بخش سوم: شرايط امر به معروف و نهى از منكر

شرط اول: علم و آگاهی آمر و ناهی

آن چه مورد بحث ماست،‌ بعضی از مسایلی است که اگر کسی بخواهد آمر به معروف و ناهی از منکر باشد، باید این‌ها را بداند. فرا گرفتن مسائل مربوط به امر به معروف و نهی از منکر همانند مسایل مربوط به نماز و روزه واجب است.

مثلا یکی از شرایط نماز پاک بودن بدن است بنا بر این نمازگزار مسلمان  باید نجاسات و پاک کننده ها را  بشناسد و با احکام مربوط به آن ها آشنا باشد و همین طور نسبت به لباس نماز گزار و مسائل مربوط به شناخت وقت نماز و قبله و دیگر موضوعاتی که دانستن آنها لازم است تا انسان بتواند یک نماز درست را انجام دهد. در بحث روزه و دیگر واجبات دینی نیز آشنایی مکلف با شرایط آنها ضرورت دارد تا امکان صحیح بر گزار نمودن آنها  فراهم گردد.

از این رو، مسلمان باید مسایل امر به معروف و نهی از منکر را بداند تا بتواند به این وظیفه به درستی عمل کند،چون اگر مسایل را نداند،گاهی ممکن است به جای نهی از منکر، کار حرامی را مرتکب شود، یا می‌خواهد امر به معروف کند ولی آنجایی که در نظر دارد جای امر به معروف نیست،‌ بلکه ممکن است خود مرتکب منکری بشود. بنابراین دانستن مسائل مربوط به امر به معروف و نهی از منکر بر کسانی که می‌خواهند امر و نهی بکنند لازم است، چون گاهی در اشتباه واقع می‌شوند و نمی‌دانند که در کجا باید به شکل درست و حساب شده اقدام نمایند. گاهی می پرسند ما در چه جایی امر به معروف و نهی از منکر کنیم؟ شرایط آن چیست؟ در حدیثی از امام صادق علیه السلام نیز نقل شده است که فرمود: « الْعَامِلُ عَلَى غَيْرِ بَصِيرَةٍ كَالسَّائِرِ عَلَى غَيْرِ الطَّرِيقِ لَا يَزِيدُهُ سُرْعَةُ السَّيْرِ إِلَّا بُعْداً»[41]

کسی که بدون آگاهی و بصیرت عمل کند همانند کسی است که در بیراهه حرکت می کند،  سرعت حرکت  او چیزی جز دوری از  هدف برایش نتیجه ای ندارد.

اگر انسان در مکانی قرار دارد و در پی رسیدن به آب است  و چشمه آب در طرف شمال او واقع شده باشد، هر چه او به سوی جنوب برود و بر سرعت خود بیفزاید از رسیدن به آن چشمه دورتر خواهد شد.از این جهت ضرورت دارد که این مسایل را هر چند به طور مختصر بیان کنیم.

یکی از شرایط امر به معروف و نهی از منکر این است که آن کسی که امر به معروف و نهی از منکر می‌کند،باید عالم باشد و بداند که این چیزی را که الآن می‌خواهد از آن نهی کند، منکر است و عالم باشد که این چیزی را که می‌خواهد به آن امر بکند معروف است.

در حدیثی از رسول خدا (ص) چنین آمده است:

«  لَا يَأْمُرُ بِالْمَعْرُوفِ وَ لَا يَنْهَى عَنِ الْمُنْكَرِ إِلَّا مَنْ كَانَ فِيهِ ثَلَاثٌ: رَفِيقاً بِمَا يَأْمُرُ بِهِ رَفِيقاً بِمَا يَنْهَى عَنْهُ، عَدْلًا فِيمَا يَأْمُرُ بِهِ عَدْلًا فِيما يَنْهَى عَنْهُ، عَالِماً بِمَا يَأْمُرُ بِهِ عَالِماً بِمَا يَنْهَى عَنْهُ» [42]

امر به معروف و نهی از منکر نمی کند جز آن کس که سه ویژگی در او باشد: با رفق و مدارا امر و نهی کند، با عدالت امر ونهی نماید و آگاه به معروف و منکر باشد.

پیش از این گفتیم که همه واجبات به عنوان معروف، و همه محرمات به عنوان منکرات مطرح می باشند. از این رو باید شخص آمر و ناهی نسبت به واجبات و محرمات  شناخت لازم را داشته باشد و از ویژگی های آن ها و از موارد استثنای آن ها نیز با خبر باشد تا بتواند به خوبی وظیفه خویش را در این زمینه انجام دهد.

از سوی دیگر فردی که منکری را به جا آورده یا معروفی را ترک می‌کند، او نیز باید عالم باشد به این که آنچه را انجام می‌دهد منکر است یا آنچه را ترک می‌کند معروف است. در صورتی که عالم نباشد، معلوم نیست نسبت به او نهی کردن یا امر کردن لازم باشد، اما در مورد آن کسی که مرتکب این منکر می‌شود جهل او به یکی از این دو صورت می‌تواند باشد:

1. جاهل به موضوع است،یعنی یک کاری را انجام می‌دهد و نمی‌داند که این فعل حرام است،‌ آیا در این صورت نهی او واجب است یا نه؟ مثلا غذای نجس خوردن حرام است و تردیدی نیست. انسان مکلف نمی‌تواند غذای نجس بخورد. حالا اگر انسان در جایی می‌بیند کسی مشغول غذا خوردن غذایی است که نجس است، ولی خودش اطلاع ندارد که نجس است ولی می‌داند که اگر نجس باشد خوردن آن حرام است،‌ اما چون نمی‌داند این غذا نجس است می‌خورد. در چنین صورتی آیا بردیگران که علم دارند، واجب است که او را نهی کنند؟ نه،‌ واجب نیست نهی کنند. بلکه می‌توانند نگویند تا خوردن غذا تمام بشود. آگر بعد از تمام شدن،از هم جدا می‌شوند و با هم ارتباطی ندارند، در اینجا گفته‌اند، ضرورت ندارد به او بگویند که آن غذا نجس بود. اما اگر این فرد کسی است که با خود این شخص معاشر است و با او ارتباط دارد،اینجا بعد از این که غذا را خورد، به او می‌گوید که این غذایی را که میل فرمودید نجس بود. لطفا دست و دهانتان را آب بکشید. در این مورد، چون آن کسی که این فعل را به جا می‌آورد، علم و اطلاع ندارد که حرام است این خوردن برای او اشکالی ندارد و حرام نیست، از این رو، نهی از منکر نسبت به او واجب نیست. البته در صورت قبل نیز اگر در وقت مناسب یادآوری کند، معلوم نیست اشکالی داشته باشد،اما واجب نیست که بگوید. این مورد را «جهل به موضوع» می گویند.

2- گاهی از مواقع هست که آن کسی که این فعل حرام را به جا می‌آورد، جاهل به حکم است. یعنی عملی را انجام می‌دهد، اما نمی‌داند این عمل حرام است. مثلا: کسی که غده‌های گوشت را که در بدن حیوان است می‌خورد یا مثلا تخم گوسفند را به اعتبار این که می‌گویند مفید است،می‌خورد و این حرام را به جا می‌آورد، اما علت این است که مسئله را نمی‌داند،در این صورت وظیفه چیست؟ در این صورت لازم است که انسان ابتدائاً آن شخص را ارشاد کند به این که خوردن غده‌ها حرام است یا مثلا نخاع گوسفند حرام است، و بعد از این که آگاهش کرد،بگوید که از این پس، آنها را نخورید.

 

امر به معروف و نهی از منکر در موارد مشکوک 

گفتیم که امر به معروف و نهی از منکر در صورتی بر انسان واجب است که آمر بداند این کاری که  شخص خطا کار می‌کند حرام است. یا یک بینه شرعی اقامه شود بر این که این کار حرام است. اما اگر یقین ندارد یعنی می‌بیند کسی کاری را انجام می‌دهد، ولی شک می‌کند که این کارش حرام است یا حلال؟ به طور مثال مرد و زنی در یک گوشه‌ای دارند با هم صحبت می‌کنند، احتمال است که این‌ها زن و شوهر،خواهر و برادر باشند و محرم همدیگر باشند که با هم صحبت می‌کنند و یک احتمال هم این است که این‌ها خدای نکرده مثلا قصد گناه داشته باشند،این دو احتمال است. در این موقع چه باید کرد؟ آیا باید گفت که آقا با این زن صحبت نکن؟ خانم با این مرد صحبت نکن؟ در چنین صورتی که احتمال دارد با یکدیگر محرم باشند و کارشان خلاف نباشد، نهی از منکر واجب نیست. بلکه گاهی اوقات که سبب توهین به دیگری بشود،جایز نیست. مثلا کسی یا گروهی در پارک شهر گردش می‌کنند تا جلوی مفاسد را بگیرند و کار خوبی است. همین ماموریت ها و گردش‌ها و نظارت ها در پارک بسیار خوب است، اما این مامور می‌رود،‌ و در حالی که گشت می‌زند می‌بیند زن و مردی در گوشه‌ای از این پارک نشسته‌اند و میوه، آجیل و چایی می‌خورند و می‌گویند و می‌شنوند. در این صورت دو احتمال است. یک احتمال است که با یکدیگر محرم هستند و دارند با یکدیگر گفتگو می‌کنند و احتمال دیگر این است که خدای ناکرده قصد گناه و روابط فاسد دارند، در این گونه موارد باید بنا گذاشت بر پاکی و خوبی و این که فحشایی در کار نیست در اینجا نهی از منکر جایز نیست.

انسان باید این فکر را بکند که اگر رفت اینها را نهی‌شان کرد مفاسدی دارد یا نه؟ بدبینی و مشکل ایجاد می‌شود یا نه؟ البته انسان خوب است خود را از جاها یا کارهایی که سبب تهمت یا بدگمانی می‌گردد نگه دارد و بپرهیزد. این مطلب را در روایتی از زبان امام صادق (ع) چنین می‌خوانیم: «اتقوا مواضع الريب و لايقف احدكم مع امه في الطريق،‌فانه ليس كل احد يعرفها»[43]

«از جاهايي كه شك برانگيز است بپرهيزيد و كسي از شما با مادر خود در راه نايستد، زيرا همه رهگذران و ناظران نمي­دانند كه او مادر شما است».

از این رو،افراد جامعه باید از جاهایی که سبب متهم شدن انسان است بپرهیزند تا زمینه برای این موضوع فراهم نگردد. با این حال اگر کسی به هر دلیل یا از روی ناچاری در جایی توقف کرد یا با کسی بود که زمینه بدگمانی را فراهم آورد،دیگران و ناظران حق ندارند او را متهم کنند و بگویند حتما در فکر کارخلاف و گناه است. امیرالمومنین علیه‌السلام می فرماید: «ضع امر اخيك علي احسنه حتي يأتيك ما يغلبك منه،»[44]کار برادر مومن را باید بر خوبی قرار دهی تا این که چیزی بیاید بگوید که نه این طور نیست.

اگر انسان با دید عادی نگاه کند احتمال هست که این کار خوب باشد،بگوید خوب و پاک است،مشکلی نیست. مثلا یک زن و مردی در ماشین نشسته‌اند و گوشه‌ای یا کنار راهی،کنار پارکی توقف کرده‌اند ،دارند با هم صحبت می‌کنند،در این جا دو احتمال است. احتمال اول این که محرم هستند و صحبت می‌کنند و احتمال دیگر اینکه اهل فساد هستند، اینجا کنجکاوی و دقت و جستجو لازم نیست و ضرورت ندارد،بلکه جایز و صلاح نیست.

یا کسی از جلوی خانه‌ای عبور می‌کند، سر و صدایی از درون این خانه می‌شنود. احتمال می دهد که این سر و صدا برای این است که پدر و مادر این خانواده با فرزندان و خویشاوندانشان، جمع شده باشند،و دارند می‌گویند و می‌شنوند و می‌خندند، احتمال هم هست خدای ناکرده یک فسادی در این خانه باشد. این جا آیا جایز است که انسان داخل خانه برود یا از این جهت که آنها فرار نکنند از دیوار بالا برود و این منزل را بازرسی بکند ببیند که آیا این‌ها دارند فعل حرامی را مرتکب می‌شوند یا نه؟ نه، این خانه، خانه مردم است. کسانی که داخل خانه خود، مشغول کاری هستند، شما حق ندارید بدون مجوز دادگاه داخل خانه شوید و مزاحم مردم بشوید.

در زمان پیامبر یکی از صحابه از کنار منزلی عبور می‌کرد. دید که صدای ساز و آواز از این منزل می‌آید. از دیوار خانه بالا رفت. گفت: بروم نهی از منکر بکنم. داخل منزل رفت و دید اتفاقا،خیلی هم مناسب و به موقع آمده، زیرا در آنجا هم مشروب است و هم زن فاسد. گفت: یا عدوالله چرا اینجا مرتکب گناه می‌شوی؟ نمی‌دانستی که خداوند متعال تو را رسوا می‌کند؟ آن مرد به او گفت: ای صحابه پیغمبر،اگر من این گناه را در داخل خانه‌ام مرتکب می‌شوم، تو چندین خلاف را مرتکب شده‌ای. یکی این که اسلام در قرآن می‌فرماید «لاتجسّسوا»[45] و تو تجسس کردی و آمدی که کشف بکنی. دیگر این که قرآن می‌فرماید: «وأتوا البيوت من ابوابها»[46]وقتی خواستید وارد خانه‌ای بشوید از صاحب خانه اجازه بگیرید و از در وارد شوید و تو اجازه نگرفتی و از دیوار آمدی، سوم این که قرآن می‌فرماید «اذا دخلتم بيوتا فسلّموا»[47] اگر خواستی وارد خانه‌ای بشوید، سلام بکنید و تو سلام هم نکردی. تو بدتر کردی یا من؟ آن صحابی گفت: به هر حال من آمدم داخل و می‌بینم که تو مرتکب این گناهان می‌شوی و می‌توانم تو را تنبیه کنم. آن شخص گفت:  حالا من چه کنم و تو به من چه قولی می‌دهی؟ او گفت: قول می‌دهم عفو کنم. گفت: اگر مرا عفو کنی دیگر این گناه را مرتکب  نمی‌شوم گفت عفوت کردم و رفتم.[48] به هر حال درست است که انسان باید دنبال مجرمین باشد و مجرمین را پیدا کند و دنبال کشف جرم باشد، اما نه این که جستجو و دقت‌های این جوری بکند،‌ این‌ها شرعا جایز نیست و حرام است. بله، یک وقتی در خانه‌ای احتمال تشکیل مرکز فسادی می‌رود،مثلا این‌جا جایی است که نوارهای فساد تولید می شود، در این صورت می‌شود اقدام کرد اما با اجازه دستگاه قضایی باید اقدام نمود. یا مثلا احتمال می‌دهد که در این منزل توطئه‌ای در کار باشد، و مدرکی هم باشد،در این صورت می‌شود با اجازه مسئولین اقدام کرد.

آن کسانی که می‌خواهند امر بکنند اگر دیدند جایی واقعا منکری انجام می‌گیرد یا معروفی ترک می‌شود، باید امر بکنند. اما اگر جایی را شک دارند و دلیلی و قرینه محکمی ندارند،این جا نباید زندگی مردم را به هم بریزند. باید بگذارند بر طبق جریان عادی پیش رود، و با گذشت زمان اگر یقین پیدا کردند یا به وسیله‌ای کشف شد که توطئه و فسادی در کار است آنجا می‌توانند طبق ضوابط و قانون اقدام کنند.

 

شرط دوم : احتمال تاثیر

انسان آمر و ناهی باید بداند یا احتمال بدهد که اگر فرد خطا کار را امر کند یا نهی نماید، این امر و نهی در وی اثر مثبت گذاشته و تحت تاثیر قرار می گیرد،  اما اگر به گونه‌ای است که یقین دارید،‌ گفتن شما در او اثر ندارد در این صورت، امر به معروف و نهی از منکر واجب نیست.

توضیح اینکه: درباره دو فریضه امر به معروف و نهی از منکر تردیدی نیست که هدف از آنها این است که انسان ها  را به نیکی سوق دهیم و از بدی باز داریم، و به تعبیر رساتر هدف همان چیزی است که امام علی (ع) در نهج البلاغه فرموده است: الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ مَصْلَحَةً لِلْعَوَامِّ وَ النَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ رَدْعاً لِلسُّفَهَاء[49]

خداوند امر به معروف را به خاطر اصلاح توده مردم و نهی از منکر را برای باز داشتن کم خردان لازم و واجب نموده است.

بنا بر این اگر بدانیم که در موردی امر و نهی ما هیچ تاثیری در مخاطب ندارد و به آن هدفی که برای این دو فریضه آوردیم، نخواهیم رسید، با این فرض درآن مورد امر به معروف و نهی از منکر واجب نیست.

از این رو، در روایتی چنین آمده است:

«عَنِ الْحَارِثِ بْنِ الْمُغِيرَةِ قَالَ لَقِيَنِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع فِي طَرِيقِ الْمَدِينَةِ فَقَالَ مَنْ ذَا أَ حَارِثٌ؟ قُلْتُ نَعَمْ قَالَ: أَمَا لَأَحْمِلَنَّ ذُنُوبَ سُفَهَائِكُمْ عَلَى عُلَمَائِكُمْ ثُمَّ مَضَى فَأَتَيْتُهُ فَاسْتَأْذَنْتُ عَلَيْهِ فَدَخَلْتُ فَقُلْتُ لَقِيتَنِي فَقُلْتَ لَأَحْمِلَنَّ ذُنُوبَ سُفَهَائِكُمْ عَلَى عُلَمَائِكُمْ فَدَخَلَنِي مِنْ ذَلِكَ أَمْرٌ عَظِيمٌ فَقَالَ نَعَمْ مَا يَمْنَعُكُمْ إِذَا بَلَغَكُمْ عَنِ الرَّجُلِ مِنْكُمْ مَا تَكْرَهُونَ وَ مَا يَدْخُلُ عَلَيْنَا بِهِ الْأَذَى أَنْ تَأْتُوهُ فَتُؤَنِّبُوهُ وَ تَعْذِلُوهُ وَ تَقُولُوا لَهُ قَوْلًا بَلِيغاً؟ فَقُلْتُ [لَهُ‏] جُعِلْتُ فِدَاكَ إِذاً لَا يُطِيعُونَا وَ لَا يَقْبَلُونَ مِنَّا. فَقَالَ اهْجُرُوهُمْ وَ اجْتَنِبُوا مَجَالِسَهُمْ.» [50]

حارث بن مغیره گوید: امام صادق (ع) در راه مدینه مرا دید و فرمود کیستی؟ آیا تو حارث هستی؟  عرض کردم: آری، فرمود: من بار گناهان سفیهان شما را بر دوش آگاهان شما می اندازم! و به مسیر خود ادامه داد ورفت. پس از آن  به محضر حضرتش شرفیاب شدم و اجازه خواستم و عرض کردم: شما مرا دیدی و به من فرمودی: من بار گناهان سفیهان شما را بر دوش آگاهان شما می اندازم! از این سخن شما به شگفتی افتادم! [و بر من تحمل این سخن سنگین است] فرمود: آری، چه چیز شما را باز داشته که وقتی شخصی کار بدی می کند و شما از آن آگاه می شوید و موجب ناراحتی ما می گردد، از این که بروید و او را متنبه کنید و سر زنش نمایید و با گفتار گویا و رسا، با او سخن بگویید؟! عرض کردم: فدایت شوم! به سخن ما گوش فرا نمی دهند و از ما نمی پذیرند. امام (ع) فرمود: در این صورت از آنها دوری کنید و در مجالس آنان شرکت نکنید.

نظر به این که افراد متفاوتند و همه در یک شرایط از جهت روحی و روانی یا از جهت محیط زندگی و خانوادگی و دیگر عوامل تاثیر گذار نیستند، به طور طبیعی سخن گفتن با آنان تاثیر یکسان ندارد، بعضی از افراد از روحیه ای مثبت و پند پذیر و آرام بر خوردارند و زود تحت تاثیر حق و حقیقت قرار گرفته و به آن جامه عمل می پوشانند، بعضی هم آنچنان خشن و تند خویند که به هیچ وجه نمی توان به آنان نزدیک شد و آنان را نصیحت یا امر ونهی نمود. انسان های پر خاشگر و خود خواه ومغروری که با هیچ زبانی به راه نمی آیند  و در این میان قشرها و افراد متوسط نیز وجود دارند که گاهی تذکر پذیرند و گاهی سر باز  زده و شانه خالی می کنند. بدیهی است که  با هر کس باید به تناسب و فرا خور حال او سخن گفت،  از این رو  آن شخصی که  یک آدم لاابالی سفّاک و فردی است که هر چه هم بگویی می‌خندد، و سخن گفتن با او هیچ  فایده‌ای ندارد، امر به معروف و نهی از منکر نسبت به او واجب نیست.

بله، اگر یک جایی باشد که بدانی، اگر با مهربانی و شفقت واجب بودن کاری یا حرام بودن آن کار را برایش ثابت بکنی و موعظه‌اش بکنی آنگاه او را امر یا نهی کنی اثر می‌گذارد،این جا لازم است که اول با زبان خوش و مهربانی بگویی که خداوند متعال این کار را واجب کرده یا حرام نموده بعد هم بگویی که خواهش می کنم که این عمل واجب را انجام بده یا این عمل حرام را ترک کن. فقها می‌گویند: اگر این نهی آن چنان تاثیری ندارد که به کلی ترک کند، اما اگر نهی کنی، کمتر آن گناه را مرتکب می‌شود،‌ مثلا او آدم فاسق و فاجری است که اگر هیچ چیز به او نگویند،‌ همیشه این گناه را مرتکب  می‌شود. اما اگر او را نهی کردند،گرچه ترک نمی‌کند ولی آن کار را کم می‌کند، به این معنی که وقتی دید مردم وی را با نظر حقارت و بدبینی نگاه می‌کنند، این حالت در روحیه او اثر می‌گذارد و کمتر مرتکب گناه می‌شود، در این صورت امر به معروف و نهی از منکر لازم و واجب است.

 

شرط سوم : اصرار بر گناه

از شرایط امر به معروف و نهی از منکر،  این است که شخص گنهکار و  فاعل، اصرار بر گناه خودش داشته باشد. یعنی گناهی مرتکب شده و بار دیگر هم می‌خواهد مرتکب بشود. ساعت دیگر یا  فردا و پس فردا هم می‌خواهد آن کار را تکرار کند، در این صورت نهی از منکر لازم است.

عقل انسان نیز حکم می کند که اگر کسی نمی خواهد برای بار دیگر آن گناه را مرتکب شود، و اصرار بر گناه ندارد، امر ونهی کردن بیهوده و لغو است.

اگر شخصی گناهی را از روی تعصب نا به جا انجام داد – که در برخی از موارد همین تعصب عامل گناهان است! – اما پس از انجام آن کار به خود آمد و از کرده خود پشیمان شد و خود را سر زنش نمود، در چنین فرضی جا ندارد که ما او را  تذکر داده و امر و نهی نماییم، زیرا هدف ما از امر یا نهی آن است که به خود آید و دگر بار آن گناه را مرتکب نگردد، وقتی که خودش در مسیر قرار گرفته و مطلوب ما حاصل شده است چه لزومی دارد که ما نیز بخواهیم او را باز داریم؟!  

مثلاً اگر جوانی بر اثر تعصب بی جا نسبت به پدر و مادر خویش بی احترامی کرد و این گناه بزرگ را مرتکب شد، و ما ناظر این صحنه بودیم و همین که خواستیم  به او تذکر دهیم و از این کار زشت او را باز داریم، اگر با کمی فکر به خود آمد و پشیمان گشت و از پدر و مادرش عذر خواهی نمود و تصمیم گرفت که دیگر چنین گناهی را مرتکب نشود، در این صورت جایی برای تذکر ما باقی نمی ماند و لزومی ندارد که نسبت به او امر یا نهی داشته باشیم.

 

امام راحل (قدس سره) می فرماید: «اگر دليل و نشانه ای که گمان انسان را تقویت می کند بر ترک گناه از گنهکار آشکار شد، آیا باز هم امر به معروف و نهی از منکر واجب است یا نه؟ بعید نیست که واجب نباشد، ونیز در موردی که شک داریم استمرار و اصرار بر گناه دارد یا ندارد، این جا نیز بعید نیست که امر به معروف و نهی از منکر واجب نباشد.» [51]

بنا براین اگر جایی انسان می‌داند که آن شخص غافل شده و یا به صورت موردی تحت تاثیر هوا و هوس قرار گرفته و کار واجبی را ترک یا کار حرامی را انجام داده است و قصد ارتکاب مجدّد گناه را ندارد، به دلیل این که پشیمان شده، توبه کرده، یا اصلا نمی‌تواند دوباره آن گناه را انجام دهد، در صورتی که آدم می‌داند که این شخص اصرار ندارد، در این صورت امر به معروف و نهی از منکر واجب نیست. مگر این که احتمال بدهد که اگر به او نگوید، بعدا مرتکب می‌شود یا ممکن است مرتکب بشود،در این صورت بعضی گفته اند:  باید نهی از منکر بکند.

 

شرط چهارم : عدم وجود مفسده و ضرر مهم   

کسی که می خواهد امر به معروف و نهی از منکر انجام بدهد، نباید از اقدام او مفسده ای به وجود آید. یعنی اگر به دلیل امر به معروف و نهی از منکر ضرر شدیدی از جهت جانی یا از جهت مالی یا از جهت آبرو متوجه آمر  به معروف و ناهی از منکر باشد در این مورد وجوب امر به معروف و نهی از منکر ساقط می شود. توضیح مختصر این که  فقها فرموده‌اند:  اگر کسی که می خواهد امر به معروف و نهی از منکر بکند و این امر به معروف و نهی از منکر سبب شود که یک ضرر سنگین از جهت جانی و یا مالی یا عرضی برای خودش یا خانواده اش یا بستگانش یا یکی از مومنین حاصل بشود در این صورت  امر به معروف و نهی از منکر ساقط می شود. مثل این که ظالم سفاکی مشغول ظلم است و اگر کسی بخواهد نهی از منکر کند و جلوی ظلم او را بگیرد سبب می شود که جان او در خطر قرار بگیرد مثل این که با سلاح به او حمله می کند و او را می کشد. اینجا دیگر امر به معروف و نهی از منکر واجب نیست یا اگر امر به معروف و نهی از منکر بکند ضرر مالی سنگینی به وی وارد میشود مثلا خانه اش را خراب می کند یا مغازه اش را آتش می زند، یا  صدها هزار تومان ضرر مالی به وی وارد می شود، این جا هم فرموده اند که امر ونهی واجب نیست، یا مثلا ضرر آبرویی به وی وارد می شود مثل اینکه اگر بخواهد جلوی این ظالم را بگیرد آبرویش را می برد و به طور کلی از هستی ساقط می کند. این جا هم می گویند امر به معروف و نهی از منکر واجب نیست.

البته این در مواردی است که این ضرر، ضرر سنگین و قابل توجه باشد، اما اگر ضرر اندک باشد مثل این که  اگر جلوی این ظلم را با نهی از منکر بگیرد،  این ظالم یک سیلی به صورتش می‌زند، این ضرر اندک در راه امر به معروف و نهی از منکر قابل تحمل است. یا اگر جلوی او را بگیرد 48 ساعت او را به زندان می‌اندازند. حالا اگر جلوی ظلمی را بگیرد ولی 48 ساعت زندان برود می‌ارزد یا توهینی که قابل تحمل است بر او وارد می شود، مثل این که به او می‌گوید مگر تو فضولی؟! به توچه این دخالت ها ؟! یا چیزهایی در این حد که قابل تحمل است، در این موارد امر به معروف و نهی از منکر ساقط نمی‌شود آن جایی که امر به معروف و نهی از منکر ساقط می‌شود که ضرر قابل توجه باشد.

آنچه گفته شد  در مواردی  است که آن چیزی که می خواهد به آن امر کند یا از آن نهی کند از امور معمولی و متعارف باشد . اما اگر آن چیز بسیار مهم است که شارع به آن خیلی عنایت دارد و از نظر شرع مهم است مانند:  حفظ جان کسی شارع اسلام به حفظ جان مسلمان ها خیلی عنایت دارد. یا حفظ ناموس. اگر ناموس یک کسی در خطر باشد اسلام خیلی عنایت دارد که آن ناموس را از خطر نجات بدهیم و لذا در روایتی از امام صادق (ع) آمده است: «قال النبي(ص) المومن حرام كله،‌عرضه و ماله و دمه»[52]

پیامبر (ص) فرمود: مومن از هرجهت مورد احترام است،از جهت ناموس،از جهت مالش و از جهت جانش.

نیز در روایت دیگری از امام صادق (ع) آمده است: «نزل جبرئيل علي النبي (ص) و قال له: يا محمد! من اهان عبدي المومن فقد استقبلني بالمحاربه».[53]

جبرئیل بر پیامبر (ص) فرود آمد و [از سوی خداوند] به او چنین گفت: ای محمد! کسی که بنده مومن مرا مورد اهانت قرار دهد، به جنگ و ستیز با من درآمده است.

اگر یکی از مقدسات اسلام در معرض تهدید قرار گیرد یا مثلا به یکی از مقدسات خیلی مهم اسلام توهین شود. مثلا کسی توهین به پیغمبر و  امام می کند یا توهین به خود دین میکند یا اساس دین در معرض خطر قرار می گیرد، در این موارد فقها می فرمایند: باید مقایسه کرد بین آن ضرری که متوجه آن شخص می‌شود و آن امری که از آن جلوگیری می کند ببیند کدام مهم‌تر است؟ هر کدام مهمتر است آن را انجام بدهد. مثلا کسی قصد دارد مظلومی را بکشد و چند نفر هم شاهدند و می بینند. باید جلوگیری کنند که این فرد کشته نشود. اما وضع به گونه ای است  که اگر اینها بخواهند او را نهی کنند، یک  ضرری  مهمی به این نهی‌کنندگان وارد می‌شود، در این موارد با ید نگاه کرد که اهمیت کدام یک  زیادتر است، مثل این که  اگر کسی بخواهد  جان یک نفر را حفظ کند لازمه اش این است که این آدم را بگیرند و زندانی کنند، در این صورت  ارزش دارد یک کسی را نگذارد کشته شود و به ناحق خونش ریخته شود، اگر چه آن ناهی را شش ماه یا یکسال زندانی کنند،  یا مثلا اگر این شخص ستمدیده را نجات دهد و ستمگر را نهی از منکر کند کتکش می زنند، و مدتی باید در بیمارستان باشد تا خوب شود، در این صورت ارزش دارد که یک انسان مورد احترامی را نجات بدهد و یک کتکی هم بخورد. به هر روی، همیشه نمی‌شود که نهی از منکر مفت و مجانی تمام شود گاهی نیز ضرر مالی به انسان وارد می‌شود، مثلا اگر امربه معروف یا نهی از منکر نماید، صد هزار تومان، دویست هزار تومان ضرر می‌کند اما چون ثروتمند است می‌تواند آن را تحمل کند، جا دارد که این زیان را تحمل کند. یا اگر ناموسی در خطر باشد اینجا هم واجب است دفاع کنند حتی اگر ضررهایی هم به آن آمران یا ناهیان وارد گردد. به هر حال گاهی چنین است، به ویژه هنگامی که مقدسات دین در معرض تهدید قرار بگیرد، مثل اینکه کسی توهین به پیغمبر می کند این را باید مسلمان ها جلوگیری بکنند، چون اگر جلوی این توهین ها باز باشد و آزاد باشد دیگر چیزی نمی ماند و هرکسی به خودش حق می دهد که توهین بکند و بوسیله این توهین عقاید مردم سست می‌شود و بی توجه به امور دینی می‌گردند. اینجا نمی‌توان ساکت نشست، آری اینجا واجب است که دفاع کند به هر طریقی که می تواند گرچه ممکن است ضرری بر او وارد شود و ممکن است که اگر بخواهد جلوی این ناشر را بگیرد که این کتاب کفر آمیز را منتشر نکند لازمه اش این باشد که یک ضرر مالی ببیند، چه مانعی دارد که این ضرر را متحمل شود؟! یا اگر این فرد بخواهد جلوی این را بگیرد از او شکایت می‌کنند و ممکن است مدتی او را بازداشت و زندانی کنند،به فرض که چنین باشد باید تحمل کند مگر یک مسلمان می‌تواند فقط این را بگوید که اسلام و دین و پیغمبر را قبول دارم اما هیچ تعهدی نداشته باشد؟ این روش که صحیح نیست! غیرت اسلامی هیچ گاه این را اجازه نمی دهد! مگر می‌شود دانشجویی سر کلاس بنشیند و ببیند که استاد به یکی از مقدسات دین توهین می کند و هیچ چیزی نگوید و البته اگرخواست بگوید یک لوازمی هم دارد ممکن است مشکلی برایش رخ دهد، نمره بدی به او بدهد. اگر جاهایی باشد که اصل اسلام و قرآن در معرض خطر باشد دشمنی از دشمنان اسلام خود اسلام و نظام اسلامی را مورد تهدید قرار دهد، مگر انسان می تواند سکوت کند به این بهانه که اگر من بخواهم حرفی بزنم ممکن است برایم ضرر داشته باشد؟! نمی‌توان ساکت ماند، همیشه که نمی‌شود رایگان و بدون هزینه باشد،‌ به هر حال گاهی دفاع از دین این چیزها را دارد. شما دیدید که در رادیو وقتی که مختصر توهینی به حضرت زهرا ع  شد چگونه  امام راحل (ره)  برآشفت؟! . این صحیح نیست که انسان پیوسته سکوت بکند .

خیلی ها ممکن است میلشان این باشد که دیگران سکوت بکنند و آنان راحت کارشان را بکنند و به عنوان آزادی هر خلافی را مرتکب شوند. غیرت اسلامی اقتضا می کند که مسلمانان واکنش نشان دهند. به هر حال اگر اصل نظام یا اسلام در معرض خطر قرار گرفت، هر چند ضرر مالی یا ضرر آبرویی یا زندان رفتن در کار باشد،باید به دفاع برخاست!‌ حتی اگر اسلام در معرض خطر قرار گرفت. وظیفه این است که انسان جانش را برای دفاع از اسلام فدا کند خواه یک نفر باشد یا صد نفر یا هزار نفر! اگر قرار شد یک موقع دشمن کشور اسلامی را یا اصل اسلام را مورد تجاوز قرار دهد واجب است بر همه مسلمانان که از اسلام دفاع بکنند، هرچند ضرری که به آنان متوجه می‌شود ضرر جانی باشد، اگر صد نفر کشته بشوند مهم تر است یا اسلام در معرض خطر قرار بگیرد؟! اگر صدها هزار هم کشته بشوند اما اسلام حفظ بشود، حفظ اسلام لازم‌تر است.

 

[41]- کافی ج 1، ص 43، ح 1.
[42]- مستدرک الوسائل، ج 12، ص 186، ح 13838. .
[43]- بحار الانوار، ج75،‌ص91،‌ح7.
[44]- كافي، ج2،‌ص362،‌ح3.
[45]- حجرات، 12.
[46]- بقره، 189.
[47]- نور، 61.
[48]- بحار، ج30،‌ص661.
[49]- نهج البلاغه، حكمت 243.
[50]- کافی ج 8، ص 162 ، ح 169..
[51]- تحریر الوسیله ج 1، ص 470.
[52]- كتاب المومن،‌ ص 154، ح199.
[53]- همان،‌ص146، ح186.