نشانه‌هایی از شیعیان راستین

نشانه‌هایی از شیعیان راستین

شیعه، به کسانی گفته می‌شود که به امامت و خلافت بلافصل علی ابن ابی طالب علیه‌السلام و امامت یازده نفر از اولاد او، ایمان داشته باشند، و نسبت به آنان اظهار مودّت و محبّت کنند. چنین افرادی، شیعه دوازده امامی شناخته می‌شوند، ولی باید بدانیم که صرف این ایمان مفهومی و اعتراف صوری، در تحقّق مصداق شیعه واقعی و تأمین سعادت اخروی و نجات از مهالک دنیوی و اخروی، کفایت نمی‌کند. اصولاً، ایمان، بدون عمل، یک مفهوم ذهنی بیش نیست.

در خود کلمه شیعه، یک نوع التزام عملی نهفته است. شیعه، در لغت، یعنی «پيرو.». شیعه را بدین جهت شیعه می‌نامیدند که در گفتار و کردار و اخلاق، از پیامبر اکرم و حضرت علی و ائمه اطهار علیهم‌السلام پیروی می‌کردند. عمل، لازمه ایمان واقعی است. اگر عمل نباشد، معلوم می‌شود ایمان او نیز مفهومی و صوری است. مودّت و محبّت واقعی نیز جلب رضایت و تأمین خواسته‌های محبوب را به همراه دارد. مگر امکان دارد کسی محبّ واقعی اهل بیت باشد، ولی در عمل، بر خلاف دستورهای آنان رفتار کند؟

برای شناخت بهتر شیعیان واقعی، بهتر است به سخنان خود امامان معصوم علیهم‌السلام مراجعه کنیم. در این رابطه، احادیث فراوانی داریم که به نمونه‌ای از آن‌ها اشاره می‌کنیم:

جابر، از امام محمّد باقر علیه‌السلام نقل کرده که فرمود:

ای جابر! آیا در تشیّع همین مقدار کافی است که کسی بگوید: «اهل بيت را دوست دارم.»؟ به خدا سوگند! شیعه ما نیست مگر کسی که با تقوا باشد و از خدا اطاعت کند.

ای جابر! شیعیان ما جز با این صفات شناخته نمی‌شدند: تواضع؛ خشوع در عبادت؛ امانتداری؛ کثرت ذکر و یاد خدا؛ روزه داری؛ نماز؛ احسان به پدر و مادر؛ رعایت حال همسایگان فقیر و مسکین و قرضداران و یتیمان؛ راستگویی، مگر این که خیر در خلاف آن باشد؛ شیعیان ما، امین طائفه بودند.

جابر عرض کرد: «يا ابن رسول الله! ما، در اين زمان، چنين افرادى را مشاهده نمى‏كنيم؟».

فرمود: ای جابر! به این طرف و آن طرف نرو. آیا این مقدار کافی است که کسی بگوید: «من، على را دوست دارم و ولايت او را مى‏پذيرم»، ولی عمل علی را نداشته باشد؟.

اگر بگوید: «رسول خدا را دوست دارم»، با این که رسول خدا، افضل از علی است، ولی از سیره و رفتار پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله پیروی نکند و به سنّت آن حضرت عمل نکند، محبّت رسول خدا برایش سودی ندارد.

پس، از خدا بترسید و عمل صالح انجام دهید. بین خدا و هیچ کس خویشاوندی نیست. محبوب‌ترین و گرامی‌ترین بندگان نزد خدا، با تقواترین و مطیع‌ترین آنان است.

ای جابر! به خدا سوگند! جز به وسیله تقوا، هیچ کس به خدا نزدیک نمی‌شود. برائت از آتش دوزخ، در اختیار ما نیست. هیچ کس بر خدا حجّتی ندارد. هر کس مطیع خدا باشد، ولیّ و دوست ما است، و هر کس از فرمان خدا عصیان بورزد، دشمن ما است. کسی بـه ولایت مـا نمی‌رسد، جـز از طریـق عمـل صالـح و پرهیـز
از گناه.[237]

امام جعفر صادق علیه‌السلام به فضیل فرمود:

به شیعیان ما سلام برسان و بگو: «ما، هيچ كارى براى شما نمى‏توانيم در برابر خدا انجـام دهيم، جز اين كه از گناهـان اجتناب كنيد.». پس، زبان و دست خودتـان را از ارتکاب گناه حفظ کنید. اهل صبر و نماز باشید. همانا که خدا با صابران است.[238]

امام صادق علیه‌السلام به ابن جندب فرمود:

به شیعیان من بگو: «اين طرف و آن طرف نرويد. به خدا سوگند! به ولايت ما نمى‏رسد جز به وسيله اجتناب از گناهان و كوشش در عبادت و كمك به برادران دينى. كسى كه به مردم ظلم كند، از شيعيان ما نيست.».[239]

امام صادق علیه‌السلام فرمود:

ای شیعیان! اسباب آبروی ما باشید. آبروی ما را نزد دیگران نریزید. با مردم خوش اخلاق باشید. زبان خودتان را حفظ کنید. از سخنان بیهوده و زشت خودداری کنید.[240]

امام صادق علیه‌السلام به ابواسامه فرمود:

بر تو باد که تقوا و پرهیز از گناه و کوشش در عبادت و صدق در سخن و ادای امانت و حسن خلق و احسان و به همسایه را رعایت کنی. شما به وسیله غیرزبانتان مردم را به سوی خودتان دعوت کنید. زینت ما باشید و آبروی ما را نریزید. رکوع و  سجود طولانی انجام دهید؛ زیرا، وقتی یکی از شما رکوع و سجده‌اش را طولانی کرد، شیطان فریاد می‌زند: «واى بر من! اين بنده از خدا اطاعت كرد و من عصيان ورزيدم؛ سجده كرد و من سجده نكردم.».[241]

امام صادق علیه‌السلام فرمود:

مواظب باشید عملی را انجام ندهید که به وسیله آن ما را سرزنش کنند؛ زیرا، فرزند بد، با عمل بدش، آبروی پدر را می‌ریزد. برای کسی که به او منسوب هستید، زینب باشید، نه وسیله آبرو ریزی.[242]

امام حسن عسکری علیه‌السلام به شیعیان فرمود:

شما را توصیه می‌کنم به رعایت تقوا، ورع در دین، اجتهاد برای خدا، راستگویی، ادای امانت به همه کس، خوب باشد یابد، طول دادن سجده، احسان به همسایه.

پیامبر اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله برای همین‌ها مبعوث شده است. شما در مساجد مسلمانان نماز بخوانید، جنازه‌های آنان را تشییع کنید، از بیمارانشان عیادت کنید، حقوقشان را ادا نمایید؛ زیرا، هنگامی که یکی از شما ورع و تقوا داشته و راستگو باشد، امانت را ادا کند، با مردم با اخلاق نیک رفتار کند، درباره‌اش گفته می‌شود: «او، از شيعيان است»، و در این هنگام ما خوشنود می‌شویم.

تقوا را پیشه خود سازید و اسباب آبروی ما باشید، و بدین وسیله، اسباب مودّت ما را فراهم سازید و بد نامی را از ما دفع کنید. همانا، آنچه درباره خوبی گفته شود، ما شایستگی آن را داریم، و آن چه در بدی ما گفته شود، منزّه از آن هستیم. برای ما، در کتاب خدا و قرابت با رسول الله و تطهیر از جانب خدا، حقی است، و کسی نمی‌تواند چنین مقامی را ادعا کند جز دروغگو.

بسیار به یاد خدا باشید. مرگ را فراموش نکنید. بسیار قرآن بخوانید. بر پیامبر صلوات بفرستید؛ زیرا، صلوات بر رسول خدا، ثوابش ده برابر است.

به این توصیه‌ها عمل کنید. با شما وداع می‌کنم و بر شما درود می‌فرستم.[243]

امام صادق علیه‌السلام ضمن نامه‌اش به شیعیان نوشت:

وقت نماز را رعایت کنید، بویژه نماز وسطی را. برای خدا نماز بخوانید و قنوت به جای آورید، چنان که خدای متعال در کتابش به مؤمنان امر کرده است. مساکین مسلمان را دوست بدارید؛ زیرا، هر کس آنان را کوچک شمارد و بر آنان تکبر کند، از دین خدا لغزیده است، و خدا بر او خشم و غضب کند. پدرم پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: خدا به من فرمان داده مساکین مسلمان را دوست بدارم.

آگاه باشید! هر کس مسلمانی را کوچک شمارد، خدا اورا به بدخواهی و حقارت دچار کند تا این که مردم بیش‌تر او را دشمن دارند.[244]

امام صادق علیه‌السلام فرمود:

ای شیعه آل محمّد! هر کس هنگام خشم، خود را نگه ندارد و با همنشینان و رفیقان خود خوشرفتاری و رفاقت نکند و با سازشکاران، سازش، و با مخالفان، مخالفت نکند، از شیعیان ما نیست. ای شیعه آل محمّد! تا می‌توانید تقوا را رعایت کنید. ولا حول و لا قوة إلا بالله![245]

از احادیث مذکور و ده‌ها مانند این‌ها، چند مطلب مهم استفاده می‌شود:

1ـ صِرْف اظهار تشیع و ولایت اهل بیت برای اثبات شیعه بودن کفایت نمی‌کند، بلکه مهم‌ترین علامت تشیّع، عمل به وظایف دینی و ترک گناهان است.

2ـ اظهار مودّت و دوستی اهل بیت اگر با عمل به وظایف و اجتناب از گناهان همراه نباشد، موجب سعادت اخروی و نجات از مهالک نخواهدشد.

3ـ ولایت اهل بیت جز از طریق انجام دادن وظایف دینی و اجتناب از معاصی حاصل نمی‌شود.

4ـ هر کس از اوامر الهی اطاعت کند، ولیّ و دوست ائمه است، و هر کس عصیان بورزد، دشمن اهل بیت است، گرچه با زبان اظهار ولایت کند.

5ـ برائت از دوزخ و کلید بهشت، در اختیار هیچ یک از ائمه نیست، که بر طبق دلخواه، افراد را به بهشت ببرند یا به دوزخ بفرستند، بلکه بهشت و دوزخ در گرو اعمال انسان‌ها است.

6ـ ائمه از پیروان خود خواسته‌اند که با عمل و رفتار و اخلاق نیک، مردم را نسبت به اهل بیت و تشیع خوش‌بین سازند، و با ارتکاب گناه، اسباب آبروریزی آنان را فراهم نسازند.

7ـ خود پیامبر اکرم و امامان علیهم‌السلام اهل عمل بودند. در انجام دادن واجبات و ترک گناهان، بلکه در انجام دادن مستحبات و ترک مکروهات جدّی بودند. در رعایت اخلاق نیک و کارهای پسندیده، سرامد مردم عصر خویش، و از اخلاق زشت منزّه بودند.

مسلمانان و شیعیان وظیفه دارند آن ذوات مقدّس را الگوی خود قرار دهند و از آنان پیروی کنند. تأمین سعادت دنیوی و اخروی، جز از این طریق امکان‌پذیر نیست.


 

[237]ـ کافی، ج 2، ص 740 ـ جابر، عن أبی جعفر علیه‌السلام قال لی: «يا جابر! أيكتفى مَن ينحل با لتشيع أنْ يقول بحبنّا أهل البيت؟ فوالله ما شيعتنا إلاّ مَنِ‏اتّقى الله و أطاعه، و ما كانوا يعرفون ـ يا جابر! ـ إلاّ بالتواضع و التخشع و الأمانة و كثرة   ذكرالله والصوم والصلاة و البر بالوالدين و التعاهد للجيران من الفقراء و أهل المسكنة و الغارمين و الايتام، و صدق الحديث ألاّ من خير. و كانوا أمناء عشائرهم فى الأشياء.».

قال جابر: فقلت: «يا ابن رسول الله! ما نعرف اليوم أحداً بهذه الصفة؟». فقال: «یا جابر! لا تذهبک المذاهب. حُبُّ الرجل أنْ یقولَ: أحبُّ علیاً و أتولاّه ثم لایکون مع ذالک فعالاً؟ فلو قال: إنیّ أُحبّ رسول الله، فرسول الله صلی‌الله‌علیه‌وآله خیر من علی علیه‌السلامثم لا یتبع سیرته ولا یعمل بسنّته، ما نفعه حبّه إیاه شیئاً. فاتقواالله واعملوا لما عندالله! لیس بین الله و بین أحد قرابة. أحبّ العباد إلی الله عزّوجّل و أکرمهم علیه أتقاهم و أعملهم بطاعته.

یا جابر! والله! مایتقرب الی الله تبارک و تعالی الاّ بالطاعة. و ما معنا براءة عن النار ولا علی الله لا حد من حجة مَن کان لله مطیعاً فهو لنا ولی، و مَن کان لله عاصیاً فهو لنا عدو و ما تنال ولایتنا الا بالعمل والورع.

[238]ـ مشکاة الأنوار، ص 44 ـ عن فضیل، قال: قال أبوعبدالله علیه‌السلام :بلغ من لقیتَ من موالینا عنّا السلامَ و قل لهم: «إنّى لا أغنى عنكم من الله شيئاً إلاّ بورع، فاحفظوا ألسنتكم و كفوا أيديكم، و عليكم بالصبر و الصلاة؛ انّ الله مع الصابرين.».

[239]ـ تحف العقول، ص 314 ـ قال أبوعبدالله علیه‌السلام : یاابن جندب! بلّغ معاشرَ شیعتنا و قل لهم: «لاتذهَبْنَ بكم المذاهب! فوالله! لاتنال و لا يتنا إلاّبالورعِ و الاجتهاد في الدنيا و مواساة الإخوان فى الله. و ليس من شيعتنا مَن يظلم الناس.».

[240]ـ عن الصادق علیه‌السلام قال: «معاشر الشيعة! إنّكم نسبتم إلينا كونوا لنا زيناً ولا تكونوا علينا شيناً.».  : مشکاة الأنوار، ص 67

[241]ـ کافی، ج 2، ص 77 ـ أبواُسامه، قال: سمعت أبا عبدالله علیه‌السلام یقول: «عليك بتقوى الله والورع و الاجتهاد وصدق الحديث و أداء الأمانة و حُسن الخلق و حُسن الجوار، و كونوا دعاة إلى أنفسكم بغير ألسنتكم، و كونوا زيناً ولا تكونوا شيناً، و عليكم بطول الركوع و السجود؛ فإنَّ أحدكم إذا أطال الركوع والسجود هتف إبليس من خلفه، و قال: "يا ويله! أطاع و عصيتُ و سجد و أبيت"».

[242]ـ کافی، ج2، ص 219 ـ هشام الکندی، قال: سمعت أباعبدالله علیه‌السلام یقول: «إياكم أنْ تعملوا عملاً يعيّرونابه؛ فإنّ ولد السوء يعير والده بعمله. كونوا لمَنِ انقطعم إليه زيناً ولاتكونوا عليه شيناً.».

[243]ـ تحف العقول، ص 487 ـ الإمام العسکری علیه‌السلام قال لشیعته: «اوصيكم بتقوى الله والورع في دينكم و الاجتهاد للّه‏ و صدق الحديث و أداء الأمانة إلى مَنِ ائتمنكم من برّ أوْ فاجر ٍ و طولِ السجود و حسن الجوار. فبهذا جاء محمّد صلى‏الله‏عليه‏و‏آله، صلّوا فى عشائر هم و اشهدوا جنائز هم و عودا مرضا هم و ادّوا حقوقهم؛ فإنَّ الرجل منكم إذا ورع في دينه و صدق في حديثه و أدّى الأمانة و حسن خلقه مع الناس قيل: "هذا شيعي" فيسرني ذالك. اتقوالله و كونوا زيناً ولاتكونوا شيناً! جرّوا إلينا كلَّ مودة و ادفعوا عنّا كل قبيح؛ فإنّه ما قيل فينا من حسن فنحن أهله، و ما قيل فينا من سوءٍ فما نحن كذالك. لنا حقّ في كتاب الله و قرابة من رسول الله و تطهير من الله لايدعيه أحد غيرنا إلاّ كذاب. اكثروا ذكر الله و ذكر الموت و تلاوة القرآن و الصلاة على النبى صلى‏الله‏عليه‏و‏آله؛ فانّ الصلاة على رسول الله عشر حسنات. احفظوا ما وصيتكم به واستودعكم الله و أقرأ عليكم السلام.».

[244]ـ تحف العقول؛ ص 313 ـ کتب ابوعبدالله علیه‌السلام فی رسالته إلی جماعة شیعته: «و عليكم بالمحافظة على الصلوات و الصلاة الوسطى و قوموا للّه‏ قانتين كما أمر الله به المؤمنين في كتابه من قبلكم. و عليكم بحبّ المساكين المسلمين، فإنّ مَنْ حقرهم و تكبر عليهم فقد زلّ عن دين الله و الله له حاقرماقت. و قد قال أبونا رسول الله صلى‏الله‏عليه‏و‏آله : "أمرني ربّي بحبّ المساكين المسلمين منهم. واعلموا أنّ مَنْ حقر أحداً من المسلمين ألقى الله عليه المقت منه والمحقره حتّى يمقته الناس أشد مقتاً".».

[245]ـ تحف العقول، ص 401 ـ قال ابوعبدالله علیه‌السلام : «يا شيعة آل محمّد! إنّه ليس منّا مَنْ لم يملك نفسه عند الغضب و لم يحسن صحبة مَنْ صَحِبَهُ و مرافقه مَنْ رافَقَه و مصالحة مَنْ صالَحَهُ و مخالفةَ مَنْ خالَفَهُ. يا شيعة آل محمّد! اتقوا الله ما استطعتم. ولا حول ولا قوة الله بالله.».