وسیله سوم، عمل صالح

وسیله سوم، عمل صالح

از قرآن استفاده می‌شود که بعد از ایمان، عمل صالح، وسیله تکامل نفس و تقرب به خدا و نیل به درجات عالی انسانیت و زندگی پاک و پاکیزه اخروی است.

در قرآن می‌فرماید: هرکس عمل صالح انجام دهد- چه مرد باشد چه زن- در حالیکه ایمان دارد، ما او را زنده می‌کنیم به زندگی پاکیزه، و پاداش می‌دهیم آنان را به بهتر از آنچه عمل می‌کنند[30].

از آیه مذکور استفاده می‌شود که برای انسان، غیر از حیات دنیا، حیات جدید دیگری که پاک و طیّب است می‌تواند بوجود آید، و آن حیات تازه نتیجه ایمان و عمل صالح می‌باشد.

قرآن می‌فرماید: هرکس که با ایمان و عمل صالح به سوی خدا برود پس اینان هستند که به درجات و مقامات بسیار عالی نائل خواهند شد[31].

و می‌فرماید: هرکس که امید ملاقات پروردگارش را دارد پس باید عمل صالح انجام دهد و در عبادت برای خدا شریک قرار ندهد[32].

و می‌فرماید: هرکس که طالب عزت باشد همانا که تمام عزتها ملک

خداست. کلمه طیّب به سوی خدا صعود می‌کند و عمل صالح آن را بالا می‌برد[33].

خدای سبحان در این آیه می‌فرماید، همه عزتها و قدرتها مال خدا و نزد اوست و کلمه طیّب یعنی جان پاک انسان موحد، و عقیده پاک توحید، به سوی خدا صعود می‌کند و عمل صالح صعوددهنده او خواهد بود.

عمل صالح از راه نیت و اخلاص، در نفس فاعل اثر می‌گذارد و او را رشد و تکامل می‌دهد. از قرآن استفاده می‌شود که حیات پاک و زیبای آخرت و نیل به مقام قرب و لقاء پروردگار جهان در گرو ایمان و عمل صالح می‌باشد. قرآن مجید روی عمل صالح بسیار تأکید نموده است و تنها وسیله سعادت و فلاح را عمل صالح می‌داند. میزان و معیار صلاحیت عمل، تطابق با شرع و وحی می‌باشد. آفریدگار انسان و جهان که با آفرینش ویژه انسان آشناست راه سعادت و تکامل او را می‌داند و آن راه را به وسیله وحی در اختیار پیامبر اکرم قرار داده تا به مردم برساند و استفاده کنند.

خدا در قرآن می‌فرماید: ای کسانیکه ایمان آورده‌اید وقتی خدا و رسول، شما را به چیزی دعوت کردند که به شما حیات بخشد، اجابت کنید[34].

عمل صالح، عملی است که در شرع به عنوان واجب یا مستحب معرفی شده است، و سالک از طریق انجام آن می‌تواند سیروسلوک کند و به مقام قرب نائل گردد. تنها راه همین است و هرراه دیگری بیراهه است و سالک را به مقصد نمی‌رساند. سالک باید کاملا مطیع شرع باشد و برای سیروسلوک جز راه شرع راه دیگری را طی نکند و از انجام اذکار و اوراد و حرکاتی که در شرع، مدرکی ندارد.

جدا اجتناب نماید، که نه تنها سالک را به مقصد نمی‌رسانند بلکه او را از مقصد دور می‌گردانند، چون تعدی از شرع بدعت و گناه است.

سالک در مرتبه اول باید سعی کند واجبات و فرائض دینی را درست و برطبق

مقررات شرع انجام دهد، که با ترک فرائض و واجبات نمی‌توان به مقامات عالی نائل گشت، گرچه در انجام مستحبات و اذکار و اوراد ساعی و کوشا باشد.

در مرتبه دوم نوبت به مستحبات و اذکار می‌رسد. سالک در این مرتبه برطبق توان روحی و استعداد مزاجی به کارهای مستحب می‌پردازد، که هرچه بیشتر ساعی باشد به مقامات عالی‌تری نائل خواهد شد. مستحبات نیز از جهت فضیلت در یک مرتبه نیستند، بلکه بعضی از آنها از بعض دیگر افضل می‌باشند و در نتیجه بهتر و بیشتر می‌توانند مقرب باشند. چنانکه در کتب ادعیه و احادیث به آنها اشاره شده است.

سالک می‌تواند نمازها یا دعاها یا اذکار و اورادی را از آن کتب انتخاب کند و انجام آنها را تداوم دهد. هرچه بیشتر و بهتر آنها را انجام دهد صفا و نورانیت بیشتری پیدا می‌کند و به مقامات عالی‌تری صعود می‌نماید.

ما در اینجا به تعدادی از عملهای صالح اشاره می‌کنیم و بقیه را به سایر کتب موکول می‌نماییم، لیکن لازم است قبلا یادآور شویم که فرائض و نوافل و اذکار و ادعیه در صورتی عمل صالح و مقرب خواهند بود که از روی اخلاص واقع شوند.

صلاحیت عمل و مقرّب بودن آن به مقدار اخلاص عامل خواهد بود. بدین جهت ابتدا در اخلاص بحث می‌کنیم، سپس به تعدادی از عملهای صالح اشاره می‌نماییم.


[30]- مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ- نحل/ 97.
[31]- وَ مَنْ يَأْتِهِ مُؤْمِناً قَدْ عَمِلَ الصَّالِحاتِ فَأُولئِكَ لَهُمُ الدَّرَجاتُ الْعُلى‏- طه/ 75.
[32]- فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً- كهف/ 111.
[33]- مَنْ كانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعاً إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ- فاطر/ 10.
[34]- يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْيِيكُمْ- انفال/ 24.

*امينى، ابراهيم، خودسازى (تزكيه و تهذيب نفس)، 1جلد، شفق - قم، چاپ: هشتم.