متعه یا عقد موقت

متعه یا عقد موقت

 

برای دانش‌جویان و دیگر افرادی که امکان ازدواج دائم ندارند راه دیگری هم وجود دارد و آن ازدواج موقّت است که «متعه» نامیده می‌شود.

ازدواج دائم و متعه در این جهت مشترکند که هر دو ازدواج هستند و زن و مرد حق تمتّع از یک‌دیگر را دارند. هر دو احتیاج به اجرای صیغه مخصوص و رضایت زن و مرد را دارند. اما از جهاتی هم با هم فرق دارند:

در متعه تعیین مدت، کم یا زیاد، لازم است بر خلاف ازدواج دائم که مادام العمر است. ازدواج دائم همیشگی است و جدایی زن و مرد نیاز به طلاق دارد ولی متعه، موقت است و بعد از پایان مدت از یک دیگر جدا می‌شوند و نیازی به اجرای صیغه طلاق نیست. در ازدواج دائم نفقه و کلیه مخارج زن بر عهده مرد است ولی در ازدواج موقت نفقه زن بر عهده مرد نیست مگر این که شرط کرده باشند. در ازدواج دائم زن و مرد از هم ارث می‌برند اما در متعه ارث نمی‌برند مگر این که شرط کرده باشند. در عقد دائم در صورتی مرد می‌تواند از بچه‌دار شدن جلوگیری کند که زن راضی باشد

برخلاف متعه که رضایت زن شرط نیست. ولی اگر صاحب فرزندی شدند به هر دو تعلق دارد.

به هر حال متعه یک ازدواج رسمی است و کسانی که نیاز جنسی دارند و از لحاظ امکانات اقتصادی یا هر جهت دیگر امکان ازدواج دائم و تشکیل خانواده را ندارند می‌توانند از این راه استفاده نمایند. دانش‌جویان و دانش‌آموزان، افراد بی‌بضاعت، مردانی که در سفر هستند و دست‌رسی به همسر دائم خود ندارند، افرادی که قدرت ازدواج دائم و تشکیل خانواده را ندارند و از جهت دیگر تحت فشار غریزه جنسی هستند می‌توانند به طور موقت با زنی ازدواج موقت نمایند. مرد از این طریق می‌تواند خود را از ارتکاب گناه و عوارض سوء سرکوب کردن غریزه جنسی نجات دهد.

هم‌چنین زنانی که امکان ازدواج دائم را ندارند به وسیله متعه شدن می‌توانند به نیاز طبیعی و غریزه خود پاسخ مثبت دهند و در صورت فقر می‌توانند از مهریه دریافت شده استفاده نمایند، و چنین مردان و زنانی در جامعه کم نیستند. متعه برای اینها بهترین راه حل است، زیرا با این که غریزه جنسی آنها ارضا می‌شود مشکلات ازدواج دائم را ندارند. به همین جهت برای اکثر افراد امکان انجام چنین عملی وجود دارد. لذا در احادیث در مورد «متعه» تأکید و سفارش شده است. این را هم بگوییم که تشریع متعه برای عیاشی و هوسرانی نیست، بلکه برای رفاه افرادی تشریع شده که امکان ازدواج دائم را ندارند، به همین جهت وقتی از حضرت ابوالحسن علیه السلام در باره متعه سؤال شد در پاسخ فرمودند: متعه حلال و مباح است برای کسی که به وسیله ازدواج دائم بی‌نیاز نشده است. پس به وسیله متعه خودش را از گناه نجات می‌دهد. اما کسی به

وسیله ازدواج دائم بی‌نیاز شده در صورتی متعه برایش مباح است که از همسرش دور شده باشد.[30]

شخص دیگری از حضرت ابوالحسن علیه السلام درباره متعه سؤال کرد. حضرت فرمود: تو چه کار داری با متعه؟ تو از آن بی‌نیاز هستی. راوی گفت: می‌خواهم با مسئله متعه آشنا شوم، حضرت فرمود: متعه در کتاب حضرت علی به ثبت رسیده است.[31]

به هر حال اگر متعه به طور صحیح رسمیت می‌یافت بسیاری از مسائل جوانان و سایر افراد مجرد، بلکه مسئله کثرت زن‌های عفیف و پاک‌دامن که امکان ازدواج دائم را ندارند حل می‌شد.

مسائل متعه و کیفیت اجرای صیغه را می‌توانید در رساله‌های علمیه بخوانید.


[30]. وسائل الشيعه، ج 14، ص 449: فتح بن يزيد قال سألت ابالحسن عليه السلام عن المتعة فقال:« هى مباح مطلق لمن لم يغنه اللَّه بالتزويج فليستعفف بالمتعة فان استغنى عنها بالتزويج فهى مباح له اذا غالب عنها»
[31]. همان: على بن يقطين قال سألت ابالحسن عليه السلام عن المتعة فقال:« ما انت و ذاك قد اغناك اللَّه عنها فقلت انّما اردت أن اعلمها، فقال: هى فى كتاب على»

* امينى، ابراهيم، جوان و همسر گزينى، 1جلد، بوستان كتاب (انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم) - قم، چاپ: پنجم، 1390