زمامداران و اجرای عدالت

زمامداران و اجرای عدالت

 

حضرت امام صادق(ع) می‏فرماید:

سلطان در برابر خاصه و عامه، سه وظیفه دارد: پاداش‌دهی به نیکوکار با احسان و جایزه تا مردم در کار خوب رغبت کنند و تشویق شوند؛ پوشاندن گناه بدکار تا توبه کند و از گمراهیش برگردد و در جامعه آبرومندانه زندگی کند و ایجاد انسجام و ائتلاف مردمی، با احسان و انصاف تا جامعه یک‌پارچه بماند، نه متحزب و متفرق.[311]

در نامه حضرت علی(ع) به مالک اشتر نیز آمده است:

... آنچه برای تو حلال نیست، از نفس خویش جداً دریغ دار، زیرا دریغ داشتن از نفس و بخل به خواسته‏هایش، باعث واداشتن او به پیمودن راه انصاف است در آنچه علاقه دارد یا ناراحت است... حق خدا و حق مردم را از خودت و خویشان و نزدیکانت و هر رعیتی که مورد علاقه و توجه توست، بستان، زیرا اگر چنین نکنی ستم کرده‏ای... به کار کسانی که از آنان که دستشان به تو نمی‏رسد ـ ‏همانان که به چشم نمی‏آیند و مردم آنان را کوچک و حقیر می‏شمارند ـ رسیدگی کن و برای این کار فردی را که مورد اعتماد تو و خداترس و متواضع است بگمار تا مشکلات آنان را به گوش تو برساند. آن‏گاه درباره آنان بدان‌گونه عمل کن که روزی که به ملاقات پروردگار می‏روی، عذرت پذیرفته باشد، زیرا این گروه از شهروندان به انصاف و دادگری محتاج‏تر از دیگرانند. پس با ادای حق هر یک از اینان در پیشگاه خدا عذر و حجتی به دست آور.

... سپس خدا را خدا را در رفتار با طبقات پایین جامعه در نظر بگیر؛ همان بیچارگان و نیازمندان و بینوایانی که پول و پارتی ندارند... واقعاً این گروه از شهروندان بیش از دیگران نیازمندند که انصاف در حقشان رعایت گردد.[312]

 

زمینه ‏های مختص به زمامداران

در عقیده ما حکومت از ضروریات است و حق حاکمیت هم از آن خدای تعالی است که پیامبران و اوصیای آنان متولی حکومتند و پیامبر و امام(ع) همگی معصوم‏اند. محل بحث ما در این بخش، زمامداران غیرمعصوم مثل رؤسای سه قوه و زیردستانشان است.

شکی نیست که عدالت، مجری می‏خواهد امام علی(ع) می‏فرماید: «حکومت و اجرای حدود و نماز جمعه، جز با امامی عادل، اقامه درست نمی‏شود».[313] آن حضرت هنگام رفتن به سوی شام برای نبرد با معاویه، پس از حمد و سپاس و ستایش خداوند و درودفرستان بر پیامبر(ص) فرمود: «از خدا بترسید و از امام خود فرمان برید؛ چون رعیت صالح به وسیله امام عادل، نجات می‏یابد. بدانید که رعیت فاجر به دست امام فاجر هلاک می‏شود...».[314]

حضرت امام صادق(ع) می‏فرماید: «مردمان جز به وسیله امام، اصلاح نمی‏شوند و زمین جز به او اصلاح نمی‏شود».[315] زمینه‏ های اجرای عدالت که به حاکمان اختصاص دارد از این قرار است:

 

1. رهایی از هوا و هوس

در صورتی زمامداران به اجرای عدالت، موفق می‏شوند که خودساخته، با تقوا و از هوی وارسته باشند و گرنه محال است جامعه روی عدالت ببیند، زیرا اسارت در بند خواهش‏های نفسانی در مرحله اول انسان را کر و کور می‏کند؛ به‏گونه‏ای که باطل و ظلم را توجیه می‏کند و مصادیق عدالت را نمی‏تواند تشخیص دهد و در مرحله دوم به فرض که عدل و ظلم و مسیر اجرایی آن روشن شود فرد هواپرست از اجرای عدالت که بر خلاف هوایش باشد ناتوان خواهد بود.

به برخی از آیات و روایاتی که دراین‏باره هست توجه کنیم. قرآن کریم می‏فرماید: «پس آیا دیدی کسی را که هوای خویش را معبود خود قرار داده و خداوند او را دانسته، گمراه گردانیده و بر گوش و دلش مهر زده و بر دیده‏اش پرده نهاده است. آیا پس از خدا چه کسی او را هدایت خواهد کرد؟».[316]

امام علی(ع) می‏فرماید: «هر کس از هوا و هوس خود پیروی کند هوا او را کور و کر و خوار و گمراه می‏سازد».[317]

قرآن کریم نیز به دوری از هوا سفارش اکید دارد به پیامبر(ص) می‏فرماید: «در میانشان بنا بر آنچه خدا نازل فرموده داوری کن و پیرو هواهای ایشان مباش و از آن بر حذر باش که تو را نسبت به آنچه خدا فرو فرستاده است بفریبند...».[318]

و به حضرت داود(ع) می‏فرماید: «ای داود! ما تو را در زمین خلیفه قرار دادیم؛ پس میان مردمان به حق داوری کن و در پی هوای نفس مرو که تو را از راه خدا به بیراهه می‏کشاند».

 

2. قاطعیت و صلابت

تساهل و تسامح در اجرای قانون و یا در برخورد با سودجویان و رانت‏خواران، زمینه‏ساز ظلم و بی‏عدالتی است. از طرفی اگر مسئولان باصلابت باشند کسی برنامه‏ریزی نمی‏کند تا رانت‏خواری و یا سوء استفاده کند؛ همه خود را موظف و ناچار به اجرای عدالت می‏بینند.

در سایر بخش‏ها نیز وضعیت از همین قرار است؛ مثلاً در کشور ما بیش‏ترین هزینه‏ها برای مبارزه با مواد مخدر در نظر گرفته می‏شود با این حال، روزبه‏روز این بلای خانمان‌سوز هم‏چنان گسترش می‏باید. در برخی کشورهای همسایه به دلیل قاطعیت در مبارزه با مواد مخدر کم‏ترین مشکلات و کم‏ترین معتاد وجود دارد و تلفاتشان نیز بسیار اندک؛ یعنی معدود افرادی هستند که اعدام می‏شوند درصورتی‏که در این‏جا هر روزه تعداد زیادی بر اثر مصرف مواد دست‌ساز و ناسالم از دنیا می‏روند و یا در محاکم قضایی به مرگ، محکوم می‏شوند.

در مواردی ممکن است مسئولی قاطع باشد، ولی دو مشکل دیگر مانع اجرای قانون می‏شود؛ یکی مدیریت‏های موازی و متعدد یا شورایی‏بودن مقام اجرا، نظیر موضوع آلودگی هوای تهران و ده‏ها اداره و سازمان که در اصلاحش دخیل هستند و هر گروهی تقصیر را بر گردن دیگری می‏اندازد.

مشکل دیگر، تبصره‏ها و قیدوبندهای فراوان زدن به یک قانون است که موجب استثناهای فراوان و راه فرارهای متعدد، زمینه سوء استفاده و دورزدن قانون می‏شود؛ هر چند ممکن است مدیر مربوط دلسوز باشد.

ازاین‏رو، باید زمینه‏ های سلب قاطعیت از بین برود و مدیران نیز با صلابت عمل کنند تا به ذهن کسی هم خیانت خطور نکند و متخلفان و سودجویان در یابند که اگر سوءاستفاده کنند ناگزیرند هزینه سنگینی را تحمل کنند.

پیامبر اکرم(ص) و ائمه معصومین(ع) که در حقوق و اموال شخصی خویش، نهایت آقایی و سماحت را داشتند و اهل بذل و بخشش و ایثار بودند، هر جا سخن از حق مظلوم و پای عدالت در میان بود یا حق‏الله و یا بیت‏المال مطرح بود با کمال قاطعیت و خشونت، با رانت‏خواران برخورد می‏کردند.

عثمان در زمان خلافتش زمین‏های زیادی را در اختیار امویان و نزدیکان خود قرار داد، وقتی حضرت علی(ع)، زمامدار شد بدون هیچ ملاحظه‏ای این رانت‏ها و تیول‏ها و قطعه‏های زمین‏ها را به مسلمانان برگرداند و هشدار داد: «به خدا اگر ببینم که بیت‏المال به مهر زنان یا بهای کنیزان رفته باشد آن را باز می‏گردانم، زیرا در عدالت، گشایش است و آن‏که عدالت را بر نتابد ستم را سخت‏تر یابد».[319]

قرآن کریم در اجرای حدود می‏فرماید: «... در اجرای دین خدا اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید رأفت و دلسوزی در حق ایشان (گنهکاران) روا مدارید...».[320]

در جای دیگر می‏فرماید: «تا من حاضر باشم هیچ‏یک از حدود الهی، ضایع و جاری‌نشده نخواهند ماند».[321]

همه مردم را نمی‏توان با موعظه و درس اخلاق، از ظلم و جور نگه‏داشت. برای بعضی شمشیر و شلاق لازم است. امام صادق(ع) این احادیث را از اجداد بزرگوارش، روایت می‏فرماید: «مَن خَافَ القِصَاصَ کَفَّ عَن ظُلم النّاس»؛[322] هر کس از قصاص بترسد از ستمگری به مردم دست نگه می‏دارد.

 

3. داشتن دیدگاه عادلانه

نگاه برابر و بدون تبعیض زمامداران، شرط اجرای عدالت است. وقتی رهبران جامعه دیدگاه و رفتاری عادلانه داشته باشند و بخواهند روح مساوات بین مردم دمیده شود شکوفه‏های عدالت از شاخسارهای هر کوی و برزن سر بر می‏آورد.

حضرت امیر(ع) به کارگزارانش بارها سفارش می‏فرمود مردم را به یک چشم ببینید، تبعیض و نابرابری نکنند. به حاکم «حلوان» می‏نویسد: «پس کار مردم در آنچه حق است نزد تو یکسان باشد که ستم را با عدل عوض ندهند». شارح نهج‏ البلاغه ـ ‏میرزاحبیب‏الله خویی‏ ـ درباره تاریخ حلوان، توضیحات جالبی ارائه داده می‏نویسد:

حلوان از شهرهای بزرگ محافظت‌شده حکومت فارس در دولت ساسانی بعد از مدائن به شمار می‏رفت... و یزدگرد سوم بعد از شکستی که در مدائن خورد فرار کرد و به حلوان پناه برد و در آن‏جا جنگ‏های سختی بین سپاه او و مسلمانان در گرفت که منجر به سقوط حلوان به دست مسلمانان شد. ظاهراً این شهر لشکرگاه سپاه اسلام تا زمان امیرالمؤمنین(ع) گردید و سیاست حاکمان گذشته که خلیفه دوم آن را بنا گذاشته بود بر اهانت و خشونت با غیرعرب به‏ویژه غیرمسلمانان و تحقیر آنان استوار بود؛ غیرعرب را گویا برده و کنیز تلقی می‏کردند.

درحالی‏که اقدام‏های مهم حکومت امام علی(ع) تغییر و اصلاح آن سیاست تبعیض‏آمیز بود توصیه داشت به مهربانی با مردم جهت تشویق آنان به پذیرش اسلام... به حاکم حلوان دستور می‏دهد که حقوق را در مورد همـگان ـ ‏چه مسلمان و چه غیرمسلمان‏ ـ به طور مساوی رعایت کند و به او هشدار داد که ستم به هر شکلی که باشد باعث تقویت اسلام و جایگزین عدالت نمی‏گردد ـ آن‏چنان‏که کارگزاران عُمَر فکر می‏کردند ـ بلکه ستم بر غیرعرب، سبب نفرت آن‏ها از اسلام می‏شود.[323]

حضرت علی در نامه به مالک اشتر نیز سفارش می‏فرماید که انصاف و حق را درباره دور و نزدیک رعایت کن.[324]

بدیهی است مسئولانی که با رأی مردم و با نظر مجلس سرکار می‏آیند ممکن است وابسته یا وامدار گروهی خاص باشند. چنین افرادی که خود را بدهکار حزب یا گروه ویژه‏ای می‏بینند آزادی ندارند تا در مورد همگان مساوات را رعایت کنند و ناگزیرند مقامات و مناصب را به کارگزارانی از جناح خویش واگذار کنند؛ هر چند شخصیت‏های لایق‏تری در سطح جامعه از غیرحزبشان وجود داشته باشد. این مشکل یکی از نقاط ضعف اساسی دموکراسی کنونی در سطح دنیاست.

 

4. نظارت دقیق و قوی بر کارگزاران و کارمندان دولت

از زمینه‏ های اجرای عدالت و نیز شاخصه‏های مدیریت موفق، نظارت مستمر و دائمی رؤسا و مدیران ارشد بر زیردستان است. حضرت امیر(ع) برای همه طبقات اجرایی، ناظرانی داشت که بر کیفیت رفتار مجریان حکومتی نظارت کنند و آن حضرت خود بر زیردستان به‏ویژه بر ناظران ارشد خود نظارت داشت و وظایف و قلمرو هر یک را دقیقاً مشخص کرده بود.

ازاین‏رو، آن حضرت در برابر یک میهمانی عامل بصره که بوی اشرافی‏گری از آن به مشام می‏رسید موضع‏گیری کرد و فوراً به «عثمان‏بن‏حنیف» نامه‏ای چنین نوشت:

پسر حنیف! به من خبر رسیده است که مردی از جوانان بصره، تو را به خوانی دعوت کرده و تو بدان‏جا شتافته‏ای، خوردنی‏های نیکو برایت آورده‏اند و پی‏درپی کاسه‏ها پیشت نهاده؛ گمان نمی‏کردم تو میهمانی مردمی را بپذیری
که نیازمندشان به جفا رانده است و بی‏نیازشان خوانده... بنگر کجایی و
از آن سفره چه می‏خواهی. آنچه حلال از حرام ندانی بیرون انداز و از آنچه دانی از حلال به دست آمده در کار خود ساز، آگاه باشند که هر پیروی را پیشوایی است که پی وی را پوید و از نور دانش او روشنی جوید. بدان‏که پیشوای شما از دنیای خود به دو جامه فرسوده و دو قرص نان خوردنی بسنده کرده است... .[325]

هم‏چنین در نامه‏ای به یکی از کارگزارانش می‏نویسد:

به من خبر داده‏اند تو کشت زمین را برداشته و آنچه پایت بدان رسیده برای خود نگاه داشته‏ای و آنچه در دستت بوده خورده‏ای اینک حسابت را بفرست و بدان‏که حسابرسی خداوند بزرگ‏تر از محاسبه بندگان است.[326]

جالب است بدانیم که امام(ع) حتی تهدیدهای پیش‏گیرانه‏ای را در مورد برخی کارگزاران خود روا می‏داشت؛ به عنوان مثال در نامه‏ای به «زیادبن‏ابیه» می‏نویسد: «همانا به خدا سوگند می‏خورم سوگندی راست، اگر به من خبر رسد که تو در فییء مسلمانان اندک یا بسیار خیانت کرده‏ای چنان بر تو سخت گیرم که تهیدست و گرانبار و حقیر بمانی».[327]

عباس؛ عموی پیامبر(ص)، هر چه اصرار کرد تا برخی منصب‏های مسجدالحرام مثل مقام سقایت و حجابت را از پیامبر(ص) بگیرد، به او نداد و فرمود: «به شما چیزی [شفاعت] می‏دهم که بهتر از این باشد...».[328] پیامبر هم‏چنین نگذاشت احدی از بنی‏هاشم در جمع‏آوری زکات، مشارکت کنند و سهم «العاملین علیها» را به جیب بزنند!

امام علی(ع) به نظارت صرف هم بسنده نمی‏کرد، بلکه زمینه طرح شکایت را نیز برای همه فراهم می‏کرد که اگر کسی از همه‌جا مانده و رانده شده بود به خود آن حضرت مراجعه کند. در نامه شصتم نهج‏ البلاغه، خطاب به گردآورندگان خراج و عاملان شهرهایی که سپاه از آن‏جا می‏گذرد می‏نویسد:

من سپاهیانی را گسیل داشته‏ام که آنان به خواست خدا از سرزمینتان می‏گذرند، آنان را به آنچه خداوند بر ایشان واجب کرده است سفارش نموده‏ام تا آزارشان به کسی نرسد و ناراحتی و ناامنی ایجاد نکنند... .

من خودم در میان لشگر جای دارم، شکایت‏های خود را از آنان به من رسانید و مشکلاتی را که برایتان ایجاد کرده‏اند که جز به وسیله خدا و من، توانایی برطرف‌کردن آن را ندارید، با من در میان گذارید تا من به یاری خدا آن را تغییر دهم.[329]

 

5 . مبارزه با ویژه‏خواری اطرافیان

«مصقلة‏بن‏هُبیره شیبانی»؛ فرماندار یکی از شهرهای فارس (فیروزآباد) شده بود. وی غنائم را میان بستگان و اطرافیان خود پخش کرد. حضرت علی(ع) به محض دریافت گزارش کار او در نامه تندی به او نوشت:

گزارش رفتار تو رسیده که اگر درست باشد و این کار را انجام داده باشی خدای خود را به خشم آورده و امام خود را نافرمانی کرده‏ای. شنیده‏ام غنیمت‏های مسلمانان را که دست‏آورد نیزه‏ها و اسبان آن‏هاست و خونشان بر سر آن ریخته شده است در میان عرب‏هایی که خویشاوندان تو‏اند و تو را برگزیده‏اند پخش می‏کنی. سوگند به کسی که دانه را در زیر خاک شکافته و جاندار را آفریده است اگر چنین خبری درست باشد خواری و ذلّتی برای خود در نزد من خواهی یافت و ارزش و اعتبارت کم خواهد شد. پس حق پروردگارت را سبک مشمار و دنیای خود را با نابودی دینت آباد مگردان که از زیان‏کارترین افراد باشید. آگاه باش حق مسلمانانی که در دیار تو زندگی می‏کنند و کسانی که در سرزمین ما زندگی می‏کنند در تقسیم این غنیمت یکسان است. آنان در نزد من همه به یک آبشخور داخل می‏شوند و از آن بیرون می‏آیند.[330] (کنایه از تساوی حقوق همه).

حضرت، شبیه این برخورد را با «اشعث‏بن‏قیس»، «زیاد‏بن‏أبیه»، «شریح قاضی»، «عبدالله‏بن‏عباس»، «قدامة‏بن‏عجلان»، «منذر‏بن‏جارود»، داشته است.[331]

در جمهوری اسلامی، علاوه بر رئیس جمهور و وزرا بر عهده نمایندگان مجلس شورای اسلامی است که بر روند امور نظارت کنند.

آیا اگر نیم‏مثقال نظارت جدّی اعمال گردد مفاسدی چون اختلاس، قاچاق، رانت‏خواری، خروج اموال و سرمایه‏ها، غصب منابع طبیعی، گران‏فروشی و... ریشه‏کن نمی‏شود؟!

 

دوری از بدگویان و نمّامان

یکی از تهدیدها و مخاطرات مدیران ادارات، شرکت‏ها، نهادها و سازمان‏ها، نفوذ چاپلوسان و نمّامان است. این شیادان با زمینه‏سازی تلاش می‏کنند، خود را متعهد، باتقوا و دلسوز مدیر جا بیندازند و بر افکار و تصمیمات مدیران تأثیر بگذارند و در این راه بسا، سعی و تلاش بسیاری مبذول می‏دارند.

در عربی قدیم از نظر فرهنگی به این افراد «سُعات» گفته می‏شد از بس می‏دوند و سعی و تلاش دارند تا نفوذ کنند و علیه کسانی که دوست ندارند بدگویی و سمپاشی نمایند.

برخی سخن‏چین‏ها نیز که به شعله‏ورساختن آتش اختلافات و ایجاد بدبینی اشتغال دارند و به «نمّام» معروفند، همین اثر را دارند.

اگر اطراف مدیری را نمّام‏ها‏، چاپلوس‏ها و بدگویان‏، احاطه کردند، دیگر نخواهد توانست حقیقت را دریابد و تصمیماتش، ناشی از ذهنیتی است که برایش می‏سازند. ازاین‏رو، بسا به بی‏گناهی، تهمت زده شود، بسا فرد خدومی برکنار یا حقش ضایع شود و بسا طرح‏های سازنده و مفید، منحرف یا متوقف گردد و هزاران بی‏عدالتی احتمالی دیگر.

عبدالله نجاشی، طرف خلفای بنی‏العباس، عامل و استاندار اهواز شد، وی از امام صادق(ع) درخواست کرد او را راهنمایی کند و دستورالعملی به او ارائه دهد درباره وظایفی که مایه تقرب به خدای سبحان است و پرسش‏هایی نیز داشت؛ مثلاً می‏پرسد: کجا و چگونه زکاتم را هزینه کنم، با چه افرادی مأنوس باشم به که اعتماد کنم، اسرارم را با چه کسی در میان نهم و در گرفتاری‏ها به چه کسی پناه ببرم...؟ امیدوارم خداوند با راهنمایی‏ها و هدایت‏های شما، مرا از گناه نجات دهد... .

امام صادق(ع) به او رهنمودهایی ارائه کردند؛ از جمله این مضامین:

«بدان من نظرم را برایت بیان می‏کنم که اگر به آن عمل کنی، از خطرهایی که می‏ترسی خلاصی و رهایی می‏یابی. بدان که رهایی و نجات تو در حفظ جان و بی‌آزاری به اولیای الهی است و در نرمش و رفق به ملت و درنگ و تأمل و... .

دوری کن از بدگویان و کسانی که اهل نمیمه و سخن‏چینی‏اند، مبادا احدی از آنان به تو بچسبد، خدا نبیند تو را شبی یا روزی که نکته خوب و بدی را از اینان قبول کرده باشی که دراین‏صورت خدا بر تو سخط و غضب می‏کند و آبرویت را می‏برد...».[332]

بخشی از گزارش‏های برخی افراد مأمور به خدمت در بخش‏های حفاظت و اطلاعات و یا حراست نیز همین حکم را دارد. و قطعاً نباید مدیری که در مرکز نشسته، فقط به صرف این‏که چنین کسانی گزارشی را داده‌اند، آن را قطعی و وحی منزل تلقی کند و ترتیب اثر دهد آیا ممکن نیست گزارش‏گر دچار حب و بغض و دشمنی باشد؟ آیا ممکن نیست عادل نباشد و مصداق آیه شریفه «إِن جَاءکُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَیَّنُوا أَن تُصِیبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِینَ»[333] آیا ممکن نیست سرچشمه اخبار یا گزارش‏گران او، فاسق یا اسیر هوا و هوس باشند؟ گیرم هیچ‏کدام هم نباشد. آیا تصور نمی‏رود او اشتباه کرده، یا دیدگاهی افراطی داشته باشد و... .

این موضوع، امروزه اهمیت بیش‏تری دارد زیرا سازمان‏ها، تشکل‏ها و تحزّب‏ها زیاد است و درنتیجه رقابت‏ها و تنازع‏ها نیز زیاد شده و «کُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَیْهِمْ فَرِحُونَ».[334]

حضرت علی(ع) در مدتی که در کوفه بودند با آن همه گرفتاری‏های جنگی، عقیدتی، فرهنگی، تربیتی، و... که داشتند شخصاً خودشان در مسجد کوفه به قضاوت می‏نشستند و برای او سکویی بود، معروف به «سکوی قضاوت».[335]

حضرت، دو قاضی برای مشکلات مردم در مسجد کوفه منصوب کرده بود. هرگاه فرصتی می‏شد حتی در ظهر و هوای گرم خودشان نیز در دسترس مردم بودند و برای هنگامی که دادرسی در مسجد حضور نداشت، مقرر کرده بود که شکایت و خواسته خود را بنویسند و از روزنه در اتاقی به داخل اتاق بیندازند تا در اولین فرصت، رسیدگی شود. بنابراین، صندوق شکایات را اوّلین‌بار حضرت علی(ع) تأسیس کردند.[336]

 

 

[311]. حرانی، تحف ‏العقول، ص319: «ثلاثة تجب علی السلطان للخاصة و العامة: مکافاة المحسن بالاحسان، لیزدادوا رغبة فیه و تغمد ذنوب المسیء لیتوب و یرجع عن غیه و تألفهم جمیعاً بالإحسان و الإنصاف».
[312]. نهج‏ البلاغه، نامه 53: «و شح بنفسك عما لایحل لك، فإن الشح بالنفس (الأنفس) الانصاف منها فیما احبت أو کرهت... انصف الله و أنصف الناس من نفسك و من خاصة أهلك و من لك فیه هوی من رعیتك. فإنك اله تفعل تظلم... و تفقد امور متن لایصل الیك منهم ممن تقتحمه العیون و تحقره الرجال، فضرغ لأولئك شقتك من أهل الخشیة و التواضع، فلیرفع الیك امورهم ثم اعمل فیهم بالإعذار الی الله یوم تلقاه، فإن هؤلاء من بین الرعیة أحوج الی الانصاف من غیرهم و کل فاعذر الی الله فی تأدیة حقه الیه... ثم الله الله فی الطبقة السفلی من الذین لا حیلة لهم من المساکین و المحتاجین... فإن هؤلاء من بین الرعیة احوج الی الاتصاف من غیرهم».
[313]. تمیمی‏مغربی، دعائم‏الاسلام، ج1، ص184 و مجلسی، بحارالانوار، ج89، ص256: «لایصلح الحکم و لا الحدود و لا الجمعة، الا بامام عدل».
[314]. محمدرضا حکیمی و دیگران، الحیاة، ج2، باب نهم، ص3، ح622: «مترجم»، «... فان الرعیة الصالحة تنجوا بالامام العادل الا و ان الرعیة الفاجرة تهلك بالامام الفاجر...».
[315]. مجلسی، بحارالانوار، ج23، ص22: «لایصلح الناس إلا بالامام؛ و لا تصلح الاخر إلا بذاك».
[316]. جاثیه، آیه23: «أَفَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَـرِهِ غِشَاوَةً فَمَن یَهْدِیهِ مِن بَعْدِ اللهِ أَفَلَا تَذَکَّرُونَ أَفَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَن یَهْدِیهِ مِن بَعْدِ اللهِ».
[317]. آمدی، غررالحکم، ح9168: «من اتبع هواه أعماه و أصمه و أذله و أضله». برای گاهی بیشتر ر.ک: همین قلم، جهاد با نفس؛ بزرگ‏ترین جهاد فراموش شده.
[318]. مائده، آیه49 «وَأَنِ احْکُم بَیْنَهُم بِمَآ أَنزَلَ اللهُ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ وَاحْذَرْهُمْ أَن یَفْتِنُوكَ عَن بَعْضِ مَا أَنزَلَ اللهُ إِلَیْكَ...».
[319]. نهج‏ البلاغه، خطبه 15: «وَ اللهِ لَوْ وَجَدْتُهُ قَدْ تُزُوِّجَ بِهِ النِّسَاءُ وَ مُلِكَ بِهِ الْإِمَاءُ لَرَدَدْتُهُ فَإِنَّ فِی الْعَدْلِ سَعَةً وَ مَنْ ضَاقَ عَلَيْهِ الْعَدْلُ فَالْجَوْرُ عَلَيْهِ أَضْيَقُ».
[320]. نور، آیه2: «...وَلَا تَأْخُذْکُم بِهِمَا رَأْفَةٌ فِی دِینِ اللهِ إِن کُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ...».
[321]. شیخ طوسی، تلخیص الشافی، ج2، ص156: «لایضیع لله حد و أنا حاضر».
[322]. کلینی، الکافی، ج2، ص331، ح6 و ص335، ح23.
[323]. میرزاحبیب ‏الله هاشمی‏ خویی، منهاج البراعه فی شرح نهج‏ البلاغه، تصحیح، محمدباقر کمره‏ای و میانجی، ج20، ص346، به نقل از: علی‏اصغر احمدی، عدالت اجتماعی در نهج‏ البلاغه، ص45. «فلیکن أمر الناس عندك فی الحق سواء فانه لیس فی الجور عوض من العدل».
[324]. ر.ک: نهج‏ البلاغه، نامه 53.
[325]. همان، نامه45.
[326]. همان، نامه40: «...قَدْ بَلَغَنِی عَنْكَ أَمْرٌ إِنْ كُنْتَ فَعَلْتَهُ فَقَدْ أَسْخَطْتَ رَبَّكَ وَ عَصَيْتَ إِمَامَكَ وَ أَخْزَيْتَ أَمَانَتَكَ؛ بَلَغَنِی أَنَّكَ جَرَّدْتَ الْأَرْضَ، فَأَخَذْتَ مَا تَحْتَ قَدَمَيْكَ وَ أَكَلْتَ مَا تَحْتَ يَدَيْكَ. فَارْفَعْ إِلَیَّ حِسَابَكَ و اعْلَمْ أَنَّ حِسَابَ اللهِ أَعْظَمُ مِنْ حِسَابِ النَّاسِ».
[327]. همان، نامه20.
[328]. علی عمنوش العاملی، السیرة النبویة، ج5، ص37، ح5768؛ متقی‏هندی، کنزالعمال، ج14، ص120 و حاکم نیشابوری، المستدرک، ج3، ص332.
[329]. نهج‏ البلاغه، نامه 60.
[330]. همان، نامه 43، ص415‏، چاپ صبحی صالح.
[331]. ر.ک: محمدی‏ری‏شهری، موسوعة الامام علی‏بن‏أبی‌طالب، ج4، ص140 ـ 151.
[332]. مجلسی، بحارالانوار، ج78، ص271 ـ 277 و ج77، ص189: «... إیّاك و السعاة و أهل النمایم فلا یلتزقن منهم بك أحدا، و لایراك الله یوماً و لیلةً و أنت نقبل منهم صرفاً و لا عدلاً، فیسخط الله علیکم و یهتك سترك...».
[333]. حجرات، آیه6: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، اگر فاسقی برایتان خبری آورد، نیک وارسی کنید، مبادا به نادانی، گروهی را آسیب برسانید و [بعد] از آنچه کرده‏اید پشیمان شوید».
[334]. مؤمنون، آیه53: «تا کار دین‌شان را میان خود قطعه‏قطعه کردند و دسته‏دسته شدند: هر دسته‏ای به آنچه نزدشان بود، دل خوش کردند».
[335]. ر.ک: ابن‏ابی‏جمهور، عوالی‏اللئالی، ج2، ص344، ح8؛ محمدی‏ری‏شهری، گزیده دانش‏نامه امیرالمؤمنین(ع)، ص299، ح266 و دیلمی، ارشادالقلوب، ص218.
[336]. ر.ک: محمدی‏ری‏شهری، موسوعة الامام علی‏بن‏أبی‏طالب، ج4، ص243 ـ 244.