جهاز (جهیزیه)

جهاز

 

در بعضی جاها مرسوم است خانواده عروس اسباب و لوازم زندگی را می‌خرند و به همراه عروس به خانه داماد می‌فرستند و جهاز نامیده می‌شود.

داماد شرعاً و قانوناً حق مطالبه جهاز را ندارد و خانواده عروس چیزی بده کار نیستند ولی کار پسندیده‌ای است. خوب است خانواده داماد و عروس برای تشکیل زندگی جدید فرزندانشان به مقدار توان کمک نمایند. و هر یک مقداری از وسایل را تهیه کنند و به عهده یک خانواده نباشد. این کمک‌ها برای عروس و داماد در آغاز زندگی بسیار ارزنده است.

گفتنی است که جهیزیه برای تأمین آسایش و رفع نیاز است نه تجمل و خودنمایی، در این مورد باید امکانات مالی خانواده عروس و داماد رعایت شود. این درست نیست که داماد و خانواده‌اش از خانواده عروس انتظار داشته باشند که به هر طریق ممکن- هر چند با قرض و نسیه و مشقّت فراوان- جهاز مفصلی برای دخترشان تهیه کنند و به خانه داماد بفرستند. این ستم آشکار و کمال بی‌انصافی است؛ مخصوصاً در مورد طبقه کم‌درآمد.

در رسانه‌ها و سخنرانی‌ها و نوشته‌ها در مذمّت مهریه زیاد صحبت می‌شود، ولی از بدیِ توقع جهاز مفصل اصلًا صحبتی در میان نیست. گویا همه پذیرفته‌اند که خانواده عروس به جرم دختردار شدن، باید به هر حال جهاز کاملی برای دخترش فراهم سازد. زن‌ها در همه جا مورد تعدی قرار گرفته‌اند، و توقع جهاز نیز یکی از این موارد است. خوب است در مورد تهیه جهاز به خرید اشیاء و لوازم ضروری زندگی اکتفا شود و از تشریفات و تجملات زاید زندگی و خرید اشیایی که در زندگی کم‌مصرف هستند و جز تنگ کردن جا نتیجه‌ای ندارد جداً خودداری شود. آیا سزاوار است که خانواده عروس از هستی ساقط شوند و با قرض و نسیه و آبروریزی، وسایل غیرضروری را تهیه و به خانه داماد بفرستند که امکان دارد در طول سال یک مرتبه هم از آنها استفاده نشود و اصولًا بدون آن هم می‌توان زندگی کرد؟

چرا داماد باید چشمش به جهاز همسرش باشد و اگر چیزی ناقص بود اسباب ناراحتی او را فراهم سازد؟ آیا بهتر نیست به مقدار موجود اکتفا کند، بلکه از خانواده همسرش قدردانی و تشکر نماید و اگر چیزی را در زندگی کم داشتند تهیه کند.

 

جهاز حضرت زهرا علیها السلام

بانوی نمونه اسلام، حضرت فاطمه زهرا علیها السلام اسوه کاملی برای همه ماست.

خوب است از نحوه ازدواج و نیز مقدار جهیزیه ایشان نیز الگو بگیریم، این مورد را اندکی توضیح می‌دهیم:

در جریان ازدواج حضرت زهرا و حضرت علی علیهما السلام چنین نوشته‌اند: بعد

از خواستگاری و توافق، حضرت رسول صلی الله علیه و آله به حضرت علی علیه السلام فرمود: یا علی برای عروسی چه داری؟ عرض کرد یا رسول اللّه شما از وضع من کاملًا اطلاع دارید، تمام ثروت من یک شمشیر است و یک زره و یک شتر.

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: تو مرد جنگ و جهادی، بدون شمشیر نمی‌توانی در راه خدا جهاد کنی، پس شمشیر از ضروریات زندگی توست. بدون شتر نمی‌توانی زندگی کنی چون با آن کار می‌کنی و مخارج خود و خانواده‌ات را فراهم می‌سازی، در مسافرت‌ها هم از آن استفاده می‌کنی. تنها چیزی که می‌توانی از آن صرف نظر کنی زره است. من هم به تو سخت‌گیری نمی‌کنم و برای مهر زهرا به همین مقدار اکتفا می‌نمایم، خطبه عقد به همین مهر خوانده شد.

یک روز رسول خدا به حضرت علی علیهما السلام فرمود: یا علی زره را بفروش و پولش را حاضر کن، تا برای شما جهاز و اسباب خانه تهیه کنم.

حضرت علی علیه السلام زره را به بازار برد و به مبلغ حدود چهارصد تا پانصد درهم فروخت و پولش را خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله تقدیم نمود. رسول خدا مقداری از پول‌ها را به سه نفر از اصحاب داد و فرمود: برای دخترم زهرا اسباب و لوازم زندگی بخرید، مقداری از آن را به اسماء داد و فرمود: برای زهرا عطر و بوی خوش تهیه کن، بقیه آن را هم به ام سلمه سپرد. اسباب و لوازمی که برای زهرا خریداری شد عبارت بود از:

1. یک پیراهن سفید.

2. یک روسری بزرگ.

3. یک حله سیاه خیبری.

4. دو عدد تشک کتانی.

5. یک تخت خواب که از پوست خرما بافته شده بود.

6. چهار عدد بالش.

7. یک قطعه حصیر هجری.

8. یک عدد آسیای دستی.

9. یک کاسه مسی.

10. یک مشک چرمی.

11. یک تشتِ لباس شویی.

12. یک عدد کاسه برای شیر.

13. یک ظرف آب خوری.

14. یک پرده پشمی.

15. یک آفتابه.

16. یک سبوی گلی.

17. یک عدد پوست برای فرش.

18. دو کوزه سفالین.

19. یک عبا.

اینها مجموع جهازی بود که حضرت رسول صلی الله علیه و آله برای دخترش زهرا تهیه کرد. در این داستان سه نکته مهم قابل توجه است:

1. این که رسول خدا در مورد تعیین مهر با کمال صفا و صمیمیت و خیراندیشی با دامادش برخورد نمود. شتر و شمشیر را چون برای آن جناب ضروری دانست باقی گذاشت و زره تنها را به عنوان مهر قبول کرد.

2. جهاز حضرت زهرا را از همین مهر تهیه کرد.

3. در خرید جهاز با کمال سادگی رفتار نمود و اقلامی را که بر شمردیم خریداری کرد.

پیغمبر اکرم می‌توانست به هر طور که شده گر چه با قرض کردن، جهاز آبرومندی، مطابق معمول روز برای یگانه دختر عزیزش تهیه کند و بگوید:

من پیغمبر خدا هستم و دامادم نیز دومین شخصیت اسلام است، باید مراعات شئون خودم را بکنم و برای دختر و دامادم جهاز آبرومندی تهیه کنم. اما پیغمبر اسلام مفاسدِ این کار را می‌دانست و خبر داشت که اگر مسلمین به این بلیه گرفتار شوند با صدها مشکل اجتماعی و انفرادی مواجه خواهند شد. به همین جهت ازدواج دخترش زهرا و داماداش حضرت علی را با این سادگی انجام داد تا برای مسلمین سرمشق باشد. باز هم تکرار می‌کنم: این نکته بسیار مهمی است. کاش مسلمین از عمل رسول خدا درس می‌گرفتند و این قدر اسباب گرفتاری و دردسر خود را فراهم نمی‌ساختند.

 

* امينى، ابراهيم، جوان و همسر گزينى، 1جلد، بوستان كتاب (انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم) - قم، چاپ: پنجم، 1390