نشانه‌های قیامت

قیامت در لغت به معنای بر پاشدن ناگهانی است. و در اصطلاح قرآن حادثه بسیار مهمی است که درپایان دنیا به وقوع خواهد پیوست. همه پیامبران آسمانی به ویژه پیامبر گرامی اسلام از وقوع چنین حادثه‌ای خبر داده‌اند. قرآن مجید با تعبیرهای مختلف از آن یاد کرده است. مانند: «يَومِ الدِّينِ» (روز جزا) «يَوْمِ الآخِرِ» (روز آخر) «يَوْمٌ لا بَيْعٌ فِيهِ وَلا خُلَّةٌ» (روزی که معامله و دوستی در آن نیست) «يَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعاً» (روزی که همه انسان‌ها محشور می‌شوند) «يَوْمِ يُبْعَثُونَ» (روزی که انسان‌ها برانگیخته می‌شوند) «يَوْمُ الفَصْلِ» (روز جدایی نیکوکاران از بدکاران) «يَوْمَ القِيامَةِ» (روز بر پاشدن ناگهانی). قرآن کریم آمدن چنین روزی را قطعی می‌شمارد و می‌فرماید: «يَوْمٍ لا رَيْبَ فِيهِ». ولی به تاریخ دقیق آن اشاره‌ای ندارد و آن را پدیده‌ای ناگهانی معرفی می‌کند. تنها چیزی که در این باره می‌توان گفت: این که قیامت پس از پایان یافتن دوران برزخ به طور ناگهانی برپا خواهد شد. ولی چنان که قبلًا گفته شد عالم برزخ در طول عالم دنیا واقع شده و زمان و مکانی ندارد. چون زمان و مکان از آثار پدیده‌های

دنیوی است، قیامت نیز بعد از برزخ است لیکن این بعدیت نیز بعدیت زمانی و مکانی نیست، چون در قیامت بساط زمانی و مکانی برچیده شده و نشئه دیگری است و از همین روی برزخیان و قیامتیان درک درستی از گذشت زمان ندارند.

قرآن می‌گوید: «روزى كه آنان را در محشر گرد آورند چنان پندارند كه تنها ساعتى از روز درنگ كرده‏اند.»[4] و می‌فرماید: «روزى كه قيامت برپا شود مجرمان سوگند ياد مى‏كنند كه [در برزخ‏] جز ساعتى درنگ نكرده‏اند.»[5]

در قرآن، تاریخ دقیق قیامت تعیین نشده ولی به نشانه‌هایی از آن اشاره شده است.

 

نفخ در صور

یکی از نشانه‌های قیامت، نفخ در صور است. از قرآن استفاده می‌شود که در پایان دنیا و قبل از برپاشدن قیامت دو مرتبه در صور دمیده می‌شود و این حادثه مهم از نشانه‌های نزدیک شدن قیامت است.

قرآن می‌گوید: «در صور دمیده می‌شود پس هر آن کس که در آسمان‌ها و زمین‌است [از شدت وحشت و ترس] بی‌هوش می‌شوند، جز کسانی را که خدا بخواهد. پس دو باره در صور دمیده می‌شود آن‌گاه همه برپاخیزند و

برای آینده خود نگران خواهند شد.»[6]

«صعق» در لغت به معنای بی‌هوش شدن است که از شنیدن یک صدای هولناک آسمانی به وجود می‌آید و گاهی مرگ شنونده را به همراه دارد، در آیه دیگر چنین آمده: «روزى كه در صور دميده شود همه كسانى كه در آسمان‏ها و زمين هستند، مگر كسانى كه خدا بخواهد، به هراس و وحشت افتند و با فروتنى به نزد او آيند».[7]

از آیات مذکور استفاده می‌شود که قبل از قیامت دو مرتبه در صور دمیده می‌شود، مرتبه اول به منظور هشدار و آماده باش که در این هشدار هولناک همه کسانی که در آسمان‌ها و زمین هستند به فزع می‌افتند و مدهوش می‌شوند. اما به مرگ آن‌ها اشاره‌ای نشده است. اگر مراد آیه از «مَنْ فِى الأَرْضِ» انسان‌هایی باشد که هنوز نمرده‌اند و در دنیا زندگی می‌کنند، باید گفت: از دمیدن در صور اول همه می‌میرند و در برزخ به سایر برزخیان می‌پیوندند تا برای قیام قیامت آماده گردند.

و اگر منظور انسان‌هایی باشد، که قبلًا مرده‌اند و در برزخ زندگی می‌کنند ولی چون هنوز با امور دنیوی مأنوس و دلبسته‌اند و نتوانسته‌اند از این وابستگی‌ها نجات یابند، و به همین جهت می‌توان آن را به عنوان «مَنْ فِى الأَرْضِ» معرفی کرد (وچنین احتمالی بعید نیست) بنابراین باید

نتیجه دمیدن در صور را هشدار و آمادگی برزخیان برای قیام قیامت و حشر کلی دانست.

و در نفخه دوم، به فرمان تکوینی خداوند قهار، جهان ماده و مادیات در هم فرو می‌ریزد. بطلان مالکیت‌های اعتباری و علل و اسباب موهوم، بر همگان آشکار می‌شود و باطن انسان‌ها ظاهر می‌گردد، و همگان برای محاسبه اعمال و کیفر و پاداش، در عرصه قیامت، در محضر و منظر خدای قادر متعال حضور می‌یابند. قرآن در توصیف قیامت چنین می‌گوید: «روز تلاقى روزى است كه باطن انسان‏ها آشكار مى‏گردد و چيزى از آن‏ها بر خداوند پوشيده نيست. فرمانروايى در اين روز از كيست؟ از خداوند يگانه و پيروز است.[8]»

با توجه به آیات مذکور و آیاتی دیگر دمیدن در صور امری است قطعی و از نشانه‌های قیامت می‌باشد.

اکنون باید دید صور چیست و دمیدن در آن چگونه است؟ «صور» در لغت به معنای وسیله‌ای است که برای اعلام آمادگی و احضار سپاه از آن استفاده می‌شده مانند شیپور. در زمان‌های سابق این ابزار ازشاخ حیوانات تهیه می‌شده، ولی به تدریج تغییراتی در آن به وجود آمده است. نفخ در صور نیز به معنای دمیدن در آن و ایجاد صدای شدید می‌باشد. آیا صور مذکور در آیه به همین معناست و دمیدن در آن عبارت است از فوت کردن؟ یا معنای دیگری دارد؟

با اندکی دقت روشن می‌شود که نه صور به معنای همان ابزارمخصوص است نه دمیدن به معنای فوت کردن، چون خدا جسم نیست تا در مرگ زنده‌ها و زنده کردن مردگان از یک وسیله جسمانی استفاده کند. کارهای خدا همانند کارهای بشر نیست تا نیاز به ابزار مادی داشته باشد.

خدای متعال در گرفتن روح زنده‌ها و در زنده کردن مردگان نیازی به دمیدن در ابزار متعارف مادی ندارد، بلکه به وسیله فرشتگان مأمور به مرگ و فرشتگان مأمور به زنده کردن مردگان را زنده می‌کند.

بنابراین چنان که علامه طباطبائی در تفسیر آیه فرموده: نفخ در صور کنایه است از احضار و دعوت بندگان برای حضور در قیامت.[9]

گروهی دیگر از مفسران نیز آیات را همین گونه تفسیر کرده‌اند. در این باره به حدیثی از پیامبراکرم صلی الله علیه و آله استناد شده است. سلیمان بن ارقم می‌گوید:

از رسول خدا صلی الله علیه و آله رسیده که از آن حضرت از معنای صور سؤال شد، در جواب فرمود: «قرنى (ابزارى) است از نور.»[10]

در این حدیث پیامبراکرم فرموده صور قرنی (ابزاری) از نور است، بنابراین صور یک جسم مادی از قبیل شاخ یا یک ابزار فلزی نیست بلکه یک وسیله غیر مادی و همان کلمه «كن» تکوینی است که در قرآن آمده است.

به هم خوردن اوضاع منظومه شمسی

یکی از نشانه‌های قیامت برهم خوردن و دگرگونی نظام منظومه شمسی است که در آیات فراوان به آن تصریح شده است؛ به عنوان نمونه به برخی از آنها اشاره می‌شود.

قرآن می‌گوید: «هنگامى كه نور خورشيد در هم پيچيده شود و ستارگان تيره شوند و آن‏گاه كه كوه‏ها به حركت در آيند.»[11]

- «هنگامى كه آسمان شكافته شود و هنگامى كه ستارگان پراكنده گردند و آن‏گاه كه درياها شكافته وروان شوند.»[12]

- «هنگامى كه ستاره‏ها تار و بى‏نور شوند و آسمان بشكافد و آن‏گاه كه كوه‏ها از جا كنده شوند.»[13]

- «روزى كه آسمان به جنب و جوش افتد و كوه‏ها به حركت در آيند.»[14]

- «هنگامى كه قيامت بر پا شود كه در آمدنش هيچ دروغى نيست، گروهى را خوار كنند و گروهى را برافرازند آن‏گاه كه زمين به سختى بلرزد و كوه‏ها متلاشى و همانند غبار پراكنده شوند.»[15]

- «روزى كه آسمان را چون طومارى نوشته در هم نورديم.»[16]

- «هنگامى كه آسمان شكافته شود و به فرمان پروردگارش گوش دهد و حق باشد كه چنين كند و چون زمين كشيده شود و آنچه در درون دارد برون افكند و تهى گردد و به فرمان پروردگارش گوش دهد و بايد چنين كند.»[17]

- «مى‏پرسد روز قيامت چه هنگام است؟ آن گاه كه چشم‏ها خيره شود و ماه تيره گردد و خورشيد و ماه به هم پيوندند و در يك جا گرد آيند.»[18]

- «تو را از كوه‏ها مى‏پرسند. بگو پروردگارم همه را پراكنده مى‏سازد و آنها را به زمينى هموار تبديل مى‏كند كه در آن هيچ كجى و پستى و بلندى نمى‏بينى.»[19]

- «روزى كه زمين به زمينى ديگر تبديل شود و آسمان‏ها به آسمانى ديگر و همه در پيشگاه خداى واحد قهار آشكار گردند.»[20]

- «آرى و چون زمين شكسته و متلاشى شود.»[21]

- «آن گاه كه زمين سخت به لرزه در آيد و آنچه را در درون دارد بيرون افكند.»[22]

از این قبیل آیات استفاده می‌شود که به هنگام قیامت حوادث بسیار مهمی در جهان مادی رخ می‌دهد و آن را دگرگون می‌سازد. آسمان شکافته و در هم پیچیده می‌شود. خورشید نور و حرارت خود را از دست می‌دهد و تاریک می‌گردد ماه نیز تاریک می‌شود. ستارگان تیره و تار و در فضا پراکنده می‌گردند، کوه‌ها به لرزه در می‌آیند، از جا کنده شده ریز ریز و همانند غبار پراکنده می‌شوند، در زمین زلزله بسیار سختی رخ می‌دهد و آنچه در درون دارد خارج می‌سازد، زمین به طور کلی متلاشی شده به زمین دیگری تبدیل می‌گردد.

یک نکته مهم و ضروری: چنان که قبلًا درباره عالم برزخ گفته شد، قیامت و حشر کلی نیز یکی از عوالم وجودی است که بعد از عالم برزخ واقع شده است. در عرض عالم دنیا و برزخ نیست بلکه از لحاظ رتبه وجودی در طول عالم برزخ، فوق آن و محیط بر آن می‌باشد. بنابراین نمی‌توان سؤال کرد: قیامت در کجا و در چه زمانی برپا خواهد شد.

 

* امينى، ابراهيم، معاد در قرآن، 1جلد، بوستان كتاب (انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم) - قم، چاپ: سوم، 1390.

 

[4]. يونس( 10) آيه 45:« وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ كَأَنْ لَمْ يَلْبَثُوا إِلّا ساعَةً مِنَ النَّهارِ»
[5]. روم( 30) آيه 55:« وَيَوْمَ تَقُومُ السّاعَةُ يُقْسِمُ المُجْرِمُونَ ما لَبِثُوا غَيْرَ ساعَةٍ»
[6]. زمر( 39) آيه 68:« وَنُفِخَ فِى الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِى السَّمواتِ وَمَنْ فِى الأَرْضِ إِلّا مَنْ شاءَ اللَّهُ ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ أُخْرى‏ فَإِذا هُمْ قِيامٌ يَنْظُرُونَ»
[7]. نمل( 27) آيه 88:« وَيَوْمَ يُنْفَخُ فِى‏الصُّورِ فَفَزِعَ مَنْ فِى السَّمواتِ وَمَنْ فِى الأَرْضِ إِلّا مَنْ شاءَ اللَّهُ وَكُلٌّ أَتَوْهُ داخِرِينَ»
[8]. غافر( 40) آيه 16:« يَوْمَ هُمْ بارِزُونَ لا يَخْفى‏ عَلَى اللَّهِ مِنْهُمْ شَى‏ءٌ لِمَنِ المُلْكُ اليَوْمَ لِلَّهِ الواحِدِ القَهّارِ»
[9]. تفسير الميزان، ج 14، ص 226
[10]. ابن‏عطيه اندلسى، المحرّر الوجيز في تفسير الكتاب العزيز، ج 5، ص 358؛ اسفار، ج 5، ص 274 و فيض كاشانى، علم اليقين، ج 2، ص 891
[11]. تكوير( 81) آيات 1- 3:« إِذا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ* وَ إِذا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ* وَ إِذا الجِبالُ سُيِّرَتْ»
[12]. انفطار( 82) آيات 1- 3:« إِذا السَّماءُ انْفَطَرَتْ* وَ إِذا الكَواكِبُ انْتَثَرَتْ* وَ إِذا البِحارُ فُجِّرَتْ»
[13]. مرسلات( 77) آيات 8- 10:« فَإِذَا النُّجُومُ طُمِسَتْ* وَ إِذَا السَّماءُ فُرِجَتْ* وَ إِذَا الجِبالُ نُسِفَتْ»
[14]. طور( 52) آيات 9- 10:« يَوْمَ تَمُورُ السَّماءُ مَوْراً* وَتَسِيرُ الجِبالُ سَيْراً»
[15]. واقعه( 56) آيات 1- 4:« إِذا وَقَعَتِ الْواقِعَةُ* لَيْسَ لِوَقْعَتِها كاذِبَةٌ* خافِضَةٌ رافِعَةٌ* إِذا رُجَّتِ الأَرْضُ رَجّاً* وَبُسَّتِ الجِبالُ بَسّاً* فَكانَتْ هَباءً مُنْبَثّاً»
[16]. انبياء( 21) آيه 4:« يَوْمَ نَطْوِى السَّماءَ كَطَىِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ»
[17]. انشقاق( 84) آيات 1- 5:« إِذا السَّماءُ انْشَقَّتْ* وَأَذِنَتْ لِرَبِّها وَحُقَّتْ* وَ إِذا الأَرْضُ مُدَّتْ* وَأَلْقَتْ ما فِيها وَتَخَلَّتْ* وَأَذِنَتْ لِرَبِّها وَحُقَّتْ»
[18]. قيامة( 75) آيات 6- 9:« يَسْأَلُ أَيّانَ يَوْمُ القِيامَةِ* فَإِذا بَرِقَ البَصَرُ* وَخَسَفَ القَمَرُ* وَجُمِعَ الشَّمْسُ وَالقَمَرُ»
[19]. طه( 20) آيه 105:« وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْجِبالِ فَقُلْ يَنْسِفُها رَبِّى نَسْفاً* فَيَذَرُها قاعاً صَفْصَفاً* لاتَرى‏ فِيها عِوَجاً وَلاأَمْتاً»
[20]. ابراهيم( 14) آيه 48:« يَوْمَ تُبَدَّلُ الأَرضُ غَيْرَ الأَرضِ وَالسَّمواتُ وَبَرَزُوا لِلَّهِ الْواحِدِ القَهّارِ»
[21]. فجر( 89) آيه 23:« كَلّا إِذا دُكَّتِ الأَرْضُ دَكّاً دَكّاً»
[22]. زلزال( 99) آيات 1- 2:« إِذا زُلْزِلَتِ الأَرْضُ زِلْزالَها* وَأَخْرَجَتِ الأَرْضُ أَثْقالَها»