وظیفه خود جوانان در ازدواج

وظیفه خود جوانان در ازدواج[1]

 

گاهی پدران و مادران و دیگر مسئولان در امر ازدواج جوانان کوتاهی می‌کنند و آن را با بهانه‌های بی‌جا به تأخیر می‌اندازند، در این گونه مواقع، خودِ جوانان باید پیش‌قدم شوند و به پدر و مادرشان تذکر دهند و آنان را به این کار خداپسندانه تشویق کنند. جوان باید به سعادت دنیوی و اخروی خود بیندیشد و بداند که ازدواج او را به سوی پاکیزگی و موفقیت پیش می‌برد. پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله فرمود:

هر کس دوست دارد پاک و پاکیزه خدا را دیدار کند، با همراه داشتنِ همسری به دیدارش رود.[2]

همان بزرگوار صلی الله علیه و آله در حدیث دیگری فرمود:

هر جوانی که در دوره جوانی خود ازدواج کند، شیطانش فریاد برآورد که: وای بر او، دین خود را از گزند من حفظ کرد.[3]

برای جوان چه چیزی بهتر از آن که پاک و پاکیزه، خدا را دیدار کند، شیطان را از خود، دور نماید و دو رکعت نماز او برتر از هفتاد رکعت نمازِ فرد مجرد باشد. امام صادق علیه السلام فرمود:

دو رکعت نمازی که ازدواج کرده می‌خواند، برتر از هفتاد رکعت نمازی است که فرد عزب بخواند.[4]

در این احادیث و ده‌ها حدیث دیگر به جوانان توصیه می‌شود که اگر به سلامت جسم و جان و دین و اخلاق خود می‌اندیشند باید در سنین مناسب که احساس نیاز به ازدواج کردند، خود وارد عمل شوند و مقدمات ازدواج را فراهم سازند. اگر دیدند پدر و مادرشان به این موضوع، توجهی ندارند خجالت را کنار بگذارند و در فرصت مناسب، به طور کنایه یا صریح به آن‌ها بگویند. اگر وعده اقدام و عمل دادند چه بهتر، ولی اگر نتیجه نگرفتند خواسته خود را تکرار کنند و با اصرار توأم با احترام، نظر آن‌ها را جلب نمایند.

ممکن است عذر بیاورند که تو هنوز شغل و درآمدی نداری، خانه نداری، یا می‌خواهی درس بخوانی، یا این‌که برای مراسم ازدواج و تهیه مقدمات آن، پول نداریم، صبر کن تا امکانات فراهم شود، چون آبرو داریم و باید شئون ما حفظ شود و امثال این بهانه‌ها. ولی ما همیشه گفته‌ایم که برای حل این مشکل و رفع این بهانه‌ها می‌توان بین ازدواج شرعی و قانونی و عروسی و تشکیل زندگی مستقل خانوادگی فاصله انداخت. در این فاصله که می‌تواند یک یا دو سال یا بیشتر و کمتر باشد زن و شوهر می‌توانند با هم ارتباط مشروع داشته باشند و این وضع ادامه داشته باشد تا زمانی که اسباب و مقدمات عروسی و تشکیل زندگی مستقل برای‌شان فراهم شود.

پیشنهاد فوق، کاملًا ممکن است و در صورتی که پدران و مادران و جوانان خواستار آن باشند، به صورت یک فرهنگ اجتماعی درمی‌آید.

معمولًا خانواده عروس و داماد به سبب چشم و هم‌چشمی با چنین ازدواجی موافق نیستند، ولی جوانان می‌توانند آن را به والدین خود پیشنهاد کنند و در این مورد، اصرار نمایند.[5]

 

[1] تاريخ ايراد خطبه: 10/ 7/ 77
[2]. بحار الأنوار، ج 103، ص 220:« مَن أحبَّ أنْ يَلْقَى اللَّهَ طاهراً مطهّراً فَلْيَلْفَهُ بِزَوجةٍ»
[3]. همان، ج 100، ص 221:« ما مِن شابٍّ تَزَوَّجَ فى حَداثةِ سِنِّهِ عَجَّ شيطانُهُ يا ويلَهُ عَصَمَ مِنّى دينَهُ»
[4]. بحار الأنوار، ج 103، ص 219:« رَكعتانِ يُصَلّيِهما مُتزوِّج أفضَلُ مِن سَبعين رَكعةً يُصَلِّيها غيرُ مُتَزَوِّجٍ»
[5]. امينى، ابراهيم، ازدواج، موانع و راه حل‏ها، 1جلد، بوستان كتاب (انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم) - قم، چاپ: دوم، 1390