اخلاص

اخلاص

مقام اخلاص یکی از عالی‌ترین مراحل تکامل و سیروسلوک است. در اثر اخلاص، قلب، مرکز تابش انوار الهی می‌گردد و حکمت و دانش از قلب بر زبان جاری می‌شود.

رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله فرمود: هرکس که چهل روز خالص و فارغ برای خدا شد، چشمه‌های حکمت از قلبش بر زبانش جاری می‌گردد[35].

حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: کجایند کسانیکه اعمالشان را برای خدا خالص می‌کنند و قلوبشان را برای اینکه مورد توجه خدا قرار گیرد پاک می‌سازند[36].

حضرت زهرا علیهاالسّلام فرمود: هرکس که خالص عبادتش را به سوی خدا بفرستد خدا نیز بهترین مصلحت را برایش نازل می‌گرداند[37].

حضرت علی علیه السّلام فرمود: قلوب پاک بندگان، مواضع نظر خدای سبحان می‌باشند، پس هرکس که قلبش را پاک ساخت موردنظر خدا قرار خواهد گرفت[38].

رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله از جبرئیل نقل کرده که او هم از خدای متعال روایت نموده که فرمود: اخلاص سرّی است از اسرار من که در قلب هرکس که او را دوست بدارم ودیعه می‌گذارم[39].

اخلاص دارای مراتب و درجاتی است، اقل مرتبه‌اش این است که انسان عبادت‌هایش را از شرک و ریا و خودنمایی خالص نماید و فقط برای خدا انجام دهد. این مقدار از اخلاص، شرط صحت عبادت می‌باشد و بدون آن، تقرب حاصل نمی‌شود. ارزش عمل به نیت پاک و اخلاص از شرک و ریاء است.

رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله فرمود: خدا به صورت و عمل شما نگاه نمی‌کند بلکه به قلبهای شما نظر می‌کند[40].

حضرت صادق علیه السّلام فرمود: خدای متعال می‌فرماید: من بهترین شریک هستم هرکس که دیگری را در عمل شریک قرار دهد (همه را به او واگذار می‌کنم) من قبول نمی‌کنم مگر عمل خالص را[41].

حضرت صادق علیه السّلام فرمود: خدای متعال، مردم را در قیامت برطبق نیت‌هایشان محشور می‌کند[42].

امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: خوشا به احوال کسی که عبادت و دعایش را فقط برای خدا انجام دهد و قلبش را به آنچه چشمش می‌بیند مشغول نسازد. و به واسطه آنچه به گوشش می‌رسد ذکر خدا را فراموش نکند و به چیزی که به دیگری داده شده محزون نگردد[43].

حضرت علی علیه السّلام فرمود: اخلاص در عمل از علائم سعادت است[44].

عبادتی مورد قبول خدای متعال قرار می‌گیرد و سبب قرب و کمال می‌شود که از هرگونه ریا و خودخواهی و خودنمائی خالص بوده، فقط و فقط برای خدا انجام بگیرد. معیار قبول و ارزش عمل، اخلاص است. هرچه اخلاص بیشتر باشد عمل نیز کاملتر و ارزشمندتر خواهد بود. عبادت‌کنندگان چند دسته‌اند:

دسته اول، کسانی که به خاطر خوف از عذاب الهی و آتش دوزخ خدای را عبادت می‌کنند.

دسته دوم، به امید نیل به نعمت‌های بهشتی و ثواب‌های اخروی از اوامر و نواهی الهی اطاعت می‌کنند. اینگونه مقاصد ضرری به صحت عمل نمی‌زند. عمل اینان درست است و موجب تقرب و ثواب می‌شود. زیرا قرآن و احادیث برای ارشاد و هدایت مردم غالبا از این دو روش استفاده نموده‌اند. بعلاوه خود پیامبر اکرم و ائمه اطهار علیهم السّلام و اولیاء الهی نیز از عذابهای خدا می‌ترسیدند و جزع و فزع می‌کردند و به بهشت و نعمتهای آن اظهار اشتیاق و امیدواری می‌نمودند.

دسته سوم، کسانی هستند که به شکرانه نعمت‌های خدا او را پرستش می‌کنند. چنین قصدی نیز با اخلاصی که شرط قبولی اعمال است منافات ندارد. لذا در احادیث برای ترغیب مردم به اطاعت، نعمتهای الهی را یادآور می‌شود تا به پاس آنها از اوامرش اطاعت نمایند. حتی خود پیامبر و ائمه اطهار نیز گاهی برای توجیه در جدیت در عبادت می‌فرمودند: افلا اکون عبدا شکورا.

گرچه عمل این سه گروه مورد قبول واقع می‌شود لیکن عمل دسته سوم از امتیاز و ارزش بیشتری برخوردار می‌باشد. چون اخلاص بیشتری دارند.

امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: کسانی که خدا را عبادت می‌کنند سه دسته‌اند: گروهی برای نیل به ثوابهای اخروی خدای را عبادت می‌کنند، این روش تجارت‌پیشه‌گان است. دسته دیگر، به جهت ترس از عذاب عبادت می‌نمایند و چنین عبادتی نظیر اطاعت بردگان است. دسته سوم، به شکرانه نعمت‌های الهی عبادت می‌کنند و این، عبادت آزادگان است[45].

دسته چهارم، کسانی که به منظور تکمیل نفس و پرورش روح عبادت می‌کنند. چنین قصدی نیز به اخلاص که از شرائط صحت عمل می‌باشد، لطمه‌ای وارد نمی‌سازد.

دسته پنجم، بندگان مخصوص و ممتاز الهی هستند که چون خدا را خوب

می‌شناسند و او را منبع همه کمالات و خیرات می‌دانند پرستش می‌کنند. چون به عظمت و قدرت بی‌پایان الهی توجه دارند و جز او مؤثر دیگری را سراغ ندارند، تنها او را لایق پرستش می‌دانند و به‌همین جهت خدای را دوست دارند و در برابر قدرت و عظمتش خضوع و خشوع می‌کنند، این عالی‌ترین مرتبه اخلاص می‌باشد.

امام صادق علیه السّلام فرمود: عبادت‌کنندگان سه دسته‌اند: یک دسته، به امید ثواب خدای را عبادت می‌کنند، این، عبادت حریصان است که انگیزه آنها طمع می‌باشد. دسته دوم، به علت ترس از آتش دوزخ عبادت می‌نمایند، این، عبادت بردگان است که ترس موجب آن شده است، لیکن من چون خدا را دوست دارم او را پرستش می‌کنم، و این عبادت اشراف و بزرگان و انگیزه آنها امن و اطمینان است. خدای متعال می‌فرماید: «وَ هُمْ مِنْ فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ» و می‌فرماید: «قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ» پس هرکس که خدای را دوست بدارد خدا نیز او را دوست می‌دارد و از آمنین خواهد بود[46].

امیر المؤمنین علیه السّلام می‌فرمود: پروردگارا! من تو را نه بدان جهت که از آتش دوزخ بترسم و نه بدان منظور که به بهشت تو طمع داشته باشم، عبادت می‌کنم، بلکه چون تو را برای پرستش لایق می‌دانم عبادت می‌کنم[47].

گروههای مذکور همه مخلصند و اعمالشان مورد قبول واقع می‌شود لیکن از جهت اخلاص در یک مرتبه نیستند، بلکه کامل و کاملتر دارند، و دسته پنجم در عالی‌ترین مراتب می‌باشند.

لیکن لازم به یادآوری است که واجدین مراتب عالی، فاقد مراتب پائین‌تر نیستند، بلکه واجد آنها بعلاوه مرتبه عالی‌تر می‌باشند. صدیقین و بندگان مخلص الهی نیز از خدا می‌ترسند، به لطف و کرم او امید دارند، در برابر نعمتهایش شکرگزارند و قرب معنوی را نیز می‌خواهند، لیکن انگیزه عبادتشان فقط اینها نیست، بلکه چون از خدا شناخت عالی‌تری دارند او را پرستش و عبادت می‌کنند.

این انسان‌های ممتاز و برگزیده الهی با اینکه به مقامات عالی رسیده‌اند، مقامات مادون را نیز از دست نداده‌اند زیرا انسانی که در مسیر تکامل حرکت می‌کند وقتی به مقام عالی‌تر رسید مقام پائین‌تر را نیز واجد خواهد بود.

آنچه تاکنون گفته شد راجع به اخلاص در عبادت بود، لیکن اخلاص، در اخلاص در عبادت محدود نمی‌شود، بلکه سالک تدریجا به جایی می‌رسد که خودش و قلبش را برای خدا خالص می‌کند و همه اغیار را از خانه دل خارج می‌نماید. بطوریکه تمام اعمال و حرکات و افکارش را به خدا اختصاص می‌دهد و جز برای رضای خدا کاری را انجام نمی‌دهد. از غیر نمی‌هراسد و به غیر او اعتماد نمی‌کند، دوستی او برای خدا و دشمنیش نیز برای خدا خواهد بود، و این عالی‌ترین مراتب اخلاص است.

امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: خوشا به احوال کسی که عمل و علم و حب و بغض و اخذ و ترک و کلام و سکوتش را خالص برای خدا گرداند[48].

حضرت صادق علیه السّلام فرمود: هرکس که حب و بغض و انفاق و امساکش برای خدا باشد از کسانی است که ایمانشان کامل است[49].

امام صادق علیه السّلام فرمود: خدا چیزی را به بنده‌اش عطا نکرده که شریف‌تر از این باشد که در قلب او جز خدا نباشد[50].

امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: کجایند قلب‌هایی که به خدا بخشیده شده و بر اطاعت او پیمان بسته‌اند[51].

وقتی سالک بدین مقام رسید، خدای سبحان او را برای خودش خالص می‌گرداند و با تأییدات و افاضات و اشراقات، او را از گناه و انحراف مصون می‌دارد.

چنین بنده‌ای مخلص شناخته می‌شود و مخلصین از بندگان ممتاز الهی هستند.

خدا در قرآن می‌فرماید: ما آنها را برای یاد آخرت خالص نمودیم[52].

قرآن کریم درباره حضرت موسی علیه السّلام می‌فرماید: به درستی که او خالص شده و رسول و پیامبر بود[53].

بندگان مخلص الهی به مقامی می‌رسند که شیطان از گمراه کردن آنها مأیوس می‌شود. قرآن شریف از قول شیطان نقل می‌کند که به خدای متعال گفت: به عزت تو سوگند که همه بنی آدم را گمراه می‌کنم. جز بندگان مخلص را که در آنها نصیبی ندارم[54].

در خاتمه باید یادآور شویم که نیل به چنین مقام شامخی سهل و ساده به دست نمی‌آید، بلکه نیاز به تهذیب نفس و کوشش و جهاد در عبادت دارد.

امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: اخلاص ثمره عبادت می‌باشد[55].

چنانکه در احادیث آمده اشتغال به عبادت و ذکر و تداوم بر آن، به مدت چهل روز می‌تواند در صفا و نورانیت باطن و نیل به مقام اخلاص مؤثر و مفید باشد، ولی نه یک مرتبه بلکه تدریجا و با طی مراحل اخلاص.


[35]- قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله: ما اخلص عبد اربعين صباحا الّا جرت ينابيع الحكمة-- من قلبه على لسانه- بحار/ ج 70 ص 242.
[36]- قال على عليه السّلام: اين الذين اخلصوا اعمالهم للّه و طهّروا قلوبهم لمواضع نظر اللّه- غرر الحكم/ ص 172.
[37]- قالت سيدة النساء صلوات اللّه عليها: من اصعد الى اللّه خالص عبادته اهبط اللّه اليه افضل مصلحته- بحار/ ج 70 ص 249.
[38]- قال على عليه السّلام: قلوب العباد الطاهرة مواضع نظر اللّه سبحانه فمن طهّر قلبه نظر اللّه اليه غرر الحكم/ ص 538.
[39]- قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله: مخبرا عن جبرئيل عن اللّه عزّ و جلّ انّه قال: الاخلاص سرّ من اسرارى استودعته قلب من احببت من عبادى- بحار/ ج 70 ص 249.
[40]- قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله: انّ اللّه لا ينظر الى صوركم و اعمالكم و انّما ينظر الى قلوبكم- بحار/ ج 70 ص 248.
[41]- قال ابو عبد اللّه عليه السّلام: يقول اللّه: انا خير شريك، من اشرك معى غيرى فى عمله لم اقبله الّا ما كان خالصا- بحار/ ج 70 ص 243.
[42]- قال ابو عبد اللّه عليه السّلام: انّ اللّه يحشر الناس على نيّاتهم يوم القيامة- بحار/ ج 70 ص 209.
[43]- قال على عليه السّلام: طوبى لمن اخلص للّه العبادة و الدعاء و لم يشغل قلبه بما ترى عيناه و لم ينس ذكر اللّه بما تسمع اذناه و لم يحزن صدره بما اعطى غيره- بحار/ ج 70 ص 229.
[44]- قال على عليه السّلام: امارات السعادة اخلاص العمل- غرر الحكم/ ص 43.
[45]- قال امير المؤمنين عليه السّلام: ان قوما عبدوا اللّه رغبة فتلك عبادة التجار و ان قوما عبدوا اللّه رهبة فتلك عبادة العبيد و ان قوما عبدوا اللّه شكرا فتلك عبادة الاحرار- بحار/ ج 70 ص 196.
[46]- قال الصادق عليه السّلام: ان الناس يعبدون اللّه على ثلاثة اوجه: فطبقة يعبدونه رغبة فى ثوابه فتلك عبادة الحرصاء و هوا لطمع، و آخرون يعبدونه فرقا من النار فتلك عبادة العبيد و هى رهبة، و لكنّى اعبده حبّا له عزّ و جلّ فتلك عبادة الكرام، و هو الا من لقوله عزّ و جلّ‏« وَ هُمْ مِنْ فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ» و بقوله‏« قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ» فمن احبّ اللّه احبّه اللّه و من احبّه اللّه كان من الآمنين- بحار/ ج 70 ص 197.
[47]- قال على عليه السّلام: ما عبدتك خوفا من نارك و لا طمعا فى جنتك و لكن وجدتك اهلا للعبادة فعبدتك- بحار/ ج 70 ص 197.
[48]- قال على عليه السّلام: طوبى لمن اخلص للّه عمله و علمه و حبّه و بغضه و اخذه و تركه و كلامه و صمته- غرر الحكم/ ص 462.
[49]- قال ابو عبد اللّه عليه السّلام: من احب للّه و ابغض للّه و اعطى للّه و منع للّه فهو ممن يكمل ايمانه- بحار/ ج 70 ص 248.
[50]- قال الصادق عليه السّلام: ما انعم اللّه على عبد اجلّ من ان لا يكون فى قلبه مع اللّه غيره- بحار/ ج 70 ص 249.
[51]- قال على عليه السّلام: اين القلوب التى و هبت للّه و عوقدت على طاعة اللّه- غرر الحكم/ ص 172.
[52]- إِنَّا أَخْلَصْناهُمْ بِخالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّارِ- ص/ 46.
[53]- وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ مُوسى‏ إِنَّهُ كانَ مُخْلَصاً وَ كانَ رَسُولًا نَبِيًّا- مريم/ 51.
[54]- قال: فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ- صافات/ 83.
[55]- قال على عليه السّلام: الاخلاص ثمرة العبادة- غرر الحكم/ ص 17.

*امينى، ابراهيم، خودسازى (تزكيه و تهذيب نفس)، 1جلد، شفق - قم، چاپ: هشتم.