آيه تطهير

آيه تطهير

«إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ البَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً»؛[1]

خدا اراده كرده كه ناپاكى‌ و آلودگى‌ را از اهل بيت برطرف كند و شما را پاك و طاهر گرداند.

درباره اين آيه بحث‏ها و مناقشه‏هاى‌ زيادى‌ به عمل آمده است. علماى‌ اماميه و بعضى‌ از عامه، آيه را دليل عصمت اهل بيت مى‌‏دانند ليكن اكثر اهل تسنن خدشه نموده‏اند. بدين جهت لازم است دقت و كنج كاوى‌ بيشترى‌ به عمل آيد تا حقيقت روشن گردد، براى‌ تحقيق موضوع لازم است چند مطلب به اختصار بررسى‌ شود:

شأن نزول‏

در اين جهت نبايد ترديد كرد كه آيه تطهير درباره پيغمبر و على‌ و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام نازل شده است، زيرا احاديث زيادى‌ بر اين مطلب دلالت دارد كه از طريق خاصه و عامه روايت شده و در منابع فريقين موجود است. از باب نمونه به بعضى‌ از آنها اشاره مى‌‏شود:

عايشه مى‌‏گويد: بامدادى‌ رسول خدا صلى‌ الله عليه و آله در حالى‌ كه جامه پشمى‌ سياهى‌ بر دوش داشت ازمنزل خارج شد، پس حسن و حسين و فاطمه و على‌ عليهم السلام بر آن حضرت وارد شدند، جامه را بر سرشان افكند و فرمود: «إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ البَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً».[2]

امّ سلمه مى‌‏گويد: آيه تطهير در خانه من نازل شد. روزى‌ حضرت فاطمه عليها السلام ظرفى‌ پر از «تريد» خدمت رسول خدا صلى‌ الله عليه و آله آورد. فرمود: شوهرت على‌ و فرزندانت حسن وحسين عليهما السلام را نيز دعوت كن. وقتى‌ حاضر شدند و با هم مشغول خوردن غذا بودند آيه تطهير نازل شد. پس رسول خدا صلى‌ الله عليه و آله جامه خيبرى‌ را كه بر دوش داشت بر سرشان افكند و سه مرتبه فرمود: خدايا! اينان اهل بيت و خواص من هستند، رجس و آلودگى‌ را از آنان برطرف كن و پاك و پاكيزه‏شان گردان.[3]

عمر بن ابى‌ سلمه مى‌‏گويد: آيه‏ «إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ البَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً» در خانه ام سلمه نازل شد، پس رسول خدا صلى‌ الله عليه و آله على‌ و فاطمه و حسن وحسين عليهم السلام را نزد خويش خواند و جامه‏اى‌ را كه بر دوش داشت بر سرشان افكند و فرمود: پروردگارا اينان اهل بيت من هستند، آلودگى‌ را از ايشان برطرف كن و پاكيزه‏شان گردان. ام سلمه عرض كرد: يا رسول اللَّه من هم با ايشان هستم؟ فرمود: بر جاى‌ خود باش، تو نيز خوب هستى‌.[4]

زينب مى‌‏گويد: وقتى‌ رسول خدا صلى‌ الله عليه و آله ديد رحمت خدا از آسمان نازل مى‌‏شود فرمود: كيست كه على‌ و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام را دعوت كند؟ عرض كردم: من.

وقتى‌ خدمت آن جناب مشرف شدند جامه‏اش را بر آنان افكند و خودش نيز داخل‏ شد، پس جبرئيل نازل شد و آيه تطهير را آورد.[5]

شداد بن عمار مى‌‏گويد: روزى‌ نزد واثلة بن اسقع بودم، چند نفر را ديدم كه به حضرت على‌ عليه السلام بد مى‌‏گفتند: وقتى‌ رفتند واثله به من گفت: مى‌‏خواهى‌ داستانى‌ را كه خودم شاهد آن بودم برايت تعريف كنم؟ گفتم: آرى‌، گفت: روزى‌ به منزل فاطمه عليها السلام رفتم، سراغ على‌ عليه السلام را گرفتم، فرمود: به اتفاق حسن و حسين خدمت رسول خدا صلى‌ الله عليه و آله مشرف شده است. من همان جا به انتظار حضرت على‌ نشستم. تا اين كه رسول خدا صلى‌ الله عليه و آله دست حسن و حسين را گرفت و به اتفاق على‌ به منزل فاطمه وارد شد. پس على‌ و فاطمه را نزديك خود قرار داد و حسن و حسين را بر زانوى‌ خويش نشانيد، آن گاه جامه‏اش را بر آنان پيچيد و آيه‏ «إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ البَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً» را تلاوت كرد، پس فرمود: خدايا اينان اهل بيت من هستند و اهل بيت من سزاوارترند.[6]

ابو سعيد خدرى‌ مى‌‏گويد آيه تطهير درباره پنج نفر نازل شد: رسول خدا صلى‌ الله عليه و آله، على‌، فاطمه، حسن و حسين.[7]

امام حسن عليه السلام در خطبه‏اش فرمود: ما آن اهل بيتى‌ هستيم كه خدا درباره آنان فرمود: «إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ البَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً».[8]

شداد بن عبداللَّه مى‌‏گويد: نزد واثلة بن اسقع بودم كه سر امام حسين عليه السلام را آوردند، يكى‌ از شاميان اظهار شادمانى‌ كرد، واثلة غضبناك شد و گفت: به خدا سوگند از وقتى‌ كه داستان نزول آيه تطهير را در منزل ام سلمه مشاهده نمودم همواره على‌ و حسن و حسين عليهم السلام را دوست دارم. روزى‌ در منزل ام سلمه خدمت رسول خدا صلى‌ الله عليه و آله شرفياب‏ شدم. حسن وارد شد، پيغمبر او را بر زانوى‌ راست خود نشانيد و صورتش را بوسيد.

بعداً حسين وارد شد، او را بر زانوى‌ چپ خود نشانيد و صورتش را بوسيد. پس فاطمه عليها السلام وارد شد، او را در پيش روى‌ خود نشانيد. على‌ عليه السلام را نيز به نزد خويش خواند، آن گاه جامه خيبرى‌ را بر سرشان انداخت- گويا هنوز آن منظره را تماشا مى‌‏كنم- سپس فرمود: «إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ البَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً».

شداد مى‌‏گويد به واثلة گفتم معناى‌ رجس چيست؟ گفت: يعنى‌ شك در خدا.[9]

عامر بن واثلة مى‌‏گويد: من در روز شورا در آن مجلس حاضر بودم، از حضرت على‌ عليه السلام شنيدم كه مى‌‏فرمود: ابوبكر بعد از خودش عمر را به خلافت منصوب كرد با اين كه من به خلافت سزاوارتر بودم. بعداً عمر خلافت را در ميان شش نفر قرار داد كه از بين خودشان يكى‌ را تعيين كنند و مرا در رديف پنج نفر قرار داد و مزيتى‌ برايم قائل نشد با اين كه مى‌‏توانم با آنان احتجاج كنم. در ضمن فرمود: شما را به خدا سوگند آيا در ميان شما كسى‌ هست كه آيه تطهير درباره‏اش نازل شده باشد؟ وقتى‌ آيه‏ «إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ البَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً» نازل شد، رسول خدا جامه خيبرى‌ خودش را بر من و فاطمه و حسن و حسين انداخت و فرمود: پروردگارا اينان اهل بيت من هستند، رجس و پليدى‌ را از ايشان دور كن و پاكيزه‏شان گردان. همه حاضرين در پاسخ آن حضرت گفتند: نه.[10]

پسر عموى‌ عوام بن حوشب مى‌‏گويد: به اتفاق پدرم نزد عايشه رفتم، درباره حضرت على‌ عليه السلام از او سؤال كردم. گفت: از مردى‌ سؤال مى‌‏كنى‌ كه محبوب‏ترين مردم بود نزد رسول خدا و داماد او بود. ديدم كه رسول خدا على‌ و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام را نزد خويش خواند، پس جامه‏اش را بر آنان افكند و فرمود: خدايا اينان اهل بيت من هستند رجس را از ايشان زايل كن و طاهرشان گردان. پس من نزد آنان رفتم و عرض كردم: يا رسول اللَّه من از اهل بيت تو هستم؟ فرمود: برو آن طرف، تو هم خوب هستى‌.[11]

ام سلمه مى‌‏گويد: رسول خدا صلى‌ الله عليه و آله به فاطمه فرمود: شوهر و دو فرزندت را حاضر كن. وقتى‌ حاضر شدند جامه فدكى‌ را بر آنان افكند، سپس دست مباركش را بر آنان نهاد و فرمود: خدايا اينان آل محمد هستند، صلوات و بركات خود را برايشان نازل كن. پس من جامه را گرفتم كه به زيرش داخل شوم. رسول خدا جامه را از دست من كشيد و فرمود تو هم خوب هستى‌.[12]

طبق احاديث مذكور، شأن نزول آيه تطهير از اين قرار بوده كه روزى‌ رسول خدا صلى‌ الله عليه و آله على‌ و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام را دور خويش گرد آورد و روى‌ يك فرش نشستند. پس جامه يا گليم سياه خيبرى‌ خودش را به دورشان پيچيد يا بر سرشان افكند. آن گاه آيه تطهير را كه از جانب خدا نازل شده بود تلاوت فرمود و بر آنان دعا كرد. حديث كسا با سندهاى‌ متعدد و عبارت‏هاى‌ مختلف نقل شده و در كتاب‏هاى‌ سنى‌ و شيعه ثبت است.

ناظران قضيه‏

جمعى‌ از خويشان و خادمان و اصحاب خاص رسول خدا صلى‌ الله عليه و آله ناظر قضيه كسا بوده و آن را روايت كرده‏اند:

1- ام‏سلمه كه يكى‌ از زنان موثق و بزرگوار رسول خدا بوده و گويا اصل قضيه در منزل او واقع شده داستان مزبور را در موارد متعدد وبراى‌ اشخاص مختلف شرح داده است.

2- على‌ بن ابى‌ طالب عليه السلام كه خود يكى‌ از همان افراد بوده داستان مزبور را براى‌ اشخاص متعدد نقل كرده و در موارد مختلف بدان احتجاج نموده است.

3- امام حسن عليه السلام.

4- عايشه همسر رسول خدا صلى‌ الله عليه و آله كه در حديثى‌ مى‌‏گفت: من خود شاهد قضيه بودم.

5- عمر پسر ام سلمه.

6- زينب دختر ام سلمه كه تربيت شده رسول خدا بود و مى‌‏گويد: من به دستور رسول خدا صلى‌ الله عليه و آله حضرت على‌ و امام حسن و امام حسين و حضرت فاطمه را دعوت نمودم. اين دو نفر از فرزندان ام سلمه و در خانه او بوده‏اند و مى‌‏توانند ناظر قضيه باشند.

7- ثوبان غلام آزاد شده رسول خدا كه درباره‏اش نوشته‏اند در سفر و حضر ملازم رسول خدا صلى‌ الله عليه و آله بوده است.

8- واثلة بن اسقع كه از خدمتكاران رسول خدا بوده و گفته: من در دو مورد شاهد قضيه بودم: يكى‌ درمنزل ام سلمه، ديگرى‌ در منزل فاطمه.

9- رسول خدا نيز ناظر اصل قضيه بوده شأن نزول آيه را براى‌ بعض اصحاب تشريح نموده است.

گروهى‌ ديگر از راويان حديث مانند: ابوالحمراء، انس بن مالك، ابو سعيد خدرى‌ و ابن عباس گرچه معلوم نيست ناظر اصل قضيه بوده باشند بعداً داستان را از رسول خدا صلى‌ الله عليه و آله شنيدند. به علاوه، ناظر اين قضيه بودند كه رسول خدا تا مدتى‌ وقتى‌ بر خانه حضرت زهرا عبور مى‌‏كرد آيه تطهير را تلاوت مى‌‏فرمود. جمعى‌ از اينان مانند رسول خدا و على‌ و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام معصومند و نقل يكى‌ از آنان براى‌ اثبات مطلب كفايت مى‌‏كند.

از احاديث باب استفاده مى‌‏شود كه داستان مزبور، در موارد مختلف بلكه در جاهاى‌ متعدد تكرار شده است: يكى‌ در منزل ام سلمه بوده كه خودش و ديگران شاهد قضيه بوده‏اند. ديگرى‌ در منزل حضرت فاطمه عليها السلام چنان كه واثلة بن اسقع نقل كرده است. از تعبيرات مختلف روايات نيز تكرار استفاده مى‌‏شود؛ مثلًا در يك جا فاطمه حضرت على‌ و حسن و حسين را خبر مى‌‏كند. در جاى‌ ديگر زينب دختر ام‏سلمه مى‌‏گويد: به دستور رسول خدا رفتم آنان را دعوت نمودم. در يك جا ام‏سلمه اجازه مى‌‏خواهد به زير كسا داخل شود. در جاى‌ ديگر عايشه عرض مى‌‏كند من هم از اهل بيت هستم يا نه؟.

بر طبق تعبيرات مختلف احاديث مى‌‏توان گفت كه اصل قضيه در منزل ام سلمه اتفاق افتاده و در همان جا آيه تطهير نازل شده ليكن بعداً رسول خدا در موارد مختلف داستان مزبور را تكرار كرد تا قضيه روشن شود و مصاديق اهل بيت تعيين گردد تا بعداً كسى‌ نگويد زنان رسول خدا مصاديق اهل بيت هستند يا بگويد داستان مزبور يك امر عادى‌ بوده است.[13]

تأكيد مطلب‏

داستان كسا در داخل خانه واقع شد و ناظران قضيه هم عده معدودى‌ بودند ليكن رسول خدا صلى‌ الله عليه و آله براى‌ اين كه اهميت موضوع را بفهماند و براى‌ اين كه آن را در بين اصحاب اشاعه دهد ابتكار جالبى‌ به خرج داد: تا مدتى‌ هنگام بامداد كه براى‌ نماز صبح به مسجد مى‌‏رفت وقتى‌ به خانه حضرت زهرا عليها السلام مى‌‏رسيد اهل خانه را به عنوان اهل‏ البيت خطاب كرده مى‌‏فرمود: براى‌ خواندن نماز برخيزيد: «إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ البَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً».

انس بن مالك مى‌‏گويد: رسول خدا صلى‌ الله عليه و آله مدت شش ماه هنگام نماز كه به خانه زهرا عليها السلام مى‌‏رسيد مى‌‏فرمود: اى‌ اهل بيت براى‌ نماز برخيزيد: «إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ البَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً».[14]

ابو الحمراء مى‌‏گويد: رسول خدا صلى‌ الله عليه و آله را ديدم تا مدت شش ماه به در خانه زهرا عليها السلام مى‌‏رفت و مى‌‏فرمود: «إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ البَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً».[15]

ابو برزه مى‌‏گويد: مدت هفده ماه با رسول خدا صلى‌ الله عليه و آله نماز مى‌‏خواندم، وقتى‌ از منزل خارج مى‌‏شد به در خانه فاطمه عليها السلام مى‌‏رفت و مى‌‏فرمود: درود بر شما «إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ البَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً».[16]

حضرت على‌ عليه السلام روايت كرده كه رسول خدا صلى‌ الله عليه و آله هر روز صبح تشريف مى‌‏آورد در منزل ما و مى‌‏فرمود: خدا شما را رحمت كند براى‌ نماز برخيزيد: «إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ البَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً».[17]

ابن عباس مى‌‏گويد: ديدم كه رسول خدا صلى‌ الله عليه و آله تا مدت نه ماه وقت هر نمازى‌ تشريف مى‌‏برد در خانه على‌ عليه السلام و مى‌‏فرمود: سلام عليكم اى‌ اهل البيت‏ «إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ البَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً».[18]

ابو سعيد خدرى‌ نقل مى‌‏كند كه رسول خدا صلى‌ الله عليه و آله تا چهل روز هر بامداد تشريف‏ مى‌‏برد در خانه فاطمه عليها السلام و مى‌‏فرمود: السلام عليكم يا اهل البيت‏ «إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ البَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً».[19]

پيغمبر اكرم تا مدتى‌ به برنامه مذكور ادامه مى‌‏داد از اين كار چند منظور داشت: اولًا مى‌‏خواست قضيه را از صورت عادى‌ خارج سازد و اصحاب را به اهميت موضوع متوجه كند تا بعداً كسى‌ نگويد: داستان كسا يك جلسه انس خانوادگى‌ بوده است. و ثانياً: در صدد تعيين مصداق اهل بيت بود تا بعداً كسى‌ نگويد: آيه درباره زنان پيغمبر نازل شده است. ثالثاً: مى‌‏خواست جماعتى‌ از اصحاب از قضيه خبردار شوند و براى‌ ديگران نقل كنند.[20]

 

[1]. احزاب( 33) آيه 33
[2]. ينابيع الموده، ج 1، ص 319؛ الدّر المنثور، ج 5، ص 198 و جامع الاصول، ج 9، ص 154
[3]. ينابيع الموده، ج 1، ص 319 و الدّر المنثور، ج 5، ص 198
[4]. ينابيع الموده، ج 1، ص 319 و جامع الاصول، ج 10، ص 101
[5]. ينابيع الموده، ج 1، ص 323 و مجمع الزوائد، ج 9، ص 167
[6]. مجمع الزوائد، ج 9، ص 167
[7]. ينابيع الموده، ج 1، ص 322
[8]. همان، و مجمع الزوائد، ج 9، ص 172
[9]. غاية المرام، ج 3، ص 179
[10]. همان، ص 294
[11]. الامام الصادق و المذاهب الاربعه، ج 1، ص 88
[12]. ذخائر العقبى‌، ص 21
[13]. احاديث اين باب را مى‌‏توانيد در كتاب‏هاى‌ معتبر اهل سنت مطالعه نماييد: صحيح مسلم، مسند احمد، الدّر المنثور، مستدرك حاكم، جامع الاصول، ذخائر العقبى‌، الصواعق المحرقه، ينابيع الموده، كفاية الطالب، سنن ترمذى‌، نور الابصار، اسعاف الراغبين، مجمع الزوائد، مناقب خوارزمى‌ و هم‏چنين در كتاب‏هاى‌ حديث خاصه مانند: اصول كافى‌، بحارالانوار، كشف الغمه، تفسير عياشى‌، تفسير نور الثقلين، غاية المرام سيد هاشم بحرانى‌
[14]. جامع الاصول، ج 1، ص 101
[15]. مجمع الزوائد، ج 9، ص 168
[16]. همان
[17]. غاية المرام، ج 3، ص 200
[18]. الامام الصادق و المذاهب الاربعه، ج 1، ص 89
[19]. مناقب خوارزمى‌، ص 60
[20] امينى‌، ابراهيم، بررسى‌ مسائل كلى‌ امامت، 1جلد، بوستان كتاب (انتشارات دفتر تبليغات اسلامى‌ حوزه علميه قم) - قم، چاپ: پنجم، 1390.