ضرورت انتخاب یک جهان‌بینی صحیح

ضرورت انتخاب یک جهان‌بینی صحیح

 

دوران نوجوانی و بلوغ دوران بسیار حساس و سرنوشت سازی است، در این دوران گویی زندگی از نو آغاز می‌شود. در این مرحله، نیروی تعقل و تفکر انسان شکوفا می‌گردد و آینده انسان پایه‌گذاری می‌شود و جوان باید در این دوران حساس برای آینده‌اش تصمیم بگیرد و برنامه‌ریزی کند.

از دست دادن چنین فرصت گران‌بهایی، زیان‌های غیر قابل جبرانی به دنبال دارد، زیرا فرصت می‌گذرد و عمر رفته دوباره باز نمی‌گردد.

انسان موجودی عاقل و اندیشمند است و نمی‌تواند همانند حیوانات صرفاً پیرو غرائز و خواسته‌های نفسانی باشد، باید از نیروی عقل استفاده کند و وظیفه خویش را در این جهان مشخص سازد، باید راه انسانیت و نیل به سعادت حقیقی خویش را بیابد و دنبال کند. انسان عاقل و اندیشمند فرصت گران بهای عمر را بیهوده از دست نمی‌دهد بلکه دو چیز را برای خود ضروری‌ترین نیازها می‌شمارد و برای به دست آوردن آنها می‌کوشد: سیستم فکری صحیح و برنامه منسجم و حساب شده.

جوان باید از این فرصت به خوبی استفاده کند، هدف واقعی زندگی را بشناسد و برای آینده خود تصمیم بگیرد، راه سعادت واقعی خود را بیابد و با آگاهی و بصیرت کامل در آن قدم بگذارد و برای رسیدن به مقصد تلاش کند.

اما روشن است که انتخاب برنامه منسجم و حساب شده و راه سعادت، تابعِ عقیده و جهان‌بینی انسان است. هر انسانی بر طبق شناخت و برداشتی که از جهان هستی دارد، هدف زندگی و مسیر خود را تعیین می‌کند و برای آینده‌اش تصمیم می‌گیرد و برنامه‌ریزی می‌کند. هر چه شناخت ما از مسائل اساسی جهان هستی کامل‌تر و صحیح‌تر باشد، بهتر می‌توانیم هدف زندگی را بشناسیم و برای وصول به آن برنامه‌ریزی کنیم. بر عکس اگر شناخت ما از مسائل اساسی جهان هستی (جهان‌بینی) غلط باشد و به عقاید باطلی معتقد باشیم، در انتخاب هدف و راه و برنامه نیز دچار لغزش و خطا خواهیم شد و در وادی‌های هلاکت ابدی سقوط خواهیم کرد.

بنابراین، تحکیمِ پایه‌های عقاید و انتخاب یک جهان‌بینی درست، نخستین ضرورت برای یک انسان اندیشمند است، برای هر انسان خردمندی ضرورت دارد که در نخستین مراحل زندگی- در ایام جوانی- آگاهانه به تحکیم باورهای خویش بپردازد و با استدلال و برهان، پایه‌های عقاید خود را استوار سازد و بدین وسیله خویشتن را از سرگردانی و تحیر و پیمودن راههای غلط رهایی بخشد.

اصولًا تحقیق و کنج‌کاوی در کشف اسرار جهان هستی، برای عقل اندیشه‌گر انسان، امری فطری است. چگونه انسان می‌تواند از این خواست طبیعی و فطری خود صرف‌نظر کند و چراغ عقل خود را خاموش سازد؟

در این صورت امتیازش بر سایر حیوانات چه خواهد بود؟

جهان‌بینی یعنی چه؟

شناخت و تصوری که انسان از جهان هستی دارد «جهان‏بينى» نامیده می‌شود؛ به عبارت دیگر، جهان‌بینی مجموعه مسائل بنیادی و اساسی است که در بُعد اندیشه به این قبیل سؤال‌ها پاسخ می‌دهد:

آیا این جهان خود به خود به وجود آمده است یا ذاتی برتر آن را آفریده و اداره می‌کند؟ اگر آفریدگاری دارد، وجودش چگونه است؟ چه صفاتی دارد؟

هدف از آفرینش انسان و جهان چیست؟ آیا زندگی انسان در این جهان پایان می‌یابد؟ یا این که جهان دیگری- جهان آخرت- هست، که انسان بعد از مرگ به آن جا انتقال می‌یابد تا نتیجه اعمال و رفتار خود را بیابد؟ جهان آخرت، بهشت و دوزخ چگونه است؟ انسان چگونه موجودی است و چه استعدادهایی در وجودش نهاده شده است؟ آیا انسان در این جهان وظیفه و مسئولیتی دارد ...؟

آیا انسان می‌تواند برای تأمین سعادت دنیوی و اخروی خویش برنامه کاملی تنظیم کند؟ یا این که ضرورتاً باید از رهنمودها و برنامه‌های پیامبران- که به وسیله وحی با آفریدگار جهان ارتباط دارند- استفاده نماید؟ پیامبران چه افرادی بوده‌اند و چه ویژگی‌هایی داشته‌اند؟ و ...؟

آیا برای حفظ و نگهداری و اجرای صحیح احکام و قوانین شرع و برای رهبری امت و حفظ نظام اجتماعی و برقرار ساختن عدالت در جامعه و برای تداوم راه انبیا، به شخص آگاه و توانایی که صلاحیت او به وسیله پیامبر و از جانب خدا تأیید شده باشد، نیازی هست؟

پاسخ افراد به این گونه سؤال‌ها یک سان نیست، بلکه هر گروهی طبق عقیده و جهان‌بینی خاص خود جواب‌هایی خواهند داد. مجموعه پاسخ‌های آنها یک نظام فکری را تشکیل می‌دهد که جهان‌بینی نامیده می‌شود.

ایدئولوژی یعنی چه؟[8]

بعد از انتخاب جهان‌بینی نوبت به ایدئولوژی می‌رسد. ایدئولوژی اصطلاحاً به یک برنامه منسجم و هدف دار و یک خط مشی کلی برای زندگی و یک نظام فکری که وظیفه انسان را مشخص و معین می‌سازد، اطلاق می‌شود.

بنابراین اصطلاح، «جهان‏بينى» به منزله زیر بنا و شالوده است و «ايدئولوژى» رو بنا و محصول یعنی انتخاب یک ایدئولوژی توقف دارد بر انتخاب یک جهان‌بینی، در حقیقت جهان‌بینی شناخت یا بینش کلی نسبت به «هستى» می‌باشد؛ لیکن ایدئولوژی شناخت و آشنایی با وظایف و بایدها و

نبایدها و ارزش‌هاست.

پاسخ‌هایی که به این قبیل سؤال‌ها داده می‌شود اصطلاحاً ایدئولوژی نامیده می‌شود:

وظیفه ما در این جهان چیست؟ چه مسئولیتی داریم؟ سعادت و کمال واقعی انسان در چه کارهایی است؟ چه کارهایی خوب و چه کارهایی بد است؟ و ...؟

خیرات بشر در چه چیزهایی است؟ چه کارهایی را باید انجام دهیم و چه کارهایی را باید ترک کنیم؟ ...؟

ضرورت تحقیق و پاسخ‌طلبی

برای همه جوانان کنج‌کاو و دانش‌آموزان و دانش‌جویان حقیقت طلب، چنین سؤال‌هایی مطرح شده و می‌شود و پاسخ شایسته می‌طلبند. جوانی دوران کنج کاوی و تحقیق و پرسش‌گری و هنگامه شکوفاییِ عقل و اندیشه و مرحله تحصیل ایمان و عقیده است، از این رو لازم است در این دوران، شناخت صحیحی از جهان داشته و به تحکیم عقاید خویش بپردازید، بیندیشید و تحقیق کنید و برای هر یک از سؤال‌های مذکور، پاسخ یقین‌آور بیابید.

بنابراین، تهیه یک جهان‌بینی صحیح و قاطع و یک ایدئولوژی روشن و متین از هر چیزی برای شما ضروری‌تر است. چون شما عاقل و اندیشمند هستید و عقل کنج کاو و پژوهش‌گر شما اجازه نمی‌دهد که از کنار این مسائل بنیادی بگذرید، سطحی گذشتن از این مسائل بنیادی، انسان را به دلهره و

اضطراب و زندگی را به پرتگاه مهیب پوچی و سرگردانی می‌کشاند.

اصول جهان‌بینی

به سؤال‌هایی که در بحث جهان‌بینی مطرح شد دوباره بنگرید، می‌توان آن سؤال‌ها و نظایر آنها را به چهار دسته تقسیم کرد:

1. سؤال‌های مربوط به مبدأ هستی و آفریدگار جهان و صفات او، که این بحث «خداشناسى» نامیده می‌شود.

2. سؤال‌های مربوط به آینده انسان و زندگی بعد از مرگ که «معادشناسى» گفته می‌شود.

3. سؤال‌های مربوط به نیاز انسان به یک برنامه منسجم و نیاز به پیامبران و نیاز به رهبری و رهنمودهای آنان که نبوت یا «پيامبرشناسى» نامیده می‌شود.

4. پرسش‌های مربوط به نیاز انسان به رهبران الهی که وجودشان برای اداره عادلانه اجتماع و حفظ و اجرای قوانین آسمانی و هدایت انسان‌ها به سوی خدا ضروری است که این بحث «امام‏شناسى» نام دارد.

5. سؤال‌های مربوط به برنامه‌ها و تکالیف و مسئولیت‌های دینی که توسط پیامبران فرستاده شده است.

 

[8]. ايدئولوژى، واژه‏اى لاتين است كه مركب از:« ايده+/ لوژى» مى‏باشد.« ايده» به معناى فكر، عقيده، تصور است و« لوژى» به معناى شناخت و بررسى نظر مى‏باشد. بنابراين ايدئولوژى يعنى: عقيده‏شناسى، انديشه‏شناسى، بررسى و تحقيق در عقايد. اما اين واژه فعلًا بيشتر در معناى زير استعمال مى‏شود: 1. عقيده و سيستم فكرى كه واقعيت‏هاى خارجى را تبيين مى‏كند؛ كه تقريباً مرادف با جهان‏بينى است. 2. سيستم فكرى كه خط مشى كلى زندگى و وظايف انسان و بايدها و نبايدها و ارزش‏ها را تعيين مى‏كند كه در اين معنا از آثار و نتايج جهان‏بينى به شمار مى‏رود. در اين جا كلمه ايدئولوژى را در معناى دوم به كار برده‏ايم.


امينى، ابراهيم، خداشناسى، 1جلد، بوستان كتاب (انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم) - قم، چاپ: سوم، 1388