بخش دوم: شناخت معروف و منكر

معروف چیست؟ و منکر کدام است ؟

یکی از مسائل بسیار ضروری  برای کسانی که می خواهند امر به معروف و نهی از منکر را احیا کنند، شناخت صحیح معروف و منکر است. آنان باید بدانند  معروفی که واجب است همه مسلمانان امر به آن بکنند چیست؟ و منکری که همه مسلمان‌ها باید نهی از آن کنند، کدام است؟

برای معروف و منکر تعریف‌های گوناگونی در کتب فقهی و اخلاقی ذکر شده که من بهترین تعریف را به نظر خودم عرض می‌کنم آنها فرموده‌اند: «المعروف ما يعرف بالشرع و العقل حسنه».[20] معروف آن کاری است که به واسطه شرع یا عقل حسن و خوبی آن روشن شده است. یعنی در زبان شارع مقدس آمده که خوب است و عقل مردم نیز به خوبی آن حکم می‌کند، «و المنكر ما ينكر بهما». منکر آن است که مورد انکار شرع و عقل قرار بگیرد. شرع و عقل بگوید این بد است، زشت و قبیح است. تعریف دیگری نیز گفته اند که شبیه به همین است. گفته‌اند: «المعروف ما يقرب الي الله». معروف آن چیزی است که انسان را به سوی خدا نزدیک می‌کند. «المنکرما يبعّد الانسان عن الله». منکر آن چیزی است که انسان را از خدا دور می‌کند. تعریف‌های دیگر نیز در این زمینه هست. بنابر تعریفی که بیان شد و معمولا مورد پسند فقها است، معروف عبارت می‌شود از همة واجبات دین. همه واجبات دین جلوه هایی از معروف و اقسام معروف اند. که باید به آنها امر کرد. به یقین باید گفت که واجبات داخل معروف هستند.

شما خود می‌دانید که واجبات چیست و همه آنها را نمی‌شود در اینجا یاد آوری کرد، اما  فهرست‌وار به بعضی از آنها اشاره می‌کنم. مثلا نماز از واجبات و معروف است. روزه گرفتن، زکات دادن، جهاد در راه خدا، دفاع از دین و کشور اسلامی، از جلوه‌های معروف است. رعایت عدل، یعنی هر کسی باید نسبت به دیگران عادل باشد، بر طبق عدالت رفتار کند. نسبت به خانواده‌اش، فرزندش، پدرش، به همسایگانش؛ نسبت به امتی که با آنها زندگی می‌کند عادل باشد و به آنها ظلم و ستم نکند.

اما منکرات شامل همه چیزهایی است که در شرع مقدس و آیین اسلام حرام اند و شرع مقدس اسلام، از آنها نهی کرده است، انسان باید آن‌ها را ترک کند. هر کسی وظیفه دارد، ترک کند،اگر ترک نکرد بر دیگران واجب است که او را نهی کنند که این عمل را انجام ندهد. اکنون تعدادی از محرمات را به عنوان نمونه بیان می‌کنیم. مانند شراب‌خواری و میگساری، قمار،سرقت، تجاوز به مال و حق دیگران،فحشاء و بی بند و باری و انحرافات اخلاقی، خیانت به بیت المال، کمک به دشمن، دروغ، غیبت، تهمت، ظلم و ستم و دیگر محرمات اخلاقی، در این موارد انسان نمی‌تواند ساکت باشد باید کسی را که مرتکب آنها می‌شود نهی کند و بگوید این کار خلاف را نکن و جلوی رواج این منکر را بگیرد.

پس معلوم شد که معروف به طور مسلم واجبات را در بر می‌گیرد . اما مستحبات را هم آیا شامل می‌شود یا نه، در بین فقها اختلاف است. بعضی از فقها می‌گویند که مستحبات هم از مصادیق معروف اند ولی بعضی می‌گویند چنین نیست. امام (قدس سره) در تحریرالوسیله می‌فرماید مستحبات جزء معروف‌هایند که باید به آنها امر بشود، اما این نکته را نیز بیان نموده و می‌فرمایند که: اگر معروف از واجبات دینی باشد امر به آن واجب است و اگر معروف از مستحبات باشد، امر به آن مستحب است،یعنی اگر فردی مستحبی را ترک کند،مستحب است که انسان او را امر بکند که این مستحب را به جا بیاورد. مثلا کسی که به دیگران سلام نمی‌کند یا نماز نافله را نمی‌خواند،انسان به او بگوید که این کارها در اسلام مستحب است و خوب است انجام دهی و از ثواب آنها بهره‌مند گردی.

از سوی دیگر به  یقین منکرات کارهای حرام را شامل می شود، اما در این که مکروهات جزء منکرات اند یا نه؟ بین فقها اختلاف است. امام (قدس سره) می‌فرماید: مکروهات از منکرات هستند،[21]  نهایت این که نهی از آنها واجب نیست بلکه نهی از آنها مستحب است. بنابراین نسبت به کلیه واجبات،‌ بر فرض که مستحبات را کنار بگذاریم و مکروهات را نیز کنار بگذاریم وظیفه حتمی ماست که امر به معروف یعنی امر به واجبات کنیم و نسبت به همه محرمات،‌ نهی از منکر نماییم.

 

برخی از مصادیق معروف

در این ها چند مورد از موارد معروف های مهم  و قابل توجه را که سزاوار است که نسبت به آنها حساسیت بیشتری داشته باشیم، یاد آور می شویم:

1. «دفاع از مظلوم». یعنی اگر کسی از نظر مال و آبرو مورد ظلم و ستم قرار می‌گیرد،‌ واجب است که مسلمان‌ها از وی دفاع کنند، نمی‌توانند رد بشوند و بگویند کاری نداریم. در این زمینه مناسب است به یک فراز از وصیت مهم امام علی (ع) توجه کنیم که در آخرین ساعات از عمر شریفش به دو فرزند بزرگوارش امام حسن و امام حسین (ع) فرمود: «كونا للظالم خصماً و للمظلوم عوناً»[22] فرزندانم! شما را سفارش می‌کنم که نسبت به ستمگر دشمن باشید و نسبت به مظلوم یار و یاور باشید.

در حدیث دیگری از زبان پیامبر اکرم (ص) چنین می‌خوانیم:

«من اخذ للمظلوم من الظالم كان معي في الجنة مصاحبا»[23]  هر کس داد ستمدیده را از ستمگر بگیرد،در بهشت همنشین  من است.

2. «رعايت حقوق ديگران». اسلام حقوقی را برای افراد،ذکر کرده است. مثلا پدر به گردن فرزند و فرزند بر گردن پدر حق دارد،شوهر نسبت به همسرش و بالعکس،همسایه نسبت به همسایه،همکار نسبت به همکار، به هر حال در اسلام حقوقی معین شده که این حقوق را باید رعایت کرد. بر یک فرد مسلمان واجب است این حقوق را رعایت کند. این‌ها از مصادیق معروف است که انسان باید برای اجرای امر به معروف،‌ افراد را دعوت کند که به آنها عمل کنند.

3. «دفاع از دين و مقدسات اسلامي». اگر یکی از مقدسات اسلامی، عقاید اسلامی، خود قرآن مورد اهانت دشمنان قرار گرفت و در نوشته‌ها و گفته‌هایشان، به یکی از مقدسات دین، حمله و جسارت و استهزاء کردند، دفاع از آن مقدسات بر هر مسلمانی واجب است. هر مسلمانی باید جلوی آن را بگیرد که بدگویی به اسلام نشود.

4. «انجام وظايف شغلي» انسانی که در یک شغلی گمارده شده است، و کارمند یکی از ادارات است یا مثلا مسئول یکی از کارها و نهادهاست و یا در هر کاری، استخدام شده باید  وظیفه شغلی خود را به خوبی انجام دهد. کسی که تعهد کرده روزی هفت یا هشت ساعت کار کند واجب است همین قدر از نظر ساعت کار کند. بی جهت تعطیل نکند،کم کاری نکند، به وظایفی که نسبت به مراجعین دارد عمل کند.

5. «رعايت حجاب اسلامي» پوشش اسلامی بر بانویی که می‌خواهد از منزل خارج بشود، یا در مقابل نامحرم‌ها واجب است. اصل حجاب و عفاف برای زنان جامعه موضوعی مهم و وظیفه‌ای اسلامی است که بر آن تاکید فراوان شده است،بنابراین خواهران و بانوان دینی باید مراقبت بیشتری داشته باشند و جوانان نیز در نگاه خود از عفت لازم برخوردار باشند و اگر زمینه فساد و گناه در جامعه فراهم شد عفیف و پاکدامن باشند. عصر و زمان ما که بعضی آن را عصر برهنگی و آزادی جنسی نام نهاده‌اند و افراد غرب زده بی‌بند و باری زنان را جزئی از آزادی او می‌دانند، سخن گفتن از حجاب برای آن دسته ناخوشایند است و گاهی افسانه به حساب می‌آورند. پی آمدهای این بی بندو باری نیز فراوان و گوناگون است که در جای خود باید بحث شود،اما در محیط اسلامی که ما زندگی می‌کنیم و باید ارزش‌های اسلامی پاسداری شود یکی از محورها همان موضوع حجاب است. در سوره نور از آن به عنوان حجاب و عفاف و پاکدامنی زنان و مردان جامعه از آلودگی‌های جنسی یاد شده است و حکم خدا راه نفوذ شیطان را از همان آغاز بسته و فرموده است که همگان، چه مردان و چه زنان مراقب چشم‌های خود باشند و به نا محرم به عنوان لذت جویی نگاه نکنند.

حجاب برای بانوان پاسداری از شخصیت خویش است و اگر در محیطی زنان عشوه‌گر وجود داشتند،مردان و جوانان باید بیشتر مراقبت کنند که به انحرافات جنسی و گناه دچار نگردند.

در این زمینه روایات فراوانی داریم که یک روایت جالب را یادآوری می‌کنم:

امام علی (ع) فرموده است:

«ما المجاهد الشهيد في سبيل الله باعظم اجرا ممن قدر فعفّ  لكاد العفيف ان يكون ملكا من الملائكه».[24]

کسی که در راه خدا جهاد کند و شهید گردد، اجرش بزرگتر از کسی نیست که بتواند گناه کند اما عفت ورزد، همانا انسان عفیف و پاکدامن نزدیک است که فرشته‌ای از فرشتگان خدا شود.

بنابراین واجب است بانوان آن گونه که اسلام گفته، حجاب اسلامی را رعایت کنند. این واجبات را اگر کسی رعایت نمی‌کند،بر دیگران واجب است که از باب امر به معروف به او امر کنند که این وظیفه را انجام دهد.

 

برخی از مصادیق منکر

گفتیم که منکرات شامل همه کارهای حرام می شود وباید انسان آن ها را ترک کند و دیگران را نیز باز دارد. اکنون به بعضی از منکرات که  اهمیت بیشتری دارند اشاره می کنیم:

1.         یکی از کارهای حرام و منکرات مهم توهین به مقدسات دین است، در آیین اسلام برای برخی از چیز ها حریم وجایگاه ویژه ای در نظر گرفته شده است که همگان باید نسبت به حفظ و پاسداری از آن حریم ها هشیار بوده، مراقبت لازم را به عمل آورند، مانند: حریم ذات اقدس الهی، حریم پیامبر اعظم ص، حریم امامان معصوم  ع ، حریم قرآن کریم و آنچه از ضروریات اسلام است. کسی حق ندارد به حریم خداوند متعال هتک حرمت نماید، یا به حریم پیامبر و دیگر پیشوایان معصوم  اهانت کند. اگر کسی به خدا،‌ به پیغمبر، به امام،‌ به قرآن و آنچه که از ضروریات اسلام است توهین کند، چیزی از ارزش های دینی باقی نمی ماند و چنین توهینی حرام است. این قبیل از ارزشها خط قرمز است که هر مسلمانی باید مراقب باشد، و برای جلوگیری از چنین منکری حساسیت لازم را نشان دهد. از این رو اگر فردی از مسلمانان آگاهانه و با عناد مرتکب چنین منکری بشود از اسلام خارج شده  و حکم به ارتداد او می شود.

به این جهت بود که وقتی سلمان رشدی نسبت به ساحت مقدس پیامبر بزرگوار اسلام و قرآن کریم اهانت بزرگی را مرتکب شد امام راحل واکنش شدیدی نشان داده و حکم قتل وی را صادر نمود.

در این راستا باید یاد آور شد که ترویج و تبلیغ عقاید باطل،‌ یکی از محرمات است،‌ کسی که به وسیله زبان یا قلمش در مجله و روزنامه، و کتاب و سایت و وبلاگ، یا در کلاس درس عقاید باطل را ترویج کند، و به عقاید درست و صحیح توهین کند، این از محرمات است.

 

جای تاسف است که انسان بشنود یا ببیند که در رسانه ای یا مرکزی به مقدس ترین موضوعات دینی مردم اهانت شود و به جای آن از عقاید باطل و بی اساس دفاع به عمل آید، مردم باید غیرت دینی داشته باشند و واکنش نشان داده و جلوی چنین فردی را بگیرند.

2.         یکی از منکرات مهم تضعیف حکومت اسلامی است. اگر حکومتی برقرار شد، با فداکاری هزاران شهید و جانبازی هزاران جانباز و تحمل کردن هزاران مشکل، اکنون اگر کسی بخواهد آن حکومت را تضعیف بکند و به آزادی هر چه خواست انجام دهد و بنویسد، این حرام است و بر دیگران واجب است که جلویش را بگیرند. در کجای دنیا آزادی با این تفسیر غلطی که برخی از افراد نسبت به آن دارند، وجود دارد؟ اگر چنین آزادی مورد قبول اندیشمندان و دست اندرکاران کشورهای گوناگون بود، که هر کس هر چه دلش خواست انجام دهد، دیگر دستگیری افراد و باز داشت آنان و محاکمه و زندان و مجازات معنا نداشت!  آیا این صحیح است که افرادی به نام آزادی آرامش مردم را از بین ببرند یا به مقدسات مورد احترام آنان توهین نمایند؟! هر گز چنین نیست!

3.         نیز یکی از منکرات و کارهای حرام که آثار نا مطلوبی برای جامعه به بار می آورد، توجه نکردن به وظایف شغلی و ترک آنها است.‌ اگر انسان در جایی مشغول به کار شد بر این اساس که روزی هفت یا هشت ساعت کار کند باید نسبت به تعهد خویش پای بند باشد. صحیح نیست  که مثلا کسی بگوید من کاری به این کارها ندارم، اگر به محل کار می‌روم برای این است که حقوقم را بگیرم، نه این که کار مردم را راه بیندازم، حضور فیزیکی خود را در آنجا حفظ می کنم، سپس هر کاری را که دلم خواست انجام می دهم،   کار مردم را انجام نمی‌دهم و تنبلی می‌کنم، این رفتار از محرمات است. کسی که سر یک کاری می‌رود باید مأموریت شغلی خود را به خوبی انجام دهد، یک کارمند اگر یک ساعت تنبلی کند، حقوق این یک ساعت را طلب کار نیست، و فعل حرام نیز به جا آورده است. کارمندی که افراد به او مراجعه می‌کنند و کار آن ها را عقب می‌اندازد، در حالی که می‌تواند زودتر انجام بدهد و نمی‌کند، بلکه برخورد بد می‌کند،این از محرمات است،باید او را از این کار نهی کرد.

 

ربا یکی از منکرات بزرگ و وجوب نهی از آن

در قرآن آیات زیادی به عناوین مختلف ربا را تحریم و به شدت از آن نهی کرده است. در آیه‌ای چنین آمده است:  «الَّذينَ يَأْكُلُونَ الرِّبا لا يَقُومُونَ إِلاَّ كَما يَقُومُ الَّذي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطانُ مِنَ الْمَسِّ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبا وَ أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَ حَرَّمَ الرِّبا»[25]

رباخواران مانند دیوانه‌ها هستند. قیام و حرکت آن ها مانند آدم دیوانه و مبتلا به صرع است، وقتی می‌خواهد، قیام بکند، مثل آدم دیوانه قیام می‌کند. این بدان جهت است که آنان گفتند: داد و ستد مثل «ربا» ست،‌ در حالی که خداوند، داد و ستد را حلال و ربا را حرام کرده است.

در تفسیر این آیه مفسران معمولا می‌فرمایند: آدم رباخوار در قیامت به گونه‌ای است که  نمی‌تواند برای حساب و کتاب و مراسم قیامت از جایش حرکت کند. در حدیثی پیغمبر اکرم (ص) فرمودند: آن گاه که به معراج رفتم، افرادی را دیدم که هر چه می‌خواهند از زمین برخیزند نمی‌توانند از جهت بزرگی شکمهایشان. آن قدر شکم و جثه‌شان سنگین است که نمی‌توانند از جا حرکت کنند، از جبرئیل پرسیدم این ها چه کسانی اند؟ فرمود: اینها رباخواراند،اینان صبح و ظهر بر آتش جهنم عرضه می‌شوند. و منتظر حساب اند تا که رسماً وارد دوزخ شوند.[26] اما استاد علامة طباطبایی رضوان الله علیه زیر تفسیر آیة مذکور سخن نغزی دارد که خلاصه‌اش این است:[27] آیه مخصوص قیامت نیست. بلکه در دنیا هم همین گونه است. انسانهایی که در دنیا زندگی می‌کنند برای تأمین خوراک، لباس و مسکن خود نیاز دارند فعالیت و کار و کوشش نمایند. آدم بیکار نمی‌تواند یک زندگی مناسبی داشته باشد. کار کردن جزء منطق اسلام است مگر نسبت به از کار افتاده‌گان که نمی‌توانند کار کنند، بعضی از مردم که قدرت بیشتری برای کار دارند درآمد بیشتری هم پیدا می‌کنند، چنین کسان این درآمد اضافه را به طور طبیعی باید صرف انسان های از کار افتاده‌ای کنند که قدرت کار ندارند و نمی توانند روزی خود را تأمین کند. اگر انصاف داشته باشد و انسان عاقلی باشد،  باید به آن افرادی که مستضعفند قدرت ندارند، کمک بکند، مثل این که کسی بیمار است و قدرت معالجه ندارد، کسی که بیشتر از نیازش درآمد دارد باید به فکر این هم باشد به طور رایگان یا قرض به او بدهد تا  بیماری اش را درمان کند. یا مثلاً کسی دخترش را می‌خواهد شوهر بدهد یا پسرش نمی‌تواند ازدواج کند، یا افرادی هستند که می‌خواهند کسب بکنند ولی قدرت مالی ندارند. و مالی در اختیار ندارند، اگر مقداری پول به او  بدهند یا جنس در اختیارش بگذارند می‌تواند یک زندگی را اداره کند. عاطفه انسانی و جریان طبیعی می گوید آن که بیشتر از نیاز خودش دارد به این کارها برسد چون آنها هم انسانند و نیاز دارند. فطرت انسان نیز همین را می‌گوید که تو این پول را داری، این پول را در راه کسب بیانداز. مزرعه‌ای را آباد کن یا موسسه‌ای یا کارخانه‌ای یا کارگاهی درست کن. وقتی سرمایه‌ات را در این راه صرف کنی علاوه بر این که خودت درآمد مشروعی پیدا خواهی کرد، عده ای را نیز به کار گرفته و به نان رسانده ای. و در کار تولیدی به جامعه خدمت کرده ای . اسلام این ها را خیلی می پسندد و به آن توصیه می‌کند . حتی این کارها را عبادت می‌داند.

اما اگر کسی بگوید من کار نمی‌کنم. می‌خواهم از راه ربا دادن سود ببرم. این خلاف فطرت و طبیعت است. می‌گوید نه صدقه به کسی می دهم و نه قرض الحسنه! فقرا ندارند بروند بمیرند، آن فقیر نمی‌تواند دختر شوهر بدهد ندهد. اگر بیمار است می‌خواهد بماند یا بمیرد. می‌گوید من آنچه می‌فهمم این نزول و این سود پول و این رباست. و من پولم را باید در راهی بیاندازم که زحمت آن کم باشد و به آسانی درآمد پیدا کنم. چه بهتر از این که پول را راحت می‌گذارم در یک جایی و ماهیانه می‌روم سودش را می‌گیرم و نوش جان می‌کنم هر چه هم می‌خواهد بشود، بشود! یا اصلا آدمی است که ربا را اصل می‌داند می‌گوید ربا از همه چیز راحت تر است. می‌گوید من تعجب می‌کنم از آدم‌هایی که می‌روند پولشان را به کار می‌اندازند و این درد سرها، این چه کاری است؟ این روش خلاف فطرت و اقتصاد سالم است. چنین فردی عاطفه انسانی ندارد و اصلا نمی‌فهمد و درک نمی‌کند، او عاشق پول است. علامه طباطبایی این آیه را اینگونه معنا می‌کند. و می‌فرماید: در آیه که آمده است اینگونه افراد که ربا می‌خورند، اینها قیام نمی‌کنند،  این قیام مراد قیام به معنی ایستادن نیست. بلکه قیام به امر معیشت است . اینها قیامشان به امر معیشت مانند آن آدم دیوانه است. واقعا هم اینجوری است. حالا خودش نمی‌فهمد. ولی گاهی آدم می‌بیند که افراد رباخوار و افراد رباگیر را حقاً دیوانه هستند. کسی که این قدر بی عاطفه و بی توجه باشد حقاً دیوانه است . این قیامش به امر معیشت مانند دیوانگان است. اگر عاقل بود که وضع اقتصاد مردم را اینگونه خراب نمی‌کرد!.

« ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبا » می‌گوید: اینها به حدی رسیدند که می‌گویند خرید و فروش هم مانند ربااست. در حالی که باید بگویند ربا مانند خرید و فروش است. اصل را در ربا می‌گیرند. و می‌گویند که ربا یک چیز خیلی خوب و راحتی است بهترین راه کسب و درآمد است. در حالی که خدا بیع را حلال کرده اما ربا را حرام کرده است. برای مفاسدی که ربا دارد. در کلمات بعضی از علمای بزرگ است: تنها کسانی  در دوزخ مخلد می‌شوند که کافر یا مشرک باشند و موحدین همه از دوزخ نجات پیدا می کنند. اما خداوند متعال در این آیه می‌گوید کسانی که رباخواری کنند و سرمایه‌شان را در این راه بیاندازند اینها خالد در دوزخ اند و همیشه باید در جهنم بمانند. شاید که ما هیچ گناهی را در قرآن نداشته باشیم که خداوند درباره آن فرموده باشد: «فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ» [28] اگر دست برنمی دارید آماده جنگ با خدا باشید. اینکه می‌بینید وضع اقتصاد دنیا به این صورت درآمده است که چند کشور اعلامیه صادر کرده بودند که بزرگترین بدبختی کشورهای جهان سوم صندوق‌های بین المللی پول و بانکهای بین المللی هستند. حقا هم چنین است. آنها کشور ها را به بدبختی کشیدند، شب و روز کشورها باید کار کنند تا سودی را که آن بانکها می‌گیرند بتوانند بپردازند. بعضی کشورها آن چنان غرق شدند که نمی‌توانند خودشان را نجات دهند. آن قدر بدهی دارند که درآمد سالیانه و سودی که دارند همین مقداری است که باید به آنها بدهند، این دسته از کشورها تا آخر باید در بدبختی بمانند. وقتی که قول خدا را عمل نکردند قول پیغمبر را قبول نکردند و هر جور دلشان می‌خواست رفتار کردند. نتیجه اش همین است. اینکه وضع کشورها اینجور شده و مردم کمتر حاضرند سرمایه‌گذاری در کارهای تولیدی بکنند، به دلیل وجود ربا و رواج آن است و اگر چنین نبود همان سرمایه جزئی که داشت همان را به کسب می‌زد و این مشکلات پیدا نمی‌شد.

 

اقسام ربا

از آنچه پیش از این گفتیم معلوم شد که ربا یکی از کسبهای حرام و از محرمات الهی است که همه ادیان آسمانی آن را حرام دانسته اند، و در آیین اسلام نسبت به حرمت و ترک آن تأکید فراوانی شده است.

ربا از نظر کلی به دو صورت است: 1 – ربای در معاملات. 2 – ربای در قرض .  

ربای در معامله این است که شخصی جنسی را بفروشد به چیزی از همان جنس و مقدار بیشتری را در عوض بگیرد، مثلاً یک کیلو برنج را به یک کیلو و نیم بفروشد، و همین طور است اگر حبوبات، و اجناس دیگر را  به مقدار بیشتری از همان جنس معامله کند. یا این که شیر را با پنیر یا کره معاوضه کند و بیشتر یا کمتر بگیرد یا گندم خوب را با گندم نا مرغوب معامله کند و بیشتر بگیرد، این ها از موارد ربای در معامله و حرام است، اما اگر به همان اندازه باشد نه زیادتر، ربا نیست و اشکالی ندارد.، و نیز اگر جنس آنها با یکدیگر متفاوت باشد مثل این که یک کیلو گندم را بدهد و مقداری خرما بگیرد، اشکالی ندارد. ربا در چیزی که هم جنس با چیز دیگراست در صورتی حرام است که آن اجناس را با وزن یا کیل و پیمانه معامله می کنند، و گرنه مانعی ندارد، مثل این که یک فرش 6 متری را با یک فرش 3متری معامله کنند، که این قبیل موارد اشکالی ندارد.

ربا در قرض یعنی این که مبلغی را به کسی می دهد به عنوان قرض و با او شرط می کند که مبلغ بیشتری را به او بر گرداند، مثل این که صد هزار تومان به کسی قرض می دهد به شرط این که یک ماه دیگر صد وبیست هزار تومان به او برگرداند. این کار نیز ربا و حرام است.    

با این که حرمت ربا یک امر قطعی است و در آیین یهود و مسیحیت نیز آمده است، متاسفانه  مسلمانان و پیروان دیگر ادیان  به این بلای خانمانسوز گرفتار شده اند ومشکلات فراوانی را برای آنان به وجود آورده است.

رسول گرامی اسلام فرمود: «شَرُّ الْمَكَاسِبِ كَسْبُ الرِّبَا.» [29] 

بدترین کسب ها کسب از راه ربا است. این تعبیر خیلی از حرمت بالاتر است، یعنی بدترین چیزی که برای دنیا و آخرت و اقتصاد مردم وجود دارد، ربا است بلایی که دنیای امروز به آن مبتلا شده است! از راه ربا ثروتمند ها ثروتمند تر می‌شوند و فقیران فقیر تر.

در روایت دیگری آن حضرت می فرماید:

«مَنْ أَكَلَ الرِّبَا مَلَأَ اللَّهُ بَطْنَهُ مِنْ نَارِ جَهَنَّمَ بِقَدْرِ مَا أَكَلَ وَ إِنِ اكْتَسَبَ مِنْهُ مَالًا لَمْ يَقْبَلِ اللَّهُ مِنْهُ شَيْئاً مِنْ عَمَلِهِ وَ لَمْ يَزَلْ فِي لَعْنَةِ اللَّهِ وَ الْمَلَائِكَةِ مَا كَانَ عِنْدَهُ قِيرَاطٌ.» [30]

هر کس ربا بخورد خداوند شکم او را از آتش جهنم پر می کند و اگر از راه ربا مالی را به دست آورد، هیچ عملی از او قبول نمی شود، و همواره در لعنت خدا و فرشتگان او است تا وقتی که یک قیراط نزد او باقی است.

کسانی که کارشان ربا است در قیامت وضع بدی دارند. ربا خوار شکمش پر از آتش است ولی در این دنیا آن آتش ظاهر نیست، همین که سرش را بر زمین گذاشت و از دنیا رفت آن وقت می بیند که در محیطی از آتش گرفتار شده است.ربا خوار اگر کار خیری هم انجام دهد و مالش را در راه خیر مصرف کند، مثل این که با این مال حج برود یا خمس و زکات بدهد، مورد قبول درگاه الهی نیست! و پیوسته از درگاه الهی مطرود است.

در روایت دیگری امام علی (ع) می فرماید:

«لَعَنَ رَسُولُ اللَّهِ ص الرِّبَا وَ آكِلَهُ وَ بَائِعَهُ وَ مُشْتَرِيَهُ وَ كَاتِبَهُ وَ شَاهِدَيْهِ». [31]

رسول خدا لعنت کرد خود ربا را و نیز کسی را که ربا می خورد و فروشنده و مشتری و نویسنده و دو شاهد آن را.

از این قبیل روایات زیاد داریم در آن آیه ای که پیش از این یاد آور شدیم، این کار به عنوان جنگ با خدا مطرح است. باید مراقب باشیم آلوده به ربا نشویم و از معاملات ربوی و خرید و فروش به صورت ربا بر حذر باشیم.

چنان که ملاحظه فرمودید رباخواری و ربادهی، و به طور کلی معاملات ربوی یکی از محرمات قطعی اسلام و یکی از بزرگترین منکرات و یکی از خطرناکترین آفت‌های اقتصادی است که همه مسلمانان وظیفه دارند، به صورت جد با آن مبارزه نمایند. طرح و اجرای چنین برنامه‌ای کار دشواری است ولی اگر عزم ملی باشد و مسئولان دولتی و کارشناسان اقتصادی در حل این معضل تلاش و همکاری نمایند می توانند به تدریج بر این مشکل فائق آیند. به امید آن روز.

 

بانک ها و مسئله ربا

امروز وضع جهان به گونه ای است که بدون بانک کشور ها نمی‌توانند اداره شوند، در اقتصاد کشور ها بانک به گونه ای نفوذ کرده که بدون آن کشوری را نمی توان اداره نمود.  تجارتهای داخلی و خارجی توقف بر بانک دارد. بنا بر این نمی توانیم بانک نداشته باشیم. بعد از پیروزی انقلاب انتظار می رفت فقهای عظام و روشن ضمیر و محققان تحقیقات گسترده ای در مورد بانک بدون ربا انجام دهند و طرح منظم و خوبی ارائه دهند تا مسئولان بانک را بر طبق آن اداره کنند و سرمشقی برای کشورهای اسلامی دیگر باشد زیرا که آن ها نیز خواهان چنین مسائلی هستند، جا داشت که حوزه‌های علمیه و فقها این مسئولیت را انجام بدهند. ولی این مسئولیت آنگونه که انتظار می‌رفت انجام نشد. اوایل پیروزی انقلاب اسلامی تعدادی از فقهای شورای نگهبان احساس ضرورت نموده و طرحی را تهیه کردند که بانک ها از ربا بیرون بیاید، آنان نظر خود را بیان نموده و آن را خدمت امام راحل (قدس سره) نیز ارائه داشتند، سپس قانونی در مجلس به تصویب رسید و با موافقت شورای نگهبان به مسئولین بانک ها ابلاغ شد،  اکنون بانک ها نیز  بر طبق طر ح آنان  اداره می‌شود. طرح به گونه‌ای است که تا حدی مشکل ربا حل می‌شود، مشروط بر این که درست عمل بشود، زیرا طرح آنها به طور نسبی طرح خوبی است. در این طرح پولی را  مردم به عنوان سپرده کوتاه مدت یا بلند مدت در بانک می‌گذارند و به بانک وکالت می دهند که با این پولی که ما می گذاریم کسبهای مشروعی را انجام بدهی و درآمد حلال به دست بیاوری،. و بخشی از درآمدش را به ما بدهی و  بخش دیگرش را برای خودت بر داری.

بانک هم وکیل می شود که بر اساس عقود اسلامی مانند: جعاله، مضاربه، فروش اقساطی و غیره با آن پول ها تجارت و کسب و کار  انجام دهد .

کاری که مسئولان بانک ها بر طبق این طرح انجام می‌دهند دو نوع است، یکی کارهایی است که خودشان مستقیما انجام می‌دهند یعنی با این سرمایه هایی که از مردم است تجارت می کنند. مثلا مواد اولیه می خرند و می فروشند، ماشین آلات سنگین را می خرند و اجاره می دهند به راهسازی، و امثال اینها، یا در راه کشاورزی و سدسازی و امثال این ها صرف می کنند. طبعا از این تجارت، مضاربه، اجاره و امثال اینها سودی به دست می‌آورند. این سودی که به دست می‌آورند یک مقدار از آن را می دهند به کسی که پول را داده، و یک مقدار هم برای خودشان بر می دارند. البته اینها سعی می کنند در معامله ای صرف کنند که سود آور باشد. و اگر احیانا ضرر کرد می‌گویند که خود دولت تضمین کرده که ضرر آنها را تامین کند. کار دیگر که بانک می‌تواند بکند این است که شرکتهای خصوصی و افرادی که احتیاج به پول دارند و می‌خواهند کسب و تولید کنند و سرمایه ندارند، بانک بعد از اینکه بررسی کرد که کار اینها قطعا سود می‌دهد، و ور شکستگی در آن نیست و ضرر ندارد. در این صورت پول را در اختیار او می گذارد، تا با آن پول تجارت  و تولید کند و سودی به دست آورد، نه اینکه پول را به او می دهد و سودی را از او می گیرد. پولی را که می‌دهند به آن شرکت یا به آن فرد، برای این است که با  آن کار کنند، اینها مامور و موظفند که این پول را در چنین مواردی و در کارهای تولیدی و درآمد زا مصرف کنند. یا مثلا در رابطه با خانه سازی، بانک خانه ارزان قیمت درست می کند و به مردم می فروشد و یک درآمدی پیدا می کند، درصدی را خودش برمی دارد و درصدی را هم به صاحبان پول می دهد. این برنامه‌ای است که بانک دارد.

بنا بر این بانک وظیفه دارد اولا تحقیق کند این کسی که می خواهد پول بگیرد آیا واقعا می خواهد تجارت و تولید و کشاورزی کند یا نه، می‌خواهد برای عروسی فرزندش و دیگر امور زندگیش مصرف کند. فقط در جاهایی که کارهای تولیدی تجارتی و مشروع است، و درآمد دارد بانک وظیفه دارد بررسی و اقدام کند. اگر بانک احساس کرد فرد پول را برای جاهای دیگر می خواهد نباید پول را به او بدهد. این وظیفه بانک است. اگر این جوری عمل بشود کار جنبه شرعی پیدا می کند. و مشکل ندارد، هم برای صاحبان پول خوب است و هم کارهای تولیدی کشور راه می افتد، و برای کشور نیز مفید است. همه اینها مشروط به این است که این سه دسته به وظیفه خودشان عمل کنند یعنی هم کسانی که پول می‌گذارند در بانک هدفشان این باشد که به بانک پول می دهند و به مسئولین بانک وکالت مید هند که در راه کسب و کار مشروع صرف کند، مسئولیت بزرگ بانکها این است که پولی را که از مردم می‌گیرند به همین عنوان بگیرند، و چنین عمل بکنند، بی تفاوت نباشند. مسئله سوم کسانی اند که پول از بانک می گیرند. آن هم خیلی مهم است.

خیلی وقت ها افرادی احتیاج به پول پیدا می کنند. می‌خواهد عروسی کند پول ندارد می گوید: می رویم از بانک به عنوان تعمیر منزل، یک پولی می گیریم و آن پول را می بریم برای این کارها صرف می کنیم. این همان ربا و حرام است.

پولی را که شرکتها و افراد می گیرند، باید در خصوص همان راههایی که قانون پیش بینی کرده که کسبهای حلال باشد، صرف کنند. در راههای دیگر نمی‌توانند صرف کنند. به صرف اینکه گفتند بانک ها اصلاح شد، بنابراین پولی که من می گیرم درست است، نه این درست نیست! اگر پولی را شما برای تجارت، یا برای خانه سازی و مانند آن می گیرید، واجب است بر طبق قانون عمل کنید و در همان راه مصرف کنید. اما اگر بی اعتنایی و بی توجهی بشود این از همان جاهایی است که حرام است.

مسئولین بانک هم باید توجه داشته باشند که پولی را که می‌دهند اولا این فرد برای یک راه مشروعی بخواهند و بعد از آن بر این کار نظارت کنند. بانک مسئولیت نظارت دارد، اگر بانک دید در راه غیر شرعی مصرف می کند، باید پول را از او بگیرد.  به هر حال این نیاز دارد به همکاری و همفکری هر سه دسته با یکدیگر. اول پول دهندگان، دوم مسئولان، و سوم پول گیرندگان. اگر اینها بر طبق ضوابط بانک که نوشته شده و آقایان زحمت کشیده اند و درست کرده اند عمل کنند تا حدی مشکل ربا حل می شود.

در خاتمه گفتنی است که گرچه مسأله بانکداری و سودهای بانکی، در شرائط استثنایی زمان آغازین پیروزی انقلاب،به صورت مذکور توسط شورای نگهبان، تا حدی حل و فصل شد، ولی گویا در حد مطلوب شارع مقدس اسلام نباشد. انتظار می‌رفت که در فرصت‌های بعد، با همکاری و همفکری فقهای عظام و کارشناسان اقتصادی و استمداد از همه صاحب نظران، و جدیت مسئولین مربوطه نظام،در حل این معضل طرح بهتر و جامع‌تری تهیه و به اجرا گذاشته می‌شد. به امید آن روز.

             

 

منکری بزرگ به نام رشوه

رشوه یکی از بلاها و آفتهای بزرگ دستگاه اداری و به ویژه قضائی است که در همه کشورها کم و بیش دیده می‌شود.

در اینجا به چند موضوع اشاره می‌شود: 1- معنای رشوه 2- نظر اسلام درباره رشوه 3- صورتهای مختلف رشوه 4- حکم رشوه دهنده و دلال. 5- مفاسد اجتماعی رشوه.

1 -  رشوه چیست؟ رشوه عبارت است از چیزی که کسی به دیگری می‌دهد تا حقی را از بین برده و تضییع نماید، مثلاً پولی به قاضی می‌دهد که بر خلاف حق حکم کند، حق دیگری را به او بدهد، یا حد الهی را درباره‌اش اجرا نکند، مبلغی به مسئول اداره می‌دهد که نوبت دیگری را به او بدهد، و بر خلاف قانون با او عمل کند. پولی را به شهرداری، فرمانداری، مسئول بانک، نیروهای انتظامی و پلیس و مأمور دارایی، می‌دهد که کاری بر خلاف قانون انجام دهند. فرقی ندارد آن چیز جنس باشد یا وجه نقد، یا انجام کاری برای وی،  و آن مبلغ نقد کم باشد یا زیاد، حتی یک پاکت سیگار یا نوشابه می تواند حکم رشوه را داشته باشد.

2 - حکم رشوه از نظر اسلام –  یکی از منکرات بزرگ و کارهای حرام از دیدگاه اسلام رشوه است.

از پیامبر اکرم (ص)  چنین نقل شده است:

« اِيَّاكُمْ وَ الرِّشْوَة فَإِنَّهَا مَحْضُ الْكُفْرِ وَ لَا يَشُمُّ صَاحِبُ الرِّشْوَةِ رِيحَ الْجَنَّةِ»[32]

از رشوه حذر کنید، زیرا آن کفر ناب است و رشوه خوار بوی بهشت را احساس نخواهد کرد.

امام صادق (ع) فرمود:

«مِنْ أَكْلِ السُّحْتِ الرِّشْوَةُ فِي الْحُكْمِ قِيلَ: يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ وَ إِنْ حَكَمَ بِالْحَقِّ؟ قَالَ: وَ إِنْ حَكَمَ بِالْحَقِّ قَالَ: فَأَمَّا الْحُكْمُ بِالْبَاطِلِ فَهُوَ كُفْرٌ».[33]

امام صادق علیه السلام فرمود: رشوه‌خواریِ در حکم، یکی از موارد حرام‌خواری است،گفته شد: ای فرزند رسول خدا اگر چه به حق حکم کند؟ امام فرمود: اگر چه به حق نماید، سپس فرمود: اما اگر حکم به باطل کند آن رشوه گرفتن کفر است.

صاحب جواهر می‌نویسد «اتفق المسلمون علي تحريم الرشوة» مسلمانان در حرام بودن رشوه اتفاق نظر دارند. بنابراین اگر شخصی برای رسیدن به هدف خود، تضییع حقی،گرفتن امکاناتی،فرار از جریمة قانونی، ندادن مالیات، چیزی به عنوان هدیه یا تحفه یا سوغات به کسی بدهد رشوه و حرام است.

سؤال: آیا می‌تواند هدیه را بگیرد، ولی تصمیم داشته باشد بر طبق حق رفتار کند؟ مرحوم صاحب جواهر می‌فرماید: گرفتن آن حرام است، اما در موردی که کسی هدیه می‌دهد  برای این که طبق حق عمل شود و حق خود را بستاند، اگر گرفتن حق بر دادن هدیه یا رشوه متوقف نباشد، حرام است، ولی اگر گرفتن حق بر آن توقف دارد دادن آن هدیه یا رشوة جایز است، گر چه برای گیرندة آن حرام است.

پیامبر شخصی را برای جمع مالیات فرستاد، وقتی برگشت اموال را تحویل می‌داد و می‌گفت: این مال شما و این به من هدیه شده است! پیامبر بپا خواست و بر منبر رفت و فرمود: چه شده کارمندی  را که ما فرستادیم تا کار ما را انجام دهد، برگشته  و می‌گوید: این مال شما و این هم به من هدیه شده است؟!

نیز در جواهر چنین آمده است: فرستادن هدیه برای قضات و حاکمان توطئه‌ای است که اگر چه تحت عنوان رشوه قرار نگیرد، داخل در حکم رشوه و حرمت است و پرداخت هدیه برای ادای شهادت بر باطل یا تحمل و ادای شهادت هم از این قبیل است.[34]

بنا بر این رشوه حرام است و موجب عذاب آخرت می‌شود، گیرنده مالک آن نمی‌شود و باید آن را به صاحبش برگرداند. با پول رشوه  غذا خوردن ، پوشیدن لباس، حرام و نماز با آن باطل است. روی فرشی که از این راه تهیه شده نماز نباید بخواند.

3 - سوم صورت های رشوه – رشوه به هر صورتی و به هر نامی باشد حرام است: پول چای،‌ کرایه ماشین،  پول ناهار، هبه، نذر، هدیه، چشم روشنی همه اینها رشوه محسوب می‌شود و حرام است!

امام علی (ع) به شخصی به نام رفاعه نوشت: از گرفتن تحفه های طرف های دعوا [کسانی که با یکدیگر خصومت دارند] بپرهیز، و از آن نیتی که درون دل دارند [مانند: قصد رشوه دادن] بر حذر باش!

احْذَرِ التُّحَفَ مِنَ الْخُصُومِ وَ حَاذِرِ الدُّخْلَةَ».[35]

و نیز در روایتی چنین آمده است:

«عَنْ عَلِيٍّ ع فِي قَوْلِهِ تَعَالَى: (أَكَّالُونَ لِلسُّحْتِ) قَالَ: هُوَ الرَّجُلُ يَقْضِي لِأَخِيهِ الْحَاجَةَ ثُمَّ يَقْبَلُ هَدِيَّتَهُ».[36]

حضرت علی (ع) در باره این سخن خدا:  «آنان که به حرام چیزی را می خورند» فرمود: مقصود کسی است که نیاز و حاجت برادر خود را  برآورده کند و هدیه ای از وی دریافت نماید.

4  - حکم رشوه دهنده و دلال.

ممکن است کسی بپرسد که هدیه دادن به عناوین مختلف یا سوغات چطور است؟ صاحب جواهر هدیه و تحفه در سوغات را می‌گوید: اگر به قصد رشوه و برای این باشد که حق دیگری را تضییع کند یا جلو عمل حقی را بگیرد،‌ این مصداق هبه و هدیة رشوه ای است. چون دو نوع هبه داریم: هبة رشوه ای که حرام است، و هبة غیر رشوه ای که  مستحب است.

از احادیث استفاده می‌شود هم چنانکه رشوه گرفتن حرام است، دادن رشوه نیز حرام است. فقها گفته اند اگر رشوه برای تضییع حق دیگری یا استیفای چیزی بر خلاف قوانین و  ضوابط باشد حرام است، ولی اگر برای گرفتن حق خودش باشد و بدون آن حقش تضییع می‌شود، دادن رشوه جایز است، گرچه بر گیرنده حرام است. دلالی و واسطه‌گری در رشوه نیز حرام است. از پیامبر (ص) نقل شده است:

« لَعَنَ اللَّهُ الرَّاشِيَ وَ الْمُرْتَشِيَ وَ مَنْ بَيْنَهُمَا يَمْشِي».[37]

خدا رشوه دهنده،  رشوه گیرنده و واسطه‌گر بین آن دو را لعنت کند.

این منکر زشت آن قدر در بعضی از جاها و درمیان بعضی از مردم رواج پیدا کرده و عادی شده است که نامش را «حق و حساب » گذاشته و موضوعی ساده و معمولی به شمار می آورند!

 

مفاسد رشوه

گفته شد که رشوه از گناهان بزرگ است، به حدی که صاحب آن ملعون خدا و پیامبر است. چرا برخورد اسلام با رشوه این قدر شدید است؟ پاسخ این است که علت آن مفاسد اجتماعی، فرهنگی، سیاسی،  اخلاقی و اقتصادی است که بر رشوه مترتب می شود. کار کرد رشوه برای نظام یک آفت بزرگ و آسیبی است که در همه شئون زندگی یک جامعه تاثیر سوء می‌گذارد و نظم عمومی را مختل می‌سازد. بزرگترین زیان رشوه این است که اجرای قوانین را متزلزل ساخته و نظم عمومی را بر هم می‌زند.

همه می‌دانیم که وجود قانون از نیازهای اولیه زندگی انسان‌ها است و بدون قانون نمی‌توانند زندگی کنند. به برکت قانون نظم اجتماعی برقرار می‌شود، برای افراد امنیت جانی و مالی و آبرویی به وجود می‌آید، حقوق افراد تضمین می گردد، از تعدیات جلوگیری می‌شود،‌ پیشرفت و بهبود زندگی اقتصادی مردم به برکت قانون به وجود می‌آید،‌ بودجه و امکانات دولت در اثر قانون تأمین می‌شود، امور عمرانی و اقتصادی و سیاسی یک نظام به وسیله قانون عملی می‌شود. در مرحله اول به تدوین قوانین کامل و حساب شده و در مرحله دوم به اجرای کامل قوانین بستگی دارد. در کشورهای پیشرفته عمل به قانون از ارزش ویژه برخوردار است و تخلف از قانون امری زشت و قبیح است، به گونه‌ای که گاهی می‌شود یک وزیر یا رئیس جمهور در اثر تخلف از قانون ناچار می شود استعفا بدهد و حتی بزرگترین شخصیت ها در اثر تخلف به میز محاکمه کشیده می شوند.

ما خوشبختانه از جهت قوانین خوب و کامل غنی هستیم، اما متأسفانه اجرای قانون و تعهد لازم نسبت به آن در میان ما به صورت مطلوب نیست. قانون آن گاه نتیجة خوب می‌دهد که به طور کامل درباره همه افراد، از بزرگترین شخصیتها گرفته تا افراد عادی اجرا شود، متأسفانه قانون در بین ما از احترام ویژه برخوردار نیست و به عمل به قانون عادت نکرده‌ایم، هر کس به هر طریق که توانست از عمل به قانون فرار می کند و این را یک هنر و زرنگی می داند! و این یکی از مشکلات بزرگ اجتماعی ما است که موجب می‌شود کارها و طرح‌ها غالبا از پیشرفت مناسب برخوردار نباشد، زیرا که قانون حکومت ندارد، کارها غالبا به شخصیت افراد و مقدار تعهد و سلیقه آنان بستگی دارد.

اکنون که ارزش قانون روشن شد، باید گفت: رشوه یکی از عوامل مهم برای تزلزل قانون و فرار از اجرای آن می‌باشد. به وسیله رشوه حقوق افراد تضییع می شود،‌ مجرمین از مجازات فرار می‌کنند، حدود الهی اجرا نمی‌شود،‌ افراد ناشایسته به کارها گمارده می‌شوند و امور اداری مختل می شود، مالیات‌ها خوب وصول نمی‌شود، عوارض شهرداری‌ها خوب وصول نمی‌شود، و به درآمد دولت لطمه وارد می‌گردد. طرح‌های عمرانی، کشاورزی، صنعتی، اقتصادی دولت، در اثر رشوه خوب انجام نمی‌گیرد. در موافقت های اصولی، اجازه ورود کالاهای تجارتی، صدور کالاهای تجارتی، در قرارداد با پیمانکارها،‌ در راهسازی، لوله‌کشی، استخراج و کشف معادن، ساختمان سازی و شهر سازی، و دیگر کارها که باید منافع ملت و دولت منظور گردد، به وسیله رشوه منافع رشوه دهندگان منظور می‌گردد. اگر رشوه حاکم شد، طرح با مبارزه با گران فروشی و احتکار نیز توفیق کامل و مطلوب را به دست نمی‌آورد.

در نقاط گوناگون و شغل های مختلف افراد متعهد ودلسوز و کاردان و پای بند به قانون وجود دارند و ما از این نکته غافل نیستیم، اما اگر در همه جا و در همه وزارتخانه ها و سایر مشاغل، افراد بر اساس تخصص و تعهد و میزان پای بندی نسبت به اجرای قانون گزینش شده و به کار گرفته می شدند، بسیاری از این مشکلات و نا بسامانی ها و قانون شکنی ها وجود نداشت. 

تبعیض ها و دو گانه عمل کردن ها و نادیده گرفتن قوانین نسبت به افراد جامعه و خود محوری ها، و مشکلات دستگاه های گوناگون، از چه چیزی حکایت دارد؟!  این است که برای سر وسامان دادن به امور مردم و توجه جدی تر نسبت به اجرای قانون برای همه افراد جامعه و جلوگیری از تبعیض های ناروا، باید فکری کرد و مردم را قانونمند بار آورد!

گویا بهترین بلکه تنها راه مبارزه با این بلای قانون شکن انجام وظیفه نهی از منکر باشد. همه کسانی که در موردی از رشوه گیری خبردار می‌شوند وظیفه دارند مراتب را به مسئولین ذی‌ربط گزارش دهند و تا حصول نتیجه آن را پیگیری نمایند و اگر نتیجه نداد موضوع را علنی کنند و در رسانه‌های جمعی آن را مطرح سازند تا رشوه دهندگان و رشوه گیران جرأت ارتکاب این منکر را پیدا نکنند.

 

عالمان دینی و بدعت در دین

یکی از موارد مهم برای نهی از منکر موضوع بدعت در دین است .فقها فرموده ا ند:  اگر بدعتی در دین واقع بشود یعنی یک چیزی که جزء دین نیست آن را به عنوان دین معرفی کنند، مثلا امر واجبی را بگویند مباح است، یا یک امر حرامی را بگویند اسلام این را مباح کرده است، یا بگویند فلان کار عبادت است در حالی که در هیچ جایی نیست. نه در روایتی هست نه درآیه ای هیچ دلیل دینی برای اثبات آن  نیست. در این صورت واجب است کسانی که توجهی به این مطلب دارند و آگاهند علم خودشان را ظاهر کنند، بویژه علما در این مورد باید علم خودشان را ظاهر کنند. و بگویند این حرام نیست، این مباح است. دانشمندان دینی پاسداران دین اند. مگر یک عالم دینی می تواند بگوید من پاسدار دینم ولی اگر من حرفی بزنم فلانی بدش می‌آید یا ضرر مالی می‌بیند یا من اگر بگویم مورد توهین قرار می گیرم؟ البته در مواردی که قابل تحمل باشد باید گفت.  در اینجا به یک روایت توجه می کنیم:

«قال ابوعبدالله (ع): کان فی وصیة امیرالمومنین لاصحابه؛ اذا حضر بلیة فاجعلو اموالکم دون انفسکم و اذا نزلت نازلة فاجعلوا انفسكم دون دينكم و اعلموا ان الهالك من هلك دينه و الحريب من حرب دينه».[38]  امام صادق ع فرمود : در وصیت امیرالمومنین به اصحابش آمده است: وقتی بلایی بر شما نازل شد اگر می توانید این بلا را به وسیله اموال دفع کنید، واجب است که دفع کنید. اگر می توانید مالتان را صرف کنید، این کار را بکنید. اینگونه نباشد که به دلیل نگهداری از اموال خود،آن بلا را تحمل کنید،این صحیح نیست! اگر یک خطری متوجه دین و احکام دین شد یا متوجه موضوعات دین شد یا خود دین مورد تهدید قرار گرفت. شما نفوس خودتان را در برابر دین فدا کنید. یعنی اگر حتی کار به آنجا رسید که برای دفاع از دین ناچار شدید که جان خودتان را بدهید باید بدهید. و فرمود: بدانید هالک کسی است که دینش به هلاکت برسد. انسانی که دینش در معرض خطر قرار بگیرد این هالک واقعی است . غارت زده کسی است که دینش را غارت کنند. این قبیل احادیث زیاد داریم که مسلمانان وظیفه دارند از دین خود دفاع کنند مخصوصا علما که وظیفه سنگین تری دارند و باید علمشان را ظاهر کنند.

در یک حدیثی چنین آمده است:

«قال رسول الله (ص) اذا ظهرت البدع في امتي فليظهر العالم علمه فمن لم يفعل فعليه لعنة الله».[39] رسول خدا فرمود: اگر بدعتها در میان امت من آشکار گشت، عالم وظیفه دارد که علم خودش را ظاهر کند و اگر به وظیفه خودش عمل نکند لعنت خدا بر او باد.

از این قبیل  احادیث، استفاده می‌شود که مسلمین در برابر دفاع از دین مسئولیت بالاتر  و عالی تر ی دارند . این گونه نیست که به صرف اینکه ضرری متوجه آنهاست کوتاهی کنند. نباید این کار را بکنند و در قیامت مسئولند. مخصوصا در مواردی که اصل دین در خطر باشد.

شخصی به نام یونس بن عبد الرحمان می‌گوید: هنگامی که امام کاظم (ع) از دنیا رفت کسی از یاران و نمایندگان او نبود جز اینکه اموال فراوانی نزد او باقی مانده بود و همین اموال سبب شد که آنان اعتقاد «واقفه» را رواج داده و از آن حمایت کنند و بگویند که امام هفتم از دنیا نرفته است، یکی از آنان «زياد قندي» بود که هفتاد هزار دینار نزدش باقی مانده بود و دیگری «علي بن حمزه» بود که سی هزار دینار نزدش بود،وقتی که من از موضوع باخبر شدم و برایم روشن شد که امام کاظم  (ع) از دنیا رفته و امامت به امام رضا (ع) منتقل شده است،‌ در این زمینه با مردم سخن گفته و آنان را به امامت امام هشتم فراخواندم. اینجا بود که آن دو نفر،کسی را فرستادند و پیغام دادند که چرا چنین می‌کنی؟ اگر در پی مال و ثروت هستی ما تو را بی نیاز می‌کنیم و ده هزار دینار در اختیار تو قرار می‌دهیم، تا از این کار خود دست برداری! ولی من از قبول این پیشنهاد خودداری نموده و به آنان گفتم: از زبان معصومان و راستگویان برای ما روایت شده است که فرمودند: هرگاه بدعت‌ها در میان مردم ظاهر شد باید عالم علمش را آشکار کند و اگر چنین نکند نور ایمان از او گرفته می‌شود. از این رو،‌ در هیچ حالی تلاش در راه خدا را رها نخواهم کرد!آنگاه آنان به من ناسزا گفته و دشمنی مرا در دل خود نگه داشتند.[40]

آخرین مطلب این که  فقها فرموده اند: اگر ظالمی مشغول ظلم و ستم است و اگر هیچ چیز به او نگویند ظلمش بیشتر می‌شود،  علما باید در این میدان وارد بشوند و قیام کنند و نهی از منکر کنند و جلوی این ظالم را بگیرند و نگذارند بیش از این ستم کند،زیرا اگر او جرأت پیدا کند و هیچ کس چیزی نگوید،‌ عادت می کند به این که مرتب ظلم بکند، اما اگر جلوی ظلمش را گرفتند مخصوصا اگر علما فریاد زدند که این ظالم است باید جلوی ظلمش را گرفت خود این سبب می‌شود که او جرأتش کم می‌شود و مسلمان ها نیز  جرات پیدا می کنند. باید گفت: امر به معروف و نهی از منکر مخاطبش همه هستند مخصوصا علمای دین. اگر آنان نیز به وظیفه خود در این زمینه عمل بکنند مردم دیگر هم به پیروی از آنان عمل خواهند کرد.

[20]- مفردات راغب: ص 331، ( عرف). 
[21]- تحريرالوسيله، ج1، ص 464.
[22]- نهج­ البلاغه،‌ص421، رقم 47.
[23]- بحارالانوار،‌ج75،‌ص359،‌ح74.
[24]- نهج ­البلاغه،‌حكمت 474.
[25]-  بقره، 275 .
[26]- مستدرك الوسائل، ج13، ص331.
[27]- الميزان، ج2، ص 432 تا 447.
[28]-  بقره، 279 .
[29]-  بحار الانوار ج 103، ص 120 ح 28 .
[30]- وسائل الشیعة ج 18، ص 122، ح 23284.
[31]- وسائل الشیعة ج 18، ص 127، ح 23298 .
[32]- بحارالانوار،‌ج104، ص274.
[33]- مستدرك، ج17، ص353.
[34]- جواهرالكلام، ج4، ص132.
[35]- مستدرك، ج17، ص354.
[36]- بحار، ج104، ص273.
[37]- مستدرك،‌ج17، ص355.
[38]- وسائل الشيعه،‌ج16،‌ص192،‌ح21320.
[39]- كافي، ج1،‌ص54،‌ح2.
[40]- علل الشرايع،‌ج1،‌ص235،‌ح1.