میزان اعمال

میزان اعمال

 

از آیات و احادیث استفاده می‌شود که در قیامت برای تعیین مقدار و ارزش کارهای نیک بندگان و مقدار کارهای زشت و گناهان آنان میزانی نصب و با آن، اعمال خوب و بد (حسنات و سیئات) سنجیده می‌شوند.

توزین اعمال یکی از عقاید اسلامی و بخشی از حساب‌رسی است.

قرآن می‌گوید: «ميزان‏هاى عدل را در قيامت برپا مى‏سازيم، پس هيچ‏كس به هيچ چيز مورد ستم قرار نمى‏گيرد. اگر به مقدار مثقالى از دانه خردل هم باشد آن را مى‏آوريم. و حساب‏رسى ما كفايت مى‏كند.»[49]

میزان (ترازو) ابزاری است برای تعیین مقدار اجناس و اشیاء. این وسیله در طول تاریخ و در میان اقوام و ملل، به صورت‌های گوناگون معمول بوده و هست. گرچه غالباً با اشیاء مادی ساخته می‌شود و اجسام را با آن می‌سنجند اما اختصاصی به امور مادی ندارد بلکه به طور حقیقت در امور دیگر نیز استعمال می‌شود.

علم منطق را که وسیله‌ای است برای شناخت قضایای صحیح از باطل «علم ميزان» می‌نامند، در کشف مقدار هوش و حافظه و علوم و اطلاعات افراد از آزمون‌های کتبی و شفاهی استفاده می‌کنند و آنها را میزانِ کشف واقع می‌نامند، و امور دیگری از این قبیل. بنابراین در صدق میزان ضرورتی ندارد حتماً مادی باشد.

چنان که در میزان قیامت همین گونه است. چون وسیله‌ای است برای شناخت ایمان و اصول عقاید، اخلاق نیک و زشت، عمل‌های صالح و ناصالح نمی‌تواند یک امر دنیوی و جسمانی باشد.

آیا نماز، روزه، اخلاص، تقوا، ایمان، راست‌گویی، امانت‌داری را می‌توان با ترازوهای دنیوی سنجید؟ شخصی به امام صادق علیه السلام عرض کرد:

«آیا در قیامت عمل‌های بندگان توزین نمی‌شود؟ فرمود: نه. چون عمل که جسم نیست، آنچه مورد سنجش قرار می‌گیرد صفت (اثر) عمل‌هاست.

کسی نیاز به توزین دارد که از تعداد و مقدار سنگینی و سبکی آنها بی‌اطلاع باشد. در حالی که چیزی بر خدا پوشیده نیست. همان شخص عرض کرد:

پس میزان اعمال چه معنا دارد؟ فرمود: یعنی در محاسبه و پاداش عمل عدالت رعایت می‌شود. عرض کرد: پس معنای این آیه: «فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ» چيست؟ فرمود: يعنى اعمال نيك او زيادتر باشد.»[50]

بنابراین میزان اعمال در قیامت نظیر ترازوهای متعارف و جسمانی دنیوی نیست بلکه باید به گونه‌ای دیگر باشد. در تبیین و تفسیر میزان در قیامت می‌توان یکی از دو وجه را برگزید:

وجه اول این که میزان عبارت باشد از مجموعه عقاید صحیح، ارزش‌های اخلاقی، احکام و قوانین شریعت و دین، که صراط مستقیم سیر و سلوک الی الله و نیل به عالی‌ترین مراتب انسانیت است. بنابراین در قیامت عمل هر انسانی را به مقدار تطابق با متن شریعت می‌سنجند و پاداش می‌دهند. در احادیث به همین معنا اشاره شده است:

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «عدل در زمين ميزان خداست، هر كس به آن عمل كند او را به بهشت مى‏برد، و هر كس آن را ترك كرد او را به دوزخ خواهد كشيد.»[51]

امام صادق علیه السلام فرمود: «هر كس كلمه لا إله إلّااللّه را با اخلاص بگويد: به بهشت مى‏رود. و اخلاصش در اين است كه شهادت به لا إله إلّاالله او را از ارتكاب محرمات باز دارد.»[52]

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «نماز ميزان است، هر كس حق آن را ادا كند پاداش كامل دريافت خواهد كرد.»[53]

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «در قيامت چيزى را در ميزان اعمال بندگان نمى‏گذارند كه افضل از حسن خلق باشد.»[54]

حضرت صادق علیه السلام فرمود: «هر كس با اين ده چيز خدا را ملاقات كند داخل بهشت مى‏شود: شهادت به لا اله الا الله، شهادت به رسالت حضرت محمد صلى الله عليه و آله و اقرار به آنچه از جانب خدا آورده است، برپاداشتن نماز، پرداختن زكات، روزه گرفتن ماه رمضان، حج بيت الله، قبول ولايت اولياى خدا، برائت از دشمنان خدا و اجتناب از مسكرات.»[55]

وجه دوم این که: میزان عبارت باشد از نفوس مقدس پیامبران و اوصیای معصوم آنان. این ذوات مقدس چون در علم و عمل هادی مردم هستند خود به مجموعه احکام و قوانین شریعت و ارزش‌های اخلاقی عمل می‌کنند و کمالات انسانی در آنها تجسم یافته است و مردم را به همان سوی دعوت می‌نمایند. به همین جهت می‌توان عقاید، اخلاق، گفتار و کردار پیروانشان را با آنان تطبیق کرد و سنجید بدین صورت میزان اعمال به شمار می‌روند. در برخی احادیث به همین مطلب اشاره شده است.

امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه «وَنَضَعُ المَوازِينَ القِسْطَ لِيَوْمِ القِيامَةِ»

فرمود: آنان پیامبران و جانشیان آنها هستند.[56]

امام سجاد علیه السلام فرمود: «على عليه السلام امير ايمان و ميزان اعمال است.»[57]

امام صادق علیه السلام فرمود: «به خدا سوگند! على صراط مستقيم و ميزان اعمال است.»[58]

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «من ميزان علم و على دو كفه ميزان و حسن و حسين ريسمان‏هاى آن، و فاطمه وسيله ارتباط آنها و امامان بعد از حسن و حسين ميزان شناخت دوستان و دشمنان مى‏باشند.»[59]

بنابراین، نفوس مقدس پیامبران و اوصیای معصوم آنان را نیز می‌توان به عنوان میزان سنجش اعمال افراد امت معرفی کرد، ولی با اندکی دقت تصدیق می‌کنید که وجه دوم نیز به وجه اول باز می‌گردد، چون نفوس پیامبران و اوصیا بدین جهت که مرکز تجسم یافته عقاید، اخلاق و کردارهای شایسته دین هستند به عنوان میزان معرفی شده‌اند، پس حقیقت میزان عبارت است از متن عقاید، اخلاق، احکام و قوانین دین. و عمل هر انسانی را به آن مقایسه می‌کنند، می‌سنجند و پاداش نیک یا کیفر می‌دهند.

در این سنجش نفس انسان موردِ محاسبه یک کفه میزان است و کفه دیگر عبارت است از مجموعه عقاید اخلاق، و احکام و قوانین شریعت.

از بعضی آیات استفاده می‌شود انسان یک میزان ندارد بلکه میزان‌های متعدد دارد: «در آن روز وزن كردن بر طبق حق است، آنها كه ميزان‏هايشان سنگين است رستگارند، و آنان كه ميزان‏هايشان سبك است كسانى هستند كه نفوس خود را خسارت كرده و به آيات ما ستم روا داشته‏اند.»[60]

در این آیه، صحبت از سنگین بودن میزان‌های بعض انسان‌ها و سبک بودن میزان‌های بعضی دیگر می‌باشد. معلوم می‌شود: هر انسانی دارای میزان‌های متعدد خواهد بود. شاید بدین جهت باشد که عقاید را با میزانی می‌سنجند و اخلاق را با میزانی دیگر، و اعمال را با میزانی سوم. و اگر هر یک از عقاید را با عقاید صحیح واقعی و هر یک از اخلاقی و مقدار آن را با اخلاق واقعی و هر یک از اعمال و مقدار آن را با متن احکام و قوانین شریعت محاسبه کنیم برای هر انسانی میزان‌های متعدد خواهد بود.

کیفیت توزین اعمال

زمینه سنگین شدن یا سبک شدن کفه میزان در همین جهان به وسیله عقاید، اخلاق، کردار و گفتار انسان فراهم می‌شود: عقاید صحیح نفس را نورانی می‌سازند، و هر چه ایمان قوی‌تر باشد نورانیت نفس بیشتر

می‌گردد. اخلاق نیک و ملکات پسندیده نیز همین گونه‌اند، عمل‌های صالح، عبادات، کارهای خیر گرچه امور عرضی هستند و باقی نمی‌مانند، ولی از طریق اخلاص و نیت خیر به صورت ملکه در می‌آیند نفس انسان را نورانی و با صفا می‌سازند و جنبه‌های انسانی او را قوی‌تر و کفه میزانش را سنگین‌تر می‌سازند.

بر عکس عقاید باطل، اخلاق زشت، عمل‌های ناشایسته نفس را تاریک، وحشتناک می‌سازند، جنبه انسانیت او را ضعیف‌تر، و جنبه‌های حیوانیت او را قوی‌تر، و حتی گاهی در باطن ذات به صورت حیوانی درنده در می‌آید و کفه میزان انسانیت او به طور کلی تهی و سبک می‌گردد.

همه این فعل و انفعال‌ها و دگرگونی‌ها در همین جهان و در باطن نفس رخ می‌دهد ولی خودش از آنها آگاه نیست، تا این که در قیامت پرده از چشم باطن او برداشته می‌شود: «يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ» همه را بالعیان مشاهده خواهد کرد. در آن هنگام کفه میزان نفس خود را سنگین یا سبک خواهد یافت.

 

* امينى، ابراهيم، معاد در قرآن، 1جلد، بوستان كتاب (انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم) - قم، چاپ: سوم، 1390.

 

[49]. انبياء( 21) آيه 47:« وَنَضَعُ المَوازِينَ القِسْطَ لِيَوْمِ القِيامَةِ فَلاتُظْلَمْ نَفْسٌ شَيْئاً وَ إِنْ كانَ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ أَتَيْنا بِها وَكَفى‏ بِنا حاسِبِينَ»
[50]. بحارالأنوار، ج 7، ص 248:« سأل الزنديق أباعبداللّه عليه السلام فقال: أو ليس توزن الأعمال؟ قال: لا، إنّ الأعمال ليست بأجسام و إنّما هي صفة ما عملوا، و إنّما يحتاج إلى وزن الشي‏ء مَن جهل عدد الأشياء و لا يعرف ثقلها و خفّتها، و إنّ الله لا يخفى عليه شي‏ء، قال: فما معنى الميزان؟ قال: العدل، قال: فما معناه في كتابه« فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ» قال: فمن رجّح عمله»
[51]. مستدرك الوسائل، ج 11، ص 388: قال النبيّ صلى الله عليه و آله:« العدل ميزان الله في الأرض فمن أخذه قاده إلى الجنّة و من تركه ساقه إلى النار»
[52]. وسائل الشيعه، ج 15، ص 257:« عن أبي‏عبداللّه عليه السلام قال: من قال: لا إله إلّااللّه مخلصاً دخل الجنّة و إخلاصه أن يحجزه لا إله إلّااللّه عمّا حرّم اللّه»
[53]. كافى، ج 3، ص 268:« قال رسول‏اللّه صلى الله عليه و آله: الصلاة ميزان، من وفّى استوفى»
[54]. همان، ج 2، ص 100:« قال رسول‏اللّه صلى الله عليه و آله: ما يوضع في ميزان امرئ يوم القيامة أفضل من حسن الخلق»
[55]. وسائل الشيعه، ج 1، ص 30:« عن أبي‏عبداللّه عليه السلام قال: عشر من لقي اللّه بهنّ دخل الجنّة: شهادة أن لا إله إلّااللّه، و أنّ محمداً رسول‏اللّه، و الإقرار بما جاء من عند اللّه، و إقام الصلاة، و إيتاء الزكات، و صوم شهر رمضان، و حجّ البيت، و الولاية لأولياء اللّه، و البراءة من أعداء اللّه، و اجتناب كلّ مسكر»
[56]. كافى، ج 1، ص 420:« عن أبي‏عبداللّه عليه السلام في قوله تعالى:« وَنَضَعُ المَوازِينَ القِسْطَ لِيَوْمِ القِيامَةِ» قال: الأنبياء و الأوصياء»
[57]. مستدرك الوسائل، ج 10، ص 224:« قال عليّ بن الحسين عليه السلام: عليّ يعسوب الإيمان و ميزان الأعمال»
[58]. بحارالأنوار، ج 35، ص 363:« عن أبي‏عبداللّه عليه السلام قال:« قالَ هذا صِراطٌ عَلَىَّ مُسْتَقِيمٌ» قال: هو والله! عليّ، هو و الله! الصراط المستقيم و الميزان»
[59]. همان، ج 23، ص 107:« قال رسول‏اللّه صلى الله عليه و آله: أنا ميزان العلم و عليّ كفّتاه و الحسن و الحسين حباله، و فاطمة علاقته، و الأئمّة من بعدهم يزنون المحبّين و المبغضين الناصبين الذين عليهم لعنة اللّه و لعنة اللاعنين»
[60]. اعراف( 7) آيه 8:« وَالوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ فَأُولئِكَ هُمُ المُفْلِحُونَ* وَمَنْ خَفَّتْ مَوازِينُهُ فَأُولئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ بِما كانُوا بِآياتِنا يَظْلِمُونَ»