ضرورت همکاری و همفکری حوزه علوم اسلامی و سازمان صدا و سیما

بسم الله الرحمن الرحيم

ضرورت همکاری و همفکری حوزه علوم اسلامی و سازمان صدا و سیما

گر چه تبلیغ و نشر فرهنگ اسلام یک وظیفه همگانی است لیکن حوزه های علمیه و علمای دین در این رابطه مسئولیت سنگین تری را برعهده دارند. از آنجا که علمای دین حاملان علوم نبوت و کارشناسان مسایل اخلاقی، اجتماعی ، عقیدتی، فقهی، تربیتی، تفسیری، حدیثی و تاریخی اسلام هستند، مسئولیت نشر احکام اسلام اولاً و با لذات بر عهده آنان نهاده شده است. علمای اسلام در طول تاریخ، و حتی در عصر ائمه معصومین علیهم السلام ، این مسئولیت بزرگ را، از طریق بحث و مناظره، با تالیف و نشر کتاب، و با ایراد خطابه و سخنرانی در مساجد و مجامع عمومی، و گاهی بوسیله تماس و مذاکره خصوصی با افراد، انجام می دادند. در قرن اخیر گاهی از طریق نشر مجلات دینی و نوشتن مقاله در روزنامه ها نیز کم یا بیش استفاده می شد. البته وسایل تبلیغ در آن زمانها همین ها بود، علمای اسلام همانند علمای سایر ادیان در طریق نشر فرهنگ دین از آنها استفاده می کردند.

اما در قرن اخیر و اختراع رادیو و چندی بعد اختراع تلویزیون و گسترش سریع این دو، تحولی عظیم در وسایل تبليغ و ارتباط جمعی در جهان به وجود آمد. این دو وسیله با سرعت گسترش یافتند و در اندورون خانواده ها و حتی چادرنشینان راه یافتند. زیرا هم نسبتا ارزان و کم خرج هستند ، هم جالب و آموزنده و بهترین وسیله سرگرمی، و هم راحت و سهل الوصول، برنامه ها نیز چون متنوع است و در تهیه آنها از هنر و ذوقیات استفاده می شود جاذبه ویژه ای دارند و غالبا خسته کننده نیستند. و چنانچه احیانا غیر مطلوب و خسته کننده بود با زدن یک دکمه خاموش می شود. به ویژه برنامه های تلویزیون، چون همراه با تصویر است از جاذبه والایی برخوردار است.

بنابراین، رادیو و تلویزیون را در زمان حاضر می توان به عنوان مهمترین و موثر ترین وسیله تبلیغات به شمار آورد. و به همین جهت دولتها نسبت به توسعه آنها توجه خاصی به عمل می آورند و در راه رسیدن به اهداف خود از آنها کاملاً بهره برادری می نمایند. و در اداره آنها بودجه های کلانی را به مصرف می رسانند.

متاسفانه این دو وسیله تبلیغاتی بسیار مهم در انحصار دولتها قرار گرفته که مسئولین آنها غالبا چندان تقیدی به مسائل دینی ندارند، زیرا اگر چه امکان دارد اکثریت مردم بعض کشورها تابع دین باشند ولی حکومتها دینی نیستند و بر طبق ضوابط ینی اداره نمیشوند تا مسئولین آنها خود را ملزم به تبلیغ و نشر فرهنگ دین بدانند. و از همین جاست که رادیو و تلویزیون کشورها به صورت مستقل و جدای از دین اداره می شوند تنها اهداف زمامداران و خوش آمد و سرگرمی و تفریح شنوندگان و بینندگان را تعقیب می نمایند. البته امکان دارد گاهی برنامه های دینی هم داشته باشند ولی برنامه دینی داشتن مطلبی است و حاکمیت فرهنگ دین بر کلیه برنامه های صدا وسیما مطلبی دیگر.

صدا و سیمای ایران قبل از انقلاب نیز به همین گونه اداره می شد و به طور کامل در اختیار تامین اهداف رژیم غیر دینی پهلوی قرار داشت .گر چه گاه گاه برنامه های دینی داشتند، ولی فرهنگ اسلام بر آن حاکمیت نداشت . و علماء دین و حوزه های علمیه نمی توانستند در تبلیغ و نشراحکام اسلام از آن دو وسیله مهم تبلیغاتی استفاده نمایند یا بر برنامه های آنها نظارت نمایند.

اما با پیروزی انقلاب اسلامی ایران اوضاع کاملا دگرگون شد. حکومتی کاملاً اسلامی پایه گذاری شد که خود را در اجرای احکام اسلام و تمام شئون اجتماعی، سیاسی ، اقتصادی، عقیدتی، تربیتی ، اخلاقی ملزم می دید. در این زمان صدا و سیما به طور کامل در اختیار دین و مکتب غنی اسلام در آمد. در آن زمان از حوزه علمیه انتظار می رفت که از این فرصت بسیار مهم استفاده کند و با یک تحول و انقلاب درونی و سریع نیروهای خود را در جهت بهره گیری از این دو وسیله مهم ، در راه تبلیغ و نشر فرهنگ غنی اسلام آماده و بسیج نماید. و عملاً آن را در قبضه و تحولات اشراف و هدایت مستقیم خود قرار دهد.

اتفاقاً عموم مردم مسلمان و انقلابی ایران بالاخص نسل تحصیل کرده و جوان چنین انتظاری را از حوزه علمیه داشت که از این وسیله مهم استفاده کند و معارف و احکام و قوانین نورانی و ارزشهای اصیل اسلام ناب محمدی را در اختیار علاقه مندان قرار دهد.

ولی متاسفانه حوزه علمیه در اثر غفلت و عدم آمادگی و درک موقعیت، در انجام این وظیفه کوتاهی کرد و در جایگاه شرعی خویش استقرار نیافت. در نیتجه در صدا و سيما انقلابی به وجود نیامد و کار به اهلش سپرده نشد. بلکه با اندکی تصرف، با حفظ استقلال از حوزه علمیه، همانند سابق به ادامه کار خویش مشغول شد. علمای حوزوي هم در تبلیغ و نشر فرهنگ اسلام به همان روش سابق خود یعنی ایراد خطابه و سخنرانی بسنده کردند و در انتظار نشستند تا اگر مسئولین صدا و سیما در مواقع خاصی برای اجرای برنامه ای دعوت نمودند، و آن را مزاحم اشتغالاتی حوزوی خود نداستند، بپذیرند و به اصطلاح انجام وظیفه نمایند. تدریجاً هنرمندان سابق نیز بر طبق احتیاج و ضرورت به میدان آمدند، و با استقلال کامل از حوزه های علمیه و علمای دین به فیلمسازی و اجرای برنامه مشغول شدند. علمای دین هم به صورت ناظر درآمدند و چنانچه در برنامه ها نقص و یا کمبودی را مشاهده کردند فقظ به انتقاد و عیب جویی اکتفاء می کنند.

با وجود برنامه جالب و سهل الوصول و متنوع صدا و سیما متاسفانه مجالس دینی و سخنرانی های سنتی تدریجاً جاذیبت خود را از دست می دهد و خلوت تر می شوند و حوزه های علوم اسلامی منزوی تر می گردند. به گونه ای که اگر وضع بدین منوال بگذرد، در آینده ای نه چندان دیر علمای حوزوی موقعیت تبلیغاتی خود را از دست خواهند داد و تبلیغات دین یکسره در اختیار کسانی قرار می گیرد که در علوم اسلامی کارشناس نیستند، و این خسارتی است بس بزرگ و خطرناک.

بنابراین بر علمای دین و مسئولین حوزه های علوم اسلامی فرض و لازم است که با یک حرکت سریع و انقلابی غفلت ها و کوتاهی های گذشته را جبران کنند، و با برنامه ریزی دقیق جمعی از طلاب لایق و خوش ذوق را برای حضور فعال درصدا و سیما و همکاری و همفکری با مسئولین و هنرمندان و کارگزاران این نهاد مهم پرورش دهند و آماده سازند. افرادی را پرورش دهند که علاوه بر کارشناسی در علوم مختلف اسلامی، در فن نویسندگی ، داستان نویسی، داستان گویی، سخن گویی، روان شناسی، علوم تربیتی نیز تخصص داشته باشند، حتی با هنر و ظرافتهای فیلمسازی نیز به مقدار امکان آشنا باشند. اگر چنین رشته ای در حوزه علميه بوجود آمد و چنین افرادی را پرورش داد و آ»اه ساخت، مسئولین و هنرمندان و کارگزاران صدا و سیما نیز به وجود آنان انحساس نیاز خواهند کرد و استفاده از آنان را با اغوش از پذیرا خواهند شد، چنین افرادی در هم مراحل فیلمسازی، از تهیه سوژه و سناریو نویسی و تهیه نمایش نامه نمویسی گرفته تا مراحل اجرا می توانند با این نهاد همکاری کنند و از نزدیک بر امور نظارت داشته باشند. در چنین صورتی حوزه علمیه می تواند مهمترین و حساس ترین وسیله پخش افکار و تعلیم و تربیت را در اختیار بگیرد و به طور مستقیم و غیر مستقیم به نشر علوم و معارف و ارزشهای اصیل اسلام بپرازد. و فرهنگ غنی اسلام را نه تنها در بین مردم ایران بلکه در اختیار علاقه مندان دیگر کشورها قرار دهد.

از سوی دیگر مسئولان و کارگزاران صدا و سیما نیز لازم است به چند نکته مهم توجه نمایند:

1.جمهوری اسلامی ایران یک نظام مکتبی و اسلامی است که بزگترین وظیفه اش اسلامی شدن ، یعنی پیاده کردن احکام و قوانین حیات بخش اسلام در همه شئون مادی و معنوی، دنیوی و اخروی، اجتماعی و انفرادی مردم است و اگر جز این باشد نظام اسلامی نخواهد بود.

2.هزینه های سنگین صدا و سیما از اموال عمومی مردم مسلمان تامین می شود، بنابراین باید در خدمت نظام اسلامی و مسلمانان باشد.

3. صدا و سیما مهمترین وسلیه تبلیغ و نشر فرهنگ اسلام و بهترین وسیله تعلیم و تربیت و رشد و تعالی افراد و موثرتین و سیله مبارزه با مفاسد اخلاقی و اجتماعی و تهاجم فرهنگی است.

4. رادیو و تلویزیون یک وسیله عمومی است و در اختیار همگانی قرار دارد . پیرو جوان ، زن و مرد ، دانشمند و بی سواأ، ثروتمند و تهیدست، روستایی و شهری، سالم و بیمار همه از این وسیله استفاده می کنند.

5. تربیت فن بسیار ظریفی است که به اطلاعات ویژه خود نیاز دارد.

6.تماشاگران و شنوندگان یک سان نیستند بلکه از لحاظ جسمی و روانی، اوضاع و احوال خانوادگی، امکانات و شراط زندگی، سوابط و مایه های تربیتی ، و غیره تفاوتهایی در بین آنان وجود دارد. در نتیجه تربیت پذیری آنان نیز متفاوت خواهد بود.

7. گویندگان و فیلمسازان این قدرت را ندارد که شنوندگان و تماشگران خود را مستقیما به سوی اهداف سخنرانی و فیلم هدایت کنند و بر طبق دلخواهشان پرورش دهند. بلکه شنوندگان و تماشا گران هستند که بر طبق شرایط ویژه خود موضوع مناسب خود را انتخاب می کنند و خود را می سازند . گاهی از یک کلمه یا جمله متاثر می شوند، گاهی طرز سخن گفتن و لهچه را می پذیرند گاهی از مد لباس و رنگ آن ، یا نوع آرایش مو، یا هر نوع حرکت دیگر سخنگو یا مجریان فیلم تقلید می کنند.

کوتاه سخن این که درست معلوم نیست که شنونده یا تماشا گر از کجای سخن یا فیلم تاثر و تربیت می پذیرند؟ از نکات مثبت یا منفی؟ خوب یا بد؟

بنابراین گویندگان و فیلمسازان باید به جزییات گفتار و حرکات خود کاملا توجه داشته باشند . مبادا نکات زشت و بد آموز در آن وجود پیدا می کند و فرد یا افرادی را به سوی خود جذب نمایند.

8.درست که سخنرانی ها و فیملها باید جالب و جاذب باشد و هنرنمایی در این جهت مطلوب است ولی هنر انصالت ندارد و رادیو و تلویزیون نباید وسیله سرگرمی شود. بلکه ارزش هنر بوسیله محتوا و پیام آن است. تعلمی و تربیت صحیح است که به هنر و سخن ارزش می دهد. هنری که بد آموزی داشته باشد، یا بی هدف باشد و موجب تعضییع اموال و نیروها و عمر افراد باشد نه تنها ارزش ندارد بلکه از دیدگاه عقل و اسلام ضد ارزش است.

بنابراین ایراد سخنرانی خوب و مفید و ساختین فیلم آموزنده بی عیب کار بسیاری دشواری است. و در این باره نمی توان به صرف خوب سخن گفتن یا هنر نمایی بسنده کرد. بلکه یک سخنران خوب و مفید و یک فیلمساز ارزشمند در صورتی می تواند کار خوب و بی عیبی انجام دهد که با مسائل اسلامی: عقائد و معارف، اخلاق خوب و بد، مسائل اجتماعی، نکات روانشناسی و تعلیم و تربیت اسلامی کاملا آشنا باشد. صحیح را از ناصحین و ارزشها را از ضد ارزشها کاملا تشخیص دهد.

و چون هنرمندان و و تولید کنندگان و مجریان برنامه های صدا و سیما غالبا در مسایل گوناگون اسلایم تخصص ندارند و اسلام شناس کامل نیستند، در جنبه های اسلامی و تربیتی برنامه ها به علمای حوزی و کارشناسان مسائل اسلامی نیاز شدید دارند. به ویژه در مورد تهیه نمایشنامه ها و سناریو نویسی و تهیه و تنظیم برنامه های سازنده و روشنگر و مفید عقیدتی، اخلاق و اجتماعی .

بنابراین با توجه به اینکه صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، یک نهاد مکتبی و اسلامی و بهترین و بهترین وسیله نشر فرهنگ غنی اسلام است، در تحقق آن ، همکاری و همفکری مستقیم علمای حوزوی یا هنرمندان و فیلمسازان و برنامه ریزان صدا و سیما کاملا ضرورت دارد. و جدایی این دو نهاد از یکدیگر موجب نقصان و خسارت شد

ناگفته نماند که گر چه بعد از پیروزی انقلاب صدا و سیما در برخی از برنامه های از علمای حوزوی نیز استفاده می کنند. و در بین آنان کم یا بیش ارتباطی برقرار است. لیکن در اسلامی بودن کامل این نهاد نمی ـوان به این مقدار اکتفا کرد، بلکه ارتباط مستقیم این دو ، در تمام مراحل برنامه ریزی و اجرا ضرورت دارد.

البته چنانکه قبلا نیز یادوار شدیم ف چنین موضوع مطلوبی در صورتی امکان پذیر است که حوزه علمیه قبلا در پرورش افراد شایسته اقدام کند و اعلام آمادگی نمایدف بعد از آن نیز مسئولین انقلابی و متعهد صدا و سیما است که در همکاری و نزدیک شدن این دوقشر جدیدت نمایند.

در خاتمه تذکر این نکته را لازم میدانم در شرایط کنونی نیز ارتباط و همکاری بیشتر بین حوزه و صدا و سیما وجود دارد . زیرا خوش بختانه در بین طلاب فاضل و جوان حوزه افراد خوش فکر و شایسته و خوش ذوقی وجود دارد که در فن نویسندگی، گویندگی ، داستان نویسی، قصه گویی، رمان نویسی شعر بسیار خوب و قابل استفاده هسند. حتی افرادی وجود دارند که با اندکی کارآموزی و تمرین از عهده فیلم سازی نیز برمی آیند. مسئولین خیر اندیش و صدا و سیما هم کنون می توانند این افراد را شناسایی و به همکاری رسمی دعوت نمایند ، عملا فاصله و جدایی بین این دو قشر را بردارند و همکاری نیزدیک را گر چه در سطح محدود شروع نمایند.

علاوه بر این ، در بین فضلا و دانشمندان حوزه افراد وروشنفکر و خوش ذوقی و خوش ذوقی وجود دارد که می توانند در تهیه سناریو، با نظرات و بررسی نمایش نامه با صدا و سیما همکاری نزدیک داشته باشند .

پیشنهاد می کنیم مسئولین صد و سیما از امکانات موجود استفاده کنند و تقریب بین این دو نهاد را شروع کنند . خود ین عمل مقدمه ای بر آمادگی و و همکاری بیشتر خواهد شد. "به امید آن روز"

ابراهیم امینی _ 73/12/8