف مذكور در آيه، و بايد به دست ذوى القربى و يتيمان و تنگدستان و به راه ماندگان بنى هاشم برسد. اين ديگر ارث نبود تا ابوبكر بگويد: من از پيغمبر شنيدم كه مى فرمود: ما ارث نمى گذاريم. حضرت فاطمه عليهاالسلام به ابوبكر مى فرمود: خدا در قرآن كريم مقرر فرموده كه يك سهم از خمس در ذوى القربى به مصرف برسد، تو كه مصداق ذوى القربى نيستى چرا حق ما را گرفته اى؟.

انس بن مالك مى گويد: فاطمه نزد ابوبكر رفت و فرمود: خودت مى دانى كه به ما اهل بيت ستم نمودى و ما را از صدقات رسول خدا و سهم غنائم كه در قرآن كريم براى ذوى القربى تعيين شده محروم ساختى. خدا در قرآن مى فرمايد: (واَعْلَموا اَنَّما غَنِمْتُم مِنْ شَي ءٍ فَاِنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلْرَّسُولِ وَ لَذِى الْقُربى).

ابوبكر در جواب گفت: پدر و مادرم به فداى تو و پدرت اى دختر رسول خدا! من پيرو كتاب خدا و حق رسول اكرم و حق قرابت هستم كتابى را كه شما مى خوانيد من نيز خوانده ام ليكن بنظرم نيامده كه يك سهم از خمس را بالتمام به شما بدهم.

فاطمه فرمود: اين سهم از خمس مال تو و خويشان تو است؟ گفت: نه، بلكه مقدارى از آن را بشما مى دهم و بقيه را در مصالح مسلمين بمصرف مى رسانم. فاطمه فرمود: اين حكم خدا نيست. گفت: حكم خدا همين است. [شرح ابن ابى الحديد ج 16 ص 230.]