بچه دارى

يكى از وظائف سنگين و مهم حضرت زهرا موضوع بچه دارى و تربيت اولاد بود. فاطمه پنج فرزند پيدا كرد: حسن، حسين، زينب، ام كلثوم و محسن. پنجمين فرزند آن حضرت كه محسن نام داشت سقط شد. دو پسر و دو دختر از آن حضرت باقى ماند. فرزندان آن حضرت از اشخاص عادى نبودند، بلكه چنين مقدر شده بود كه نسل پيغمبر اكرم از فاطمه (عليهاالسلام) بوجود آيد.

رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله مى فرمود: خدا ذريه ى پيغمبران را در صلب خودشان قرار داده ولى نسل مرا در صلب على (عليه السلام) مقرر فرمود پس من پدر اولاد فاطمه هستم. [مناقب ابن شهر آشوب ج 3 ص 387.] خدا مقدر كرده بود كه پيشوايان دين و خلفاى پيغمبر اكرم از نسل پاك زهرا بوجود آيند. لذا يكى از وظائف سنگين او بچه دارى بود. كلمه ى بچه دارى، جمله ى كوتاهى بيش نيست ولى معناى بسيار مهم و دامنه دارى دارد. شايد بعضى خيال كنند كه بچه دارى بيش از اين نيست كه پدر، لوازم زندگى فرزندانش را فراهم سازد. و مادر، تر و خشكشان كند و در تهيه ى غذا و شستن لباس هايشان كوشش كند. و هيچ مسئووليت ديگرى در قبال فرزندانشان ندارند، اما اسلام به اين حد اكتفا نمى كند بلكه پدر و مادر را در قبال وظيفه ى بزرگترى مسئوول مى داند. اسلام شخصيت آينده ى كودك را مرهون تربيت و پرورش و مراقبت پدر و مادر مى داند. تمام حركات و سكنات و افعال و گفتار پدر و مادر در روح حساس و لطيف فرزند تأثير مى كند. هر فرزندى نماينده ى كيفيت سلوك و رفتار پدر و مادرش مى باشد. پدر و مادر وظيفه دارند كه با كمال دقت مراقب آينده ى كودكانشان باشند و مواظب باشند طفل بيگناه- كه نهادش بر خوبى آفريده شده- فاسد و بدبخت نگردد. حضرت زهرا كه خود تربيت يافته ى دامن وحى بود از تربيت اسلامى بى اطلاع و غافل نبود. اطلاع داشت كه از چگونگى شير مادر و بوسه هايى كه بر لب هاى معصوم كودكانش مى زند گرفته تا تمام حركات و اعمال و گفتارش، در روحيه ى حساس آنها اثر دارند. مى دانست بايد اما تربيت كند و نمونه هايى را به جامعه تحويل دهد كه آينه و معرف حقيقت و روح اسلام باشند و حقائق و معارف قرآن در وجودشان جلوه گر باشد و اين موضوع كار سهل و آسانى نيست.

فاطمه عليهاالسلام مى دانست بايد مانند امام حسينى تربيت كند كه در موقع احتياج اسلام، جان خود و عزيزانش را در راه دفاع از دين و مبارزه ى با بيدادگرى فدا كند و بوسيله ى خون هاى عزيزانش درخت اسلام را سيراب گرداند. مى دانست بايد دخترانى همانند زينب و ام كلثوم پرورش دهد كه بوسيله ى ايراد خطبه ها و سخنرانى هاى شورانگيز، دستگاه ظلم و ستم بنى اميه را رسوا و مفتضح سازند، و جلو مقاصد شوم آنان را بگيرند. فاطمه (عليهاالسلام) در دانشگاه خانه، به زينب درس فداكارى و شجاعت داد تا مرعوب دستگاه بيدادگر يزيد نگردد و بوسيله ى سخنرانى هاى آتشين خويش، دوست و دشمن را بگرياند و مظلوميت برادرش و بيدادگرى بنى اميه را فاش سازد. مى دانست بايد فرزند بردبارى همانند امام حسن عليه السلام تربيت كند كه در موقع حساس اسلام، دندان بر جگر بگذارد و براى حفظ منافع عالى اسلام و فراهم ساختن زمينه ى انقلاب اساسى، سكوت كند و بوسيله ى صلح با معاويه، به جهانيان بفهماند كه اسلام تا بتواند صلح را بر جنگ ترجيح مى دهد. و بدان وسيله عوام فريبى و ظاهر سازى و حقه بازى معاويه را آشكار سازد. نمونه هاى خارق العاده كه از آن مكتب اعجازآميز بيرون آمد بخوبى مى تواند روح پر عظمت و نيروى فوق العاده ى حضرت زهرا را نشان دهد.

زهرا (عليهاالسلام) از آن زنان كوتاه فكر و بى اطلاعى نبود كه محيط خانه را كوچك شمارد و ميل بلند پروازى كند. زهرا عليهاالسلام محيط خانه را بسيار بزرگ و حساس مى دانست. آن را كارخانه ى بزرگ انسان سازى و دانشگاه مهم تمرينات نظامى و درس فداكارى مى شمرد. مى دانست كه تربيت شدگان اين مدرسه، هر درسى را كه در اينجا بياموزند ، در ميدان بزرگ اجتماع به مرحله ى ظهور و بروز درخواهند آورد. و آنچه را در اينجا تمرين كنند در آينده عمل خواهند كرد، حضرت زهرا از زن بودن احساس حقارت و كوچكى نمى كرد و مقام زن را بسى عالى و شامخ مى دانست و اين لياقت را در خويش مى ديد كه دستگاه آفرينش چنين مسؤوليت سنگين و مهمى را بر دوشش نهاده و چنين پايگاه مهمى را بدو تفويض نموده است.