جایگاه دعاء در دین

بسم الله الرحمن الرحيم


جایگاه دعاء در دین

دعا در اسلام یک جایگاه ویژه ای دارد. بعد از قرآن و بعد از حدیث، سومین منبع علوم و معارف اسلامی است. از این جهت شما وقتی که در کتب حدیث بررسی می کنید، می بینید که بخش عظیمی از این کتب را دعا اشغال کرده است. این نشانه عظمت و اهمیت جایگاه دعاء است .یکی از کتب ادعیه ای که به صورت خصوصی مورد نظر بوده و قرنهاست که مشهور به زبور آل محمد است . کتاب شریف و ارزشمند صحیفه سجادیه است.

خوشبختانه اخیراً برخی از دانشمندان به این فکر افتاده اند که نسبت به جمع آوری صحیفه ها اقدام کنند و در طول سالیان اخیر «صحیفه النبوية » در دو جلد که شامل احادیث و دعاهای پیامبر اکرم (ص ) است و « صحیفه العلومة» که دعاهای حضرت امیرالمومنین (ع) است را گرد آوری کرده اند . همچنین «صحیفه الکاظیمه » که مجموعه دعهای حضرت موسی بن جعفر (ع) است را منتشر کرده اند. امیدواریم که این حرکت ادامه داشته باشد. زیرا همه ائمه ما اهل دعا و نیایش بوده اند و این امر بهترین دلیل بر اهمیت دعا در دین اسلام است.

این اقداماتی که در خصوص جمع اوری ادعیه صورت گرفته است بسیار خوب و ارزشمند است ولی کافی نیست و نیاز به کارهای بیشتری داریم.

 

دعا نشانه ایمان به خداست

از قرآن استفاده می شود که دعا کردن یک عبادت است و ترک آن استکباراست و حتی دعا نکردن در حد شرک و کفر شمرده شده است. زیرا دعا به معنای خواستن و کرنش در برابر معبود است و هر کسی که خدا را قبول دارد باید این کرنش را داشته باشد و تفاوتی هم ندارد که این کلمات را از معصوم باشد یا دعاهایی باشد که ما به زمان خودمان بیان می کنیم.

تسامح در سند ادعیه

در بین ما این جنبه عبادی دعاها محفوظ مانده و خواندن دعا در بین ما بعنوان یک عبادت رایج شده است. مثلاٌ دعای کمیل، دعای سحر، دعای مکارم الاخلاق و ... را بعنوان عبادت می خوانیم. البته این کار صحیح است و باید خوانده شود ولی این که فقط دعا خواندن را عبادت بدانیم یک مشکلی را هم به وجود آورده است و اآن مشکل «تسامح در سند » است. مثلا می گویند که این دعا است و خیلی نیازی نیست که بررسی کنیم که ایا سند آن واقعاً صحیح است یا خیر!

البته این موضوع از جنبه دعا چندان مشکلی ندارد. ولی یک نكته مورد غفلت واقع شده است و آن این که دعا و خصوصاً ادعیه ای که از ائمه اطهار (ع) به ما رسیده اند فقط این عبارات نیستند بلکه این دعاها یکی از منابع علوم و معارف ما به شمار می آیند؛ چنانکه این طور هم هست.

اکنون اگر دقت کنید، بسیاری از معارف دینی ما متخذ از همین دعاها است. با کمی بررسی و دقت می توانیم این مساله را درک کنیم که بسیاری از معارف و عقاید ما از همین ادعیه گرفته شده است.

اگر ادعیه منبع معارف دینی و عقاید ما باشند، دیگر نمی توانیم آنها را مشمول «تسامح در سند» کنیم، زیرا اینها برای ما ایجاد عقیده می کنند. لذا اگر روایت صحیح باشد، عقیده متخذ از آن نیز صحیح خواهد بود و اگر روایت مشمول «تسامح در سند» شد، عقیده اتخاذ شده از آن دلیل معتبری نخواهد داشت.پس به این اعتبار که این از منابع معارف دینی ما است باید در سندش بحث شود و درست نیست که به آن بی توجهی کنیم و بگوییم هر چه می خواهد باشد. باید در این قسمت کار شود و ادعیه و زیارت نامه های معتبر شناخته شده و جمع اوری و بررسی گردد؛ این یک ضرورت است.

در مواردی، هنگامی که برخی از معارف را بیان می کنیم، عده ای می گویند که این مطلب با بیان فلان دعا تطابق ندارد. حال اگر این دعا دارای سند صحیح باشد ، هیچ مشکلی نیست و قبول می کنیم. اما اگر سند درستی نداشته باشد، نباید به آن استناد کنیم. همین مطلب موجب می شود که معارف ما با مشکل مواجه شود . بنده از عزیزانی که به این فکر افتاده اند تا دعاها را احیاء کنند، تقاضا دارم که این جهت را مورد غفلت قرار ندهند.

 

بازبینی ادعیه

دعاها از چند جهت محتاج بررسی مجدد است، یکی از جهت سندای کاش ما اکنون یک کتاب دعایی داشتیم که از نظر سند معتبر بود و ما می توانستیم اینها را به همه عرضه کنیم. بعد از جهت محتوی هم باید بررسی شود. برخی از دعاها دارای محتوای بسیار عالی است که دنبال رو احادیث و قرآن است، ولی برخی دعاها وجود دارند که از نظر سند و یا محتوا بسیار ضعیف هستند و اینها را نمی توانیم به افراد نکته سنج ارائه دهیم. و مطب سوم که مورد نیاز است، این است که اهداف ائمه اطهار و پیامبر در این دعاها ذکر شود . باید ذکر شود که اهداف آنها از این دعاها چه بوده است. ایا فقط دنبال این بوده اند که یک دعایی به مردم ارائه دهند تا بخوانند و ثواب ببرند! یا اهدافی در تربیت اخلاقی و سیاسی انسان ها داشته اند.

اگر انسان با دقت کتب ادعیه را بررسی کند متوجه می شود که در ورای این کلمات اهداف بسیار بزرگی در تربیت و آگاه سازی انسان ها نهفته است . بعنوان مثال ، دعای مکارم الاخلاق سرشار از آموزش هایی است که متاسفانه اکنون مورد غفلت واقع شده است و فقط به جنبه عبادی آن پرداخته شده است.

به هر حال جنبه های گوناگون دعاها نیاز به بررسی دارد که انشاء الله فعالیت های مفیدی در این بخش انجام خواهد شد. این را نیز توجه داشته باشید که این کار نیاز به یک کار گروهی دارد، کار فردی نمی تواند مفید فایده باشد. همچنین باید با عنایت و دقت بسیار زیاد صورت گیرد و از عجله هم خودداری بشود.

لزوم پاسخگویی به شبهات مرتبط با ادعیه

در مورد دعا اشکالاتی وجود دارد که نیاز به پاسخ دارد . مثلا یکی از اشکالات آن است که برخی می گویند: «ما دعا می کنیم و مستجاب نمی شود.» «در خطبه های نماز جمعه دعا می کنند مستجاب نمی شود.» چرا اين گونه است؟

شخصی آمده بود و می گفت که ما مدتی آمدیم به جمکران و حرم حضرت معصومه (س) و مستمر دعا کردیم ولی مستجاب نشد و حتی تهدید می کرد که دیگر نماز نمی خوانم زیرا خدا دعای مرا مستجاب نکرده است. يا مثلاً خانمی می گفت من دیگر حرم امام رضا (ع) نمی روم زیرا رفتم و متوسل شدم ولی دعای من مستجاب نشده است. این یک اشکالی است که باید پاسخ گفته شود.

یک سوال دیگری که وجود دارد این است که عده ای می گویند: «آیا آنچه ما از خدا می خواهیم به مصحلت ما است یا نه! اگر مصحلت است ، خدا که بخیل نیست آن را به ما عطا می کند و اگر مصلحت نیست هر چه ما بگوییم فایده ندارد؛مستجاب نمی شود.»

حال وظیفه ما این است که برای همه این سوالات، با استفاده از آیات و روایات و با دلایل روشن، پاسخی روشن و مستدل ارائه کنیم.

دعا در قرآن

دعا یعنی یک نوع خواستن و خواندن مدعو که در حال دعا کننده ترحم نماید. در قرآن شریف آیه ای است که می فرماید:

«و اذا سئلک عبادی غنی فانی قریب اجیب دعوه الداء اذا دعان فلیستجیبوا لی و لیومنو بی لعلهم یرشدون»[1]

ای پیامبر (ص) هنگامی که بندگان من از تو سئوال می کند پس به آنها بگو که من به آنها نزدیک هستم و هر كس که مرا بخواند او را اجابت خواهم گرد...

اینجا «عباد» جمع «عبد» است و عبد یعنی «بنده » و بنده انسانی است که انسان دیگری او را تحت تملک خود در آورده و او باید هر چه مالک می گوید انجام دهد. و این تملک را تملک اعتباری می گویند. اما آیا در این مورد عبد خدا هم به همین معنا است؟ آیا رابطه انسان را با خدا رابطه مالک و مملوکی است؟ یعنی آیا مملوکیت ما در برابر خدا یک مملوک اعتباری است؟

خیر ! ما مملوک خدا هستیم ولی نه از نوع اعتباری بلکه از نوع واقعی. یعنی خداوند تکویناٌ ما را در اختیار دارد نه اعتبارا. همه وجود ما، فعل ما ، قدرت ما و هر چه داریم جزء ملک خدا ست. وقتی این حالت شد، نوع رابطه بسیار متفاوت می شود.

وقتی می فرماید « و اذا سئلک عبادی» این عبادت یک عبارت تکوینی است . یک معبودیت اعتباری نیست که بتوان آن را در اختیار دیگران قرار داد.

سپس می فرماید: «فانی قریب» نمی فرماید « فقل انی قریب» بلکه ا زجانب خودش پاسخ می دهد و می فرماید: «فانی قریب».

اینکه خود را نزدیک به بندگان معرفی می کند،نزدیکي زمانی و مکانی نیست بلکه نزدیکی علت و معلول است. رابطه ای است که بندگان فقیرند و عبد واقعی هستند. می فرماید که وقتی که آنها بنده من شدند من از همه چیز به آنها نزدیک تر هستم.

این نزدیک بودن را برای چه می فرماید؟ منظورش این است که در این شرایط همه امور شما را در اختیار دارم.

« یا ایها الناس انتم الققراء الی الله و هو الغنی الحمید»

ای مردم! شمایید که نیازمند به خدا هستید و او ست که بی نیاز و ستایش شده است.

می فرماید: « اجیب دعوه الداء اذا دعان» وقتی مرا بخوانند، من اجابت می کنم. این « اذا دعان» چند مطلب را می رساند.

اول این که باید دعا باشد یعنی از صمیم قلب بیان شود. ولی دعاهای ما معمولا دعاهای صوری است. مطلب دیگر در این قسمت از آیه آن است که می فرماید «دعان» یعنی مرا بخواند . منظورش این است که امید به دیگری نداشته باشد . فکر نکند که دیگری هم می تواند خواسته او را برآورده کند. پس هدف از خواستن ، باید خواستن واقعی فعلی باشد، نه این که چیزی را به زبان بگوید . ولی در قلبش چیز دیگری را بخواهد. مثلا از خدا فرزندی بخواهد ولی اگر به او خبر دهند که فرزند تو ناصالح خواهد شد، دیگر ان را نمی خواهد. یعنی در باطن مصلحت می خواهد و فرزند را نیز برای مصلحت می خواهد و اگر به مصلحت او نباشد آن را نمی خواهد.

لذا هر جا دعا، دعای واقعی باشد، استجابت هم حتمی است. ولی دعاهای لفظی و صوری دعای واقعی نیست و نمی توان اشکال کرد که چرا مستجاب نمی شود.

قال الصادق (ع): « ان الله لا یستجیب دعاء بظهر قلب سا فاذا دعوت فاقبل بقلبک ثم استیقن الاجابه»[2]

موسیبی بن جعفر (ع) قال: « قال قوم للصادق (ع) : ندع الله فلا یستجاب لنا، قال (ع): لانکم تدعون من لا تعرفونه.» [3]

شخصی می گوید شنیدم حضرت صادق (ع) می فرماید:

« ادع و لا تقل قد فرغ الله من الامر فان لدعاء هو العبادة»[4]

دعا کن و نگو کار تمام شد و دیگر فایده ندارد همانا دعا کردن عبادت است.

امام سجاد (ع) در دعایی که در وداع با ماه مبارک رمضان دارد می فرماید:

«و قلت ادعونی استجب لکم ان الذین یستکبرون عن عبادتی سیدخلون جهنم داخرین و سمیت دعائک عباده و ترکه استکبارا و توعدت علی ترکه دخول جهنم داخرین»[5]

ما باید دعاها را برای مردم توضیح بدهیم و مردم را متوجه کنیم که این دعاها نیاز دارند و باید از انها بهره گیرند.

خداوند متعال توفیق عبادت و دعای واقعی را به همه عنایت بفرماید.

[1] سوره مبارکه بقره / آیه 186.
[2] بحار الانوار / ح 90 / ص 323.
[3] مستدرک الوسائل, میرزای نوری / ج 5 / ص 191.
[4] مجمع القائده : المحقق اردبیلی / ج 2/ ص 310.
[5] صحیفه کامله سجادیه / دعای 45.