روزه

روزه

 

یکی از عبادت‌های بزرگ در اسلام روزه است. انسان روزه‌دار به قصد روزه، از طلوع فجر تا مغرب،از خوردن و آشامیدن، اِنزال منی، و دروغ بستن بر خدا و پیامبر، و سر فرو بردن در آب، و عمل زناشویی، و بقا بر جنابت، و قی کردن، و اِماله کردن، اجتناب می‌کند. روزه یک عبادت است، باید به قصد قربت انجام بگیرد، و ریا و خودنمایی موجب بطلان آن است.

روزه در بین عبادت‌ها موقعیت بسیار ممتازی دارد و در فضیلت آن احادیث فراوانی وارد شده است؛ از باب نمونه:

رسول خدا(ص) فرمود: روزه، سپر آتش دوزخ است.[401]

امام صادق(ع) فرمود: خدای متعال می‌فرماید: روزه مال من است و من پاداش روزه هستم.[402]

حضرت صادق(ع) فرمود: خواب روزه‌دار عبادت، سکوتش تسبیح، عملش مقبول و دعایش مستجاب است.[403]

رسول خدا(ص) فرمود: خدای عزّوجلّ می‌فرماید: همه اعمال نیک بندگان از ده برابر تا هفتصد برابر پاداش داده می‌شود، جز صبر که اختصاص به من دارد و من جزای آن هستم. ثواب صبر را فقط خدا می‌داند. و مقصود از صبر روزه است.[404]

امام محمدباقر(ع) فرمود: اسلام بر پنج چیز بنا شده است: نماز، و زکات، و حج، و روزه و ولایت.[405]

وقت روزه واجب در اسلام ماه مبارک رمضان است. بر هر مسلمانی که به بلوغ رسیده و عذر شرعی ندارد واجب است از اوّل تا آخِر ماه رمضان را روزه بگیرد. اگر بدون عذر شرعی روزه خود را افطار کند. گناه بزرگی را مرتکب شده، قضای آن روزه را باید بگیرد و کفاره هم بدهد. یعنی یا شصت روز روزه بگیرد، یا شصت نفر فقیر را اطعام کند. یا یک بنده را در راه خدا آزاد نماید. روزه از چند دسته ساقط است: 1. بیماری که روزه گرفتن برایش ضرر دارد. 2. مسافری که رفت و برگشت او هشت فرسخ یا بیشتر باشد. 3. زنی که خون حیض یا نفاس می‌بیند. 4. زن آبستنی که زایمانش نزدیک شده و روزه گرفتن برای خودش یا حملش ضرر دارد. 5 . زنی که بچه شیر می‌دهد و بر اثر روزه شیرش کم می‌شود و برای خودش یا بچه‌اش ضرر دارد.

اینان روزه خود را افطار می‌کنند، و بعد از ماه رمضان قضای آن‌را می‌گیرند ولی کفاره و گناه ندارد.

6. پیرزن و پیرمردی که نمی‌توانند روزه بگیرند یا برای‌شان دشوار است. این دسته نیز می‌توانند روزه را افطار کنند و قضا هم بر آنان واجب نیست.[406]

آنچه در تعریف روزه و مسائل مربوط گفته شد، برطبق فتوای فقها بود. ولی علمای اخلاق وجوب امساک در روزه را گسترده‌تر می‌دانند. آنان می‌گویند: روزه اصطلاحی فقها گرچه صحیح است و تکلیف را ساقط می‌سازد، برای قبول آن، امساک دیگری را نیز باید رعایت کند و آن عبارت است از ترک همه گناهان. گفته‌اند: روزه انسان در صورتی کامل است و مورد قبول واقع می‌شود که همه اعضا و جوارحش روزه‌دار باشند. یعنی چشم خود را از گناهان مربوط به آن، و گوش و زبان و دست و پای خود را از ارتکاب گناهان مربوطه باز بدارد، و به طور کلی در ایام روزه‌داری تمام گناهان را ترک کند. چنین روزه‌ای را روزه خواص می‌نامند.

از این روزه بالاتر روزه خواصّ خواص است؛ یعنی روزه‌دار علاوه بر اِمساک از مُفطِرات فقهی و ارتکاب گناهان، قلب خود را نیز از توجه به غیر خدا بازبدارد، خدا را حاضر و ناظر و خود را در مجلس ضیافت او مشاهده کند. علمای اخلاق این سخن بزرگ را از احادیث اهل بیت علیهم‌السلام گرفته‌اند؛ از باب نمونه:

محمد بن عجلان می‌گوید: از امام صادق(ع) شنیدم که فرمود: روزه‌داری به امساک از خوردن و آشامیدن فقط نیست بلکه وقتی روزه‌دار بودی، گوش و چشم و زبان و شکم و عورت تو نیز باید روزه‌دار باشند. دست و عورت خود را نیز نگه‌دار و خیلی ساکت باش، مگر از سخن خوب و با خدمت‌گزار مدارا کن.[407]

امام صادق(ع) فرمود: وقتی روزه‌دار بودی، گوش و چشم خود را از حرام و کارهای زشت بازدار. از جدال و آزردن خادم اجتناب کن. باید وقار و متانت روزه‌داری بر تو ظاهر باشد و روز روزه‌داری‌ات مانند روز افطارت نباشد.[408]

رسول خدا(ص) فرمود: هر که ماه رمضان را در حال سکوت روزه بگیرد، و گوش و چشم و زبان و عورت و جوارح خود را از دروغ و حرام و غیبت، به قصد قربت، حفظ کند، خدا او را به خود نزدیک می‌کند به طوری که پاهایش با پاهای حضرت ابراهیم خلیل‌اللّه، برخورد می‌نماید.[409]

روزه‌دار به مهمانی خدای بزرگ دعوت شده است و باید ادب ضیافت را نگه‌دارد، و مرتکب خلاف نشود. سعی کند روزه‌دار واقعی باشد تا از الطاف و افاضات و جایزه‌های میزبان خود بهره‌مند گردد؛ جایزه‌هایی که از جوایز دنیوی بسیار ارزنده‌تر و بالاتر است.

امام صادق(ع) فرمود: روزه‌دار از شما در باغ‌های بهشت گردش می‌کند و استفاده می‌نماید. فرشتگان تا وقت افطار برایش دعا می‌کنند.[410]

امیرالمؤمنین(ع) از پیامبر(ص) نقل کرده که در شب معراج به خدای متعال عرض کرد: پروردگارا اوّلین عبادت چیست؟ فرمود: اوّلین عبادت روزه است. عرض کرد: نتیجه روزه چیست؟ فرمود: روزه حکمت را در پی دارد، و حکمت موجب معرفت است، و معرفت باعث یقین می‌شود. وقتی بنده اهل یقین شد دیگر باکی ندارد چگونه باشد، در سختی یا در آسانی.[411]

حسن بن صدقة از حضرت موسی‌بن جعفر(ع) نقل کرده که فرمود: در نیمروز خواب قیلوله داشته باشید، زیرا خدای متعال روزه‌دار را در حال خواب اطعام و سیراب می‌کند.[412]

امیرالمؤمنین(ع) فرمود: رسول خدا(ص) روزی برای ما خطبه خواند و فرمود: ای مردم! ماه خدا با برکت و رحمت و مغفرت به شما روی آورده، بهترین ماه نزدِ خداست. روزهایش بهترین روزها و شب‌هایش بهترین شب‌ها، و ساعت‌هایش بهترین ساعت‌هاست. در این ماه به مهمانی خدا دعوت شده‌اید، و مورد کرامت و لطف خدا واقع شده‌اید. نَفَس‌های شما ثواب تسبیح دارد، و خواب شما عبادت است، و عمل شما قبول و دعایتان مستجاب می‌شود.[413]

فلسفه روزه

روزه یکی از بهترین راه‌های تزکیه و تهذیب نفس و سیر و سلوک الی اللّه است. روزه اگر طبق دستورهای شرع باشد، زنگار غفلت و گناه را از دل می‌زداید و آن‌را با صفا و نورانی می‌کند، شیاطین را از خانه دل خارج می‌سازد، و برای ورود ملائکه و تابش انوار معرفت و حکمت و یقین آماده‌اش می‌گرداند. چنین روزه‌داری است که دعوت مهمانی خدای متعال را پذیرفته و برای دریافت جوایز الهی لیاقت پیدا کرده است. و بدون شک از افاضات پروردگار مهربان برخوردار خواهد شد.

دومین فلسفه روزه این است که روزه‌داران متمکن و ثروتمند طعم گرسنگی را بچشند و به فکر مستمندان که غالبا در مَضیقه غذا هستند بیفتند و به آنان کمک نمایند. در احادیث نیز بدین موضوع اشاره شده است.

هشام بن حَکم از امام صادق(ع) از فلسفه روزه سؤال کرد، حضرت در جواب فرمود: خدا روزه را بدین جهت واجب کرد که اغنیا با فقرا تساوی پیدا  کنند، زیرا ثروتمند طعم گرسنگی را نمی‌چشد تا بر فقیر ترحم کند، و خدا خواسته در ایام روزه‌داری شخص ثروتمند مزه تلخ گرسنگی را بچشد و بر گرسنگان ترحم کند.[414]

حضرت امام رضا(ع) به محمدبن سنان در جواب سؤال‌هایش نوشت: علت وجوب روزه این است که روزه‌دار طعم گرسنگی و تشنگی را بچشد، تا این‌که ذلت و مسکنت را بیابد و مأجور و صابر باشد، و گواهی باشد بر دشواری‌های آخرت، وسیله‌ای باشد برای سرکوب کردن خواسته‌های نفسانی، وسیله پند باشد و راهنمای آخرت، تا معنای فقر و مسکنت دنیا و آخرت را بفهمد.[415]

با رعایت فلسفه مذکور می‌توان به حلّ مشکل گرسنگی در جهان تا اندازه‌ای کمک کرد. چنانچه همه روزه‌داران متمکن جهان یک وعده غذای خود را در روز امساک و ذخیره کنند، و در پایان ماه رمضان مجموع غذاهای ذخیره شده یا پول آن‌را در اختیار مستمندان بلاد خود، یا سایر بلاد اسلامی قرار دهند، چه کمک قابل توجهی به فقرا خواهد شد. زکات فطره را که هر مسلمان متمکنی باید برای خودش و خانواده‌اش بپردازد. و صدقات و خیراتی را که در این ماه استحباب دارد و بدان‌ها توصیه شده است، نیز بدین رقم بیفزایید، مبلغ قابل توجهی برای فقرا و گرسنگان تهیه خواهد شد. البته مشروط به این‌که با برنامه صحیح گردآوری و به مصرف برسد.

سومین و مهم‌ترین فلسفه روزه ریاضت نفس و تمرین ترک گناه و تحصیل صفت تقوا است. روزه‌دار واقعی، در طول یک ماه رمضان، با جدّیت کامل از ارتکاب  هرگونه گناهی اجتناب می‌کند. بلکه به خاطر روزه‌داری حتی از لذایذ مشروع، مانند خوردن و آشامیدن، نیز چشم‌پوشی می‌کند. و با قصد قربت این ریاضت جسمانی و نفسانی را به مدت یک ماه ادامه می‌دهد، چنین فردی که دوره یک‌ماهه خود نگه‌داری را گذرانیده، دارای قدرت و اراده نیرومندی شده که می‌تواند بعد از ایام روزه‌داری نیز هم‌چنان خود نگه‌دار و باتقوا باقی بماند. و این مهم‌ترین اثری است که بر روزه‌داری مترتب می‌شود، در قرآن کریم نیز بدین مطلب اشاره شده است.

می‌فرماید: ای کسانی که ایمان آورده‌اید! روزه بر شما واجب شد، چنان‌که بر پیشینیان شما نیز واجب شده بود. باشد که با تقوا شوید.[416]

 

بیندیشید و پاسخ دهید

1. روزه‌دار از چه کارهایی باید اجتناب کند؟

2. «روزه، سپر آتش دوزخ است» یعنی چه؟

3. کسی که بدون عذر شرعی روزه‌اش را افطار کند، چه وظیفه‌ای دارد؟

4. چه کسانی می‌توانند روزه خود را افطار کنند؟

5 . روزه خواص چگونه است؟

6. روزه خواصّ خواص چگونه است؟

7. احادیث: روزه کامل را چگونه وصف کرده‌اند؟

8 . جایزه خدا به مهمانان روزه‌دار چیست؟

9. فلسفه طعم گرسنگی چشیدن چیست؟

10. ذخیره کردن یک وعده غذای روزه‌داران، و بخشیدن، یا دادن پول آن در پایان ماه مبارک رمضان به فقیران، چه تأثیری در زندگی آنان دارد؟

11. روزه‌داری چه تأثیری در تقوا دارد؟

 

[401] . قال رسول اللّه صلی‌الله‌علیه‌وآله: ألصَّومُ جُنّةٌ مِنَ النّارِ؛ کافی، ج 4، ص 62.
[402] . عن أبیعبداللّه علیه‌السلام قال: إنّ اللّه یقول: الصومُ لی و أنا أجزی علیه؛ همان، ص 63.
[403] . عن أبیعبداللّه علیه‌السلام قالَ: نَوم الصّائِمِ عِبادة، وَ صمتُه تَسبیح، وَ عَمله متقبّل، و دعاؤه مستجاب؛ وسائل الشیعه، ج 7،
ص 297.
[404] . قال رسول اللّه صلی‌الله‌علیه‌وآله: قال اللّه عزّ وجلّ: کلّ أعمال بنی آدمَ بعشرةِ أضعافها إلی سبعمائة ضعف إلاّ الصَّبر فإنّه لی وَ أنا
أُجزی بِه فَثَوابُ الصَّبر مخزونٌ فی علمِ اللّه وَالصَّبرُ الصَّومُ؛ وسائل الشیعه، ج 7، ص 295.
[405] . عن أبیجعفر علیه‌السلام قال: بُنَی الإسلام علی خَمْسةِ اَشیاءَ: عَلَی الصَّلاةِ وَالزَّکاةِ والحَجِّ والصَّوم وَالولایة؛ کافی، ج 4، ص 62.
[406] . غیر از روزه ماه رمضان روزه‌های واجب دیگر نیز داریم، و هم‌چنین روزه‌های مستحب زیادی نیز داریم، روزه
حرام و مکروه نیز داریم که در کتاب‌های فقهی و رساله‌های عملیه آمده است.
[407] . محمّد بن عجلان قال: سمعت أباعبداللّه علیه‌السلام یقُولْ: لَیسَ الصِّیام مِنَ الطَّعام وَالشَّراب، أن لایأکلَ الإنسانُ و لایشربَ
فقط، ولکن إذا صُمتَ فلیصُم سمعُک و بَصرُک و لسانُک و بَطنُک و فَرجُک، و احفَظ یدَک و فَرجَک، و أکثر السکوتَ إلاّ من خیرٍ، و ارفِق بخادمِک؛ وسائل الشیعه، ج 7، ص 118.
[408] . قال أبوعبداللّه علیه‌السلام: إذا صمتَ فَلیصُم سمعُک و بصرُک من الحرامِ والقبیحِ، ودَعِ المراءَ وأذَی الخادِم، ولیکن علیک وقارُ
الصیامِ، و لا تجعل یومَ صومِک کیومِ فطرِک؛ همان، ص 117.
[409] . قال رسول اللّه صلی‌الله‌علیه‌وآله: فی خطبة له وَمَن صامَ شَهْرْ رَمَضان فی إنصات و سکوتٍ و کفَّ سمعَه و بصرَه و لسانَه و فرجَه و
جوارحَه من الکذبِ والحرامِ والغیبةِ تقرّبا قربةَ اللّه حتی تَمسّ رکبتاه رکبتی إبراهیم خلیل الرحمان؛ همان، ص 117.
[410] . عن أبیحمزه الثمالی قال: سمعت أبا عَبداللّه علیه‌السلام یقول: إنّ الصائم منکم لیرتَع فی ریاض الجنَّةِ، و تَدعو له الملائکةُ حتی
یفطِر؛ همان، ص 296.
[411] . أمیرالمؤمنین علیه‌السلام عن النبی صلی‌الله‌علیه‌وآله قال فی لیلةِ المعراج: یا ربِّ ما أوّلُ العبادة؟ قال: أوّلُ العبادةِ الصمتُ والصومُ، قال: و ما
میراث الصومِ قال: یورُثُ الحکمةَ، والحکمةُ تورثُ المعرفة، والمعرفةُ تورثُ الیقینَ، فإذا استَیقن العبدُ لا یبالی کیفَ اَصبَحَ بِعُسرٍ أمْ بِیسرٍ؛ مستدرک الوسائل، ج 1، ص 59 .
[412] . حسن بن صدقه قال: قال أبوالحسن علیه‌السلام: قیلوا، فإنّ اللّه یطعِم الصّائم وَ یسقیه فی منامه؛ کافی، ج 4، ص 65.
[413] . عن علی علیه‌السلام قال: إنّ رسول اللّه صلی‌الله‌علیه‌وآله خَطَبنا ذاتَ یومٍ فقال: أیها النّاس إنّه قد أَقبلَ إلیکم شهرُ اللّه بالبرکةِ و الرحمةِ
والمغفرةِ، شهرٌ هو عندِ اللّه أفضلُ الشهورِ و أیامُه أفضل الأیام و لیالیه أفضل اللیالی، و ساعاته أفضل الساعات. هو شهر دُعیتم فیه إلی ضیافةِ اللّه و جُعِلتم فیه من اهلِ کرامةِ اللّه، أنفاسکم فیه تسبیحٌ، و نومُکم فیه عبادةٌ، و عملکم فیه مقبولٌ و دعاؤُکم فیه مستجابٌ؛ وسائل الشیعه، ج 7، ص 227.
[414] . سأل هِشام بن الحَکم أبا عبداللّه علیه‌السلام عَن علَّةِ الصّیام، فقال: إنّما فَرضَ اللّه الصیامَ لیستوی به الغنی والفقیر، و ذلک أنّ
الغنی لم‌یکن لیجد مسّ الجوع فیرحم الفقیر لأنّ الغنی کلّما أراد شیئا قدر علیه، فأراد اللّه أن یسوی بین خلقه و أن یذوق الغنی مسّ الجوع و الألم یرقّ علی الضعیف و یرحم الجائع؛ وافی، ج 11، ص 33.
[415] . کتب أبوالحسن علی بن موسی علیهماالسلام إلی محمد بن سنان فیما کتب من جواب مسائله: «علّة الصَّوْم لعرفان مسّ الجوع
والعطش لیکون ذلیلاً مستکینا مأجورا صابرا، و یکون ذلک دلیلاً علی شدائد الآخرة مع ما فیه من الانکسار له عن الشهوات، واعظا له فی الأجل دلیلاً له علی الأجل. لیعلم شدّة مبلغِ ذلک من أهل الفقرِ والمسکنةِ فی الدنیا والآخرة؛ همان، ص 34.
[416] . « یا أَیها الَّذِینَ آمَنُوا کتِبَ عَلَیکمُ الصِّیامُ کما کتِبَ عَلَی الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکمْ لَعَلَّکمْ تَتَّقُونَ »؛ بقره، آیه 183.