شجره طیبه و ثمره مبارکه

«جشن‌نامه آیت‌الله ابراهیم امینی» با مقالات متنوعی از اساتید حوزه و دانشگاه می‌باشد. کتاب جدید حجت الاسلام والمسلمین دکتر رسول جعفریان با عنوان «جشن‌نامه آیت‌الله ابراهیم امینی» با مقالات متنوعی از اساتید حوزه و دانشگاه می‌باشد.

 

شجره طیبه و ثمره مبارکه


دانشمند معظم آیت الله رضا استادی

 

بیشتر محصلانی که توانسته اند در دوران عمر خود خدمات فرهنگی دینی شایان توجه داشته باشند، آن هایی هستند که در نوجوانی و چند سال اول ورود به حوزه‌های علمیه از آموزگاران متدیّن، اساتیدی مهذّب بهره برده و تحت تأثیر آنها شخصیت روحی و دینی آنان شکل گرفته است؛ از این رو حوزه ها باید طرحی داشته باشند که طلبه از ابتدای شروع تحصیل با کسانی سرو کار داشته باشد که دین و دیانت و پاکی و قداست را در آنها لمس کند و روش و منش آنها او را تحت تأثیر قرار داده و کم کم به معنی واقعی کلمه «روحانی» شود. طبعا با این سرمایه بسیار مهم، عمری در خدمت دین و مکتب و معارف اهل بیت و نیز با اخلاص، به مردمی که با او ارتباط برقرار می‌کنند و یا به کل جامعه خدمت نماید.

به عنوان عرض ادب دو سه مطلب را درباره آیت الله حاج شیخ ابراهیم امینی یادآور می‌شوم و سپس به معرفی برخی از اساتید دوران طلبگی ایشان می‌پردازم:
1. این بزرگوار از سال 1320 تا تقریباً 1357 طی 37 سال یا مشغول تحصیل و یا در کنار تدریس به آموختن هم اشتغال داشته و شایسته است طلاّب و فضلای عزیز بدانند که یکی از آسیبها این است که کسی خود را زود مستغنی از استاد بپندارد و از برکات استادان خود را محروم نماید.

2. از سال 20 تا 33 درسهای سطح را نزد اساتید متعدّدی در اصفهان و قم خوانده و سپس فصل جدیدی در زندگی ایشان شروع شده و آن ارتباط و استفاده و مأنوس بودن با امام خمینی و علاّمه طباطبایی ـ رضوان الله تعالی علیهما ـ است.
3. در طول ده ها سال که حقیر با ایشان آشنا و سالها تا حدّی انس داشته ام به جرأت می‌توانم بگویم در تمام عرصه هایی که ورود پیدا کرده، از توفیق به سزایی برخوردار بوده است.

*  از روزی که به مناسبتهایی در برخی مناطق منبر می‌رفته تا سالهای بعد که در برخی محافل علمی و همایشها و نیز به عنوان خطیب نماز جمعه سخنرانی کرده همواره سخن او به عنوان درس اخلاق، بیان سبک زندگی صحیح، خیرخواهی برای مسؤولان و واعظی دلسوز تلقّی به قبول شده و مورد استفاده بوده است.
*  امتیاز بسیار مهم تألیفات او (بیست و چند جلد کتاب) این است که در عین محکم و مستند بودن مطالب، قلمی ساده و روان و بی تکلّف دارد که برای همگان قابل استفاده است. علاوه بر این کلّ آثار ایشان ـ جزء یکی دو مورد که بحثهای تخصّصی حوزوی است پاسخ به نیازهای عقیدتی، اخلاقی جامعه ما بلکه همه جوامع است و به همین جهت بخشی از این آثار به زبانهای مختلف ترجمه و در کشورهای دیگر مورد استفاده قرار گرفته است.

*  از روزی که در مسایل سیاسی ورود پیدا کرده، از نمونه عالمان روشن بینی است که اهل فکر و نظر بوده و در همه صحنه ها اعتدال در رفتار و گفتار را رعایت نموده و به همین جهت همواره مورد احترام همه قشرها حتّی کسانی که در جبهه مخالف ایشان می‌باشند بوده است.
*  نسبت به مناصب متعدّدی که به ایشان واگذار شده، با تعهّد و مسؤولیت پیگیری کرده و خدماتی انجام داده است.

*  زندگی ساده‌ای که برای خود انتخاب کرده در طول زمان تغییر چشمگیری در آن به وجود نیامده و نمونه ای روشن از ساده زیستی یک روحانی خدوم را در روش و منش او می‌بینیم.
پس در یک جمله می‌توان گفت ده ها سال موفق به خدماتی ارزنده بوده و سلامت و پاکی در همه عرصه ها از ایشان مشهود بوده است.

خواهید پرسید: این همه توفیق و برکات معلول چه عواملی بوده؟ روشن است که زمینه خانوادگی، آموزگاران دوران کودکی و نوجوانی، اساتید دوران طلبگی و نیز تلاش و جدّیت در ایّام تحصیل و نیز استفاده از دو استاد عظیم الشأن یعنی امام خمینی و علامه طباطبایی ـ رضوان الله تعالی علیهما ـ و غیر این ها همه تأثیر داشته است.

به نظر حقیر پیشتر و بیشتر از سایر عوامل، آن چه آقای امینی را تحت تأثیر قرار داده و او را آماده برای پیمودن راه کرده، اخلاق و روش و منش اساتیدی بوده که در سالهای آغاز تحصیل در قم (چند ماه) و در اصفهان شش سال به عنوان درس اخلاق و یا در کنار ادبیات، منطق، فقه، اصول و عقاید، دیانت و احساس مسؤولیت را به جان او تزریق و تلقین نموده‌اند.

 

آری! این ثمره مبارکه محصول آن شجره طیّبه است.

ایشان در آغاز به قم آمده، در جلسه اخلاق امام خمینی ـ رضوان الله تعالی علیه ـ شرکت کرده و نیز با جلسه اخلاق با مرحوم حجة الاسلام والمسلمین حاج آقا حسین فاطمی قمی آشنا شده است.

پس از چند ماه به اصفهان برمی گردد و شش سال در آن حوزه ادبیات، منطق، فقه و اصول و غیره را می‌خواند در این چند سال استادان متعدّدی در اخلاق و تحصیل داشته که می‌توان گفت شخصیت دینی، علمی و اخلاقی او در همان زمان تحت تأثیر آن اساتید تشکیل شده است. مناسب است با چند نفر از آنان تا حدّی آشنا شده و برای آنها از خداوند رحمان طلب رحمت نماییم:

1. حاج علی منتظری

مؤلف کتاب «رجال اصفهان در علم و عرفان و ادب و هنر» می‌نویسد: در نجف آباد به کار کشاورزی اشتغال داشت و زندگی بسیار ساده خود را از راه زحمت کشاورزی اداره می‌نمود و در ضمن کشاورزی در راه نشر احکام و معارف اسلامی از طریق وعظ و تفسیر قرآن کوشش فراوان می‌نمود، و در یکی از مساجد نجف آباد امام جماعت بود. از نظر تقوی و اخلاق شخصی نمونه شایسته از انسان مسلمان بود.

آیت الله امینی می‌گوید: شب های جمعه برای قرائت قرآن و آموختن مسایل شرعی در کلاس درس حاج علی منتظری که مردی کشاورز و فردی زاهد و متدیّن بود شرکت می‌کردم و کردار و صفا و صداقت و اخلاص او آموزنده بود.

2. حاج شیخ احمد حججی نجف آبادی
مؤلّف کتاب «اعلام اصفهان» می‌نویسد: در سال 1303 در نجف آباد متولّد و پس از تحصیلات مقدماتی به حوزه علمیه نجف اشرف عزیمت نمود و از درس آیات عظام آخوند خراسانی و آقا سید محمد کاظم طباطبایی یزدی و دیگران بهره برد و در سال 1330 به نجف آباد بازگشت و به ارشاد مردم و ترویج دین پرداخت و در اصفهان هم از درس آخوند ملا محمد حسین فشارکی و میرزا محمد صادق مدرس خاتون آبادی استفاده نمود. او به پرورش طلاب و تشویق جوانان به تحصیل علوم دینی اهتمام فراوان داشت، بسیاری از فضلای نجف آباد شاگرد و دست پرورده او هستند. وی با قناعت و ساده زیستی روزگار را سپری می‌ساخت در سال 1365 در 63 سالگی در نجف آباد وفات یافت و در قبرستان شش جوبه نجف آباد مدفون گردید.

آیت الله امینی گوید: در نوجوانی شبها برای نماز جماعت به مسجد محله می‌رفتم و از سخنرانی آقای حاج شیخ احمد حججی که عالم با عمل و خوش اخلاقی بود لذّت می‌بردم.

3. حجة الاسلام والمسلمین حاج آقا حسین فاطمی قمی

ایشان از شاگردان مرحوم آیت الله میرزا جواد آقای ملکی صاحب کتاب «المراقبات» و «اسرار الصلاة» و متوفّای 1344 قمری است. شبهای جمعه در منزل خود که نزدیک منزل آیت الله حاج آقا حسین بروجردی ـ رحمة الله علیه ـ بود منبر می‌رفت و به موعظه و بیان اخلاقیات می‌پرداخت و در پایان هم دعای توسل خوانده و ذکر مصیبت خاندان عصمت و طهارت می‌شد. در این جلسه بسیاری از فضلا و طلاب شرکت می‌کردند و بیان و نفس ایشان بسیار اثرگذار بود، و این اواخر گاهی که خود ایشان نبودند، برادرزاده ایشان مرحوم حجة الاسلام والمسلمین حاج آقا باقر فاطمی قمی افاضه می‌فرمودند.
این حاج آقا باقر در شرح حال حاج آقا حسین می‌نویسد: جناب ایشان در سال 1297 قمری هجری در بلده طیبه قم متولّد شدند؛ همین که سنّ صباوت را گذراندند در دامن تربیت مرحوم حجة الاسلام و المسلمین جناب والدشان آقای حاج سید اسحاق فاطمی و مرحوم آیت الله آقا سید محمد تقی فاطمی اخوی ایشان ـ طاب ثراهماـ به مدارج علم و تقوی ارتقا یافتند تا این که مرحوم مغفور قدوة السالکین آیت الله آقا حاج میرزا جواد آقای ملکی تبریزی که از فحول تلامذه و اصحاب شیخ العرفا و السالکین عمدة الفقهاء والمجتهدین مرحوم آخوند ملا حسینقلی همدانی ـ اعلی الله مقامهما ـ بودند به قم نزول اجلال فرمودند ایشان ملازمت درک محضر آن بزرگوار را اختیار نمودند تا به درجات عالیه سیر و سلوک فایز و به اخلاق فاضله متحلّی گردیدند...

این بزرگوار که حقّ عظیمی بر بخشی از طلاّب و فضلا و علما دارد، در سال 88 ق از دنیا رفت و قبر شریف او در قبرستان شیخان قم می‌باشد. از آثار ایشان کتابی به نام جامع الدرر است که دو بار چاپ شده و در این اواخر توسط حقیر تلخیص و توسط انتشارات مسجد جمکران منتشر شده است.

آیت الله امینی میگوید: شبهای جمعه در درس اخلاق حاج آقا حسین قمی شرکت می‌کردم.

4. حاج میرزا علی آقا شیرازی

آیت الله شهید مطهری درباره این بزرگوار می‌نویسد: او مرا اولین بار با نهج البلاغه آشنا کرد و درک محضر او را همواره یکی از ذخایر گرانبهای عمر خودم ـ که حاضر نیستم با هیچ چیز معاوضه کنم ـ می‌شمارم. شب و روزی نیست که خاطره اش در نظرم مجسّم نگردد یادی نکنم و نامی نبرم و ذکر خیری ننمایم. به خود جرأت میدهم و میگویم او به حقیقت یک عالم ربّانی بود. یادم هست که در برخورد با او همواره این بیت سعدی در ذهنم جان میگرفت:

عابد و زاهد و صوفی همه طفلان رهند

مرد اگر هست به جز «عالم ربانی» نیست

او هم فقیه بود و هم حکیم و هم ادیب و هم طبیب، فقه و فلسفه و ادبیات عربی و فارسی و طبّ قدیم را کاملاً می‌شناخت... یگانه تدریسی که با علاقه می‌نشست نهج البلاغه بود. نهج البلاغه به او حال می‌داد و روی بال و پر خود می‌نشاند و در عواملی که ما نمی توانستیم درست درک کنیم سیر می‌داد. او با نهج البلاغه می‌زیست با نهج البلاغه تنفس میکرد روحش با این کتاب همدم بود نبضش با این کتاب می‌زد و قلبش با این کتاب می‌تپید...
مرحوم سید مصلح الدین مهدوی در کتاب «دانشمندان و بزرگان اصفهان» می‌نویسد:

عالم فاضل زاهد عابد ادیب کامل و طبیب ماهر از نوادر زمان و مفاخر علمی و عملی اصفهان به شمار می‌رفت در زهد و تقوی وحید و یگانه بود. جهت ارشاد و هدایت مردم منبر می‌رفت و به مداوای روحی مردم می‌پرداخت. واعظی بود شیرین بیان، منابرش شامل مواعظ شافیه و نصایح کافیه از حدیث و تفسیر قرآن و تاریخ بود. در مدرسه صدر اصفهان ادبیات و تفسیر قرآن و نهج البلاغه درس می‌داد و عده ای از محضرش مستفید می‌شدند.
آیت الله امینی گوید: «گاهی هم در درس اخلاق آقای حاج میرزا علی آقای شیرازی شرکت می‌کردم. او از اولیاء الله بود.»

تولد او 1294 ق در نجف و وفات او 1375 و قبر او در قبرستان شیخان قم است. رحمة الله علیه. برای اطلاع بیشتر از شرح حال او به کتاب «گروهی از دانشمندان شیعه»، ص 431-420 رجوع شود.

5.  حجة الاسلام والمسلمین شیخ محمد علی حبیب آبادی

برخی از شاگردان و دوستان او نوشته اند: علاقه مفرطی به قرآن و تسلّط غیر قابل توصیف به تفسیر قرآن داشت؛ به طوری که خود ایشان در حدود هفتاد سالگی می‌گفت: «سی سال است در سفر و حضر هر روز یک جزء قرآن را خوانده ام» بدین جهت هنگام تدریس آیاتی که مورد بحث قرار می‌گرفت، به طوری ترجمه و تفسیر می‌کرد که محصّلان را از مراجعه به تفاسیر بی نیاز می‌نمود آن چه بیش از همه دل شاگردانش را اشراب می‌نمود معنویات آن استاد بود.
دیگری می‌نویسد: از افراد کمیاب جامعه انسانیت بود که در روح بزرگ آنان اثری از کینه، بخل، عیب جویی و بی انصافی یافت نمی شود و جز خیر و نیکی چیزی در آیینه روحشان منعکس نمی گردد. کوتاه سخن آن که معلم حبیب آبادی مصداق این حدیث کتاب کافی شریف بود: قال الحواریون لعیسی: یا روح الله من نجالس؟ قال: من یذکّرکم الله رؤیته، و یزید فی علمکم منطقه، و یرغّبکم فی الاخرة عمله.

خود او در یک جا می‌نویسد: بیست سال پیش از قریه حبیب آباد به اصفهان آمده و در مدرسه کاسه گران سکونت نموده، هر روز سوای ایام تعطیلی برای چند نفر معدودی درس در حدود جامع المقدمات و سیوطی می‌گویم.
آری این است معنای صداقت و تواضع و خود را و آثار وجودی خود را هیچ دیدن.

تألیفات فراوانی دارد که مهم ترین آنها کتاب ارجمند مکارم الاثار است که تاکنون هشت جلد آن (به همت مرحوم آیت الله سید محمدعلی روضاتی) چاپ شده و از مصادر مهم شرح حال نویسان است. تولد او 1308 و وفاتش 1396 و مدفن او قبرستان جدید دهکده حبیب آباد می‌باشد.
به کتاب «گروهی از دانشمندان شیعه، ص 437-432» رجوع شود.

آیت الله امینی ایشان را جزو اساتید منطق و ادبیات خود نام برده است.

6. شیخ محمد جواد اصولی

صاحب کتاب «اعلام اصفهان» می‌نویسد: عالم فاضل کامل در حدود سال 1316 ق در روستای «هرچکان» از توابع شهر کرد متولد شد، و پس از کمی تحصیل، راهی اصفهان شده نزد علمای عالی قدر حوزه علمیه همچون میر سید علی نجف آبادی، آقا سید محمد باقر درچه ای، آقا سید محمد رضا خراسانی و دیگران به کسب فیض پرداخت، آن گاه به نجف اشرف عزیمت کرد و در درس اساتید بزرگ آن حوزه شرکت کرد و به اصفهان بازگشت. در اصفهان برای طلاب علوم دینی درس می‌گفت. در سال 1400 ق وفات یافت و در تکیه کرمانی در تخت فولاد مدفون گردید.

آیت الله امینی گوید: بعضی از کتابهای شرح لمعه را از آقای شیخ محمد جواد اصولی آموختم.


7. حجة الاسلام والمسلمین شیخ هاشم جنتی
وی از روحانیان وارسته و بزرگی بود که از شنبه تا چهارشنبه در شهر اصفهان حضور داشت و به تدریس علوم حوزوی می‌پرداخت و روزهای پایانی هفته به روستای لادان که در سه کیلومتری غرب شهرستان اصفهان است می‌رفت. اهالی روستا او را بسیار دوست داشتند و مورد اعتمادشان بود و در صورت بروز اختلاف برای حلّ و فصل مسایل به او رجوع می‌کردند. وی تا پایان عمر رابطه اش را با حوزه علمیه اصفهان قطع نکرد و از محضر عالمان بزرگی مانند حاج آقا رحیم ارباب و حاج سید علی نجف آبادی بهره برد.

به کتاب «جامعه مدرسین حوزه علمیه قم از آغاز تا کنون» رجوع شود.

آیت الله امینی ایشان را جزو اساتید منطق و ادبیات خود نام برده است.

8. آیت الله شیخ محمد حسن عالم نجف آبادی

عالم فاضل زاهد متّقی در حدود سال 1287 ق در نجف آباد متولد شد در سنین نوجوانی در مدرسه ذوالفقار اصفهان سکونت گزیده و به تحصیل مشغول شد از درس میرزا بدیع درب امامی، آخوند ملا حسین کرمانی، آقا سید محمد باقر درچه ای، میرزا محمد صادق خاتون آبادی، آخوند کاشی، جهانگیر خان قشقایی و دیگران به کسب فیض پرداخت سپس به نجف اشرف عزیمت و از درس آخوند خراسانی و سید محمد کاظم طباطبائی یزدی بهره برد. وی در نجف از راه استنساخ کتب امرار معاش می‌کرد. پس از بازگشت به اصفهان تا آخر عمر در مدرسه جدّه بزرگ به تدریس مشغول شد. وی سالها به تدریس شرح لمعه، معالم، قوانین، رسایل و مکاسب مشغول بود. ایشان در مصـرف وجوهات شرعی احتیاط فراوان می‌نمود و از مصرف شخصی آن خودداری می‌کرد و در نهایت قناعت و زهد از راه درآمد زمینی که در نجف آباد داشت گذران زندگی می‌نمود. او و حاج آقا رحیم ارباب و میرزا علی آقا شیرازی سه عالم اخلاقی بودند که رفاقت و همدلی و روحیه معنوی آنان زبانزد اهل معرفت بود. در سال 1384 ق وفات یافت و در جوار برخی از اساتید خود در تکیه کازرونی واقع در تخت فولاد مدفون شد. آیت الله امینی نزد ایشان معالم و بیشتر کتابهای شرح لمعه را خوانده و گوید درس اخلاق او که عصرهای جمعه در مدرسه تشکیل می‌شد، الهام بخش و جذاب بود.

9. شیخ هبة الله هرندی
آقا سید محمد باقر کتابی در «رجال اصفهان» می‌نویسد: عالم فاضل بزرگوار که حقّ استادی بر ذمه فقیر دارد، و الحق استادی بزرگ و فرزانه بود. در یکی از حجرات تکیه کازرونی تخت فولاد مدفون است.

آیت الله امینی ایشان را جزو اساتید منطق و ادبیات خود نام برده است.

10. حاج آقا رحیم ارباب

در 1297 در یکی از توابع اصفهان به دنیا آمد. در ایام کودکی و ابتدای جوانی درسهای فارسی و مقدمات عربی از جامع المقدمات و سیوطی و کتب مقدماتی فقه و اصول و منطق و شرایع و شرح لمعه را خواند. شرح کبیر (ریاض المسائل) را نزد اساتید با دقت هر چه تمامتر فرا گرفت و به خدمت دو ستاره درخشان دانش و فضیلت دینی فقه و حکیم بزرگوار مرحوم جهانگیرخان قشقایی و حکیم و عارف معروف آخوند ملا محمد کاشانی رسید و بهره ها برد. وی جامع جمیع معارف اسلامی بود استعداد خوب، حافظه قوی، پشت کار منظم داشت. ایمان قوی و اتقان در دیانت، فضایل و ملکات اخلاقی مخصوصاً تواضع زائد بر حدّ او، مهر او نسبت به تمام افراد، ارشاد و دستگیری و توجه او به ضعفا او را مثل علیای فضیلت و معنویت تجلّی داده بود. معمولاً خانه او به روی همه کس باز و به همه احترام می‌گذاشت.
کتاب نهج البلاغه را با شرح تحقیقی آن در محضر جهانگیرخان فرا گرفت می‌فرمود: درس نهج البلاغه او فلسفه بود که در کمال اتقان بیان می‌شد و مسایل اخلاقی و حکمی نهج البلاغه با موضوعات فلسفی تجزیه و تحلیل می‌گردید.

مقام علمی و تخلق به اخلاق عالیه انسانی، وارستگی و پارسایی آخوند کاشی در بین خواص مردم اصفهان معروف و مشهور است و به تحقیق می‌توان گفت که جناب حاج آقا رحیم ارباب مطهر کاملی از آن بزرگوار بود. وجودش کانون گرم مهر و محبت و ایثار و گذشت بود رحمة الله علیه.
آیت الله امینی بیع مکاسب را نزد ایشان خوانده و می‌گوید: در نماز جمعه حاج آقا رحیم ارباب شرکت می‌کردم. او از علمای بزرگ و با تقوی بود.

نویسنده این مقال باز تکرار می‌کند که این ثمره مبارکه محصول آن شجره طیبه و اساتید مهذب و متدیّن و عالم پرور بوده است.

11. حیدر علی برومند

در کتابخانه حقیر کتابی به نام طریق الرشاد فی شرح تجرید الاعتقاد لخواجه نصیرالدین الطوسی و کشف المراد للعلامة الحلّی از تألیفات آقای برومند موجود است که حاکی از مقام علمی ایشان است. مختصر شرح حال که به قلم خود ایشان در این کتاب در سال 1351 چاپ شده به این گونه است: او در «گز» سه فرسخی اصفهان به دنیا آمده، در شش سالگی پس از آن که به خواندن و نوشتن فارسی اندک آشنایی پیدا نموده به اصفهان آمده است. کتابهای مقدمات عربی مانند شرح تصریف انموذج و صمدیه و سیوطی و شرح نظام را نزد آقا میرزا حسن قدسی خوانده و در همین زمان سیوطی را نزد مرحوم ملا محمد علی حبیب آبادی معروف به عالم (که او استاد آیت الله امینی هم بوده) خوانده است.

مغنی و مطول و شرح لمعه را نزد آقا شیخ علی مدرس یزدی که عالمی بود عابد و شب زنده دار که اکثر شب ها را به عبادت مشغول بود خوانده، سپس معالم و قوانین و تقریرات بحث الفاظ شیخ انصاری و برخی از کتابهای شیخ هادی طهرانی و مکاسب شیخ انصاری و کفایه آخوند خراسانی و تشریح الاصول نهاوندی نزد عالمانی برجسته خوانده است. وی  از درس خارج حاج سید علی نجف آبادی و شیخ محمد رضا نجفی و سید محمد صادق یزدآبادی اصفهانی و نیز درس فلسفه شیخ محمد حکیم خراسانی سالها بهره مند شده است.

آیت الله امینی بخشی از رسایل شیخ انصاری را نزد ایشان تلمذ کرده است.
این یادآوری لازم است که آیت الله امینی در شرح حال خود نام بیست و چند نفر از اساتید خود را در اصفهان و هشت نفر اساتید خود در قم را یاد کرده که در این مقال فقط ده نفر از اساتید اصفهان ایشان و نیز حاج آقا حسین فاطمی قمی ـ رحمة الله علیه ـ را یاد کردیم.

در تهیه این مقاله از این کتابها استفاده شد:

1.     جامعه مدرسین از آغاز تاکنون

2.     رجال اصفهان تألیف سید محمد باقر کتابی
3.     تذکرة القبور یا دانشمندان و بزرگان اصفهان تألیف سید مصلح الدین مهدوی

4.     اعلام اصفهان تألیف سید مصلح الدین مهدوی
5.     گزیده جامع الدرر مرحوم حاج آقا حسین قمی

6.     گروهی از دانشمندان شیعه از حاج شیخ رضا استادی
7.     طریق الرشاد تألیف جناب آقای برومند

8.     گلشن ابرار جلد ششم
9.     خبرگان ملت شرح حال خبرگان رهبری

10. سیری در نهج البلاغه آیت الله شهید مطهری