چرا تعلیم و تربیت مهم ترين هدف رسالت پيامبران است؟

مهم ترين هدف رسالت پيامبران، به ويژه پيامبر گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله) تعليم و تربيت انسان ها بوده است. در قرآن كريم مى فرمايد: همانا كه خدا بر مؤمنان منّت نهاد كه رسولى از خودشان را فرستاد تا آيات خدا را برايشان بخواند و نفوس آنان را از آلودگى ها پاك سازد و به آنان كتاب و حكمت بياموزد.

يكى از مهم ترين ويژگى هاى انسان، تربيت پذيرى است كه از آغاز پيدايش شروع شده و در طول تاريخ ادامه داشته و خواهد داشت. تعليم و تربيت يك نشو و نماى مداوم انسانى است كه نسل بزرگ تر حاصل آموخته ها و تجربه هاى خود و گذشتگان را به نسل كوچكتر منتقل مى سازد. ترقى و تكامل و تمدن انسان ها در ابعاد مختلف، معلول همين تعليم و تربيت عمومى است.

تعليم و تربيت تا ساليان دراز يك حرفه نبود و مسئولان خاصى نداشت، بلكه پدران و مادران و بزرگان قبيله اين وظيفه مهم را انجام مى دادند. با ازدياد نسل انسانى و توسعه علوم و فنون مسئله تعليم و تربيت پيچيده تر و دشوارتر شد، به گونه اى كه مشكلات آن، پيرو آن، گروهى از دانشمندان بر آن شدند تا اوقات خود را در مسائل و مشكلات تعليم و تربيت صرف كنند و به تحقيق و پژوهش بپردازند. و نتيجه هاى تحقيقات خود را به صورت شفاهى يا تأليف كتاب در اختيار اوليا و مربيان قرار دهند. كارشناسانى به وجود آمدند و هزاران كتاب نوشته شد و تعليم و تربيت به صورت يك دانش و حرفه درآمد.

طبعاً در ميان دانشمندان اين فن، در موضوعات و شيوه هاى تربيتى، اختلاف نظرهايى پيدا شد و مكتب هاى مختلف تربيتى به وجود آمد. ما در اين فرصت كوتاه نمى توانيم به نقد و بررسى آن مكتب ها بپردازيم، اما به صورت كوتاه عرض مى كنم كه همه اين مكتب ها در اين جهت اشتراك دارند كه جنبه مهم انسانيت را ناديده گرفته و او را جز حيوانى تكامل يافته نمى دانند كه با مرگ نابود خواهد شد. در آفرينش او هدفى جز لذت جويى و ادامه زندگى دنيوى چيزى وجود ندارد. با چنين ديدگاهى، براى تعليم و تربيت او برنامه ريزى مى كنند.

اسلام نيز در تعليم و تربيت انسان ها مكتب خاصى دارد كه از نوع جهان بينى و انسان شناسى او سرچشمه مى گيرد. مكتب تربيتى اسلام بر اصول و مبانى زير كه با براهين قطعيه به اثبات رسيده استوار گشته است:

1 . جهان آفريدگارى دارد كه آن را آفريده و اداره مى كند.

2 . انسانيت انسان در جسم عنصرى و نامى و نفس حيوانى و غرائز و احساسات آن خلاصه نمى شود. بلكه علاوه بر آن ها داراى روحى مجرد و ملكوتى است كه با مردن نابود نمى شود، بلكه از اين جهان به جهان آخرت انتقال مى يابد.

3 . آفرينش انسان بى هدف و لغو نيست. بدين هدف آفريده شده تا با علم و عمل صالح و اخلاق نيك روح انسانى خود را پرورش و تكامل دهد و براى زندگى خوب و نورانى جهان پس از مرگ آماده سازد.

4 . براى انسان ها جهان ديگرى مقرر شده تا افراد صالح و نيكوكار به پاداش نيك برسند و تبهكاران كيفر ببينند.

5 . انسان در همين جهان دو زندگى دارد: يكى زندگى دنيوى كه مربوط به جسم و نفس حيوانى اوست، ديگرى زندگى باطنى كه مربوط به روح انسانى اوست، انسان در همين جهان در باطن ذات خود يا به سوى كمال و جمال و نورانيت مطلق سير و صعود مى كند، يا به سوى حيوانيت و ظلمات تنزل مى نمايد. اين دو نوع زندگى از نوع عقايد، اخلاق و كردار انسان ها سرچشمه مى گيرند.

بنابراين، در مكتب تربيتى اسلام جنبه هاى مختلف جسمانى، نفسانى و روحانى انسان و حيات دنيوى و باطنى نيز مورد عنايت قرار مى گيرند.

ناگفته نماند كه اصول مكتب تربيتى اسلام روشن است; ولى شيوه ها و روش هاى تربيتى به طور تفصيل، بدان گونه كه در كتاب هاى تعليم و تربيت آمده بيان نشده است. البته در قرآن و احاديث به برخى شيوه ها اشاره شده است. مانند گفت و گو و استدلال. پند و نصيحت، بحث و جدال، نشان دادن الگو، نرمش و مدارا، تشويق، تنبيه، احسان در برابر بدرفتارى، بخشش و گذشت، احترام، محبت، ولى اين مقدار در حل مشكلات پيچيده و دشوار تربيتى كافى به نظر نمى رسد. در اين باره ناچاريم از كتاب هاى تربيتى كه حاصل تجربه ها و پژوهش هاى كارشناسان است استفاده كنيم، ولى بايد همواره به چند نكته مهم توجه داشته باشيم:

1 . نويسندگان و كارشناسان علوم تربيتى تنها به بعد جسمانى و حيوانى تربيت شوندگان نظر دارند و غالباً از بعد انسانى و آثار و لوازم آن غفلت دارند. بايد مراقب باشيم رهنمودهاى آنان به جنبه انسانى و حيات باطنى آنان لطمه اى وارد نسازد.

2 . دانشمندان علوم تربيتى به همه چيز حتى اخلاق از ديد زندگى دنيوى مى نگرندو از تأثيرات نفسانى آن ها غفلت دارند، بايد مراقب باشيم تربيت شوندگان به مادى نگرى صرف كشيده نشوند.

3 . اين دانشمندان در پرورش انسان تنها به عمل مى نگرند و از عقيده و نيت غفلت دارند و اين يك اشتباه است. كوتاه سخن اين كه آراء تربيتى اين دانشمندان قابل استفاده است و نمى توان يك سره آن ها را مردود شمرد، ولى نه در همه جا و براى همه كس، بلكه بهره گيرى از آن ها نياز به يك نوع كارشناسى اسلامى دارد تا آن ها را با ضوابط و معيارهاى اسلامى بسنجد و اصلاح و تكميل كند.

در پايان تذكر اين نكته را لازم مى دانم: در كتاب هاى حديث احاديثى ديده مى شود كه به برخى از شيوه هاى تربيتى سفارش مى كند، ولى نمى توان به طور مطلق، در همه جا نسبت به هركس معتبر و قابل عمل دانست، زيرا برخى از آن ها ضعيف هستند و حجيت شرعى ندارند و نمى توان به طور قطع آن ها را به اسلام نسبت داد. اگر هم از لحاظ سند صحيح باشند باز هم نمى توان آن ها را در همه جا و نسبت به هر مورد معتبر و قابل عمل دانست. بهره گيرى از احاديث تربيتى نيز نياز به كارشناسى تربيتى اسلامى دارد.

مثلاً اگر در حديثى كتك زدن را به عنوان يك وسيله و شيوه تربيتى معرفى كرده نمى توان و نبايد آن را كلى و در همه جا و براى هر كس مفيد و قابل عمل دانست، زيرا در برخى موارد نه تنها مفيد نخواهد بود، بلكه ممكن است نتيجه معكوس داشته باشد.

پاورقی:

(1) آل عمران(3) آيه 164: (ولقد منّ الله على المؤمنين اذبعث فيهم رسولاً من انفسهم يتلوا عليهم آياته و يزكّيهم و يعلم الكتاب و الحكمة).بدون برنامه ريزى و كار دقيق كارشناسى امكان نداشت.


منبع:
اسلام و تعليم و تربيت، ص:17- 20
اثر: آيت الله ابراهيم امینی