محاسبه اعمال

محاسبه اعمال

 

از نظر آیات و احادیث، محاسبه اعمال امری قطعی و ضروری است.

گرچه هر انسانی نامه اعمال خود را که همه چیز در آن نوشته شده در قیامت به همراه دارد، ولی چون اعمال او در طول عمر، بسیار گسترده بوده و از وضع آنها آگاهی کامل‌ندارد، در قیامت در محضر پروردگار جهان حضور می‌یابد تا همه آنها را بالعیان مشاهده کند.

در قرآن می‌گوید: «در آن روز مردم پراكنده از قبرها بيرون مى‏آيند تا اعمالشان را به آنها نشان بدهند. هر كس به مقدار ذره‏اى كار نيك انجام داده آن را خواهد ديد و هر كس به اندازه ذره‏اى كار بد انجام داده آن را مشاهده خواهد كرد.»[61]

و می‌فرماید: «روزی که هر کس کارهای نیک خود را حاضر ببیند و هم‌چنین کارهای بد خود را و آرزو کند که‌ای کاش در میان او و کردار بدش فاصله زیادی وجود داشت.»[62]

در قیامت و به هنگام حساب، نامه عمل هر انسانی به دستش داده می‌شود، ولی همه انسان‌ها یک‌سان نامه خود را دریافت نمی‌کنند، بلکه نامه مؤمنین و نیکوکاران به دست راستشان داده می‌شود و این از نشانه‌های آسان بودن حسابشان می‌باشد، و نامه کافران و ستم‌کاران از پشت سر و به دست چپشان داده خواهد شد که نشانه سخت‌گیری در حساب است.

در قرآن می‌گوید: «هر كس نامه‏اش را به دست راستش دهند، حساب آسانى خواهد داشت و شادمان نزد خويشانش خواهد رفت. و هر كس نامه‏اش از پشت سر داده شود، مى‏گويد: اى واى كه هلاك شدم، و به آتش افروخته در آيد.»[63]

 

گروه‌های مردم در قیامت

 

مردم در قیامت سه گروه‌اند:

1. صالحان: گروه اول کسانی‌اند که از جهت ایمان و عمل صالح در بالاترین مراتب واقع شده‌اند کاملًا پیرو شریعت بوده و کار خلاف و گناهی انجام نداده‌اند. این گونه افراد نیاز به حساب ندارند و قبل از همه به بهشت می‌روند.

قرآن می‌گوید: «روزى كه قيامت برپا شود مردم از يك‏ديگر جدا شوند، كسانى كه ايمان آورده و عمل‏هاى صالح انجام داده‏اند در باغى از بهشت شادمانى مى‏كنند.»[64]

و می‌فرماید: « (در آن روز) شما سه گروه مى‏باشيد: يكى سعادت‏مندان و آنان كيستند، ديگرى شقاوت‏مندان و آنان چگونه‏اند، ديگرى پيش‏تازان، اينان مقربانند، در بهشت‏هاى پر نعمت.»[65]

علامه طباطبائی در تفسیر آیه نوشته است: مراد از سابقین در آیه کسانی هستند که در انجام کارهای نیک بر دیگران سبقت گرفته‌اند و به همین جهت در رسیدن به آمرزش و رحمت و لطف خدا نیز بر دیگران سبقت می‌گیرند.[66]

2. مشرکان و کافران و ستم‌کاران: این گروه نیز در قیامت با مشاهده نامه عمل خود که تاریک و پر از زشتی‌ها و بدی‌ها و خوی‌های آزار دهنده است، و نوری در نفس و نامه عملشان دیده نمی‌شود، به خسران و زیان کامل خود پی می‌برند. تکلیفشان روشن است و نیازی به حساب ندارند.

عمل خیری ندارند تا نیاز به حساب باشد، چون ایمان شرط قبولی خیرات است.

قرآن می‌گوید: «كسانى كه كافر شده‏اند و آيات ما را تكذيب مى‏كنند و ديدار آخرت را دروغ مى‏پندارند همه در عذاب حاضر خواهند شد.»[67]

و می‌فرماید: «آن‏گاه به ستم‏كاران گويند: عذاب جاويد را بچشيد، آيا جز اين است كه به كيفر اعمالتان مى‏رسيد.»[68]

و می‌فرماید: «هر كس كه به آيات خدا كافر شود همانا كه خدا سريع الحساب است.»[69]

و می‌فرماید: «اعمال كافران همانند سرابى در بيابان است، انسان تشنه گمان كند آب است ولى وقتى بدان نزديك شد چيزى نمى‏يابد، و خداى را نزد خود مى‏يابد كه جزاى او را به تمام خواهد داد، و خدا با سرعت به حساب بندگان رسيدگى مى‏كند.»[70]

و می‌گوید: «همانا كه خدا گناه مشركان را نمى‏آمرزد.»[71]

امام سجاد علیه السلام در ضمن حدیث مفصلی فرمود: «براى مشركان ميزانى نصب نمى‏شود و كتابى باز نمى‏گردد، گشودن كتاب اختصاص به مسلمين دارد.»[72]

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «خداى عزّوجلّ به حساب اعمال همه بندگان رسيدگى مى‏كند، جز كسانى كه مشرك باشند، براى اينان حسابى باز نمى‏كند بلكه بدون حساب داخل دوزخ مى‏شوند.»[73]

3. حد وسطها: گروه سوم کسانی هستند که نه کافر محض‌اند، نه مؤمن خالص بلکه حد وسط می‌باشند. به خدا و پیامبر و معاد ایمان دارند و به مقدار ایمانشان انجام وظیفه کرده و عمل‌های صالحی دارند، ولی در اثر ضعف ایمان قصور و تقصیراتی نیز دارند. قرآن می‌گوید:

«گروهى ديگر به گناهان خود اعتراف كردند كه اعمال نيك را با كارهاى زشت آميخته‏اند، شايد خدا توبه آنها را بپذيرد زيرا خدا آمرزنده و مهربان است.»[74]

تعیین سرنوشت نهایی این گونه افراد نیاز به حساب دارد. گرچه خدای متعال به طور کامل و دقیق بر اعمال بندگانش اشراف دارد و کوچک‌ترین چیزی بر او مخفی نیست، قبل از محاسبه همه چیز برایش روشن است و نتیجه‌های آن را می‌داند، ولی در عین حال محاسبه اعمال در قیامت یک امر ضروری است. بدین جهت که هر انسانی اکثر کارهای خوب و بد خود را که در طول عمر انجام داده فراموش می‌کند، به علاوه به ظاهر اعمال خود می‌نگرد و از باطن آنها اطلاع درستی ندارد و به همین جهت توقع پاداش‌هایی را دارد که در شأن او نیست. خدای متعال پاداش و کیفر بندگان

را طبق استحقاق واقعی می‌دهد، نه توقع و انتظار این و آن. بنابراین حساب قیامت لازم است تا بندگان عذری نداشته باشند و بدانند که طبق عدالت با آنها رفتار شده است.

حساب قیامت بسیار گسترده و دقیق است و همه چیز مورد سئوال قرار می‌گیرد. در این‌جا به برخی از آنها به طور کوتاه اشاره می‌شود:

 

موارد مورد سؤال در قیامت

 

اول: اصول عقاید: نخستین و مهم‌ترین چیزی که مورد حساب قرار می‌گیرد اصول عقاید است. عقائد از جهات مختلف مورد سنجش و بررسی قرار می‌گیرند: آیا همه را باور داشته یا برخی از آنها مورد شک یا انکار بوده است؟ آیا کاملًا صحیح و خالص بوده‌اند یا به خرافاتی آلوده بوده‌اند؟ آیا در باطن ذات او نفوذ کرده و به مرتبه ایمان و یقین قلبی رسیده یا این که از حد کلمات زبانی و مفاهیم ذهنی تجاوز نکرده است؟ این قبیل امور در کمال و نورانیت نفسانی و درجات اخروی انسان‌ها تأثیر دارند و در قیامت و به هنگام حساب باید روشن شوند.

دوم: نعمت‌ها: نعمت‌هایی که خدای متعال به بندگانش عطا کرده تا سرمایه اولیه تجارت دنیوی و وسیله‌ای برای تحصیل زاد و توشه سعادت اخروی او باشد. در قیامت و به هنگام حساب در رابطه با همین نعمت‌های گرانقدر سؤال خواهد شد. دنیا واقعاً مزرعه آخرت و محل تجارت بندگان است.

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «دنيا مزرعه آخرت است.»[75]

امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: «دنيا براى اولياى خدا تجارت‏خانه است، رحمت خدا را در آن كسب مى‏كنند، و بهشت را سود مى‏برند.»[76]

نعمت‌های گران‌قدر الهی بسیار گسترده و زیادند که در برخی احادیث به نمونه‌هایی از آن که در قیامت در رابطه با آنها سئوال می‌شود اشاره شده است.

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «در قيامت بنده خدا قدم از قدم بر نمى‏دارد جز اين كه در باره چند چيز مورد سؤال قرار خواهد گرفت: از عمرش كه در چه راهى صرف و به پايان رسيده است. و از جوانى‏اش كه چگونه آن را فرسوده كرده و از مالش كه از چه راهى كسب و در كجا به مصرف رسانيده است، و از محبت و دوستى با ما اهل بيت.»[77]

ایشان صلی الله علیه و آله در حدیث دیگری فرمود: «برای بنده خدا در قیامت در برابر هر روزی بیست و چهار خزینه باز می‌شود به تعداد ساعت‌های شبانه روز، وقتی خزینه‌ای را مشاهده می‌کند که پر از نور و سرور است آن چنان شاد می‌شود که اگر شادی او را در میان دوزخیان تقسیم کنند عذاب‌های دوزخ را فراموش خواهند کرد. آن خزینه مربوط به ساعتی است که پروردگارش را در آن عبادت کرده است. آن گاه خزینه دیگری را برایش می‌گشایند که تاریک و ترسناک است، از مشاهده آن، چنان به جزع و فریاد می‌افتد که اگر آن را در میان بهشتیان تقسیم کنند لذت‌ها و خوشی‌های بهشتی را فراموش می‌کنند و آن ساعتی است که در آن مرتکب معصیت شده است: سپس خزینه دیگری را برایش می‌گشایند که چیزی را در آن مشاهده نمی‌کند و آن ساعتی است که در خواب بوده یا به برخی کارهای مباح دنیوی اشتغال داشته است، از مشاهده آن احساس زیان می‌کند و از فوت آنچه را که می‌توانسته انجام دهد ولی کوتاهی کرده به گونه‌ای متأسف می‌شود که قابل توصیف نیست. و به همین جهت روز قیامت به «يوم التغابن» ناميده شده است.»[78]

سوم: عبادات: واجبات و مستحبات، مانند نماز، روزه، حج، دعا، صدقات، و دیگر امور عبادی. امور عبادی در صورتی مورد قبول و ترفیع درجات واقع می‌شوند که اولًا: طبق موازین شرع و همان گونه که شارع فرموده انجام بگیرند و ثانیاً: برای رضای خدا و به قصد قربت انجام بگیرند.

اگر به قصد ریا و خودنمایی یا سرگرمی و تفریح انجام بگیرند نه تنها ثواب ندارند بلکه گناه و نوعی شرک محسوب خواهند شد.

امام صادق علیه السلام فرمود: «هر عمل ریایی شرک است. هر کس عملی را برای غیر خدا انجام دهد ثواب خود را نیز باید از مردم دریافت کند، و هر

کس برای خدا عملی را انجام دهد پاداش او بر عهده خداست.»[79]

علی بن سالم می‌گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمود: «خداى متعال فرموده: من بهترين شريك هستم، هر كس غير از مرا در عمل خود شريك نمايد عمل او را قبول نخواهم كرد، من عملى را قبول مى‏كنم كه خالص براى من باشد.»[80]

چه بسا افرادی که سال‌ها عبادت کرده و بدان‌ها شادمان بوده و خود را بهشتی می‌پنداشته، دیگران نیز در باره‌اش همین تصور را داشته‌اند ولی چون در واقع برای غیر خدا بوده در قیامت و بعد از حساب پاداش نیکی دریافت نخواهد کرد. نعوذبالله.

چهارم: صدقات جاریه: خیرات و کارهای مفیدی که نیاز به صرف اموال دارد، مانند: حج، عمره، زیارت، احداث مسجد، بیمارستان، درمان‌گاه، مدرسه، دانشگاه و دیگر کارهای خیر و ماندنی که صدقات جاریه نامیده می‌شوند. این قبیل کارها بسیار ارزش‌مند هستند، ولی مشروط به دو شرط:

شرط اول این که با قصد قربت انجام بگیرند، نه برای شهرت و خودنمایی و کسب موقعیت اجتماعی، چنان که قبلًا بدان اشاره شد. شرط دوم این که اموال صرف شده حلال باشد، و گرنه در قیامت برای او سودی نخواهد داشت.

حضرت صادق علیه السلام فرمود: «اگر انسان از راه‌های حرام اموالی را به دست آورد و با آنها به حج برود، هنگامی که به قصد احرام تلبیه می‌گوید، از جانب خدا به او گفته می‌شود: لا لبیک و لا سعدیک (نه تو را می‌پذیرم و نه خوش‌آمدی) و چنانچه هزینه‌های حج از راه حلال باشد، به هنگام تلبیه در جوابش گفته می‌شود: لبیک و سعدیک (تو را می‌پذیرم و خوش آمدی).[81]

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: اگر انسان مال حرامی را کسب کند و از آن صدقه بدهد پاداشی دریافت نخواهد کرد، و اگر آن را در زندگی صرف کند برایش برکت ندارد، و اگر آن را برای ورثه بگذارد توشه‌ای برای آتش دوزخ خواهد شد.[82]

چه بسا افرادی که تأسیسات خیریه‌ای داشته و از نیکوکاران به شمار رفته‌اند، و بدین جهت شادمانند و خود را مستحق ثواب‌های کلان می‌دانند، ولی چون از اموال حرام صرف شده در قیامت پاداش نیک نخواهند داشت.

این واقعیت‌ها بعد از حساب قیامت روشن خواهد شد.

سخت‌ترین مراحل حساب‌رسی

سخت‌ترین مراحل حساب، رسیدگی به مظالم عباد و حقوق مردم نسبت به یک‌دیگر است. انسان‌ها با هم زندگی می‌کنند و نسبت به همدیگر

حقوقی دارند. رعایت حقوق یک وظیفه الهی است که پیامبران و پیامبر اسلام در باره آن تأکید داشته‌اند. و در قیامت مورد بازخواست قرار خواهند گرفت.

حقوق الناس بسیار گسترده است. ذکر انواع و اصناف حق داران و تفصیل حقوق هر یک در کتب حدیث آمده ولی تفصیل آن در این اوراق محدود امکان‌پذیر نیست.

به طور کوتاه به برخی از آنها اشاره می‌کنم: هر یک از زن و شوهر، پدر و مادر و فرزندان، خویشان و نزدیکان، همسایگان و شهروندان، جوانان و سال‌خوردگان، معلمان و دانشجویان، ثروتمندان و تهی‌دستان، کارگزاران و زیردستان، هم‌کیشان و هم‌وطنان و ... نسبت به یکدیگر وظایف و حقوقی دارند. که رعایت آنها یک وظیفه وجدانی، اجتماعی و شرعی است. و تضییع آنها یک گناه و جرم محسوب می‌شود، که در قیامت مورد بازخواست قرار خواهد گرفت.

خدای متعال امکان دارد در قیامت از حقوق تضیع شده خودش صرف نظر کند، ولی از حقوق تضیع شده بندگان نسبت به یک‌دیگر صرف نظر نخواهد کرد؛ مگر این که خودشان رضایت دهند و از دادخواهی صرف نظر کنند.

امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: ظلم سه گونه است: اول ظلمی که بخشیده نخواهد شد، دوم ظلمی که بدون دادستانی رها نمی‌شود، سوم ظلمی که مورد بخشش قرار خواهد گرفت: ظلمی که بخشیده نخواهد شد عبارت است از شرک به خدا، قرآن می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ» اما

ظلمی که بخشیده می‌شود ستم کوچکی است که هر انسانی نسبت به خودش روا داشته است، اما ظلمی که بدون حساب رها نمی‌شود عبارت است از ظلم بندگان نسبت به یک‌دیگر، قصاص در آن‌جا بسیار دشوار خواهد بود، سختی آن در حد زخم کارد و زدن تازیانه نیست بلکه بسیار سخت‌تر است.[83]

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «هر كس از قصاص مى‏ترسد از ستم به مردم خوددارى كند.»[84]

مشکل حساب‌رسی به حق الناس در قیامت این است که در آن‌جا چیزی ندارد تا به طلب‌کاران بدهند؛ مثلًا کسی که اموال مردم را در دنیا غصب کرده یا نفقه زن و فرزندانش را نداده یا شخصی را کشته و دیه‌اش را نپرداخته یا ضربه‌ای به مظلومی زده و دیه‌اش را نداده یا زیان مالی به کسی زده و جبرانش نکرده یا از کسی غیبت کرده یا به او توهین و هتک حرمت کرده و راضی‌اش نساخته است، در قیامت و به هنگام دادرسی چیزی ندارد تا به طلب‌کاران بپردازد.

حل این مشکل به یکی از دو وجه امکان دارد: وجه اول این که به مقدار

طلب بستان‌کار از حسنات بده‌کار برداشته می‌شود و به طلب‌کار داده می‌شود. وجه دوم این که اگر حسناتی نداشت به همان مقدار از سیئات شاکی برداشته و در نامه عمل بده‌کار ثبت می‌شود.

شخصی از امام باقر یا صادق علیه السلام روایت کرده که فرمود: بده‌کار را در قیامت حاضر می‌کنند در حالی که شدیداً وحشت زده و نگران است، اگر حسناتی دارد از او می‌گیرند و به طلب‌کارش می‌دهند و اگر حسناتی نداشت از گناهان طلب‌کار می‌گیرند و به بده‌کار می‌دهند.[85]

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «شخصی را در قیامت برای حساب در محضر خدای متعال حاضر می‌سازند و نامه اعمالش را به دستش می‌دهند، وقتی در آن نگاه می‌کند حسناتش را در آن مشاهده نمی‌کند، می‌گوید: خدایا! این نامه عمل من نیست، چون عمل‌های صالح خود را در آن نمی‌یابم. در جواب گفته می‌شود: پروردگارت اشتباه و فراموشی ندارد. حسنات تو به واسطه غیبتی که از مردم کرده‌ای به آنان داده شده است. سپس شخص دیگری را برای حساب حاضر می‌سازند و نامه عملش را به دستش می‌دهند. هنگامی که در آن می‌نگرد عبادت‌های فراوانی در آن مشاهده می‌کند که آنها را انجام نداده است، می‌گوید: خدایا! این نامه عمل من نیست چون بعضی کارهایی که انجام نداده‌ام در آن ثبت شده است. در جواب گفته می‌شود: چون فلان کس از تو غیبت کرده بود، در عوض حسنات او را به نامه عمل تو منتقل کردیم.»[86]

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «روز قیامت گروهی می‌آیند در حالی که حسناتی دارند همانند کوه‌ها، پس خدای متعال حسنات آنها را همانند ذرات گرد و غبار پراکنده می‌سازد. پس آنها را به دوزخ می‌برند. سلمان عرض کرد:

یا رسول‌اللّه اینها چه کسانی هستند؟ فرمود: اینان اهل روزه و نماز و شب بیداری بوده‌اند ولی هنگامی که مال حرام بر آنها عرضه می‌شد به آن حمله می‌کردند.»[87]

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از اصحاب سئوال کرد: آیا می‌دانید مفلس (ورشکسته) کیست؟ در جواب گفته شد: مفلس در میان ما کسی است که نه پول دارد نه جنس، حضرت فرمود: «مفلس واقعی از امت من کسی است که در قیامت با نماز و روزه و زکات حضور می‌یابد، در حالی که به بعض افراد دشنام داده، به بعضی تهمت زنا زده، مال مردم را خورده، کسی را کشته، به مردم کتک زده است پس از حسنات او می‌گیرند و به این و آن می‌دهند. اگر

حسناتش تمام شد ولی هنوز طلب‌کار دارد از گناهان طلب‌کارها می‌گیرند و به او می‌دهند آن‌گاه در جهنم سقوط می‌کند.»[88]

 

تفاوت در حساب

 

حساب همه بندگان در قیامت یک‌سان نیست، بلکه برای گروهی بسیار آسان و برای گروهی دیگر بسیار سخت خواهد بود. در قرآن کریم حساب سه گونه توصیف شده است: حساباً شدیداً، سوء الحساب، حساباً یسیراً.

این تفاوت‌ها به جهت نوع اعمال آنهاست، کفار و ستم‌کاران و گناه‌کاران حسابشان بسیار سخت و دشوار است. بدکرداری و گناه زیاد دارند و با کمال دقت به جزئیات اعمال آنها رسیدگی خواهد شد، مخصوصاً ستم‌کاران که باید پاسخ‌گوی ستم‌های خود و کسب رضایت ستم‌دیدگان باشند، اما مؤمنان نیکوکار که نامه عملشان به دست راستشان داده شده حسابشان آسان است، چون اعمال بدی ندارند یا اندک است پس نیاز به حساب ندارند، با سرعت به حسابشان رسیدگی می‌شود و شادمان رهسپار بهشت برین و زندگی در کنار پیامبر و اولیای خدا می‌شوند.

بهترین وسیله برای نجات از سختی‌های حساب، حساب‌رسی انسان به اعمال خویش در همین دنیا و قبل از فرارسیدن مرگ است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله

فرمود: «پيش از اين كه به حساب شما رسيدگى شود خودتان به حسابتان برسيد، قبل از اين كه اعمال شما را با ميزان توزين كنند، خودتان آنها را بسنجيد، و بدين وسيله براى عرضه بزرگ اعمال آماده سازيد.»[89]

چه خوب است انسان در هر شبانه روز ساعتی را به بررسی حساب اعمال خود اختصاص دهد. خلوت کند و به طور دقیق و بدون مسامحه کلیه اعمال روزانه خود را بررسی کند، اگر کاملًا به وظایفش عمل کرده خدای را بر این توفیق سپاس گوید و تصمیم بگیرد در آینده نیز چنین بلکه بهتر باشد. و اگر کار واجبی از او فوت شده. چنانچه قابل جبران است فوراً جبران کند، اگر گناهی را مرتکب شده توبه کند و تصمیم بگیرد در آینده آن را تکرار نکند، اگر حق الناسی بر گردنش آمده فوراً آن را ادا کند و صاحب حق را راضی نماید و اگر فوریت آن امکان ندارد تصمیم بگیرد در اولین فرصت رضایت او را جلب کند. و از خدای متعال پوزش بطلبد. در تصفیه حساب خود به طوری جدی باشد که گویا آخرین ساعت عمر اوست و مرگش فرا خواهد رسید. چنین افرادی در قیامت نیاز به حساب ندارند و بدون حساب یا با حسابی سریع رهسپار بهشت برین خواهند شد.

 

سرعت در حساب

 

حساب همه بندگان با هم و با سرعت انجام می‌گیرد. در آیات متعدد

قرآن بدین مطلب تصریح شده است:

- «اينان از آنچه كسب كرده‏اند بهره مى‏برند و خدا با سرعت به حساب مى‏رسد.»[90]

- «هر كس به آيات خدا كفر بورزد خدا به حساب‏ها با سرعت رسيدگى مى‏كند.»[91]

- «اينان نزد پروردگارشان پاداش نيك دارند همانا كه خدا سريع الحساب است.»[92]

- «پرهيزكار باشيد همانا كه خدا سريع الحساب است.»[93]

- «خدا حكم مى‏كند و حكم او فسخ نمى‏شود و او با سرعت به حساب بندگان مى‏رسد.»[94]

- «تا خدا هر كس را بدان چه عمل كرده پاداش دهد، همانا خدا سريع الحساب است.»[95]

- «آن روز هر كس را به همان چيز كه كسب كرده جزا مى‏دهند و به كسى ستم نمى‏شود. همانا كه زود به حساب بندگان مى‏رسد.»[96]

- «سپس به سوى خدا، مولاى حقيقى خويش باز گردانيده شوند، بدانيد كه حكم از خداست و او سريع‏ترين حساب‏گران است.»[97]

از این قبیل آیات استفاده می‌شود که خدای متعال با سرعت به همه اعمال کوچک و بزرگ بندگان رسیدگی می‌کند و تکلیفشان روشن می‌گردد.

علامه طباطبائی در ذیل همین آیات و در توجیه سرعت حساب‌رسی خدای متعال به چند نکته مهم اشاره کرده است:

1. خدای متعال به کلیه اعمال بندگان، کوچک وبزرگ، ریز و درشت، متقدم و متأخر علم حضوری دارد؛

2. عین اعمال نیک و بد بندگان ثبت می‌شود و باقی می‌ماند و به صورت دیگری تبدیل می‌گردد، و همین‌ها پاداش و جزای بندگان خواهند بود؛

3. در دنیا و بعد از هر عمل نیک یا بدی جزای آن به بندگان داده می‌شود و حسابش برای خدای متعال روشن است، ولی ظرف ظهور آن برای خود بندگان قیامت می‌باشد.[98]

شخصی از امیرالمؤمنین علیه السلام سئوال کرد: خدای متعال چگونه به حساب بندگان رسیدگی می‌کند در حالی که بسیار زیاد هستند؟ فرمود: «چنان که با همین کثرت به آنها روزی می‌رساند. عرض کرد: چگونه به حساب آنها

می‌رسد در حالی که او را نمی‌بینند؟ فرمود: چنان که به آنها روزی می‌دهد در حالی که او را مشاهده نمی‌کنند.»[99]

در توضیح حدیث می‌توان چنین گفت: رزق عبارت است از چیزهایی که انسان در ادامه حیات و سلامت و رفاه خویش بدان‌ها نیاز دارد مانند انواع خوراکی‌ها، آب، پوشاک، نور، انرژی، هوا، دارو و ... خدا به انسان رزق و روزی می‌دهد؛ بدین معنا که در نظام آفرینش به نیاز انسان‌ها عنایت داشته همه علل و عوامل رزق انسان را پیش‌بینی کرده و آفریده و ابزار بهره‌گیری از آنها را در وجود او نهاده است. فعل و ایجاد خدا دفعی است و تدریج ندارد، ولی روزی گرفتن انسان‌ها تدریجی و زمانی است. چنان نیست که در روزی رساندن به هر یک از انسان‌ها نیاز به عنایت و اراده جدید باشد.

خدا خالق زمان و مکان است؛ چنان که ذات مقدسش نیاز به زمان و مکان ندارد، فعلش نیز تدریجی و زمانی نیست: «وَما أَمْرُ السّاعَةِ إِلّا كَلَمْحِ البَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ».

در مورد حساب بندگان نیز همین گونه است. خدای متعال به همه اعمال بندگان علم حضوری دارد، حساب و نتیجه‌های اعمالشان بر او روشن است و نیازی به حساب تک تک آنها وجود ندارد، گرچه ثمره آن برای بندگان در قیامت آشکار می‌گردد.

 

* امينى، ابراهيم، معاد در قرآن، 1جلد، بوستان كتاب (انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم) - قم، چاپ: سوم، 1390.


[61]. زلزال( 99) آيه 6:« يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ النّاسُ أَشْتاتاً لِيُرَوْا أَعْمالَهُمْ* فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ* وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرّاً يَرَهُ»
[62]. آل عمران( 3) آيه 30:« يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً وَما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَها وَبَيْنَهُ أَمَداً بَعِيداً»
[63]. انشقاق( 84) آيه 8:« فَأَمّا مَنْ أُوتِىَ كِتابَهُ بِيَمِينِهِ* فَسَوْفَ يُحاسَبُ حِساباً يَسِيراً* وَيَنْقَلِبُ إِلى‏ أَهْلِهِ مَسْرُوراً* وَأَمّا مَنْ أُوتِىَ كِتابَهُ وَراءَ ظَهْرِهِ* فَسَوْفَ يَدْعُو ثُبُوراً* وَيَصْلى‏ سَعِيراً»
[64]. روم( 30) آيات 14- 15:« وَيَوْمَ تَقُومُ السّاعَةُ يَوْمَئِذٍ يَتَفَرَّقُونَ* فَأَمّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ فَهُمْ فِى رَوْضَةٍ يُحْبَرُونَ»
[65]. واقعه( 56) آيات 7- 11:« وَكُنْتُمْ أَزْواجاً ثَلاثَةً* فَأَصْحابُ المَيْمَنَةِ ما أَصْحابُ المَيْمَنَةِ* وَأَصْحابُ المَشْأَمَةِ ما أَصْحابُ المَشْأَمَةِ* وَالسّابِقُونَ السّابِقُونَ* أُولئِكَ المُقَرَّبُونَ»
[66]. الميزان، ج 19، ص 117
[67]. روم( 30) آيه 16:« وَأَمّا الَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآياتِنا وَلِقائِ الآخِرَةِ فَأُولئِكَ فِى العَذابِ مُحْضَرُونَ»
[68]. يونس( 10) آيه 52:« ثُمَّ قِيلَ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا ذُوقُوا عَذابَ الخُلْدِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلّا بِما كُنْتُمْ تَكْسِبُونَ»
[69]. آل‏عمران( 3) آيه 19:« وَمَنْ يَكْفُرْ بِآياتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الحِسابِ»
[70]. نور( 24) آيه 39:« وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَعْمالُهُمْ كَسَرابٍ بِقِيعَةٍ يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ ماءً حَتّى‏ إِذا جاءَهُ لَمْ يَجِدْهُ شَيْئاً وَوَجَدَ اللَّهَ عِنْدَهُ فَوَفّاهُ حِسابَهُ وَاللَّهُ سَرِيعُ الحِسابِ»
[71]. نساء( 4) آيه 48:« إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ»
[72]. بحارالأنوار، ج 7، ص 259:« قال عليّ بن الحسين عليه السلام( في حديث) اعلموا عباد اللّه: إنّ أهل الشرك لا تنصب لهم الموازين، و لا تنشر لهم الدواوين، و إنّما تنشر الدواوين لأهل الإسلام»
[73]. همان، ص 260:« قال رسول‏اللّه صلى الله عليه و آله: إنّ اللّه عزّوجلّ يحاسب كلّ خلق إلّامن أشرك باللّه عزّوجلّ فإنّه لا يحاسب و يؤمر به إلى النار»
[74]. توبه( 9) آيه 102:« وَآخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ»
[75]. ابن أبي‏الجمهور احسائى، عوالى اللآلى: قال رسول‏اللّه صلى الله عليه و آله:« الدنيا مزرعة الآخرة»
[76]. بحارالأنوار، ج 70، ص 100: قال أميرالمؤمنين عليه السلام:« الدنيا متجر أوليائه اكتسبوا فيها الرحمة و ربحوا منه الجنّة»
[77]. همان، ج 7، ص 258: قال رسول‏اللّه صلى الله عليه و آله:« لا تزول قدما عبد يوم القيامه حتى يُسأَل عن أربع: عن عمره فيما أفناه؟ و عن شبابه فيما أبلاه؟ و عن ماله من أين كسبه و فيما أنفقه؟ و عن حبّنا أهل البيت»
[78]. همان، ص 273
[79]. كافى، ج 2، ص 293: قال أبوعبداللّه عليه السلام:« كلّ رياء شرك، إنّه من عمل للناس كان ثوابه على الناس و من عمل لِلّه كان ثوابه على اللّه»
[80]. همان، ص 295:« عليّ بن سالم قال: سمعت أباعبداللّه عليه السلام يقول:« قال اللّه عزّوجلّ أنا خير شريك، من أشرك معي غيري في عمل عمله لم أقبله إلّاما كان لي خالصاً»
[81]. وسائل الشيعه، ج 17، ص 89: عن أبي‏عبداللّه عليه السلام قال: إذا اكتسب الرجل مالًا من غير حلّه ثمّ حجّ فلبّى، نودي: لا لبّيك و لا سعديك، و إن كان من حلّه فلبّى نودي: لبّيك و سعديك»
[82]. بحارالأنوار، ج 103، ص 14: عن النبيّ صلى الله عليه و آله:« قال لا يكسب العبد مالًا حراماً و يتصدّق منه فيؤجر عليه، و لا ينفق منه فيبارك له، و لا تركه خلف ظهره إلّاكان زاده إلى النار»
[83]. همان، ج 7، ص 271:« عن عليّ بن أبي‏طالب عليه السلام قال: ألا و إنّ الظلم ثلاثة: فظلم لا يغفر، و ظلم لا يترك، و ظلم مغفور لا يطلب. فأمّا الظلم الذي لا يغفر، فالشرك باللّه، قال الله سبحانه:« إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ». و أمّا الظلم الذي يغفر، فظلم العبد نفسه عند بعض الهنات، و أمّا الظلم الذي لا يترك، فظلم العباد بعضهم بعضاً، القصاص هناك شديد، ليس هو جرحاً بالمدا و لا ضرباً بالسياط و لكنّه ما يستصغر ذلك معه»
[84]. كافى، ج 2، ص 335: عن أبي‏عبداللّه عليه السلام قال:« قال رسول‏اللّه صلى الله عليه و آله: من خاف القصاص كفّ عن ظلم الناس»
[85]. بحارالأنوار، ج 7، ص 274:« ابن أبى يزيد رفعه عن أحدهما عليهما السلام قال: يؤتى يوم القيامة بصاحب الدين يشكو الوحشة، فإن كانت له حسنات أخذ منه لصاحب الدين، و قال: و إن لم تكن له حسنات ألقى عليه من سيّئات صاحب الدين»
[86]. جامع السعادات، ج 3، ص 306: قال رسول‏اللّه صلى الله عليه و آله:« يؤتى بأحدكم يوم القيامة فيوقف بين يدي اللّه تعالى و يدفع إليه كتابه فلا يرى فيه حسناته فيقول: إلهي! ليس هذا كتابي فإنّي لا أرى فيه طاعتي. فيقول له: إنّ ربّك لا يضلّ و لا ينسى، ذهب عملك باغتياب الناس، ثمّ يؤتى بآخر و يدفع إليه كتابه فيرى فيه طاعات كثيرة! فيقول: إلهى: ما هذا كتابي، فإنّي ما عملت هذه الطاعات فيقول له: إنّ فلاناً اغتابك فدفعت حسناته إليك»
[87]. مستدرك الوسائل، ج 13، ص 63: عن رسول‏اللّه صلى الله عليه و آله قال:« إنّ قوماً يجيؤون يوم القيامة و لهم من الحسنات أمثال الجبال، فيجعلها اللّه هباء منثوراً ثمّ يُؤمَر بهم إلى النار» فقال سلمان: صفهم لنا يا رسول‏اللّه. فقال:« أما إنّهم قد كانوا يصومون و يصلّون و يأخذون أهبة من الليل و لكنّهم إذا عرض لهم بشي‏ء من الحرام و ثبوا عليه»
[88]. بحارالأنوار، ج 69، ص 6: قال رسول‏اللّه صلى الله عليه و آله:« أتدرون ما المفلس؟» فقيل: المفلس فينا من لا درهم له و لا متاع له فقال:« المفلس من أمّتي من يأتي يوم القيامة بصلاة و صيام و زكات، و يأتى قد شتم و قذف هذا، و أكل مال هذا، و سفك دم هذا، و ضرب هذا، فيعطى هذا من حسناته و هذا من حسناته فإن فنيت حسناته قبل أن يقضى ما عليه أخذ من خطاياهم فطرحت عليه ثمّ طرح في النار»
[89]. وسائل الشيعه، ج 16، ص 100: قال رسول‏اللّه صلى الله عليه و آله:« حاسبوا أنفسكم قبل أن تحاسبوا وزنوها قبل أن توزنوا و تجهّزوا للعرض الأكبر»
[90]. بقره( 2) آيه 202:« أُولئِكَ لَهُمْ نَصِيبٌ مِمّا كَسَبُوا وَاللَّهُ سَرِيعُ الحِسابِ»
[91]. آل عمران( 3) آيه 19:« وَمَنْ يَكْفُرْ بِآياتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الحِسابِ»
[92]. همان، آيه 199:« أُولئِكَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الحِسابِ»
[93]. مائده( 5) آيه 4:« وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الحِسابِ»
[94]. رعد( 13) آيه 41:« وَاللَّهُ يَحْكُمُ لا مُعَقِّبَ لِحُكْمِهِ وَهُوَ سَرِيعُ الحِسابِ»
[95]. ابراهيم( 14) آيه 51:« لِيَجْزِىَ اللَّهُ كُلَّ نَفْسٍ ما كَسَبَتْ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الحِسابِ»
[96]. مؤمن( 40) آيه 17:« الْيَوْمَ تُجْزى‏ كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ لا ظُلْمَ اليَوْمَ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الحِسابِ»
[97]. انعام( 6) آيه 62:« ثُمَّ رُدُّوا إِلَى اللَّهِ مَوْلاهُم الحَقِّ أَلا لَهُ الحُكْمُ وَهُوَ أَسْرَعُ الحاسِبِينَ»
[98]. الميزان، ج 15، ص 132 و ج 12، ص 91
[99]. بحارالأنوار، ج 7، ص 271: سئل عليّ عليه السلام: كيف يحاسب اللّه الخلق على كثرتهم؟ فقال:« كما يرزقهم على كثرتهم». قيل: كيف يحاسبهم و لا يرونه؟ قال:« كما يرزقهم و لا يرونه»