تعدادی از عملهای صالح

تعدادی از عملهای صالح

 

قبلا گفته شد، تنها راهی که می‌تواند انسان را تکامل بخشد و به مقام قرب ارتقاء دهد، پیروی از وحی و پیمودن همان راهی است که بوسیله انبیاء تشریع شده و خودشان آن را پیموده‌اند، و به صورت فرائض و نوافل و مستحبات معرفی شده است. عمل صالح نیز همین است. عمل صالح یعنی همه واجبات و مستحباتی که در شریعت اسلام آمده و در قرآن و کتب حدیث و ادعیه ثبت شده است. شما می‌توانید آنها را بشناسید و در پیمودن راه آنها استفاده کنید، لیکن ما در اینجا به بعض آنها اشاره می‌کنیم:

اول: نمازهای واجب

نماز یکی از بهترین عوامل سیروسلوک معنوی و تقرب الی اللّه است.

حضرت رضا علیه السّلام فرمود: نماز وسیله تقرب هرانسان پرهیزکاری است[56].

معاویة بن وهب از حضرت صادق علیه السّلام پرسید: بهترین عملی که بندگان را به خدا نزدیک می‌کند و خدا آن را دوست دارد چیست؟ فرمود: بعد از معرفت خدا چیزی را بهتر از نماز سراغ ندارم. آیا ندیدی که بنده صالح خدا حضرت

عیسی فرمود: خدا مرا به نماز و زکات تا زنده هستم سفارش کرد[57].

حضرت صادق علیه السّلام فرمود: محبوب‌ترین اعمال نزد خدا نماز است.

نماز آخرین وصیت انبیاء می‌باشد. چه خوب است که انسان غسل کند یا وضوی کامل بگیرد، آنگاه به گوشه‌ای برود که کسی او را نبیند و بر رکوع و سجده‌اش اشراف داشته باشد. وقتی بنده به سجده افتاد و سجده‌اش را طول داد شیطان فریاد می‌زند: واویلاه! این بنده از خدا اطاعت نمود و من عصیان ورزیدم، او سجده کرد و من امتناع کردم[58].

امام رضا علیه السّلام فرمود: نزدیک‌ترین احوال بنده به خدا وقتی است که در حال سجده باشد، زیرا خدای متعال می‌فرماید: وَ اسْجُدْ وَ اقْتَرِبْ.[59]

حضرت صادق فرمود: هنگامی که انسان به نماز ایستاد، رحمت خدا از آسمان بر او نازل می‌شود، ملائکه اطرافش را احاطه می‌نمایند و فرشته‌ای می‌گوید:

اگر این نمازگزار ارزش نماز را می‌دانست هیچگاه از نماز منصرف نمی‌شد[60].

رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله فرمود: هنگامیکه بنده مؤمن به نماز می‌ایستد خدا به او نظر می‌کند، تا اینکه از نماز فارغ شود و رحمت خدا از آسمان بر او احاطه می‌کند و ملائکه اطرافش را می‌گیرند، و خدا فرشته‌ای را بر او می‌گمارد که می‌گوید:

ای نمازگزار اگر می‌دانستی مورد توجه چه کسی قرار گرفته و با چه کسی مناجات می‌کنی، به دیگری توجه نمی‌کردی و هیچگاه از این موضع خارج نمی‌شدی[61].

 

حضور قلب در نماز

نماز یک ترکیب ملکوتی و معجون الهی است که در هرجزئش رازی نهفته است. وسیله ارتباط با خدا و رازونیاز و انس و یاد پروردگار جهان می‌باشد. بهترین وسیله تکامل و سیر و صعود و قرب به خداست. معراج مؤمن و ناهی از فحشاء و منکر می‌باشد. چشمه زلالی از نورانیت و معنویت است که هرکس در شبانه‌روز پنج نوبت در آن وارد شود از آلودگی‌های نفسانی پاک می‌شود. امانت بزرگ الهی و میزان قبولی اعمال است. نماز یک چنین ترکیب اسرارآمیز آسمانی است لیکن مشروط بر اینکه روح و حیات داشته باشد و روح نماز، حضور قلب و توجه به معبود و خشوع در برابر اوست. اذکار و قرائتها و رکوع و سجده و تشهد و سلام، صورت و پیکر نماز را تشکیل می‌دهند، و توجه و حضور قلب به منزله روح نماز می‌باشد. چنانکه پیکر بی‌روح، مرده و بی‌خاصیت است، نماز بی‌حضور قلب نیز، گرچه مسقط تکلیف است، لیکن نمازگزار را به مقامات عالی صعود نمی‌دهد.

اصولا بزرگترین هدف تشریع نماز، تحصیل ذکر و یاد خداست.

خدا به پیامبر می‌فرماید: نماز را برای یاد من بپای دار[62].

در قرآن کریم، نماز جمعه به عنوان ذکر معرفی شده است: ای کسانیکه ایمان آورده‌اید وقتی بانگ اقامه نماز جمعه برخاست به سوی ذکر بشتابید[63].

معیار قبولی نماز مقدار حضور قلب است. به هرمقدار حضور قلب باشد نماز مورد قبول واقع می‌شود و به‌همین جهت در احادیث، راجع به حضور قلب تاکیدات زیادی به عمل آمده است. از باب نمونه:

رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله فرمود: گاه نصف نماز قبول می‌شود و گاهی ثلث آن و گاهی ربع و گاهی خمس، تا ده یک آن. بعض نمازها همانند لباس کهنه پیچیده و بر سر صاحبش کوبیده می‌شود. بدرستیکه آن مقدار از نماز تو قبول می‌شود که به خدا توجه قلبی داشته باشی[64].

حضرت صادق علیه السّلام فرمود: وقتی بنده به نماز ایستاد خدای متعال به او توجه می‌کند، و توجهش را از او قطع نمی‌کند تا موقعیکه سه مرتبه از یاد خدا غافل گردد. در این هنگام خدای سبحان نیز از او اعراض خواهد کرد[65].

امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: در حال کسالت و چرت زدن نماز نخوانید، در حال نماز به فکر خودتان نباشید، زیرا در محضر خدا ایستاده‌اید، بدرستیکه آن مقدار از نماز بنده قبول می‌شود که قلبا به خدا توجه داشته باشد[66].

رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله فرمود: هربنده‌ای که در حال نماز به غیر خدا التفات کند خدا به او می‌گوید: ای بنده من! چه کسی را قصد کرده‌ای و او را طلب می‌کنی؟ آیا جز من پروردگار و نگهبانی را می‌جویی؟! آیا غیر از من بخشنده دیگری را طلب می‌کنی؟! در صورتیکه من کریم‌ترین کریمان و  بخشنده‌ترین بخشندگان و بهترین عطاکنندگان هستم. ثوابی را به تو عطا می‌کنم که به شمارش نمی‌آید. به من توجه داشته باش زیرا من و فرشتگانم به تو توجه داریم. پس اگر نمازگزار به خدا توجه کرد گناهان گذشته‌اش محو می‌شود. اگر دوباره به غیر خدا التفات کرد، خدای متعال مجددا او را مانند سابق مورد خطاب قرار می‌دهد. اگر به نمازش توجه کرد گناه غفلت از نماز، آمرزیده می‌شود و آثارش زائل می‌گردد. اگر برای سومین مرتبه از توجه به نماز منصرف شد خدای متعال هم خطاب سابق را تکرار می‌کند، اگر به نماز توجه کرد این مرتبه هم گناهش بخشیده می‌شود. پس اگر در دفعه چهارم باز هم از توجه به نماز انصراف پیدا کرد خدا و ملائکه از او اعراض می‌کنند، و خدا به او می‌گوید: تو را در ولایت چیزی قرار دادم که به آن علاقه داری[67].

ارزش نماز به حضور قلب و توجه به خدا است و به مقدار حضور قلب می‌تواند در صفای باطن و قرب الی اللّه مؤثر باشد. بی‌جهت نیست که انبیاء عظام و ائمه اطهار و اولیاء خدا به نماز آن همه عنایت داشتند.

درباره امیر المؤمنین علیه السّلام نوشته‌اند: هنگامی که وقت نماز فرا می‌رسید بدنش می‌لرزید و رنگ صورتش تغییر می‌کرد. علت اضطراب و دگرگونی را از خودش پرسیدند، در جواب فرمود: وقت ادای امانتی رسیده که بر آسمانها و زمین عرضه شد ولی ترسیدند و از تحمل آن امتناع کردند. لیکن انسان آن امانت بزرگ را پذیرفت. ترس من از این است که آیا می‌توانم از عهده ادای امانت برآیم یا نه؟[68].

در احوال امام محمد باقر و امام جعفر صادق علیهما السّلام گفته شده: به هنگام نماز رنگ چهره مبارکشان زرد و سرخ می‌شد. در حال نماز چنان بودند که گویا با کسی مناجات می‌کنند که او را می‌بینند[69].

درباره حضرت سجاد علیه السّلام نوشته‌اند: وقتی به نماز می‌ایستاد رنگ صورتش تغییر می‌کرد و همانند یک بنده ذلیل، در برابر خدا می‌ایستاد، اعضاء بدنش از ترس می‌لرزید. نمازش همیشه نماز وداع بود، آنچنان‌که گویا بعد از آن نمازی نخواهد خواند[70].

درباره حضرت زهرا علیهاالسّلام نوشته‌اند: در حال نماز از شدت ترس نفسش به شماره می‌افتاد[71].

در احوال امام حسن علیه السّلام نوشته‌اند: در حال نماز بدنش می‌لرزید.

وقتی به یاد بهشت یا دوزخ می‌افتاد همانند شخص مارگزیده بخود می‌پیچید، از خدا تقاضای بهشت می‌کرد و از دوزخ به او پناه می‌برد[72].

عایشه درباره رسول خدا چنین می‌گوید: با رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله مشغول صحبت بودم، هنگامی که وقت نماز فرامی‌رسید چنان منقلب می‌شد که گویا ما را نمی‌شناسد، ما هم او را نمی‌شناسیم[73].

درباره امام سجاد علیه السّلام نوشته‌اند: درحالی‌که مشغول نماز بود عبا ازدوش مبارکش افتاد ولی ملتفت نشد. وقتی از نماز فارغ شد یکی از اصحاب عرض کرد: یا بن رسول اللّه! در حال نماز عبا از دوش شما افتاد ولی توجه نکردید؟! فرمود:

وای بر تو آیا می‌دانی در برابر چه شخصی ایستاده بودم؟ چنین فکری مرا از توجه به عبا منصرف ساخته بود؟ آیا نمی‌دانی که نماز بنده، فقط به مقداری قبول می‌شود که نسبت به خدا حضور قلب داشته باشد. سائل عرض کرد: یا بن رسول اللّه بنابراین ما به هلاکت می‌رسیم؟ حضرت فرمود: نه، اگر نوافل را بخوانید خدا بوسیله آنها نماز شما را اتمام می‌کند[74].

درباره رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله نوشته شده که به هنگام نماز صورت مبارکش دگرگون می‌شد، و از سینه‌اش صدایی نظیر صدای غلغل دیگ جوشان شنیده می‌شد. وقتی به نماز می‌ایستاد مانند لباسی که روی زمین افتاده باشد بی‌حرکت بود[75].

 

مراتب حضور قلب

حضور قلب دارای مراتب و درجات متفاوتی است که کامل و کاملتر دارد.

سالک می‌تواند تدریجا آنها را طی کند تا به مقام عالی قرب و شهود، صعود نماید.

راهی است طولانی و دارای مقامات متعدد که شرح و توضیح آنها برای فردی مانند من محروم که از دور نظاره می‌کند و از حسرت می‌سوزد زیبنده نیست، لیکن بطور اجمال به مراتبی اشاره می‌شود که می‌تواند برای سالکین مفید باشد.

مرتبه اول- نخستین مرحله حضور قلب بدین صورت است که نمازگزار در تمام نماز یا بعض آن اجمالا توجه داشته باشد که در حضور پروردگار جهان ایستاده و با او سخن می‌گوید و رازونیاز می‌کند. گرچه به معانی الفاظ توجه ندارد و تفصیلا نمی‌داند چه می‌گوید.

مرتبه دوم- دومین مرحله حضور قلب، این است که نمازگزار علاوه‌بر اینکه در حال نماز خودش را در برابر خدا و در حال تکلّم با او می‌داند، به معانی کلمات و اذکار نیز توجه دارد و می‌داند که با خدا چه می‌گوید. الفاظ را چنان ادا می‌کند که گویا معانی را به قلب خویش تفهیم می‌کند. مانند مادری که ادای کلمات را به فرزندش می‌آموزد و او را با معانی آشنا می‌سازد.

مرتبه سوم- سومین مرحله این است که نمازگزار علاوه‌بر مراحل سابق، حقیقت تکبیر و تسبیح و تقدیس و توحید و تحمید و سایر مفاهیم اذکار را به خوبی می‌داند و با براهین علمی با آنها آشنا شده و در حال نماز به آنها توجه دارد و خوب می‌داند که چه می‌گوید و چه می‌خواهد و با چه کسی سخن می‌گوید.

مرتبه چهارم- مرحله چهارم این است که نمازگزار علاوه‌بر مراحل سابق، معارف و معانی اذکار بطور کامل در باطن ذاتش نفوذ کرده و به مرحله یقین و ایمان کامل رسیده است. در این صورت زبان از قلب پیروی می‌کند، قلب چون به آن حقائق ایمان دارد زبان را به اذکار وادار می‌کند.

مرتبه پنجم- نمازگزار در این مرحله علاوه‌بر مراحل سابق، به مرتبه کشف و شهود و حضور کامل رسیده است. اسماء و صفات و کمالات حق را با چشم باطن مشاهده می‌کند، چیزی را جز خدا نمی‌بیند. حتی به خودش و افعال و حرکات و اذکارش نیز توجه ندارد. با خدا سخن می‌گوید ولی حتی از متکلم و کلام نیز غافل است. انیّت خویش را نیز از دست داده و در مشاهده جمال حق تعالی محو گشته است. در این مقام نیز مراتب و درجاتی است که نسبت به سالکین متفاوت می‌باشد، مقام مذکور بحر عمیقی است و چه بهتر که من محروم وارد نشوم و به اهلش واگذار کنم. اللّهم ارزقنا حلاوة ذکرک و مشاهدة جمالک.

 

عوامل مؤثر در حضور قلب

به همان مقدار که حضور قلب ارزش دارد، به همان اندازه هم دشوار است.

انسان وقتی داخل نماز شد شیطان مشغول وسوسه می‌شود. دائما قلب را به این سو و آن سو می‌کشد و با افکار و خاطرات گوناگون مشغول می‌سازد. حساب می‌کند، نقشه می‌کشد، درباره مسائل گذشته و آینده فکر می‌کند، مسائل علمی را حل می‌کند و چه بسا موضوعاتی را که بکلی فراموش کرده، در حال نماز بیاد می‌آورد، هنگامی به خود می‌آید که نمازش تمام شده است. اگر هم در این بین لحظه‌ای بفکر نماز افتاد فورا منصرف می‌شود.

جای تعجب و تأسف است!! چه کنیم تا بر این نفس سرکش و بازیگوش تسلط یابیم؟ چگونه می‌توانیم در حال نماز افکار پراکنده را از خود دور کنیم و تنها به یاد خدا باشیم؟ کسانی که این راه را پیموده و توفیق یافته‌اند، بهتر می‌توانند به ما رهنمود دهند و بهتر بود که قلم به دست آنها بود، لیکن بنده محجوب و درمانده هم به مطالبی اشاره می‌کنم که می‌تواند در تحصیل حضور قلب مفید باشد.

1- مکان خلوت: اگر نماز فرادا یا نماز مستحب می‌خواند بهتر است جای خلوتی را انتخاب کند که سروصدا و مزاحمت نباشد. در مکان نماز، عکس یا چیز دیگری که ممکن است توجه نمازگزار را جلب کند نباشد، در مراکز عمومی نباشد، بهتر است در منزل هم جای خلوتی را برای نماز انتخاب کند و همیشه در آنجا نماز بخواند. در حال نماز فقط به محل سجده نگاه کند یا چشمهایش را ببندد. هریک از اینها را که تشخیص داد برای حضور قلب مفیدتر است انتخاب کند. بهتر است در اتاق کوچک یا نزدیک دیوار نماز بخواند که دید زیاد نداشته باشد. اگر نمازش را به جماعت می‌خواند فقط به موضع سجده نگاه کند و اگر امام قرائت را بلند می‌خواند، به قرائت او خوب گوش دهد.

2- رفع موانع: قبل از نماز، موانع حضور قلب را برطرف کند، سپس مشغول نماز شود. مثلا:

اگر از جهت بول یا غایط تحت فشار است، ابتداء تخلیه کند و بعدا وضو بگیرد و مشغول نماز شود.

اگر از جهت گرسنگی شدید و تشنگی آرامش ندارد، ابتداء رفع گرسنگی و تشنگی کند بعدا نماز بخواند، هم‌چنین اگر در اثر پرخوری حال نماز خواندن ندارد قدری صبر کند تا حال پیدا کند.

اگر در اثر خستگی شدید یا غلبه خواب حال نماز خواندن ندارد ابتداء خستگی و خواب‌آلودگی را برطرف کند، آنگاه داخل نماز شود.

اگر برای کشف موضوع یا وقوع حادثه‌ای نگران و پریشان‌خاطر است، در صورت امکان سعی کند قبل از نماز عوامل نگرانی را برطرف سازد، آنگاه مشغول نماز شود.

یکی از موانع بزرگ، علاقه و دلبستگی شدید به امور دنیا مانند: مال، جاه و مقام و زن و فرزند است. علاقه به این امور سبب می‌شود که افکار انسان در حال نماز به سوی اینها معطوف شود و از توجه به خدا منصرف گردد. بنابراین، نمازگزار باید از این امور قطع علاقه کند تا حضور قلب و توجه به خدا برایش سهل گردد.

3- تقویت ایمان: توجه انسان به خدا به مقدار شناخت و معرفتی است که نسبت به او دارد. اگر ایمان به حدّ یقین رسیده باشد و عظمت و قدرت و حضور و احاطه و علم معبود را کاملا دریافته باشد، طبعا در برابرش خضوع و خشوع خواهد نمود و جایی برای غفلت و فراموشی باقی نخواهد ماند. کسی که خدا را در همه جا حاضر و ناظر و خودش را در محضر او بداند، در حال نماز که حال تکلم با خداست از یاد او غافل نخواهد شد. چنانکه اگر با پادشاه نیرومندی سخن می‌گوید حواسش را کاملا جمع می‌کند و می‌داند چه می‌کند و چه می‌گوید، اگر خدا را هم به قدرت و عظمت بشناسد، در حال نماز از او غفلت نخواهد کرد. بنابراین، انسان باید در تقویت ایمان و تحصیل معرفت کامل، بکوشد تا در حال نماز بیشتر و بهتر حضور قلب پیدا کند.

پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله فرمود: آنچنان خدا را عبادت کن که گویا او را می‌بینی و اگر تو او را نمی‌بینی او تو را مشاهده می‌کند[76].

ابان بن تغلب می‌گوید به امام صادق علیه السّلام عرض کردم:

علی بن الحسین علیه السّلام را دیدم که در حال نماز رنگ‌برنگ می‌شد؟!.

فرمود: آری او معبودی را که در برابرش ایستاده بود کاملا می‌شناخت[77].

4- یاد مرگ: یکی از اموری که می‌تواند در پیدایش حال و حضور قلب مفید باشد یاد مرگ است. اگر انسان به فکر مردن باشد و توجه داشته باشد که نه وقت مرگ معلوم است نه شرائط آن و هرلحظه و در هرشرائط امکان وقوع دارد، حتی ممکن است، همین نماز، نماز آخرش باشد. در این‌صورت نمازش را با غفلت نمی‌خواند. خوب است نمازگزار قبل از نماز به فکر مرگ بیفتد، چنین تصور کند که مرگش فرارسیده و عزرائیل برای قبض روحش حاضر شده و یک ساعت یا دقائقی محدود بیش فرصت ندارد، بعد از آن دفتر اعمالش مختومه می‌شود و به جهان ابدی وارد خواهد شد. در آنجا به حساب اعمالش رسیدگی می‌شود و نتیجه‌اش یا سعادت ابدی و زندگی خوش در جوار مقربین الهی خواهد بود، یا بدبختی و شقاوت و عذاب و شکنجه در قعر دوزخ. با تصور و تجسم مردن، بهتر می‌تواند حال حضور پیدا کند و خودش را در محضر پروردگار جهان مشاهده کند و نماز را با خضوع و خشوع و در حال وداع بخواند. قبل از شروع، این حالت را برای خودش بوجود بیاورد و در طول نماز آن را ادامه دهد.

حضرت صادق علیه السّلام فرمود: نماز واجب را در وقتش بخوان، مانند کسی که نماز وداع می‌خواند و می‌ترسد که بعد از این توفیق نماز خواندن نیابد، و در هنگام نماز به محل سجده نگاه کن. اگر احساس کنی که شخصی نزدیک تو و مراقب نمازت می‌باشد نمازت را نیکو می‌خوانی، بدانکه تو در محضر کسی هستی که تو را مشاهده می‌کند ولی تو او را نمی‌بینی[78].

5- آمادگی: نمازگزار وقتی موانع را برطرف ساخت در جای خلوت و مناسبی آماده نماز می‌شود. قبل از شروع، عظمت و قدرت بی‌پایان خدا و ضعف و ناتوانی خود را به یاد می‌آورد. به یاد می‌آورد که در برابر پروردگار جهان و مالک الملوک به پا ایستاده و با او سخن می‌گوید. در برابر قدرت عظیمی ایستاده که بر همه‌چیز حتی افکار خفیه آگاه است.

مرگ و محاسبه اعمال و بهشت و دوزخ را در نظر مجسم می‌سازد، احتمال می‌دهد که مردنش قریب الوقوع و حتی همین نماز، نماز آخرش باشد. آن قدر به این افکار ادامه دهد تا نفسش رام شود و حال و توجه پیدا کند. آنگاه با توجه و حضور قلب مشغول گفتن اذان و اقامه می‌شود. بعد از آن، دعاء تهیّأ را می‌خواند.

اللّهمّ الیک توجّهت و مرضاتک طلبت و ثوابک ابتغیت و بک آمنت و علیک توکّلت اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد و افتح مسامع قلبی لذکرک و ثبتنی علی دینک و دین نبیّک و لا تزغ قلبی بعد اذ هدیتنی وهب لی من لدنک رحمة انّک انت الوهّاب.

در حال خواندن دعا به معانی آن کاملا توجه داشته باشد. سپس می‌گوید:

یا محسن قد اتاک المسیئی، یا محسن احسن الیّ.

اگر حال توجه و خشوع پیدا کرد، تکبیرة الاحرام را می‌گوید و مشغول نماز می‌شود. ولی اگر احساس کرد که هنوز آماده نیست و تغییر حالی احساس نکرد، استعاذه می‌گوید و از وسوسه‌های شیطان به خدا پناه می‌برد و آن قدر به برنامه سابق ادامه می‌دهد تا احساس آمادگی کند.

در این هنگام با حضور قلب و توجه به معنا تکبیرة الاحرام بگو و مشغول نماز شو. اما توجه داشته باش با چه کسی صحبت می‌کنی و چه می‌گویی، مواظب باش زبان و قلبت همراه باشند و دروغ نگویی. آیا می‌دانی معنای اللّه اکبر چیست؟ یعنی خدا بزرگتر از این است که توصیف شود. درست توجه کن چه می‌گویی. آیا واقعا به آنچه می‌گویی ایمان داری؟

امام صادق علیه السّلام فرمود: هنگامی که به قصد نماز به جانب قبله ایستادی دنیا و آنچه در آن است و مردم و احوال و اشتغالات آنها را یکسره فراموش کن، قلبت را از هرشاغلی که تو را از یاد خدا بازمی‌دارد فارغ ساز و با چشم باطن، عظمت و جلال خدا را مشاهده کن. بیاد آور توقف خودت را در برابر خدا، در روزی که هرانسانی اعمال پیش‌فرستاده‌اش را آشکار می‌سازد، و به سوی خدا رجوع می‌کند.

به هنگام نماز در حال خوف و رجاء باش. به هنگام گفتن تکبیرة الاحرام آنچه را در زمین و آسمان است کوچک بشمار چون وقتی نمازگزار تکبیر می‌گوید خدا به قلبش نظر می‌کند، پس اگر به حقیقت تکبیر توجه ندارد به او خطاب می‌کند: ای دروغگو! آیا می‌خواهی مرا فریب دهی؟ به عزت و جلال خودم سوگند! تو را از لذت ذکر خودم محروم می‌سازم و از قرب خودم و لذت بردن از مناجاتم محروم می‌گردانم[79].

باری آمادگی و تهیّأ قبل از نماز و در حال نیت و تکبیرة الاحرام، در حضور قلب تأثیر فراوانی دارد، لیکن مهمتر از آن، ادامه این حال است. اگر اندکی غفلت به عمل آید نفس به این طرف و آن طرف پرواز می‌کند و حال حضور و توجه از بین می‌رود.

بنابراین، نمازگزار باید در طول نماز مراقب نفس خویش باشد، در دل را بر غیر خدا ببندد و از ورود خاطرات و افکار پراکنده جلوگیری کند. همواره خود را در محضر خدا ببیند و چنان نماز بخواند که با خدا سخن می‌گوید و در برابرش به رکوع و سجده می‌رود، سعی کند در حال قرائت به معانی اذکار توجه داشته باشد و بداند چه می‌گوید و با چه قدرت بزرگی صحبت می‌کند، این حال را تا آخر نماز ادامه دهد. البته کار دشواری است لیکن در اثر مراقبت و جدیت و کوشش آسان‌تر می‌شود. وَ الَّذِینَ جاهَدُوا فِینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا. اگر در ابتدا توفیق نیافت نباید مأیوس شود، بلکه باید جدی‌تر و قاطع‌تر وارد عمل گردد تا تدریجا بر نفس تسلط پیدا کند.

افکار پراکنده را از دل بیرون براند و او را به سوی خدا توجه دهد. اگر در یک روز یا چند هفته یا چند ماه امکان‌پذیر نبود، نباید مأیوس شود که بهرحال امکان دارد. در بین انسانها افراد برجسته‌ای بوده و هستند که از اول تا آخر نماز کاملا حضور قلب دارند و در حال نماز اصلا توجهی به غیر ندارند.

ما هم نباید از رسیدن به چنین مقام شامخی مأیوس باشیم و اگر به مرتبه کامل نمی‌رسیم تلاش کنیم حداقل به مقدار ممکن نائل گردیم، که همان مقدار هم غنیمت است[80].

 

دوم- نوافل

قبلا گفته شد که نماز بهترین طریق سیروسلوک و تقرب الی اللّه و ذکر اوست.

خدای سبحان که نسبت به آفرینش ویژه انسان و طریق تکامل او از هرفرد دیگری آگاهتر می‌باشد، نماز را تشریع نموده و بوسیله پیامبر در اختیار انسانها قرار داده تا برای سعادت و استکمال خویش از آن بهره بگیرند، نماز به حد معینی محدود نشده بلکه در هرزمان و در هرمکان و در هرشرائطی می‌توان از آن بهره‌مند شد.

نماز بطور کلی به دو دسته تقسیم می‌شود: نماز واجب و نماز مستحب.

شش نماز واجب داریم: اول، نمازهای یومیه. دوم، نماز آیات. سوم، نماز میت. چهارم، نماز طواف واجب. پنجم نمازی که بواسطه نذر یا قسم یا عهد بر انسان واجب می‌شود. ششم، نماز قضای پدر که بر پسر بزرگتر واجب می‌شود.

نمازهای واجب یومیه بر همه مکلفین واجب است، اما سایر نمازهای واجب در زمانهای مخصوص و با شرائط ویژه واجب می‌شود. انسانی که طالب سعادت و کمال است در مرتبه اول باید فرائض و واجبات را به همان کیفیت مشروع انجام دهد و اگر با اخلاص و حضور قلب آنها را انجام دهد بهترین مقرب می‌باشند.

با ترک واجبات جای تقرب به مستحبات نیست. اگر کسی خیال کند که با ترک فرائض می‌تواند بوسیله بعض مستحبات و اذکار و اوراد راه کمال را طی کند و به مقامات عالی نائل گردد حتما اشتباه می‌کند. اما بعد از انجام فرائض، می‌تواند به وسیله نوافل و مستحبات تقرب جوید و به مقامات عالی نائل آید.

نمازهای مستحب زیاد هستند و بطور کلی به دو دسته تقسیم می‌شوند:

نوافل یومیه و سایر نمازهای مستحب.

نوافل یومیه، سی و پنج رکعت هستند: نافله ظهر 8 رکعت. نافله عصر 8 رکعت. نافله مغرب 4 رکعت. نافله عشاء 2 رکعت. نافله صبح 2 رکعت. نماز شب 11 رکعت.

در کتب حدیث برای خواندن نوافل یومیه تأکید شده و ثوابها و آثاری مقرر گشته است. و به عنوان تتمیم‌کننده نمازهای واجب معرفی شده‌اند. اما غیر از نوافل یومیه نمازهای دیگری در اوقات و شرائط و مکانهای مخصوص تشریع شده و ثوابهایی برای آنها بیان شده است. شما می‌توانید انواع نمازهای مستحب و ثوابها و فوائد آنها را در کتب حدیث و دعا بخوانید و در سیروسلوک الی اللّه و استکمال نفس از آنها استفاده کنید. بعلاوه، نماز در هرزمان و هرمکان و هرحالی مستحب است و سالک می‌تواند از آن استفاده کند، راه بهره‌گیری از این وسیله همیشه مفتوح است. انسان در هرزمان و هرمکان و در هرحالی می‌تواند از این فیض بزرگ برخوردار شود و با خدای سبحان ارتباط برقرار سازد.

حضرت ابو الحسن علیه السّلام فرمود: نماز نافله موجب تقرب مؤمن می‌باشد[81].

حضرت صادق علیه السّلام فرمود: به درستیکه گاهی نصف یا ثلث یا ربع یا خمس نماز بنده بالا می‌رود (قبول می‌شود) آن مقدار از نماز بالا می‌رود که با حضور قلب باشد و به‌همین جهت به خواندن نوافل مأمور شده‌ایم تا بوسیله آنها نقصان نمازهای واجب را جبران کنیم[82].

رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله فرمود: خدای متعال می‌فرماید: بنده من برای اینکه محبوب من قرار گیرد چیزی بهتر از این ندارد که به واجباتش عمل کند.

بوسیله انجام نوافل آن‌قدر محبوبیت می‌یابد که بمنزله گوش او می‌شوم، که وسیله شنوائی اوست و بمنزله چشم او می‌شوم که بوسیله آن می‌بیند و بمنزله زبانش می‌شوم که با آن سخن می‌گوید و بمنزله دستش می‌شوم که بوسیله آن اشیاء را اخذ می‌کند و بمنزله پای او می‌شوم که به وسیله آن حرکت می‌نماید. اگر مرا بخواند اجابت می‌کنم و اگر چیزی سؤال کند به او عطا می‌کنم، من در چیزی تردید نکرده‌ام که مانند تردیدم در قبض روح مؤمن باشد. او از مرگش کراهت دارد و من نیز از ناراحت شدن او کراهت دارم[83].

 

سوم- نماز شب

در بین نوافل، نماز شب از فضیلت بیشتری برخوردار است و در قرآن و احادیث درباره آن تأکید و سفارش بسیار شده است.

خدای متعال به پیامبر می‌فرماید: مقداری از شب را به تهجد بپرداز، این برای تو مستحب است، شاید خدا تو را به مقام برگزیده‌ای مبعوث گرداند[84].

و در تعریف بندگان خاص الهی می‌گوید: و کسانیکه شب را برای پروردگارشان، در حال سجده و قیام بیتوته می‌کنند[85].

و در توصیف مؤمنین می‌فرماید: شبها پهلو از بستر خواب جدا سازند. و با بیم و امید خدای را بخوانند و از آنچه به آنها دادیم انفاق کنند. پس کسی نمی‌داند چه نعمت‌هایی که موجب چشم‌روشنی آنها می‌شود، در پاداش اعمالشان ذخیره شده است[86].

رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله فرمود: خدای متعال به دنیا وحی کرد که خدمتگزارانت را به تعب بینداز و تارکین خودت را خدمت کن. هنگامی که بنده خدا در تاریکی شب با پروردگارش خلوت و مناجات می‌کند، خدا قلبش را نورانی می‌گرداند.

وقتی می‌گوید: یا ربّ یا ربّ، از جانب خدا گفته می‌شود: لبیک عبدی. هر چه می‌خواهی طلب کن تا عطا کنم. بر من توکل کن تا تو را کفایت نمایم. سپس خدا به فرشتگانش می‌گوید: بنده‌ام را ببینید چگونه در تاریکی شب با من خلوت نموده، در حالیکه بیهوده‌گرایان در لهو و لعب به سر می‌برند و غافلان در خوابند. شما شاهد باشید که بنده‌ام را آمرزیده‌ام[87].

رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله فرمود: اشراف امت من حاملین قرآن و شب زنده‌داران هستند[88].

پیامبر اکرم فرمود: آنقدر جبرئیل درباره نماز شب به من سفارش کرد که گمان کردم نیکان امت من شب را نخواهند خوابید[89].

پیامبر اکرم فرمود: دو رکعت نماز در وسط شب، از دنیا و مافیها نزد من محبوب‌تر است[90].

امام صادق علیه السّلام فرمود: نماز شب صورت را زیبا و خلق را نیکو و انسان را خوشبو می‌گرداند. رزق را زیاد و قرض را ادا می‌کند. اندوه را برطرف می‌سازد و چشم را جلا می‌دهد[91].

رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله فرمود: نماز شب وسیله‌ای است برای خوشنودی خدا و دوستی ملائکه. نماز شب سنت و روش پیامبران و نور معرفت و ریشه ایمان می‌باشد. (چون به وسیله نماز شب، ایمان تقویت می‌شود). بدن را آرامش می‌دهد و شیطان را خشمناک می‌کند. سلاحی است بر علیه دشمنان و وسیله‌ای است برای اجابت دعا و قبول شدن اعمال. روزی انسان را توسعه می‌دهد. شفیع بین ملک الموت و نمازگزار می‌شود. چراغ و فرش قبر و جواب (دو فرشته) منکر و نکیر می‌باشد. در قبر تا قیامت مونس و زائر نمازگزار خواهد بود.

هنگامی که قیامت برپا شد، نماز بر سرش سایه می‌افکند، تاجی بر سرش و لباسی بر بدنش می‌گردد، نور پیش رویش و حائل بین او و آتش دوزخ خواهد بود. برای مؤمن حجتی است نزد خدا و وسیله سنگین شدن میزان اعمال، و حکم عبور بر صراط، و کلید بهشت می‌باشد. زیرا نماز تکبیر است و حمد و تسبیح و تمجید و تقدیس و تعظیم و قرائت و دعا. بدرستیکه نمازی که در وقتش خوانده شود افضل اعمال است[92].

در فضیلت نماز شب آیات و احادیث فراوانی داریم. خواندن نماز شب، سیره پیامبران و اولیاء خدا بوده است. رسول گرامی اسلام و ائمه اهل بیت علیهم السّلام توجه و عنایت خاصی به نماز شب داشتند. اولیاء الهی و عرفاء به وسیله تداوم بر نماز شب و ذکر و دعاء به هنگام سحر به مقامات عالی نائل گشتند.

چه زیبا و لذتبخش است که بنده خدا به هنگام سحر از خواب بیدار شود، بستر نرم و راحت را رها سازد، وضو بگیرد و در تاریکی شب، هنگامی که چشمها به خواب فرورفته است، در محضر پروردگار جهان بایستد و با او رازونیاز کند و بوسیله این معراج روحانی به عالم بالا صعود کند، با فرشتگان آسمان هم‌آواز شود و به تسبیح و تقدیس و تحمید خدا مشغول شود. در چنین حالی قلب او مرکز تابش انوار و اشراقات الهی واقع می‌شود و با جذبه‌های خدایی به مقام قرب ارتقاء می‌یابد.

(هنیئا لاهله).

 

کیفیت نماز شب

نماز شب جمعا یازده رکعت است، که دو رکعت دو رکعت مانند نماز صبح خوانده می‌شود. چهار، دو رکعتی آن به نیت نماز شب، یک دو رکعتی به نیت نماز شفع و یک رکعت هم به نیت نماز وتر خوانده می‌شود. برای نماز شب آداب و دعاهائی ذکر شده که می‌توانید آنها را در کتب ادعیه و احادیث بخوانید.[93]

 

 

[56]- قال الرضا عليه السّلام: الصلواة قربان كل تقى- كافى/ ج 3 ص 265.
[57]- معاوية بن وهب قال: سألت ابا عبد اللّه عليه السّلام عن افضل ما يتقرّب به العباد الى ربّهم و احبّ ذالك الى اللّه عزّ و جلّ ما هو؟ فقال ما اعلم شيئا بعد المعرفة افضل من هذه الصلاة، الا ترى ان العبد الصالح عيسى ابن مريم عليه السّلام قال: و اوصانى بالصلاة و الزكوة ما دمت حيّا- كافى/ ج 3 ص 264.
[58]- زيد الشحام عن ابيعبد اللّه عليه السّلام قال سمعته يقول: احبّ الاعمال الى اللّه عزّ و جلّ الصلاة و هى آخر وصايا الانبياء فما احسن الرجل يغتسل او يتوضّأ فيسبغ الوضوء ثم يتنحى حيث لا يراه انيس فيشرف عليه و هو راكع او ساجد. انّ العبد اذا سجد فاطال السجود نادى ابليس:
يا ويلاه اطاع و عصيت و سجد و ابيت- كافى/ ج 3 ص 264.
[59]- قال الرضا عليه السّلام: اقرب ما يكون العبد من اللّه و هو ساجد و ذالك قوله تعالى‏« وَ اسْجُدْ وَ اقْتَرِبْ»- كافى/ ج 3 ص 265.
[60]- قال ابو عبد اللّه عليه السّلام: اذا قام المصلّى الى الصلاة نزلت عليه الرحمة من اعنان السماء الى اعنان الارض و حفّت به الملائكه و ناداه ملك: لو يعلم هذا المصلى ما فى الصلاة ما انفتل- كافى/ ج 3 ص 265.
[61]- قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله: اذا قام العبد المؤمن فى صلاته نظر اللّه اليه- او قال: اقبل اللّه عليه- حتى ينصرف، اظلته الرحمة من فوق رأسه الى افق السماء، و الملائكة تحفّه من حوله الى افق السماء، و وكّل اللّه به ملكا قائما على رأسه يقول له: ايّها المصلّى لو تعلم من ينظر اليك و من تناجى ما التفت و لا زلت من موضعك ابدا- كافى/ ج 3 ص 265.
[62]- وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي- طه/ 14.
[63]- يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا نُودِيَ لِلصَّلاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلى‏ ذِكْرِ اللَّهِ- جمعه/ 9.
[64]- قال النبى صلّى اللّه عليه و آله: انّ من الصلوة لما يقبل نصفها و ثلثها و ربعها و خمسها الى العشر، و انّ منها لما يلفّ كما يلفّ الثوب الخلق فيضرب بها وجه صاحبها، و انّما لك من صلاتك ما اقبلت عليه بقلبك- بحار/ ج 84 ص 260.
[65]- عن ابيعبد اللّه عليه السّلام يقول: اذا قام العبد الى الصلوة اقبل اللّه عزّ و جلّ عليه بوجهه فلا يزال مقبلا عليه حيث يلتفت ثلاث مرات فاذا التفت ثلاث مرات اعرض عنه- بحار/ ج 84 ص 241.
[66]- قال امير المؤمنين عليه السّلام: لا يقومنّ احدكم فى الصلاة متكاسلا و لا ناعسا و لا يفكّرن فى نفسه فانه بين يدى ربّه، و انّما للعبد من صلاته ما اقبل عليه منها بقلبه- بحار/ ج 84 ص 239.
[67]- قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله: ايّما عبد التفت فى صلاته قال اللّه: يا عبدى الى من تقصد و من تطلب؟ أربا غيرى تريد او رقيبا سواى تطلب؟ او جوادا خلاى تبغى؟ و انا اكرم الاكرمين و اجود الاجودين و افضل المعطين، اثيبك ثوابا لا يحصى قدره. اقبل على فانى عليك مقبل و ملائكتى عليك مقبلون. فان اقبل زال عنه اثم ما كان منه. فان التفت ثانية اعاد اللّه مقالته فان اقبل على صلاته غفر اللّه له و تجاوز عنه ما كان منه. فان التفت ثالثة اعاد اللّه مقالته، فان اقبل على صلاته غفر اللّه ما تقدّم من ذنبه. فان التفت رابعة اعرض اللّه عنه و اعرضت الملائكة عنه و يقول:
ولّيتك يا عبدى الى ما توليت- بحار/ ج 84 ص 244.
[68]- بحار/ ج 84 ص 248.
[69]- بحار/ ج 84 ص 248.
[70]- بحار/ ج 84 ص 250.
[71]- بحار/ ج 84 ص 258.
[72]- بحار/ ج 84 ص 258.
[73]- بحار/ ج 84 ص 258.
[74]- بحار/ ج 84 ص 265.
[75]- بحار/ ج 84 ص 248.
[76]- قال النبى صلّى اللّه عليه و آله: اعبد اللّه كأنّك تراه فان كنت لا تراه فانّه يراك- نهج الفصاحة/ ص 65.
[77]- ابان بن تغلب قال قلت لابيعبد اللّه عليه السّلام: انى رأيت على بن الحسين عليه السّلام اذا قام فى الصلوة غشى لونه لون آخر. فقال لى: و اللّه ان على بن الحسين كان يعرف الذى يقوم بين يديه بحار/ ج 84 ص 236.
[78]- قال ابو عبد اللّه عليه السّلام: اذا صلّيت صلاة فريضة فصلّها صلاة مودّع يخاف ان لا يعود اليها ابدا. ثم اصرف ببصرك الى موضع سجودك، فلو تعلم من عن يمينك و شمالك لاحسنت صلاتك، و اعلم انك بين يدى من يراك و لا تراه- بحار/ ج 84 ص 233.
[79]- قال الصادق عليه السّلام: اذا استقبلت فانس الدنيا و ما فيها و الخلق و ما هم فيه و استفرغ قلبك عن كل شاغل يشغلك عن اللّه و عاين بسرّك عظمة اللّه و اذكر وقوفك بين يديه تبلو كل نفس ما اسلفت و ردّوا الى اللّه مولاهم الحق. وقف على قدم الخوف و الرجاء فاذا كبّرت فاستصغر ما بين السماوات العلى و الثرى دون كبريائه: فان اللّه تعالى اذا اطلع على قلب العبد و هو يكبّر و فى قلبه عارض عن حقيقة تكبيرة قال: يا كاذب اتخدعنى؟ و عزتى و جلالى لا حرمنك حلاوة ذكرى و لا حجبنك عن قربى و المسارة بمناجاتى- بحار/ ج 84 ص 230.
[80]- براى اينكه در نماز حضور قلب پيدا كنيم مى‏توانيم از كتابهايى كه در اسرار نماز نوشته شده مانند كتاب« سرّ الصلوة» تأليف عالم ربانى و رهبر كبير انقلاب اسلامى حضرت امام خمينى( قدس سره الشريف) استفاده كنيم.
[81]- عن ابى الحسن عليه السّلام قال: صلاة النوافل قربان كل مؤمن- بحار/ ج 87 ص 36.
[82]- قال ابو عبد اللّه عليه السّلام: ان العبد لترفع له من صلاته نصفها او ثلثها او ربعها او خمسها و ما يرفع له الّا ما اقبل عليه منها بقلبه و انّما امرنا بالنوافل ليتمّ لهم بها ما نقصوا من الفريضة- بحار/ ج 87 ص 28.
[83]- عن ابيعبد اللّه عليه السّلام قال: قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله: قال اللّه تعالى: ما تحبّب الىّ عبدى بشى‏ء احبّ الىّ مما افترضته عليه و انّه يتحبّب الىّ بالنوافل حتى احبّه فاذا احببته كنت سمعه الذى يسمع به و بصره الذى يبصر به و لسانه الذى ينطق به و يده التى يبطش بها و رجله التى يمشى بها، اذا دعانى اجبته و اذا سألنى اعطيته و ما تردّدت فى شى‏ء انا فاعله كترددى فى موت المؤمن: يكره الموت و انا اكره مسائته- بحار/ ج 87 ص 31.
[84]- وَ مِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ عَسى‏ أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً- اسرى/ 79.
[85]- وَ الَّذِينَ يَبِيتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّداً وَ قِياماً- فرقان/ 64.
[86]- تَتَجافى‏ جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ- سجده/ 16.
[87]- قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله: انّ اللّه جلّ جلاله اوحى الى الدنيا: ان اتعبى من خدمك و اخدمى من رفضك. و انّ العبد اذا تخلّى بسيّده فى جوف الليل المظلم و ناجاه اثبت اللّه النور فى قلبه فاذا قال: يا ربّ يا ربّ! ناداه الجليل جلّ جلاله: لبيك عبدى، سلنى اعطك و توكّل علىّ اكفك ثم يقول جلّ جلاله لملائكته: يا ملائكتى انظروا الى عبدى فقد تخلّى فى جوف هذا الليل المظلم و البطالون لا هون و الغافلون ينامون. اشهدوا انّى قد غفرت له- بحار/ ج 87 ص 137.
[88]- قال رسول اللّه( ص): اشراف امتى حملة القرآن و اصحاب الليل- بحار/ ج 87 ص 138.
[89]- قال النبى صلّى اللّه عليه و آله: ما زال جبرئيل يوصينى بقيام الليل حتى ظننت ان خيار امتى لن يناموا- بحار/ ج 87 ص 139.
[90]- انس بن مالك قال: سمعت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله يقول: ركعتان فى جوف الليل احبّ الىّ من الدنيا و ما فيها- بحار/ ج 87 ص 148.
[91]- عن ابيعبد اللّه عليه السّلام قال: صلاة الليل تحسّن الوجه و تحسّن الخلق و تطيّب الريح و تدرّ الرزق و تقضى الدين و تذهب بالهمّ و تجلوا البصر- بحار/ ج 87 ص 153.
[92]- قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله: صلاة الليل مرضاة الربّ و حبّ الملائكة و سنّة الانبياء و نور المعرفة و اصل الايمان و راحة الابدان و كراهية الشيطان و سلاح على الاعداء و اجابة للدعاء و قبول الاعمال و بركة فى الرزق و شفيع بين صاحبها و ملك الموت و سراج فى قبره و فراش تحت جنبه و جواب مع منكر و نكير و مونس و زائر فى قبره الى يوم القيامة، فاذا كان يوم القيامة كانت الصلاة ظّلا فوقه و تاجا على راسه و لباسا على بدنه و نورا يسعى بين يديه و سترا بينه و بين النار و حجة للمؤمن بين يدى اللّه تعالى و ثقلا فى الميزان و جوازا على الصراط و مفتاحا للجنة.
لانّ الصلاة تكبير و تحميد و تسبيح و تمجيد و تقديس و تعظيم و قرائة و دعاء و ان افضل الاعمال كلّها الصلاة لوقتها- بحار/ ج 87 ص 161.
[93] امينى، ابراهيم، خودسازى (تزكيه و تهذيب نفس)، 1جلد، شفق - قم، چاپ: هشتم